فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 10(دوره 10 جلدی)

حاج شیخ محسن قرائتی

سیماى سوره ضحى

این سوره یازده آیه دارد و در مكّه نازل شده است.
نام سوره، برگرفته از آیه اول است كه با سوگند به هنگام بالا آمدن روز آغاز مى شود.
از آنجا كه مخالفان، به خاطر قطع نزول وحى به مدّت پانزده روز، به آن حضرت نیش زبان مى زدند، لذا این سوره در مقام دلدارى به پیامبر است و حمایت هاى خداوند از آن حضرت را، از هنگام یتیمى تا رسیدن به رسالت بیان مى دارد.
و آنگاه از پیامبر مى خواهد تا او نیز با یتیمان و محرومان برخوردى خدایى داشته و با زبان و عمل، نعمت هاى الهى را آشكار ساخته و سپاس گزار آنها باشد.

سوره 93. ضحی آیه 6-11

آیه
أَلَمْ یَجِدْكَ یَتِیماً فََاوَى
وَوَجَدَكَ ضَآلّاً فَهَدَى
وَ وَجَدَكَ عَآئِلاً فَأَغْنَى
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ
وَأَمَّا السَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ
وَأَمَّا بِنَعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
ترجمه
آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد و سامانت بخشید.
و تو را سرگشته یافت، پس هدایت كرد.
و تو را تهى دست یافت و بى نیاز كرد.
(حال كه چنین است) پس بر یتیم قهر و تندى مكن.
و سائل را از خود مران.
و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو كن.
نکته ها
مراد از «آخرت» در آیه «و للاخرة خیر لك من الاولى» یا روز قیامت است و یا عاقبت كار پیامبر در همین دنیا.
قبل از تولد پیامبرصلى الله علیه وآله، پدرش عبداللّه از دنیا رفت. در كودكى مادرش را از دست داد و هشت ساله بود كه جدش عبدالمطلب از دنیا رفت و از این رو از درد یتیمان خبر داشت.
قرآن مى فرماید: «ما ضلّ صاحبكم و ما غوى »** نجم، 2.*** یعنى پیامبر شما حتّى براى یك لحظه گمراه نبوده است. پس مراد از «وجدك ضالاً فهدى» آن است كه اگر هدایت الهى نبود، راه به جایى نمى بردى.
چنانكه در سوره شورى آیه 52 مى فرماید: «ما كنت تَدرى ما الكتاب و لا الایمان ولكن جعلناه نورا نهدى به» اگر لطف ما نبود تو خبرى از كتاب و ایمان نداشتى.
و در سوره یوسف آیه 3 نیز مى فرماید: «اوحینا الیك هذا القرآن و ان كنت من قبله لمن الغافلین» تو قبل از نزول قرآن از بى خبران بودى.
كلمه «ضالّ» هم به معناى گمراه است و هم به معناى گمشده، نظیر «الحكمة ضالة المؤمن»** نهج البلاغه، حكمت 80.***حكمت گمشده مؤمن است.
آرى پیامبر قبل از نزول وحى متحیّر بود و با نور وحى با دستورات و وظیفه الهى خود آشنا مى شد.
«عائل» به فقیر گفته مى شود و «قهر»، غلبه توأم با تحقیر است. «نهر» راندن همراه با خشونت است. عنوان نهر آب نیز به خاطر حركت تند آب است.
اگر نیازهاى یتیم تأمین نشود مفاسد اخلاقى و اجتماعى فراوانى جامعه را تهدید مى كند و كمبود محبت ممكن است یتیم را به صورت فردى سنگدل و عقده اى درآورد.
در حدیث مى خوانیم: امیدواركننده ترین آیات قرآن، آیه «و لسوف یعطیك ربّك فترضى » مى باشد كه مراد شفاعت است.**شواهد التنزیل، ج 2، ص 446.***
رضاى پیامبر در دنیا و آخرت، مورد نظر خداست. چنانكه در دنیا قبله را براى رضاى او تغییر داد تا یهودیان بر او منت ننهند كه رو به بیت المقدّس كه قبله ماست نماز مى گزارى. «فلنولینك قبلةً ترضاها» و در آخرت، مقام شفاعت به او مى دهد تا راضى شود. «و لسوف یعطیك ربّك فترضى»(87)
