راه روشن جلد سوم (ترجمه المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء)

نویسنده : ملامحسن فیض کاشانی مترجم : محمّد رضا عطایی

کتاب آداب غذا خوردن

(1) بخش اول از کتاب محجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء پیرامون آداب غذا خوردن بسم اللّه الرّحمن الرّحیم سپاس ویژه خداوندی است که مخلوقات را به بهترین صورت تدبیر فرمود و زمین و آسمانها را آفرید، و آب گوارا از عصاره بخارات نازل کرد و بدان وسیله دانه ها و گیاهان را به وجود آورد، و روزیها و خوردنیها را مقدّر و به وسیله خوردنیها قوای جانداران را حفظ کرد و با اطعام بندگان با غذاهای پاکیزه به طاعات و اعمال شایسته آنان کمک کرد.
درود پایان ناپذیر خداوند بر حضرت محمّد (ص) صاحب معجزات درخشان و بر خاندان او، و سلام فراوان بر ایشان باد! باری، هدف خردمندان، دیدار (رحمت) خدای سبحان در سرای آخرت است؛ و هیچ راهی جز علم و عمل برای رسیدن به این هدف وجود ندارد؛ از سویی مراقبت بر علم و عمل جز با تندرستی ممکن نیست، و تندرستی نیز جز با تناول کردن غذا و خوراک به مقدار حاجت در هر شبانه روز میسّر نمی شود. از این روست که بعضی از نیاکان صالح گفته اند: «غذا خوردن نیز از امور دینی است»، و بر این اساس است که خداوند متعال می فرماید: کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً. **مؤمنون/ 51: از خوردنیهای پاکیزه بخورید و کارهای شایسته به جا آورید. همچنین در آیه دیگر می فرماید: ای پیامبران از غذاهای پاکیزه بخورید و کارهای نیک انجام دهید.*** بنابراین هر کس که اقدام به خوردن غذا می کند تا بدان وسیله به علم و عمل خود یاری رساند و تقوایش را تقویت کند، سزاوار نیست که زمام نفس را رها کند و آن را همانند چهارپایان در چراگاه آزاد بگذارد تا هر چه می خواهد بخورد؛ زیرا آنچه باعث دینداری و وسیله رسیدن به دیانت است شایسته است که مظهر انوار و آداب و سنن دینی باشد، به طوری که بنده خدا را پای بند کند و انسان متقی بدان وسیله از گناهان مصون بماند؛ تا آنجا که اشتهای به غذا را در خوردن و نخوردن با میزان شرع بسنجد تا بدان وسیله گناه و معصیتی را از خود دور سازد و اجر و ثوابی را کسب کند؛ هر چند که در آن غذا بیشترین لذّت نفسانی باشد.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «همانا مرد حتی به خاطر لقمه غذایی که به طرف دهان خود و همسرش می برد اجر می برد.» ** بخاری در صحیح خود( ص 80 و 81) این حدیث را نقل کرده است، و در حدیث دیگری چنین آمده است: هر چه را که انفاق کنی، برای تو صدقه محسوب می شود، حتی لقمه ای را که در دهان همسرت قرار می دهی ...***
البتّه این اجر و ثواب در صورتی است که لقمه غذا را به دستور دین و به خاطر دین بردارد و آداب دینی را رعایت و به وظایف دینی عمل کند.
اینک ما بر آنیم که وظایف دینی فرد را در هنگام غذا خوردن بیان کنیم؛ از این رو واجبات و مستحبّات و آداب غذا خوردن و گوارایی آن و کیفیت غذا خوردن را در چهار فصل و همچنین فصل دیگری در پایان می آوریم.
باب اول، در وظایف کسی که تنها غذا می خورد.
باب دوم، آدابی که رعایت آنها چه در صرف غذا به صورت فردی و چه به صورت دسته جمعی الزامی است.
باب سوم، در آداب خاص غذا دادن به برادرانی که به دیدن انسان می آیند.
