فهرست کتاب


تهاجم فرهنگی

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

ب) راههای سطحی

دشمنان برای اینکه در رسیدن به اهداف خود تسریع کرده باشند، برای عوام مردم نیز برنامه ریزی‌ می‌کنند: با استفاده از روشهای گوناگون روان شناسی، برنامه های رسانه های گروهی، بخصوص تلویزیون را تحت تأثیر فرهنگ خود قرار‌ می‌دهند، تا آنجا که برنامه ریزان، طراحان و مجریان ما، خواسته یا ناخواسته، از فرهنگ بیگانه متأثر‌ می‌گردند و اغلب برنامه های آنها را اجرا‌ می‌کنند.
دشمنان در این روش خود تا کنون آنچنان موفق بوده‌اند که حتی توانسته‌اند در خانواده های بسیار متدین و مذهبی نیز نفوذ کنند و آنها را
﴿ صفحه 168﴾
که اهل نماز شب و روزه مستحبی و فرزندان آنها هم درس خوان و طالب علم بوده اند، نفوذ کنند و بیشتر وقت شبانه روز آنها را بجای عبادت و کسب علم به دیدن فیلم، شنیدن قصه، نقاشی، مجسمه‌سازی و... اختصاص دهند.
پس رسانه های تبلیغاتی بهترین وسیله ترویج فرهنگ غرب است؛ اعم از فیلم، قصه، داستان، نقاشی، مجسمه‌سازی و... تا هنر مظلوم و موسیقی باستانی ایرانی!
موسیقی لهوی از نظر شارع مقدس اسلام حرام است، خواه ایرانی
باشد، خواه غیر ایرانی. اگر «لهو» حرام است، هر چه بدان لهو اطلاق شود نیز حرام است، چه موسیقی، رقص، پای کوبی، دست افشانی و چه غیر آن، محلی باشد یا غیر محلی.
اکنون فرهنگ مساوی شده با هنر، هنر نیز مساوی شده با موسیقی و رقص. اصلاح فرهنگ هم به معنی احیای موسیقی و رقص ایرانی است.
متأسفانه اکنون برخی از دست اندر کاران امور کشور اینگونه استدلال‌ می‌کنند که برای جلوگیری از نفوذ فرهنگ غربی خوب است هنرهای باستانی احیا شود هر چند از نظر اسلام بی اشکال نباشد! اما اگر این منطق صحیح باشد باید منتظر باشیم که برای جلوگیری از خروج ارز، بجای اینکه مردم برای خوشگذرانی به کازینوها و رقاص خانه های کشورهای اروپایی بروند، بهتر است دولت در داخل کشور از اینگونه مراکز دایر کند. زیرا در غیر این صورت، مردم به فکر خروج از کشور‌ می‌افتند. یا برخی دیگر پیشنهاد کنند برای اینکه مردم به سراغ شراب نروند، اجازه داده شود که مردم آبجوی اصیل ایرانی مصرف کنند
ما نمی‌توانیم بگوییم برای اینکه دفع افسد به فاسد‌ می‌کنیم، باید بجای موسیقیهای غربی از موسیقیهای محلی استفاده کنیم؛ چون در این
﴿ صفحه 169﴾
صورت، این قاعده در مفاسد دیگری مانند شراب قابل تسری است!
کسانی که اینگونه تحلیل‌ می‌کنند، با احکام قطعی اسلام چه‌ می‌کنند؟ کسانی برای این سؤال نیز پاسخی اندیشیده اند. آنها اینگونه توجیه‌ می‌کنند که «در هر زمانی به یک نحو از اسلام برداشت‌ می‌شود. احکام اسلام که امروزه بدانها عمل‌ می‌شود، مخصوص زمانی است که مردم وحشی بوده اند؛ امروز نیز احکام اسلام باید مطابق مقتضیات زمان تشریع گردد»