امام باقر علیه السلام دوبار سوگند یاد فرمودند كه مراد از آن عطاى مخصوص كه خداوند به پیامبرش عطا خواهد كرد، شفاعت است. «واللّه الشفاعة واللّه الشفاعة»**بحار، ج 8، ص 57.*** و امام صادق علیه السلام فرمود: رضایت جدم به این است كه موحدى در آتش باقى نماند.** تفسیر صافى.***
امام صادق علیه السلام در ذیل آیه «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» فرمودند: «حدّث بما اعطاك اللّه و فضّلك و رزقك و احسن الیك و هداك»** تفاسیر مجمع البیان و نمونه.*** آنچه از عطاها، برترى ها، رزق ها، احسان ها و هدایت هاى اوست بازگو كن.
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: «التحدّث بنعمة اللّه شكر و تركه كفر»**وسائل، ج 8، ص 40.***كسى كه آثار نعمت هاى الهى در زندگى او دیده نشود، دشمن خدا و مخالف نعمتهاى اوست.
پیام ها
1- خداوند پیامبرش را از هرگونه قهر و غضب در دنیا و آخرت بیمه كرده است. «وللاخرة خیر لك...»
2- نعمت هاى آخرت، زوال و رنج و نقص نعمت هاى دنیوى را ندارد. «وللاخرة خیر لك من الاولى»
3- در برابر قطع موقت وحى، خداوند وعده چشمگیر به پیامبرش مى دهد. «ولسوف یعطیك ربُّك»
4- مالكیّت تمام دنیا هم مردان خدا را راضى نمى كند، پس تحقیق وعده خداوند، در جهان دیگرى است. «لسوف یعطیك ربّك فترضى»
5 - جلب رضاى پیامبر، مورد توجه خداست. «فترضى »
6- رهبر باید درد آشنا باشد تا درد دیگران را لمس كند. «الم یجدك یتیماً، عائلاً»
7- یتیمى، مانع رسیدن به كمال نیست. «الم یجدك»
8 - منت گذارى انسان بر انسان زشت است، ولى منت خدا بر انسان یك ارزش است. «الم یجدك یتیماً فاوى...»
9- یاد نعمتهاى الهى، روحیه تشكر از خدا و خدمت به دیگران را در انسان زنده مى كند. «الم یجدك یتیماً فاوى... فاما الیتیم فلا تقهر»
10- در هنگام قدرت، از زمان ضعف خود یاد كنید. «الم یجدك یتیماً »
11- الطاف الهى با واسطه است. «آوى » (مَأوى دادن و غنى كردن خداوند از طریق حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه بود).
12- پناه دادن به یتیم و غنى كردن فقیر، كارى الهى است. «فاوى - فاغنى »
13- اگر گذشته تلخ خود را یاد كنید، محرومان را منع و طرد نمى كنید. «فاما الیتیم فلا تقهر»
14- رسیدگى به یتیم، به دلیل شرایط سنى و روحى او در اولویّت است. «فلا تقهر - فلا تنهر»
15- نعمتها را از خدا بدانید و به آن مغرور نشوید. «نعمة ربّك»
16- بازگو كردن نعمت یك نوع شكرگزارى است. «فحدّث»
17- لطف گذشته خداوند، عامل امید به آینده است. (خدایى كه در گذشته، یتیمى و فقیرى و تحیر تو را برطرف كرد، آینده و آخرت تو را بهتر قرار مى دهد.) «وللاخرة خیر لك... الم یجدك...»
18- خدا زیاد مى بخشد ولى كم مى خواهد، فقیر را غنى مى كند ولى از ما نمى خواهد فقیر را غنى كنیم، فقط مى فرماید: فقیر را طرد نكنید. «و امّا السائل فلا تنهر» یتیم را مأوى مى دهد ولى از ما در این حد مى خواهد كه بر یتیم سلطه نیفكنیم. «و امّا الیتیم فلا تقهر»
19- خداوند، سؤال نكرده عطا مى كند، پس ما لااقل بعد از سؤال و درخواست، به دیگران كمك كنیم. «ووجدك عائلا فاغنى... و امّا السائل فلا تنهر»
20- نعمت ها را محصولِ علم و تخصص و زرنگى خود ندانید، بلكه لطف او بدانید «بنعمة ربّك...»
21- یاد نعمت ها انسان را از یأس و خودباختگى نجات داده و مقاومت او را در برابر حوادث زیاد مى كند. «بنعمة ربّك فحدّث»
22- مهمتر از غذا و لباس براى یتیمان، محبت است. «امّا الیتیم فلا تقهر»
23- اگر بیمارى و فقر و سختى براى انسان رخ دهد، یاد سایر نعمت ها براى او مرهمى است. «و امّا بنعمة ربّك فحدّث»
24- نعمت هاى الهى باید در مسیر رشد و تربیت انسان باشد نه غفلت او. «نعمة ربّك»

