فهرست کتاب


تهاجم فرهنگی

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

2ـ راه نفوذ فرهنگی دشمن

مسلماً دشمنان ما‌ می‌خواهند با اسلام و انقلاب مبارزه کنند. ما نیز باید بفهمیم که آنها‌ می‌خواهند از چه راههایی نفوذ کنند و مسؤولیت ما چیست. با توجه به آنچه ذکر شد، دو راه نفوذ وجود دارد که هر دو نیز مبتنی بر اصول روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی است: یکی راه سطحی که بیشتر در عوام مردم مؤثر است و زود به نتیجه‌ می‌رسد و دیگری راه ریشه‌ای و بنیادی است، که در دراز مدت به نتیجه‌ می‌رسد و در مبانی شناخت، فکر و آگاهی مردم اثر‌ می‌گذارد.

الف) راههای ریشه ای

ترفندهای دشمنان، در این روش، مستقیماً، متوجه عموم مردم نیست، بلکه دشمن ابتدا متوجه قشر تحصیل کرده و دانشگاهی‌ می‌گردد و سعی‌ می‌کند از طریق دانشگاه، به طور غیر مستقیم، در طبقه تحصیل کرده و ممتاز جامعه تأثیر بگذارد تا کم کم آثار آن به سایر مردم سرایت کند. وقتی که استاد دانشگاه و دانشجوی فارغ التحصیل تحت تأثیر افکار
﴿ صفحه 165﴾
دشمن قرار گرفت، در سخنرانی و مقاله خود از همان مایه ها استفاده‌ می‌کند؛ وقتی که در صدر کاری قرار گرفت و ریاست یا مدیریت یک مجموعه‌ای را پذیرفت، براساس همان تئوریها کار‌ می‌کند؛ هنگامی که در منصب سیاست‌گذاری قرار‌ می‌گیرد، بر اساس همان تئوریهای جامعه شناسی، علوم سیاسی و فلسفه غرب عمل‌ می‌کند. دشمن در این روش زود به نتیجه نمی‌رسد؛ چون این دروس باید در دانشگاه مطرح شود، دانشجو از آن متأثر گردد و به تدریج، در فکر او راسخ گردد و سپس در عمل او و دیگران اثر بگذارد و این مراحل مدتها به طول‌ می‌انجامد؛ اگر چه که دشمنان ما از گذشته شروع کرده‌اند و اکنون نیز در این زمینه به نتایجی رسیده‌اند و حتی برنامه های پنجاه ساله پیش بینی‌ می‌کنند. ولی متأسفانه هنوز روشنفکران متدین ما باور نکرده‌اند که محتوای دروس برخی از دانشگاهی، بخصوص در رشته های علوم انسانی، وسیله و ابزاری برای استعمار و استثمار ماست.
ما برای بررسی و درمان مشکلات اجتماعی، که ابتذال فرهنگی نیز یک پدیده اجتماعی و به واقع یک آسیب اجتماعی است، باید از آسیب شناسان واقعی اجتماع کمک بگیریم، نه از آنها که در دانشگاههای غربی درس آسیب‌شناسی جامعه خوانده اند؛ چون آنها براساس تئوریهای غربی عمل‌ می‌کنند و برای شناخت جامعه سالم و مریض از قرآن و حدیث کمک نمی‌گیرند، بلکه بر اساس ملاکهای جامعه‌شناسی غرب به تشخیص‌ می‌پردازند. هنگام بررسی جوامع و دسته بندی مشکلات آنها، وقتی به جامعه مذهبی‌ می‌رسند،‌ می‌گویند: «جامعه مذهبی ویژگیهایی دارد؛ اولین ویژگی آن نفاق است؛ چون اعمالی مانند بی حجابی، ارتباطهای نامشروع، شراب خواری، تماشای فیلمهای مبتذل و... را به علت اینکه در
﴿ صفحه 166﴾
مذهب منع شده، نمی‌توانند انجام دهند؛ ولی در باطن، همه این اعمال را انجام‌ می‌دهند و نسبت به آن حریصتر نیز هستند. پس خاصیت جامعه مذهبی نفاق و دورویی است.»
جامعه شناس غربی برای علاج نفاق در جامعه‌ می‌گوید: «مردم را آزاد بگذارید که به هر شکلی که‌ می‌خواهند در مجامع عمومی ظاهر شوند، موسیقی دلخواه خود را بشنوند و هر کاری را که در خلوت انجام‌ می‌دهند، در جلوت نیز بتوانند آزادانه انجام دهند. هر چه مردم را بیشتر از آنچه مورد علاقه آنهاست منع کنید، بیشتر به آن رو‌ می‌آورند. اینقدر موسیقی را حرام و مبتذل معرفی نکنید، موسیقی هنری اصیل است که مظلوم مانده است. بگذارید مردم دستی درآورند، پایی بکوبند. سخت گیریهای آخوندها، این خشک مقدسها و دگماتیستها، است که موجب شده جامعه خراب شود.»
همچنین برای علاج دزدی در جامعه‌ می‌گوید: «دزدی یا هر جنایت دیگر نوعی مرض است و باید با جانی و دزد صحبت و او را نصیحت کرد و قدری به وضع زندگی او رسیدگی شود و از این راه او را معالجه کرد. دست بریدن، شلاق زدن، قصاص و سایر حدود و تعزیرات خشونت است و موجب فساد در جامعه‌ می‌شود»؛‌ می‌گویند: «انسان ساخته دست وراثت و محیط است. کسی که جرمی مرتکب‌ می‌شود، مقصر نیست، مقصر اجتماع است. جامعه خراب است و باید اصلاح شود. کسی که دزدی کرد، به جای اینکه دست او را ببریم، باید سیستم اقتصادی را اصلاح کنیم تا همه مردم به یک اندازه از امکانات استفاده کنند و به دنبال دزدی نروند.» این نسخه‌ای است که جامعه شناسان براساس تئوریهای جامعه‌شناسی غرب تجویز‌ می‌کنند.
در پاسخ به تئوریهای مخالفان باید گفت: اولاً، تجربه نشان داده است که در جایی که رفاه است، دزدیهای بزرگتر (میلیاردی) صورت‌ می‌گیرد.
﴿ صفحه 167﴾
ثانیاً، اصلاح سیستم اقتصادی یک کشور کار ساده‌ای نیست، به ویژه آن هم کشوری مانند ایران که تازیانه هشت سال جنگ را تحمل کرده است. مردم صدر اسلام نیز مشکلات اقتصادی داشتند؛ اما پس از اینکه قانون «السارق والسارقة»**اشاره به آیه 38 از سوره مائده.*** بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شد، پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) آن را اجرا‌ می‌کردند و در کنار آن به برنامه ریزی اقتصادی نیز‌ می‌پرداختند و در این زمینه، در عصر خود به موفقیت رسیدند. ثالثاً، معقول نیست که برای حل یک پدیده اجتماعی، فقط به سراغ ریشه ها برویم، بلکه باید از روشهای موقتی و مسکّن نیز استفاده کرد. بدیهی است که مسائل اجتماعی تنها با برخوردهای سطحی حل نمی‌شود، برخوردهای سطحی مانند اجرای حدود و تعزیرات به منزله قرص مسکّن است. برای حل قطعی مشکلات اجتماعی، البته باید به دنبال علاج ریشه‌ای و اساسی رفت ولی اگر از داروهای موقت استفاده شود ممکن است معالجه ریشه‌ای هرگز زمینه‌ای پیدا نکند.