باب چهارم، در آداب خاص دعوت، مهمانی و عوامل آن. ** فصل پایانی نیز در آداب متفرقه غذا خوردن است که در آخر این بخش خواهد آمد.- م ***

باب اول درباره وظایف کسی که تنها غذا می خورد.

(1) این وظایف سه دسته اند: وظایف مربوط به پیش از غذا خوردن، موقع غذا خوردن و پس از غذا خوردن.

دسته اول: آداب و وظایف پیش از خوردن غذا که هفت چیز است:

1- غذا علاوه بر حلال بودن، باید از راه حلال و موافق با سنت و پارسایی کسب و تهیه شده باشد
(2) و از راهی که در شریعت ناپسند و مکروه است فراهم نیامده باشد؛ و نیز، چنان که در معنای «طیّب مطلق»، در بخش حلال و حرام این کتاب، خواهد آمد، بر طبق هوای نفس و دغلبازی و بی بندوباری به دست نیامده باشد، زیرا خدای متعال به خوردن غذای پاکیزه یعنی حلال امر فرموده و منع از خوردن بنا حق را به- سبب اهمیّت امر حرام و بزرگداشت ارزش مال حلال- بر منع از قتل نفس مقدّم داشته و فرموده است:
وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ ... ** بقره/ 188: اموال همدیگر را بنا حق نخورید.***.
بنابراین، در خوراک اصل آن است که پاک و پاکیزه باشد و این خود از واجبات و اصول دیانت است.
در کافی از حضرت ابو جعفر (ع) روایت شده که فرمود: «رسول خدا (ص) فرموده است: عبادت هفتاد بخش است که بالاتر از همه کسب حلال است.» ** کافی، ج 5، ص 78، حدیث شماره 6.***
در مصباح الشّریعه از قول امام صادق (ع) آمده است: «تقوا بر سه گونه است:
1- تقوای بالله، که عبارت از ترک حلال است تا چه رسد به امور شبهه انگیز و این نوع تقوا، تقوای خاص الخاص است. 2- تقوای من الله، که عبارت از ترک شبهات است تا چه رسد به حرام. این تقوا، تقوای خاص است. 3- تقوای از ترس آتش و عذاب که عبارت از ترک حرام است و تقوای عام می باشد.» ** مصباح الشّریعه، باب 82.***
در من لا یحضره الفقیه از امام صادق (ع) به نقل از پدرانش از قول حسن بن علی (ع) آمده است: «آداب غذا خوردن دوازده چیز است که بر هر مسلمانی واجب است آنها را بداند، چهار مورد از آنها واجب و چهار مورد مستحب و چهار مورد از ادب است. اما موارد واجب، عبارت است از معرفت، رضا، بسم الله گفتن و شکر خدا را به جا آوردن، موارد سنت عبارت است از وضو گرفتن پیش از غذا، نشستن به پهلوی چپ، خوردن غذا با سه انگشت و لیسیدن آنها، و اما چهار موردی که از ادب است: خوردن غذا (در صورت مشترک بودن ظرف غذا) از جلوی خود، کوچک برداشتن لقمه، خوب جویدن غذا و کمتر نگاه کردن به صورت دیگران.» ** من لا یحضره الفقیه، ص 403 به شماره 33 و در ص 573 با اندک اختلاف و در محاسن برقی، ص 459.***
مقصود از معرفت در این حدیث، اطّلاع از حلال بودن و مقصود از شکر، الحمد لله گفتن است. شکر و سپاس کامل، دانستن حرمت غذا و صرف کردن قوت و توان آن در راه اطاعت خداست. غرض از وضو، آن گونه که در حدیث دیگری آمده است، همان شستن دست می باشد، و مقصود از خوردن با سه انگشت آن است که همچون جبّاران، کسی با دو انگشت نخورد، غرض آن نیست که با بیش از سه انگشت نمی توان غذا خورد، بلکه اگر با همه انگشتان غذا بخورند، بهتر و کاملتر خواهد بود، زیرا در این صورت احترام غذا بیشتر رعایت شده است. بنابراین تعیین سه انگشت حداقل است، یعنی با کمتر از سه انگشت نباید غذا بخورند. از امیر المؤمنین (ع) نقل کرده اند: «آن حضرت با همه انگشتها غذا میل می فرمود.» ** کلینی در کتاب کافی، ج 6، ص 297 به شماره 5 این حدیث را آورده است.***
