تفسیر سوره زخرف

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 1-4

آیه
حم
وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
وَإِنَّهُ فِی أُمِ ّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ
ترجمه
حا، میم.
به کتاب روشنگر سوگند.
همانا ما آن را قرآنی عربیّ قرار دادیم باشد که در آن تعقّل کنید.
و همانا آن در امّ الکتاب (لوح محفوظ) است که نزد ما بلند مرتبه و حکمت آمیز و استوار است.
نکته ها
ویژگی های قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی، آن است که:
روشن و روشنگر است. «مبین»
از سرچشمه علم الهی است. «فی امّ الکتاب»
جایگاه معنوی دارد. «لدینا»
لفظ و محتوای آن بلند مرتبه و بلند پایه است. «علّی»
محتوای آن حکمت آمیز و استوار است. «حکیم»
کلمه ی «قرآن» از ریشه ی «قرأ» به معنای کتاب خواندنی است.
کلمه ی «عربیّ» از «عرب» به معنای واضح و آشکار است. زبان عربی، یعنی زبانِ گویا و بدونِ ابهام.
پیام ها
1- میان حروف مقطّعه و نزول قرآن رابطه است. این کتاب از همین حروفِ الفبا تألیف یافته است. «حم والکتاب»
2- قرآن، مقدّس و قابل سوگند است. «الکتاب»
3- سوگند به غیر خداوند نیز جایز است. «والکتاب»
4- گرچه بعضی از آیات قرآن متشابه است، ولی بیشتر آیات آن شفّاف، روشن قابل فهم است. «الکتاب المبین»
5 - قرآن، بر عربی بودن زبان خود تأکید دارد. «قرآناً عربیّاً»
6- انتخاب راه خدا، باید از طریق تعقّل باشد نه تعبّد. «قرآنا عربیّاً... تعقلون»
7- وظیفه ما تبلیغ دین است گرچه در اثر پذیری مردم تردید است. «قرآنا عربیّاً لعلّکم تعقلون»
8 - همه ی کتب آسمانی به یک کتاب واحد که مادر همه ی کتاب هاست باز می گردد. «انه فی امّ الکتاب»
9- حقیقت قرآن در لوح محفوظ و نزد خداوند است. «فی امّ الکتاب لدینا»
10- هر کس اهل تعقّل باشد، حتماً از قرآن بهره مند خواهد شد. «لعلکم تعقلون»
11- دست بشر به همه معارف بلند قرآن نخواهد رسید. «لَعلیٌّ»
12- گذشت زمان و پیشرفت علوم بشری، از استحکام قرآن نمی کاهد. «حکیم»
توضیحات

سیمای سوره زخرف

این سوره هشتاد و نه آیه دارد و به جز آیه ی 45، بقیه آیات آن در مکّه نازل شده است.
نام این سوره از آیه 35 گرفته شده که در آن کلمه «زُخرُف» بکار رفته است. زخرف به معنای طلا و نقره و زینت می باشد.
عمده مطالب این سوره درباره ی قرآن و نبوّت، عکس العمل مخالفان انبیا، دلایل توحید و مبارزه با شرک و بیان بخشی از تاریخ انبیا و صحنه های معاد است.
نکته جالب توجّه آنکه هفت سوره پی در پی قرآن با حروف مقطعه «حم» آغاز می شود. سوره های غافر، فصّلت، شوری ، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف که حوامیم سبعه یا سوره های آل حم گفته می شوند.

سوره 43. زخرف آیه 5-8

آیه
أَفَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَن کُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِینَ
وَکَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِیٍ ّ فِی الْأَوَّلِینَ
وَمَا یَأْتِیهِم مِّن نَّبِیٍ ّ إِلَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِءُونَ
فَأَهْلَکْنَآ أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشاً وَمَضَی مَثَلُ الْأَوَّلِینَ
ترجمه
آیا به خاطر آنکه شما گروهی اسرافکارید ما ذکر (قرآن) را از شما بازگردانیم.
و چه بسیار پیامبری که در میان پیشینیان فرستادیم.
و هیچ پیامبری به سراغشان نمی آمد مگر آنکه او را مسخره می کردند.
پس ما کسانی را که از نظر قدرت سخت تر از این اسرافکاران بودند هلاک کردیم و سرنوشت پیشینیان تکرار شد.
نکته ها
«صفح» به معنای روی گرداندن است و «بطش» به معنای گرفتن همراه با قدرت و شدّت.
در فرهنگ قرآن، اسراف به هر کاری که موجب به هدر رفتن نعمت های الهی گردد گفته می شود. لذا در این آیات، افراد بی اعتنا به کتاب آسمانی، مسرف خوانده شده اند.
پیام ها
1- وجود چند مزاحم نباید مانع ارائه خیر شود. «أفنضرب عنکم الذکر...»
2- قرآن وسیله ی بیداری است. «الذکر»
3- بی اعتنایی به تذکّرات الهی، نمونه ای از اسراف است. «کنتم قوماً مسرفین»
4- فرستادن انبیا یکی از سنّت های الهی است. «کم ارسلنا... فی الاولین»
5 - همه انبیا گرفتار استهزای مخالفان بودند و هر پیامبری، باید از وضع پیامبران قبلی آگاه باشد تا به خاطر استهزای گروهی دست از کار خود برندارند. «ما یأتیهم من نبیّ الا کانوا به یستهزؤن»
6- انبیا به سراغ مردم می رفتند. «یأتیهم»
7- آشنایی با مشکلات دیگران سبب تسلّی دل و نوعی آمادگی روحی است. «ما یأتیهم... الا... یستهزؤن»
8 - استهزا، شیوه ی دائمی مخالفان انبیا بوده است. «کانوا به یستهزؤن»
9- ابتدا اتمام حجّت، سپس مجازاتِ معاندان. «یأتیهم من نبی... اهلکنا...»
10- استهزای مردان خدا، سبب هلاکت و نابودی است. «یستهزؤن فاهلکنا»
11- از افراد لایقی که برای مأموریّتی اعزام می کنید، حمایت کنید. «یستهزؤن - اهلکنا»
12- هیبت ابرقدرت ها را بشکنید. «اهلکنا اشد منهم بطشا»
13- قدرت مردم مانع قهر الهی نیست. «اهلکنا اشد منهم بطشاً»
14- تاریخ و حوادث آن قانونمند و دارای سنّت و اصول مخصوص به خود است. «مضی مثل الاولین»