فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 12،11

آیه
وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتاً کَذَ لِکَ تُخْرَجُونَ
وَالَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْفُلْکِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ
ترجمه
و آن کس که از آسمان به اندازه ای معیّن، آبی فرو فرستاد، پس به واسطه ی آن، سرزمین مرده را زنده کردیم، شما نیز این گونه (از قبرها)خارج می شوید.
و همان کسی که همه ی جفت ها را آفرید و برای شما کشتی ها و چهارپایان قرار داد که بر آنها سوار شوید.
نکته ها
در آیه ی قبل سخن از توحید بود، در این آیه اشاره ای به معاد شده است.
کلمه «قدر» یا به معنای اندازه است، یا به معنای تقدیر و برنامه. یعنی باران را به اندازه معیّن فرستاد یا باران را طبق برنامه فرستاد.**تفسیر راهنما.***
ظاهراً مراد از «الازواج»، گیاهان است. زیرا این کلمه پس از نزول باران و حیات زمین مطرح شده است و بر اساس آیات دیگر قرآن، قانون زوجیّت در آنها برقرار است. «ازواجاً من نبات شتّی»**طه، 53.***
در آیات قبل، سخن از راه بود و در این آیات، سخن از وسیله ی سیر و سفر در خشکی و دریا. چهارپایانی چون اسب و استر و شتر یا کشتی های کوچک و بزرگ.
پیام ها
1- تمام قطرات باران، حساب و کتاب دارد. «نزّل من السماء ماء بقدر»
2- به اندازه باریدن باران، نعمتی بس بزرگ است. «بقدر»
3- خداوند کارها را به وسیله ی اسبابی که خود آفریده انجام می دهد. (باران را سبب حیات زمین قرار داده است) «فانشرنا به بلدة میتا»
4- آب سرچشمه حیات است. «انشرنا به بلدة میتا»
5 - فصل بهار و رویش گیاهان نمونه ای از رستاخیز است. «کذلک تخرجون»
6- زنده شدن انسان ها در قیامت اجباری است. «تُخرجون»
7- زوجیّت مخصوص انسان یا حیوان نیست. «خلق الازواج کلها»
8 - صنعت انسان با الهام الهی و با استفاده از قوانینی است که او در آفرینش، به ودیعه گذارده است. «جعل لکم من الفلک»
9- چه مرکب های طبیعی چون حیوانات و چه مرکب های صنعتی همچون کشتی ها، هر دو از نعمت های الهی هستند. «جعل لکم... ما ترکبون»

سوره 43. زخرف آیه 14،13

آیه
لِتَسْتَوُاْ عَلَی ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُواْ نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُواْ سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ
وَإِنَّآ إِلَی رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ
ترجمه
تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آن استقرار یافتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید منزّه است آن که این مرکب را برای ما رام کرد و ما بر آن توانا نبودیم.
و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت.
پیام ها
1- بهره گیری از نعمت ها باید همراه یاد خدا و تشکّر از او باشد (نه سبب غرور و غفلت). «لتستوا... ثمّ تذکّروا»
2- نعمت ها و تناسب آنها با نیازها، جلوه ای از ربوبیّت الهی است. «نعمة ربّکم»
3- راه شکر را از خدا بیاموزیم. «تذکّروا نعمة ربّکم... و تقولوا...»
4- تسبیح الهی نمونه حمد و ذکر الهی است. «تذکّروا نعمة ربّکم... سبحان الّذی»
5 - رام بودن زمین و مرکب حیوانی برای انسان، از نعمت های بزرگ الهی است. «سخر لنا هذا»
6- اگر خداوند حیوانات را رام نمی ساخت، انسان ز بهره گیری آن عاجز بود. «ما کنّا له مقرنین»
7- اعتراف به عجز، خود نمونه ای از شکر است. «و ماکنا له مقرنین»
8 - به هنگام سوار شدن بر مرکب برای سفر، خدا را سپاس گوییم و به یاد سفر نهایی باشیم. «تذکّروا نعمة ربّکم اذا استویتم علیه و تقولوا... انا الی ربّنا منقلبون»

سوره 43. زخرف آیه 15-17

آیه
وَجَعَلُواْ لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَکَفُورٌ مُّبِینٌ
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا یَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاکُم بِالْبَنِینَ
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجَْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظِیمٌ
ترجمه
(مشرکان گفتند: ملائکه دختران خدایند) و برای او از بندگانش جزئی قرار دادند. همانا انسان، کفران پیشه آشکار است.
آیا از آنچه می آفریند دخترانی برگرفته و برای شما پسران را برگزیده است.
در حالی که هرگاه یکی از آن مشرکان را به آنچه برای خداوند رحمن پسندیده است مژده دهند چهره اش سیاه گردد و اندوه خود را فرو برد.
نکته ها
مراد از «عباده» فرشتگان است که مشرکان آنها را از جنس دختر می دانستند و مراد از «جزءاً» آن است که مشرکان، فرشتگان را همچون فرزند، جزئی از خدا می پنداشتند.
پیام ها
1- نقل عقاید خرافی اگر همراه با پاسخ باشد مانعی ندارد. «جعلوا له...»
2- شریک دانستن مخلوق در کارهای خالق، ناسپاسی آشکار است. «جعلوا له... لکفور مبین»
3- در گفتگوها می توان بر اساس عقاید خود مردم، با آنان جدال کرد. «ام اتّخذ...»
4- دختر پنداشتن فرشتگان که معمولاً در نقاشی ها و تصاویر نیز دیده می شود، نوعی خرافه ی شرک آلود است. «ام اتّخذ مما یخلق بنات»
5 - چه زشت است که انسان، دختر را برای خود ننگ بداند ولی فرزندان خدا را دختر بشمارد. «ضرب للرحمن مثلاً»
6- آنان که به واسطه ی شنیدن تولد فرزند دختر، اندوهگین می شوند و گمان دارند که پسر برتر از دختر است، دچار خرافه ای شرک آلودند. «اذا بشّر احدهم... وجهه مسودّاً و هو کظیم»
7- حالات روانی انسان، در جسم او اثر می گذارد. «ظلّ وجهه مسودّاً»