تفسیر سوره روم

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 30. روم آیه 52،51

آیه
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِیحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرّاً لَظَلُّواْ مِن بَعْدِهِ یَکْفُرُونَ
فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِینَ
ترجمه
و اگر بادی (آفت زا) بفرستیم، و (مردم زمین سرسبز) را زرد شده ببینند، بعد از آن کفر خواهند ورزید.
(دلهای اینان مرده است) پس تو نمی توانی مردگان را شنوا کنی، و این دعوت را به گوش کران آنگاه که پشت کنان روی می گردانند، برسانی.
پیام ها
1- بادهای مهلک و آفت زا، بی ضابطه و تصادفی نیست. «ارسلنا ریحاً»
2- بادهای مخرّب، نسبت به بادهای مفید کم هستند. «ارسلنا ریحاً» (در حالی که درباره ی بادهای مفید فرمود: «یرسل الریاح»)
3- گاهی انسان با یک حادثه ی تلخ، از مدار توحید خارج می شود و در مدار کفر و شرک قرار می گیرد. «لظلّوا من بعده یکفرون» (گاهی یک باد زیانبار، حال شادی، «یستبشرون» را به حال ناکامی، «یکفرون» تبدیل می کند.)
4- در ارشاد و تبلیغ، کامل بودن مرشد و شیوه ی ارشاد و محتوای آن، کافی نیست؛ قابلیّت طرف نیز لازم است. «انک لا تسمع الموتی»
5 - ناشنوا، گاهی با نگاه به حرکت لب ها مطالبی را می فهمد، ولی مصیبت آنجاست که هم گوش ناشنوا باشد و هم انسان به گوینده پشت کند که در این حال اشاره را هم نمی فهمد. این، مَثَل کسانی است که به حقّ پشت کنند. «ولا تسمع الصمّ الدعاء اذا ولّوا مدبرین»
6- اعراض از حقّ، وقتی خطرناک است که پشت کردن به حقّ، با عنایت و لجاجت باشد و شیوه ی دائمی افراد قرار گیرد. «مدبرین»

سوره 30. روم آیه 53

آیه
وَمَآ أَنتَ بِهَادِ الْعُمْیِ عَن ضَلاَلَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ
ترجمه
و تو هدایت کننده ی کوران از گمراهیشان نیستی، تنها کسانی سخنت را به گوش می گیرند که به آیات ما ایمان دارند و اهل تسلیم هستند.
پیام ها
1- وظیفه ی پیامبران، ارشاد مردم است، نه اجبار آنان به پذیرش هدایت. «ما انت بهاد العمی»
2- پذیرش مردم، محدود است. «ان تُسمع الاّ مَن یؤمن»
3- داشتن روحیّه ی تسلیم در برابر حقّ، زمینه ساز دریافت های معنوی است. «ان تُسمع الاّ... مسلمون»
زمین شوره سنبل بر نیارد
در آن تخم عمل ضایع مگردان
4- ایمان به تنهایی کافی نیست، تسلیم لازم است. «من یؤمن بآیاتنا فهم مسلمون»

سوره 30. روم آیه 54

آیه
أللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَیْبَةً یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ
ترجمه
خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی، قوّتی بخشید، آنگاه بعد از توانایی و قوّت، ضعف و پیری قرار داد؛ او هر چه بخواهد می آفریند، و اوست دانای توانا.
پیام ها
1- انسان در آغاز خلقت، سراسر ضعف است. «خلقکم من ضعف»
2- توجّه کردن به آغاز تولّد، مایه ی تذکّر و تشکّر است. «خلقکم من ضعف...»
3- از ضعف و پیری گلایه نکنید که برنامه ی حکیمانه ی خداوند است. «اللّه ... جعل من بعد قوّة ضعفا»
4- مراحل ضعف و قدرت انسان، با یک برنامه ریزی حکیمانه طرّاحی شده است. (تکرار «جعل»)
5 - آغاز و پایان انسان ضعف است، در چند روزی که توان و قدرت داریم قدردانی کنیم. (یک قوّت میان دو ضعف) «ضعفٍ - قوّة - ضعفاً» ضعفِ دوران کودکی به قوّت تغییر می کند، ولی ضعف دوم باقی می ماند، زیرا کلمه ی «شیبة» در کنار «ضعف»، نشان آن است که این ضعف همراه پیری و ثابت است)
6- کسی که میان دو ضعف قرار گرفته، نباید به چند روز قوّت مغرور شود. «ضعف - قوّة - ضعفا»
7- اگر اهل نظر باشیم، همه ی هستی کتاب مطالعه است. (باد و باران و حیات زمین، دوران کودکی و جوانی و پیری انسان.) «من بعد قوّة ضعفا و شیبة»
8 - ضعفِ مخلوق، نشان ضعف خالق نیست. «و هوالعلیم القدیر»