از امام صادق (ع) نقل شده است: «همچون بنده ای می نشست و دستش را روی زمین می گذاشت و با سه انگشت غذا می خورد. رسول خدا (ص) نیز چنین غذا می خورد، نه آن گونه که یکی از ستمگران با دو انگشت غذا می خورد.» ** برقی آن را در صفحه 441 کتاب محاسن به شماره 307 آورده و در کافی، ج 6، ص 297 این روایت آمده است.***
2- شستن دست،
(1) رسول خدا (ص) فرمود: «وضو گرفتن پیش از غذا تنگدستی را از بین می برد و پس از آن جنون ادواری را نابود می کند و موجب سلامتی چشم می شود»؛ و در روایت دیگری آمده است: «وضو پیش از غذا خوردن و پس از آن، فقر را می زداید.» ** این روایت را طبرسی مرسلا در کتاب مکارم، ص 159 و طبرانی در اوسط و صغیر، همچنین در مجامع الصغیر( باب واو) و مجمع الزواید، ج 5، ص 23 نقل کرده اند.***
چون دست در ارتباط با کارهای مختلف ممکن نیست آلوده نباشد، بنابراین شستن آن قرین پاکیزگی و شادابی است. و از طرفی خوردن غذا با قصد کمک به دین، عبادت است، بنابراین سزاوار است که پیش از غذا هر چه به منزله پاکیزگی در نماز است انجام دهند.
این دو روایت از طریق خاصه (شیعه) نیز نقل شده است: ** کافی، ج 6، ص 290؛ محاسن، ص 424.*** در کتاب من لا یحضره الفقیه آمده است که پیامبر (ص) فرمود: «هر کس مایل است که خیر بیشتری نصیبش شود، باید موقع غذا خوردن وضو بگیرد.»
از امام صادق (ع) است: «کسی که پیش از غذا و بعد از آن دستش را بشوید، غذا در اول و آخر با برکت باشد و آن شخص تا وقتی که زندگی کند در گشایش و تندرستی خواهد بود.» ** کافی، ج 6، ص 290؛ به شماره حدیث 1؛ محاسن، ص 424.***
و از آن بزرگوار روایت کرده اند: «هر کس پیش از غذا خوردن دستش را بشوید، با حوله آن را خشک نکند چرا که تا آن رطوبت در دست باقی است همواره غذا برکت پیدا می کند.» ** همان مأخذ، ج 6، ص 290؛ به شماره حدیث 1.***
از صفوان جمال نقل کرده اند که می گوید: «در خدمت امام صادق (ع) بودیم؛ سفره آوردند، خدمتگزار آب آورد، امام (ع) دستش را شست. آنگاه حوله آورد، امام (ع) نپذیرفت. صفوان می گوید: ما نیز از آن آب دستمان را شستیم.» ** طبرسی این روایت را در مکارم الاخلاق، ص 160 نقل کرده است.***
3- غذا را بر سفره ای که روی زمین گسترده است قرار دهند
(1) که این عمل به رفتار رسول خدا (ص) نزدیکتر است تا بالا گرفتن غذا. «وقتی که برای رسول خدا (ص) غذا می آوردند، روی زمین می گذاشت.» **عراقی می گوید: این حدیث را احمد، در کتاب زهد، از روایت حسن به گونه مرسل نقل کرده و بزاز نیز نظیر آن را از ابو هریره روایت کرده است در سند این روایت مجاهد است که احمد وی را توثیق کرده و دار قطنی وی را تضعیف نموده است.*** این کار به تواضع نزدیکتر است. اگر روی زمین ممکن نشد، روی سفره بگذارند که یادآور سفر است و انسان به یاد سفر آخرت و نیازمندی به توشه تقوا می افتد.
