تفسیر سوره روم

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 30. روم آیه 29

آیه
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَهْوَآءَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَن یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ
ترجمه
آری، کسانی که ظلم کردند، بدون آگاهی، از هوس های خود پیروی نمودند. پس کسی را که خدا گمراهش کرد، چه کسی می تواند هدایت کند؟ برای آنان هیچ گونه یاوری نیست.
پیام ها
1- مشرکان تعقّل نمی کنند و به خود ظلم می کنند. «لقوم یعقلون بل اتّبع الّذین ظلموا»
2- مشرک، برای شرک خود برهان علمی ندارد و سرچشمه ی انحرافش هوس های درونی است. «اتّبع ... أهواءهم بغیر علم»
3- شرک، ظلم به خود است. «اتّبع الّذین ظلموا أهواءهم»
4- تمایلات انسان، متنوّع است. «أهواءهم»
5 - خداوند کسانی را گمراه می کند که به جای پیروی از علم و عقل، پیرو هوس های خود باشند. «اتّبع ... أهواءهم... أضل اللّه»
6- مشخصات مشرک چند چیز است:
ستمگری: «ظلموا»
بی منطقی: «بغیر علم»
گمراهی: «أضل اللّه»
بی یاوری: «ما لهم من ناصرین»
7- ستمگران هواپرست، روزی غریب وتنها خواهند ماند. «اتّبع... اهواءهم... ما لهم من ناصرین»

سوره 30. روم آیه 30

آیه
فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَ لِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ
ترجمه
پس با گرایش به حقّ به این دین روی بیاور، (این) فطرت الهی است که خداوند مردم را بر اساس آن آفریده است، برای آفرینش الهی دگرگونی نیست، این است دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی دانند.
نکته ها
در آیات قبل خواندیم که همه ی هستی در برابر خدا فروتن است، «کلّ له قانتون» و آغاز و انجام هستی و مَثَل اَعلی و عزّت و حکمت از اوست، و شرک چیزی جز خیال و ظلم نیست، این آیه می فرماید: پس روی خود را خالصانه متوجّه دین کن.
فطرت در لغت به معنای خلقت و شکافتن پرده ی عدم و آفرینش یک موجود است. گویا خداوند انسان را به گونه ای آفریده که به حقّ تمایل دارد و از باطل بیزار است. درست همانند علاقه ی مادر به فرزند که امری تعلیمی نیست، بلکه فطری و غریزی است.
در روایات، جمله ی «فاقم وجهک للّدین»، به اقامه ی نماز و توجّه به قبله و اسلام، اخلاص و توحید معنا شده است.**تفسیر راهنما.***
پیام ها
1- رهبر دینی جامعه، باید ابتدا حقّ گرایی کامل خود را تثبیت کند، بعد به ارشاد دیگران بپردازد. «فاقم وجهک للدّین»
2- انسان ذاتاً دین گرا و طرفدار حقّ است. «للدین حنیفاً فطرت اللّه التی فطر النّاس علیها»
3- بر خلاف تصوّر گروهی که می گویند: انسان مثل ظرفی خالی است که با آداب و رسوم و افکار حقّ یا باطل پر می شود و نظام های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی به او رنگ می دهند، خداوند شناخت حقّ و حقّ گرایی را به ودیعت نهاده است. «فطرت اللّه ...»
4- معنای فطری بودن دین، بی نیازی از تلاش در راه اقامه ی آن نیست. «اقم... فطرت اللّه»
5 - انحراف، یک عارضه است؛ زیرا گرایش به دین حقّ، در نهاد هر انسانی نهفته است. «فطر النّاس علیها»
6- دین فطری، ثابت و پایدار است. «فطرالناس علیها... ذلک الدین القیّم»
7- تکوین و تشریع با یکدیگر هماهنگ است. «فطرالناس علیها... ذلک الدین القیّم»
8 - حرکت در مسیر دین، حرکت در مسیر فطرت است. «فاقم.... فطرت اللّه»
9- امور فطری انسان کم و زیاد می شود؛ امّا به کلّی محو نمی شود. «لا تبدیل لخلق اللّه»
10- گرایش های حقّ طلبانه ای که در درون انسان نهفته شده، با تغییر مکان و زمان عوض نمی شود. «لا تبدیل لخلق اللّه»
11- هر گونه گرایش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نژادی و اقلیمی که در درون انسان سرچشمه ای نداشته باشد، پایدار نیست. «ذلک الدین القیّم»
12- اسلام، تنها دین پایدار است. «ذلک الدین القیّم»

سوره 30. روم آیه 32،31

آیه
مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُواْ الصَّلاةَ وَلَا تَکُونُواْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ
ترجمه
(شما نیز بر اساس همان فطرت)، به سوی او روی آورید و از او پروا کنید و نماز را بر پا کنید و از مشرکان نباشید.
از کسانی که دین خود را جدا و پراکنده کردند و به دسته ها و فرقه ها تقسیم شدند؛ و هر گروهی به آنچه نزد آنهاست شادمانند.
نکته ها
کلمه ی «منیبین» از «انابه»، به معنای رجوع مکرّر و مداوم است.
در آیه ی قبل، به شخص پیامبر فرمود: «فأقم وجهک»، در این آیه به همه ی مردم دستور انابه و بازگشت به سوی خدا می دهد. «منیبین الیه»
پیام ها
1- گرایش فطری و درونی به دین را با مناجات و انابه و تقوا و نماز شکوفا نمایید. «منیبین الیه ...»
2- تقوا و نماز، همسوی فطرت است. «فطرت اللّه... واتّقوه و اقیموا الصلاة»
3- توبه و انابه، باید با کناره گیری از گناه و انجام واجبات همراه باشد. «منیبین... و اتّقوه و اقیموا الصلاة»
4- در سایه ی توبه و تقوا و نماز، قدرت فاصله گرفتن از شرک و تفرقه را پیدا می کنید. «منیبین الیه... و لا تکونوا من المشرکین»
5 - اگر عبادت فردی، با کناره گیری از تفرقه های مذهبی همراه نباشد، کارساز نیست. «لا تکونوا ... من الّذین فرّقوا»
6- اقامه ی نماز، تجلّی روح تقوا در انسان است. «واتّقوه و اقیموا الصّلاة»
7- شرک، تنها پرستیدن خورشید و ماه و بت نیست؛ هر کس که عامل تفرقه در دین خدا شود، مشرک است. «من المشرکین من الّذین فرّقوا دینهم»
8 - مشرکان در صدد تفرقه ی دینی مردم هستند. «المشرکین... الّذین فرّقوا دینهم»
9- جنجال ها و تفرقه های دینی، مانع شکوفایی فطرت و روح توبه و تقوا و نماز است. «فرّقوا دینهم»
10- گاهی گروه گرایی و دلخوشی به آنچه که داریم، ما را از حقّ گرایی دور می کند. «کلّ حزب بمالدیهم فرحون»