3ـ دیرپائی مسائل فرهنگ

بسیاری از پدیده ها دراثر یک عامل به سرعت در جامعه پدید‌ می‌آیند، به راحتی نیز از بین‌ می‌روند. فرض کنید زلزله‌ای در محلی اتفاق‌ می‌افتد و مشکلاتی را به وجود‌ می‌آورد، مردم دست به دست هم‌ می‌دهند و با تلاش، مشکلات ناشی از زلزله را برطرف‌ می‌کنند یا جامعه دچار بحران‌ می‌شود و افرادی نیکوکار و فداکار اقدام‌ می‌کنند و مشکل را حل‌ می‌نمایند. ولی مشکلات فرهنگی اینچنین نیست؛ پدید آمدن آنها با مقدمات بسیار همراه است، رشد و تغییر آنها نیز بسیار پیچیده است و به برنامه ریزیهای وسیع نیازمند است. اگر بخواهیم آنچه را که امروز به نام ابتذال فرهنگی نامیده‌ می‌شود ریشه یابی کنیم و عوامل بروز آن را در جامعه شناسایی کرده برای پیشگیری و برطرف ساختن آن اقدام کنیم خواهیم دید با مسائل بسیار گسترده‌ای سروکار پیدا‌ می‌کنیم که حل آن مسائل از عهده عده‌ای اندک خارج است و بحث را تا این حد گسترده کردن و به ریشه یابی در عوامل یک پدیده اجتماعی پرداختن، تقریباً باعث یأس از اقدام‌ می‌شود. از سوی دیگر، ساده گرفتن مسأله نیز موجب‌ می‌شود که در عمل توفیقی حاصل نشود. لذا، باید تلاشی در خور و متناسب برای شناخت عوامل و انگیزه ها انجام داد.
﴿ صفحه 170﴾
در مسئله اقتصادی وقتی بحرانی پیش‌ می‌آید و گرانی و تورم همه را‌ می‌آزارد، مردم فریاد اعتراضشان بلند‌ می‌شود و دولت مجبور است برای حل بحران برنامه ریزی کند؛ اما مسائل فرهنگی این‌چنین نیست، نه گلوی کسی را فشار‌ می‌دهد و نه داد کسی را درمی آورد، بدون ایجاد حساسیت به آرامی جای خود را در جامعه باز‌ می‌کند و اثر خود را‌ می‌بخشد و اگر کسی نیز هشدار بدهد جدی گرفته نمی‌شود. چگونه است که پس از این همه تأکید از سوی ولی فقیه حتی آنان که معتقد به ولایت فقیه هستند و اطاعت ولی فقیه را مثل اطاعت امام معصوم بر خود واجب‌ می‌دانند، «الراد علیه کالراد علینا و هو علی حد الشرک بالله»، حساسیت چندانی نسبت به این مسأله از خود نشان نمی‌دهند، این ویژگی مسأله فرهنگی است. بحرانها و مسائل فرهنگی، داد مردم را درنمی آورد، مگر اینکه در مسائل مادی و زندگی محسوس مردم تأثیر بگذارد، آنگاه فریاد اعتراض مردم بلند‌ می‌شود. وقتی در خانواده ها ناسازگاری به وجود آمد و از هم گسیخته شد، دختران و پسران به انواع کجرویها عادت کردند، آنگاه ممکن است عده‌ای در صدد چاره جویی برآیند و با این حال هم معلوم نیست که به ریشه یابی مسائل بپردازند. چه بسا، اگر دولت هم بخواهد در این زمینه برنامه ریزی کند، درصدد برآید که بیمه عمومی و بررسیهای روان درمانی را افزایش دهد و ریشه یابی نکند که این اختلالات اجتماعی و روانی از کجا پدید‌ می‌آید و چرا جوانان ما به تبع جوانان غربی دچار دلهره و اضطرابند.
قابل عنایت است که در مکتب اگزیستانسیالیسم عنصر اصلی شخصیت انسان دلهره است. چون جوان‌ می‌بیند که در جامعه غربی هیچ انسانی بدون دلهره نیست، تصور‌ می‌کند که اصلاً انسانیت انسان در دلهره داشتن است. آنان ندیده‌اند مردمی را که در جامعه اسلامی، در سایه
﴿ صفحه 171﴾
تعالیم اسلام، با آرامش روحی، متانت و وقار زندگی‌ می‌کنند و به زندگی لبخند‌ می‌زنند و بانشاط به دیگران خدمت‌ می‌کنند، «الا بذکر الله تطمئن القلوب.»**رعد / 28.***

راهکارهای دفاعی

از آنچه تاکنون بیان شد وظیفه خطیری که ملّت و دولت در مقابل تهاجم فرهنگی دارند بخوبی معلوم‌ می‌گردد. زیرا، فرهنگ در پردازش هویت فرد و جامعه و نیز در تداوم انقلاب نقش تعیین کننده دارد. و از همین رو است که باید مردم و دولت در دفاع از فرهنگ اسلامی اهتمام ورزند.