انس می گوید: «رسول خدا (ص) روی سفره های بزرگ و همچنین در سکرجه ** سکرجه، ظرف کوچکی است که غذای اندکی در آن می توان خورد.*** غذا میل نکرد. پرسیدند ** از راوی یعنی قتاده پرسیدند، چون خبر را بخاری در صحیح خود، ج 7، ص 91، از قول قتاده از انس نقل کرده است و در آنجا آمده است:« از قتاده پرسیدند: پس روی چه غذا می خوردند؟ او در جواب گفت: روی سفره». در جامع ترمذی، ج 7، ص 282 نیز به همین ترتیب ذکر شده است.***: پس روی چه غذا می خوردید؟ گفت: روی سفره (کوچک).»
4- ابتدا که می خواهد کنار سفره بنشیند، خوب بنشیند
(1) و همچنان ادامه دهد.
رسول خدا (ص)، بسیاری از اوقات برای غذا خوردن روی زانوهایش می نشست و پشت پاهایش بر روی زمین قرار می گرفت، و چه بسا پای راستش را به زمین می گذاشت و روی پای چپش می نشست. ** عراقی می گوید: این حدیث را ابو داوود از حدیث عبد الله بن بشیر در ضمن حدیثی، نقل کرده است- آن حدیث چنین است:« سینی چوبی را آوردند، وقتی که حاضران دور سینی جمع شدند، پیامبر( ص) روی دو زانو نشست.» ابو داوود و نسائی از حدیث انس چنین نقل کرده اند:« دیدم او غذا میل می کرد در حالی که از گرسنگی رنگش متغیّر بود.» ابو الحسن بن مقری درباره خصلتهای پاک و اخلاق پسندیده آن حضرت از قول انس نقل می کند:« وقتی که کنار سفره غذا می نشست، روی زانوی چپش می نشست و زانوی راست بر پا می داشت. سپس می گفت:« من بنده ای هستم، همچون بندگان غذا می خورم و چون بندگان رفتار می کنم.» اسناد این روایت ضعیف است.
می گویم: در سنن ابن ماجه، به شماره 3263 آمده است:« گوسفندی را برای پیامبر خدا( ص) هدیه آوردند. آن حضرت موقع خوردن غذا روی دو زانویش نشست و میل فرمود.» در مورد تمام این روایات به کتاب زاد المعاد ابن قیّم جوزی، ج 3، ص 136 مراجعه کنید.***
و می گفت: «من در حال تکیه دادن، غذا نمی خورم، زیرا من بنده خدایم همچون بندگان غذا می خورم و چون بندگان می نشینم». ** سنن ابو داوود، ج 2، ص 313، سنن ابن ماجه به شماره 3262؛ طبرسی در مکارم الاخلاق، ص 27، صحیح بخاری، ج 7، ص 93؛ و کافی، ج 6، ص 270.***
می گویم: از طریق خاصه (شیعه) از امیر المؤمنین (ع) نقل کرده اند که فرمود:
«هر گاه کسی از شما کنار سفره غذا می نشیند، باید همچون بندگان بنشیند و روی زمین غذا بخورد و نباید یک پا را روی پای دیگر گذاشته، چهار زانو بنشیند که این گونه نشستن را خداوند دوست نمی دارد و صاحبش مورد خشم خداست.» ** کافی، ج 6، ص 272، شماره حدیث 10.***
در کافی از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «پیامبر از آغاز بعثت تا وقتی که از دنیا رفت، در حال تکیه دادن غذا میل نفرمود؛ آن حضرت همچون بندگان غذا می خورد و چون بندگان می نشست. پرسیدند: چرا چنین بود؟ فرمود: به خاطر تواضع در پیشگاه خدا.» ** کافی، ج 6، ص 270. در کتاب نهایه در این حدیث آمده است:« من در حالی که تکیه کرده باشم غذا نمی خورم». در زبان عربی به کسی می گویند تکیه داده است که روی فرش درست و استوار نشسته باشد. اما توده مردم، تکیه دهنده به کسی می گویند که در نشست خود به یک طرف متمایل بوده و روی نیمی از بدن تکیه کرده باشد. تاء در کلمه« متکئا» عوض از واو است و اصل آن از وکاء- یعنی چیزی که با آن سر کیسه و غیره را می بندند- گرفته شده است. گویی که او با نشستن روی فرشی که زیر او قرار دارد نشیمنگاه خود را به آن بسته است. معنای حدیث چنین است: من وقت غذا خوردن چنان استوار نمی نشینم مثل کسی که می خواهد زیاد بخورد، بلکه کم می خورم بنابراین نشست من موقّتی است. اما کسی که معنای اتکاء را بر انحراف به یک طرف بدن حمل کرده، بر اساس روش طبی توجیه کرده است؛ زیرا در آن صورت، غذا در مجاری خود بسادگی پایین نمی رود و گوارا نمی شود و چه بسا که اذّیت هم می کند.