ب) راههای سطحی

دشمنان برای اینکه در رسیدن به اهداف خود تسریع کرده باشند، برای عوام مردم نیز برنامه ریزی‌ می‌کنند: با استفاده از روشهای گوناگون روان شناسی، برنامه های رسانه های گروهی، بخصوص تلویزیون را تحت تأثیر فرهنگ خود قرار‌ می‌دهند، تا آنجا که برنامه ریزان، طراحان و مجریان ما، خواسته یا ناخواسته، از فرهنگ بیگانه متأثر‌ می‌گردند و اغلب برنامه های آنها را اجرا‌ می‌کنند.
دشمنان در این روش خود تا کنون آنچنان موفق بوده‌اند که حتی توانسته‌اند در خانواده های بسیار متدین و مذهبی نیز نفوذ کنند و آنها را
﴿ صفحه 168﴾
که اهل نماز شب و روزه مستحبی و فرزندان آنها هم درس خوان و طالب علم بوده اند، نفوذ کنند و بیشتر وقت شبانه روز آنها را بجای عبادت و کسب علم به دیدن فیلم، شنیدن قصه، نقاشی، مجسمه‌سازی و... اختصاص دهند.
پس رسانه های تبلیغاتی بهترین وسیله ترویج فرهنگ غرب است؛ اعم از فیلم، قصه، داستان، نقاشی، مجسمه‌سازی و... تا هنر مظلوم و موسیقی باستانی ایرانی!
موسیقی لهوی از نظر شارع مقدس اسلام حرام است، خواه ایرانی
باشد، خواه غیر ایرانی. اگر «لهو» حرام است، هر چه بدان لهو اطلاق شود نیز حرام است، چه موسیقی، رقص، پای کوبی، دست افشانی و چه غیر آن، محلی باشد یا غیر محلی.
اکنون فرهنگ مساوی شده با هنر، هنر نیز مساوی شده با موسیقی و رقص. اصلاح فرهنگ هم به معنی احیای موسیقی و رقص ایرانی است.
متأسفانه اکنون برخی از دست اندر کاران امور کشور اینگونه استدلال‌ می‌کنند که برای جلوگیری از نفوذ فرهنگ غربی خوب است هنرهای باستانی احیا شود هر چند از نظر اسلام بی اشکال نباشد! اما اگر این منطق صحیح باشد باید منتظر باشیم که برای جلوگیری از خروج ارز، بجای اینکه مردم برای خوشگذرانی به کازینوها و رقاص خانه های کشورهای اروپایی بروند، بهتر است دولت در داخل کشور از اینگونه مراکز دایر کند. زیرا در غیر این صورت، مردم به فکر خروج از کشور‌ می‌افتند. یا برخی دیگر پیشنهاد کنند برای اینکه مردم به سراغ شراب نروند، اجازه داده شود که مردم آبجوی اصیل ایرانی مصرف کنند
ما نمی‌توانیم بگوییم برای اینکه دفع افسد به فاسد‌ می‌کنیم، باید بجای موسیقیهای غربی از موسیقیهای محلی استفاده کنیم؛ چون در این
﴿ صفحه 169﴾
صورت، این قاعده در مفاسد دیگری مانند شراب قابل تسری است!
کسانی که اینگونه تحلیل‌ می‌کنند، با احکام قطعی اسلام چه‌ می‌کنند؟ کسانی برای این سؤال نیز پاسخی اندیشیده اند. آنها اینگونه توجیه‌ می‌کنند که «در هر زمانی به یک نحو از اسلام برداشت‌ می‌شود. احکام اسلام که امروزه بدانها عمل‌ می‌شود، مخصوص زمانی است که مردم وحشی بوده اند؛ امروز نیز احکام اسلام باید مطابق مقتضیات زمان تشریع گردد»