فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 22،21

آیه
أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَاباً مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ
بَلْ قَالُواْ إِنَّا وَجَدْنَآ آبَآءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ
ترجمه
آیا پیش از این به آنان کتابی دادیم که ایشان به آن تمسک می جویند.
(چنین نیست) بلکه گویند: ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و با پیروی ازآنان هدایت یافته ایم.
پیام ها
1- شرک و خرافه نه پایگاه عقلی دارد، «مالهم بذلک من علم» و نه از کتب آسمانی تکیه گاه نقلی. «ام آتیناهم کتابا»
2- ریشه ی شرک و خرافه، تقلید کورکورانه است. «انّا وجدنا آبائنا علی امّة»
3- پیروی از آداب و رسوم و عقاید نیاکان اگر مستند به عقل و کتاب آسمانی نباشد محکوم است. «انّا وجدنا آبائنا علی امّة»
4- گذشتگان و نیاکان که سنّت های غلط را پایه گذاری کرده اند، مسئول نسل های بعد نیز هستند. «انّا علی آثارهم مهتدون»
5 - گسترش آداب و رسوم ملی، گاهی انسان بی منطق را به صورت انسانی هدایت یافته نشان می دهد. «انّا علی آثارهم مهتدون»
6- ملّی گرایی، تقلید کورکورانه و تعصّب جاهلی را گسترش می دهد. «انّا علی آثارهم مهتدون»

سوره 43. زخرف آیه 23

آیه
وَکَذَ لِکَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآإِنَّا وَجَدْنَآ آبَآءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ
ترجمه
و بدین گونه ما در هیچ شهر و دیاری پیش از تو هشدار دهنده ای نفرستادیم مگر آنکه ثروتمندان مغرورشان گفتند: ما پدران خود را برآیینی یافتیم و از آثار آنان پیروی می کنیم.
نکته ها
«مترف» از «ترفه» به معنای نعمت فراوان است و به کسی گویند که نعمت ها او را مغرور و سرمست کرده باشد.
در آیه قبل خواندیم که عوام مردم گمان می کنند که راه و روش نیاکان درست است و برای رسیدن به هدایت، از آنها پیروی می کنند. «علی آثارهم مهتدون» امّا این آیه می فرماید: برای مترفین، رفاه و ثروت مطرح است، نه رسیدن به هدایت و لذا پیروی از آداب و رسوم نیاکان برای هدایت نیست. «علی آثارهم مقتدون»
در قرآن هرگز کلمه «بعدک» برای پیامبر اسلام به کار نرفته بلکه «قبلک» بکار رفته و این نشانه آنست که پیامبر اسلام آخرین فرستاده الهی است.
پیام ها
1- تکیه بر روش نیاکان، سنّت منحرفان تاریخ بوده است. «و کذلک»
2- انبیا، مخالفانی از طبقه مرفه داشته اند که بهانه های همگون و مشابهی می گرفتند. «ما ارسلنا من قبلک... الاّ قال مترفوها»
3- توجّه به مشکلات پیشینیان سبب آرامش انسان می شود. «ما ارسلنا من قبلک...»
4- مهم ترین نقش انبیا هشدار است. «من نذیر»
5 - سرمستی از ثروت و رفاه هم موجب طغیان است و هم زمینه ی تقلید و تعصّب های نابجا. «قال مترفوها انا وجدنا آبائنا... علی آثارهم مقتدون»
6- افکار پیشینیان قابل بازنگری و بررسی است و اقتدای مطلق و بی چون و چرا به آنان، معنا ندارد. «انّا علی آثارهم مقتدون»

سوره 43. زخرف آیه 25،24

آیه
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُم بِأَهْدَی مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَآءَکُمْ قَالُواْ إِنَّا بِمَآأُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ
ترجمه
(پیامبرشان) گفت: آیا اگر آئینی هدایت بخش تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید برایتان بیاورم (حاضرید دست از راه نیاکان بردارید) گفتند: ما به آنچه بدان فرستاده شده اید کافریم.
پس ما از آنان انتقام گرفتیم و بنگر که فرجام تکذیب کنندگان چگونه است.
پیام ها
1- در نهی از منکر ابتدا باید معروف بهتری را عرضه کرد و سپس تقاضای ترک منکر را نمود. «جئتکم بأهدی»
2- یکی از راههای معرّفی مکتب، مقایسه میان تعالیم مکاتب است. «جئتکم بأهدی» (انبیا در دعوت خود عقل و خرد را مطرح می کردند و مخالفان تقلید و قومیّت گرایی را)
3- هدایت برتر ملاک انتخاب است، نه چیز دیگر. «جئتکم بأهدی»
4- با اینکه می دانیم در بت پرستی هدایتی نیست تا دعوت به توحید هدایت برتر باشد، امّا جدال نیکو اقتضا می کند که برای دعوت به حقّ با مخالفان مماشات کرد. «بأهدی مما وجدتم»
5 - لجاجت که آمد، قدرت تشخیص برتر را می گیرد. «اهدی مما وجدتم...کافرون»
6- تحجّر و تعصّب، سبب نادیده گرفتن حقایق است. «بما ارسلتم به کافرون»
7- پایان کفر و لجاجت نابودی است. «فانتقمنا منهم»
8 - کیفر الهی، پس از اتمام حجّت است. «جئتکم بأهدی... انا... کافرون فانتقمنا»
9- انتقام و خشونت در جای خود با رحمت و رأفت الهی منافاتی ندارد. «فانتقمنا منهم»
10- از حوادث تلخ تاریخ عبرت بگیریم. «فانظر... عاقبة المکذّبین»
11- پایان کار ملاک است، نه جلوه های زودگذر. «عاقبة المکذّبین»