به سوی خودسازی

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

مقدمه

انسان مقصودی برتر و فراتر از «خودسازی» و «قرب الی الله» که هدف نهایی خلقت او است، ندارد؛ اما باید توجه داشت که «خودسازی» و «خودشناسی» آن چنان به هم وابسته و در هم تنیده‌اند که می‌توان گفت دو روی یک سکه‌اند. «خودسازی» چیزی جز تلاش برای تعالی هر چه بیشتر در جهت «قرب الی الله» نیست، و «قرب الی الله» نیز همواره با «معرفت الله» قرین است. به راستی مگر می‌توان بدون «شناخت مقصد» در جهت نزدیکی و رسیدن به آن تلاش کرد؟ در نگاهی عمیق و دقیق، همان‌گونه که اشاره کردیم، «معرفت» و «قرب» دو روی یک سکه‌اند و بدین سان، معرفتِ بیشتر به معنای قرب بیشتر، و قرب بیشتر نشانه معرفت بیشتر است.
از سوی دیگر براساس حدیث شریف: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ** بحارالانوار، جلد 2، باب 9، روایت 22.***، «معرفت رب» و «معرفت نفس» به هم گره خورده‌اند و آن دو نیز دو روی یک سکه‌اند. بدین ترتیب، حقیقت خودسازی، خودشناسی است ؛ چرا که «خودسازی» و «معرفت الله» قرین یکدیگرند، و «معرفت الله» و «معرفت نفس» نیز عِدل یکدیگر دانسته شده‌اند. بنابراین نقطه مرکزی و محور خودسازی را باید «خودشناسی» و معرفت گوهر وجودی انسان دانست.
برای نیل به معرفت گوهر وجود انسان باید از زمزم جوشان کلام خداوند نوشید و از ره آورد آموزه های وحیانی و دست آوردهای قطعی عقلی و تجربی بشر، به شناخت هویت واقعی انسان و هدف آفرینش و چگونگی دست یابی به آن نایل گشت. در این راستا، استاد وارسته و فیلسوف فرزانه و حکیم متأله، حضرت آیة الله مصباح یزدی، دام ظله العالی، در مباحث «خودشناسی برای خودسازی» خویش، با اتکا بر آموزه های وحیانی و نقلی و
﴿ صفحه 12﴾
دست آوردهای حکمی و فلسفی، تلاشِ گران قدری برای شناسایی هویت و گوهر وجودی انسان و هدف متعالی او و نیز راه کار خودسازی مبذول داشته‌اند و حقاً در کنار سایر آثار و دست آوردهای عمیق و ماندگار علمی، اخلاقی و سیاسی خویش، در این موضوع نیز اثری جاودانه و مشعشع و بی نظیر و درخور توجه و تأمل ارائه کرده‌اند. حضرت استاد سعی وافری داشته‌اند که علاوه بر اتقان و استحکام مبانی و مطالب و گستردگی و عمق آن‌ها و بهره گیری از آموزه های وحیانی، دینی و اخلاقی و مبانی قطعی و مسلّم فلسفی و عرفانی، شیوه‌ای کاربردی، روان، سلیس و فراگیر و عمومی برای مباحث خویش برگزینند، تا برای همگان قابل استفاده باشد و دل های جوینده و تشنه معرفت از آبشخور این زمزم مصفا و فیض گستر سیراب گردند.
لازم به ذکر است که پیش از این کتابی با نام «خودشناسی برای خودسازی» از حضرت استاد منتشر و چندین بار تجدید چاپ گردید. علاوه بر آن کتاب، ایشان در عنوان مزبور درس هایی برای دو سطح متفاوت از دانش پژوهان عرضه داشته‌اند. مکتوب حاضر تلفیقی است از آن سه مجموعه که پس از هماهنگ‌سازی موضوعات و مطالب، تحقیق و نگارش آن به ثمر نشست.
بر خود لازم می‌دانم که از استاد معظم و وارسته، حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا میرسپاه، ادام الله عزه، که حقیر را رهین عنایت و توجه و راهنمایی های خویش ساختند کمال تشکر و قدردانی را بنمایم. هم چنین از مدیریت محترم تدوین کتب، جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا نادری، دامت توفیقاته، صمیمانه تشکر می‌کنم. امید آن‌که نشر این اثر مرضی خداوند و مقبول حضرت ولی عصر، ارواحنا له الفداء، و خوانندگان و اهل دقت و نظر قرار گیرد.
والسلام
کریم سبحانی
﴿ صفحه 13﴾

