فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 10،9

آیه
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ
الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
ترجمه
و اگر از آنان سؤال کنی چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید؟ قطعاً خواهند گفت: آنها را (خداوند) قادر دانا آفریده است.
همان که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و در آن برای شما راه هایی قرار داد تا شاید راه یابید.
نکته ها
مشرکان آفریدگار را خدا می دانستند ولی در پرستش، بت ها را می پرستیدند.
اگر قطعات زمین توسط کوه های بلند و درّه های عمیق از هم جدا شده بود زندگی انسان فلج می شد. لذا امکان برقراری راههای ارتباطی در زمین، یکی از نعمت های الهی است.
پیام ها
1- تحقیر و استهزای کفّار مانع دعوت آنان به حقّ نیست. «یستهزؤن - لئن سئلتهم»
2- گرچه غرور و جهل و تقلید نیاکان بر فکر انسان سایه می اندازد ولی فطرت با تمام وجود، علم و قدرت خدا را درک می کند. «لیقولن... العزیز الحکیم»
3- برای شکوفا کردن فطرت خداشناسی، نعمت ها را به یاد بیاوریم. «لیقولن... الّذی جعل لکم»
4- زمین به خودی خود قابل سکونت نبود، خداوند آن را برای انسان مهار و آماده کرد. «جعل لکم الارض مهداً»
5 - هدف از آفریده ها بهره گیری انسان است. «جعل لکم... جعل لکم»
6- وجود راه، یکی از نعمت های بزرگ الهی است. «جعل لکم سبلاً»
7- اگر گردش گری بر اساس غفلت باشد، نه عبرت، رشد معنوی در آن نخواهد بود. «جعل لکم فیها سبلاً لعلّکم تهتدون»
8 - سیر و سفر و مشاهده بخش هایی از زمین یکی از وسایل هدایت است. «سبلاً لعلّکم تهتدون»

سوره 43. زخرف آیه 12،11

آیه
وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتاً کَذَ لِکَ تُخْرَجُونَ
وَالَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْفُلْکِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ
ترجمه
و آن کس که از آسمان به اندازه ای معیّن، آبی فرو فرستاد، پس به واسطه ی آن، سرزمین مرده را زنده کردیم، شما نیز این گونه (از قبرها)خارج می شوید.
و همان کسی که همه ی جفت ها را آفرید و برای شما کشتی ها و چهارپایان قرار داد که بر آنها سوار شوید.
نکته ها
در آیه ی قبل سخن از توحید بود، در این آیه اشاره ای به معاد شده است.
کلمه «قدر» یا به معنای اندازه است، یا به معنای تقدیر و برنامه. یعنی باران را به اندازه معیّن فرستاد یا باران را طبق برنامه فرستاد.**تفسیر راهنما.***
ظاهراً مراد از «الازواج»، گیاهان است. زیرا این کلمه پس از نزول باران و حیات زمین مطرح شده است و بر اساس آیات دیگر قرآن، قانون زوجیّت در آنها برقرار است. «ازواجاً من نبات شتّی»**طه، 53.***
در آیات قبل، سخن از راه بود و در این آیات، سخن از وسیله ی سیر و سفر در خشکی و دریا. چهارپایانی چون اسب و استر و شتر یا کشتی های کوچک و بزرگ.
پیام ها
1- تمام قطرات باران، حساب و کتاب دارد. «نزّل من السماء ماء بقدر»
2- به اندازه باریدن باران، نعمتی بس بزرگ است. «بقدر»
3- خداوند کارها را به وسیله ی اسبابی که خود آفریده انجام می دهد. (باران را سبب حیات زمین قرار داده است) «فانشرنا به بلدة میتا»
4- آب سرچشمه حیات است. «انشرنا به بلدة میتا»
5 - فصل بهار و رویش گیاهان نمونه ای از رستاخیز است. «کذلک تخرجون»
6- زنده شدن انسان ها در قیامت اجباری است. «تُخرجون»
7- زوجیّت مخصوص انسان یا حیوان نیست. «خلق الازواج کلها»
8 - صنعت انسان با الهام الهی و با استفاده از قوانینی است که او در آفرینش، به ودیعه گذارده است. «جعل لکم من الفلک»
9- چه مرکب های طبیعی چون حیوانات و چه مرکب های صنعتی همچون کشتی ها، هر دو از نعمت های الهی هستند. «جعل لکم... ما ترکبون»

سوره 43. زخرف آیه 14،13

آیه
لِتَسْتَوُاْ عَلَی ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُواْ نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُواْ سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ
وَإِنَّآ إِلَی رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ
ترجمه
تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آن استقرار یافتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید منزّه است آن که این مرکب را برای ما رام کرد و ما بر آن توانا نبودیم.
و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت.
پیام ها
1- بهره گیری از نعمت ها باید همراه یاد خدا و تشکّر از او باشد (نه سبب غرور و غفلت). «لتستوا... ثمّ تذکّروا»
2- نعمت ها و تناسب آنها با نیازها، جلوه ای از ربوبیّت الهی است. «نعمة ربّکم»
3- راه شکر را از خدا بیاموزیم. «تذکّروا نعمة ربّکم... و تقولوا...»
4- تسبیح الهی نمونه حمد و ذکر الهی است. «تذکّروا نعمة ربّکم... سبحان الّذی»
5 - رام بودن زمین و مرکب حیوانی برای انسان، از نعمت های بزرگ الهی است. «سخر لنا هذا»
6- اگر خداوند حیوانات را رام نمی ساخت، انسان ز بهره گیری آن عاجز بود. «ما کنّا له مقرنین»
7- اعتراف به عجز، خود نمونه ای از شکر است. «و ماکنا له مقرنین»
8 - به هنگام سوار شدن بر مرکب برای سفر، خدا را سپاس گوییم و به یاد سفر نهایی باشیم. «تذکّروا نعمة ربّکم اذا استویتم علیه و تقولوا... انا الی ربّنا منقلبون»