سوره 94. شرح آیه 1-8

آیه
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ
الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَكَ
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَب
ترجمه
(اى پیامبر!) آیا به تو شرح صدر عطا نكردیم؟
و بار سنگین ات را از (دوش) تو برنداشتیم؟
آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود.
و نام تو را بلند (آوازه) گردانیدیم.
پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است.
آرى، با هر دشوارى آسانى است.
پس هر وقت (از كارى) فراغت یافتى (براى كار جدید) خود را به تعب انداز.
و با رغبت و اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور.
نکته ها
در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: «ما ودّعك ربّك» در این سوره مى فرماید: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگ ترین الطاف و سرمایه ها را كه شرح صدر است به تو داده است: «ألم نشرح لك صدرك»
«شرح صدر» به معناى گشایش سینه و بالا رفتن ظرفیّت انسان است تا بتواند ناملایمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختى ها صبر و پایدارى ورزد.
هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزید، اولین خواسته او سعه صدر بود كه گفت: «ربّ اشرح لى صدرى»** طه، 25.*** پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پیامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دریافت كرد. «الم نشرح لك صدرك»
مراد از بار سنگین كه بر دوش پیامبر سنگینى مى كرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پیامبر برداشت، مسئولیّت رسالت و دعوت مردم به توحید و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.
از آنجا كه غم و غصه ها را نمى توان كم كرد، پس باید ظرفیّت ها را بالا برد تا بتوان مشكلات را تحمّل كرد و كم نیاورد. شرح صدر نشانه لطف ویژه الهى است: «فمن یرد اللّه ان یهدیه یشرح صدره للاسلام»**انعام، 125.***یعنى هر كس را خداوند اراده كند هدایت یابد، روح او را براى پذیرش اسلام باز مى كند.
از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نباید تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه باید به سهولت هاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نیز توجه نمود.
عُسرها سبب یُسر است. كلمه «مَعَ» ممكن است به معناى سبب باشد، یعنى هر سختى در درون خود تجربه ها و سازندگى هایى دارد. «انّ مع العسر یسراً»
حذف حرف فاء در جمله دوم «فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا» بیانگر آن است كه این اصل عمومى است و مخصوص پیامبر نیست.
رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفت ها و مشكلات و شكنجه ها و تهدیدها و توطئه ها و تهمت ها و لجاجت ها و جنگ ها و... قرار مى گیرند بیش از هر چیز به سعه صدر نیاز دارند. «ألم نشرح لك صدرك»
بر اساس روایات كه مورد فتواى مراجع دینى نیز قرار گرفته است، این سوره و سوره ضُحى یك سوره حساب مى شوند نظیر سوره فیل و قریش و در نمازهاى واجب كه بعد از سوره حمد، خواندن بیش از یك سوره جایز نیست، این دو سوره باید با هم خوانده شود. شاهد یكى بودن این دو سوره، تناسب آیه آخر سوره قبل با آیه اول این سوره است كه مى فرماید: «ألم نشرح لك صدرك»