فصل اول:خودشناسی و خودسازی

مقدمه

انسان از جهات گوناگون موضوع علوم گوناگون قرار می‌گیرد و درباره او بحث می‌شود. روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ، اخلاق و طب و حتی فیزیولوژی و بیولوژی علومی هستند که هریک از نظرگاه خاصی از انسان بحث می‌کنند. البته دانش فیزیولوژی ( اندام شناسی) و بیولوژی ( زیست شناسی) اختصاص به انسان ندارند و در فیزیولوژی، هم از اندام گیاه و درخت بحث می‌شود و هم اندام حیوان و انسان؛ و بیولوژی دانشی است که به مطالعه و بررسی همه موجودات زنده و برخوردار از حیات می‌پردازد. اما به هرحال بخشی از آن دو دانش به انسان مربوط می‌شود و انسان موضوع بحث در «فیزیولوژی انسانی» و «بیولوژی انسانی» است.
ما درباره انسان از آن نظر که موجودی کمال پذیر است بحث می‌کنیم، و درباره کمال نهایی و راه رسیدن به آن گفتگو می‌کنیم. نباید از نظر دور داشت که شیوه ها و روش های گوناگونی برای اثبات مدّعیات برگزیده می‌شود: اگر چیزی قابل تجربه حسی و علمی باشد، برای اثبات آن از روش و متد تجربی بهره گرفته می‌شود؛ اما اگر چیزی قابل تجربه حسی نباشد، در مواردی از طریق متد و استدلالات عقلی و عقلانی به اثبات می‌رسد و پاره‌ای از امور نیز تنها از طریق تعبد اثبات پذیرند. البته دسته اخیر [تعبّدیات] در چارچوبه مباحث و گزاره های دینی قرار می‌گیرد. اما از آن جهت که هریک از سه طریق مذکور با مشکلاتی مواجه هستند ـ چون یا ارائه برخی از آن‌ها در سطح عموم مخاطبان ما ممکن نیست و یا برای
﴿ صفحه 14﴾
همه قابل پذیرش نمی‌باشد و یا اصلا بحث مورد نظر ما با برخی از آن متدها و شیوه ها قابل اثبات نمی‌باشد ـ ناگزیر ما طریقی را برمی گزینیم که کاربرد عمومی و فراگیر داشته باشد.
توضیح این که: متد تجربی مربوط به اشیای خارجی است که در شعاع حس و آزمایش تجربی قرار می‌گیرند، اما بحث ما درباره نفس انسان و انگیزه ها و گرایش های آن است که در شعاع تجربه حسی واقع نمی‌شود و متعلق علم شهودی و حضوری ماست. متد عقلی و فلسفی نیز به جهت سازوکارهای دقیق و علمی و مقدمات برهانی، گرچه شیوه‌ای ارزنده است و منجر به قطع و یقین می‌شود. اما طریقی است طولانی و دشوار که فهم آن برای همه میسور نیست و تنها اندکی در شعاع درک و دریافت آن قرار می‌گیرند. هم چنین متد و روش تعبّدی را نیز محور مباحث خود قرار نمی‌دهیم و بنا نداریم که تنها از طریق گزاره های دینی و سخنان معصومان بحث خود را پی گیریم، چون در آن صورت بحث ما محدود به تعبّدیات می‌گردد که مخاطبان خاصّی را می‌طلبد. در نتیجه، ما در پی آنیم که عمومی و ساده ترین شیوه و روش را برگزینیم تا برای همه قابل پذیرش باشد.
ما می‌کوشیم که از راه تأمل در وجود خویش و یافتن عواملی که در فطرت ما برای سیر و وصول به هدف اصلی نهاده شده است و نیز شناختن جاذبه ها و کشش های باطنی و روحی که خداوند برای رسیدن به آرمان های بلند آسمانی در وجود ما به ودیعت نهاده است و هم چنین روابطی که وجود ما را با دیگران پیوند می‌دهد و به ما این امکان را می‌بخشد که با استفاده از آن‌ها و کوشش در راه تحکیم و تقویت آن‌ها خود را نیرومندتر و برای ترقی و تکامل آماده‌تر سازیم، راه بهره برداری بهتر و فزون‌تر از نیروهای درونی و امکانات بیرونی را برای رسیدن به کمال و مقصد اصلی و سعادت حقیقی بشناسیم. باشد که به یاری خدای متعال قدمی در راه تکامل خود و دیگران برداریم.
بنابراین، موضوع بحث عبارت است از: «انسان از این نظر که موجودی کمال پذیر است.» و هدف و فایده آن عبارت است از: «شناخت کمال حقیقی و راه رسیدن به آن». اسلوب بحث عبارت است از: «بررسی بینش های درونی خویش برای بازشناختن خواست ها و کنش هایی که
﴿ صفحه 15﴾
در وجود ما برای کمال نهاده شده است و هم چنین بررسی شرایطی که می‌توان از آن‌ها برای این منظور بهره برداری کرد.» برای اثبات مطالب می‌کوشیم به دریافت های وجدانی و براهین ساده عقلی اکتفا کنیم و با استفاده از روشن ترین و قطعی ترین معلومات به کشف مجهولات نایل آییم؛ و در مورد لزوم به دلیل های پیچیده عقلی و نقلی نیز اشاره‌ای خواهیم داشت.