شرح صدرى كه به پیامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرین نكند و مى فرمود: «اللّهم اهد قومى فانّهم لا یعلمون»** بحارالانوار، ج 11، ص 298.***
یعنى خداوندا این مردم را هدایت كن زیرا كه نمى دانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: «لا تثریب علیكم الیوم» امروز باكى بر شما نیست و همه را بخشیدم، همانگونه كه یوسف با این جمله تمام برادرانش را یكجا عفو كرد.
نمونه «وضعنا عنك وزرك و رفعنا لك ذكرك» این بود كه مردم فوج فوج در دین خدا وارد مى شدند «یدخلون فى دین اللّه افواجاً»** نصر، 2.*** و در جنگ هاى بدر و خندق و حنین اسلام پیروز شد و با اینكه بعضى منافق و یا ترسو بودند و فرار مى كردند باز اسلام رو به رشد بود.
در اكثر موارد این بار سنگین توسط حضرت على علیه السلام از دوش پیامبر برداشته مى شد. او در بدر و خیبر و احد شجاعانه ترین عملیات را انجام داد.
البته در برخى موارد، «وزر» و سنگینى را، از طریق امدادهاى غیبى و نزول فرشتگان**آل عمران، 123-125.*** و یا القاء ترس**آل عمران، 151 و حشر، 2.***در دل دشمنان، از دوش پیامبر اكرم برداشته شد.
خداوند، نام و یاد پیامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پیامبرش فرمان داده است: «یا ایّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»** احزاب، 56.***نام او را در بسیارى از آیات در كنار نام خودش آورد است، «یا ایّها الّذین آمنوا اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول»**محمّد، 33.*** در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانیّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نیز این شهادتین را تكرار كرده است.
زنى از ندادن نفقه شوهر فقیرش، نزد حضرت على علیه السلام شكایت كرد. حضرت مرد را زندانى نكرد و فرمود: «انّ مع العسر یُسرا»** تفسیر نور الثقلین.***
پیام ها
1- سعه صدر، زمینه ساز انجام برنامه هاى سنگین رسالت است. «الم نشرح... وضعنا عنك وزرك»
2- از آینده مكتب نگران مباشید. «و رفعنا لك ذكرك»
3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسیار سنگین است. «وزرك»
4- كار پیامبر در حدّ كمرشكن بود. «انقض ظهرك»
5 - نام نیك و آبرو لازمه توفیق در رهبرى جامعه است. «رفعنا لك ذكرك»
6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. «انّ مع العسر یسرا» (در جاى دیگر قرآن مى خوانیم: «سیجعل اللّه بعد عُسر یسرا»** طلاق، 7.*** سختى ها و مشكلات زوال پذیرند و به آسانى تبدیل مى شوند).
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
7- انسان باید بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئولیّتى، آماده پذیرش مسئولیّت دیگر و تلاش و كوشش دیگر باشد. «فاذا فرغت فانصب»
8 - تلاش ها باید جهت الهى داشته باشد. «الى ربّك فارغب»
9- تلاش و كوشش باید همراه با اخلاص باشد. «فانصب... الى ربّك فارغب»
10- براى توجه به خداوند باید نهایت تلاش را بكار برد. «فانصب - الى ربك فارغب»
11- پیمودن راه خدا باید عاشقانه و با رغبت باشد. «الى ربّك فارغب»
12- رغبت ها و تمایلات تنها سزاوار اوست نه دیگران. «الى ربّك فارغب»