مؤلف( مرحوم فیض) در کتاب وافی پس از نقل این کلام می گوید: ظاهر بعضی از اخبار آن است که مقصود از« متکّئی» معنای متعارف در نزد توده مردم است، هر چند که احتمال دارد با همان تفسیری که در کتاب نهایه آمده است توجیه شود.***
در روایت دیگری آمده است: «پیامبر (ص) نمی پسندید که به پادشاهان شباهت پیدا کند، و ما نمی توانیم چنان باشیم.» ** همان مأخذ، ص 272، شماره 8.***
ابو حامد (غزالی) می گوید: «آب خوردن در حال تکیه دادن مکروه است و برای معده زیان آور است و غذا خوردن در حالی که دراز کشیده باشد نیز کراهت دارد. و همچنین غذا خوردن در حال تکیه دادن خوب نیست مگر از قبیل دانه هایی باشد که به صورت تنقّل می خورند.»
5- از غذا خوردن نیّتش آن باشد که بدان وسیله توان اطاعت و بندگی خدا را پیدا کند،
(1) نه آن که قصدش لذت بردن و تنعّم باشد. با وجود این، تصمیم بر کم خوری داشته باشد، زیرا اگر به قصد قدرت بر عبادت غذا بخورد، مطابق نیّتش عمل نکرده مگر آن که کمتر از حد سیری غذا بخورد، به سبب آن که پرخوری مانع از عبادت می شود و انسان توان عبادت پیدا نمی کند. بنابراین لازمه این نیّت در هم شکستن هوای نفس و ترجیح دادن قناعت بر فزون خواهی است.
رسول خدا (ص) فرمود: «آدمیزاده، هیچ ظرفی را پر نمی کند که بدتر از شکمش باشد. چند لقمه ای فرزند آدم را بس است که توان او را حفظ کند، اگر نه یک سوّم (ظرفیت شکم) برای غذا و یک سوم برای آشامیدنی و یک سوم برای نفس کشیدن.» ** این حدیث را ابن ماجه به شماره 3349 در سنن خود نقل کرده است.***
لازمه چنین نیّتی آن است که دست به طرف غذا دراز نکند، مگر وقتی که گرسنه باشد. بنابراین یکی از چیزهایی که باید پیش از غذا خوردن وجود داشته باشد گرسنگی است. وانگهی شایسته است پیش از آن که سیر شود از غذا خوردن دست بکشد، که هر کس این کار را انجام دهد از پزشک بی نیاز باشد. سخن درباره کم خوردن و کیفیّت تدریجی کم خوری، در کتاب سرکوب کردن میل به غذا در بخش مهلکات خواهد آمد.
می گویم: در مصباح الشّریعه ** باب بیست و یکم.*** از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
«کم خوردن در همه حال و نزد همه اقوام پسندیده است، زیرا که هم مصلحت ظاهری دارد و هم مصلحت باطنی.» چهار نوع از خوردنیها ستوده است:
1- به اندازه ضرورت؛ 2- به قدر آمادگی؛ 3- به مقدار روزی خدا دادی؛ 4- به اندازه ای که رمقی باشد.
اما اندازه ضرورت برای برگزیدگان است و مقدار آمادگی، از آن پرهیزگاران شب زنده دار، و اندازه روزی خدا داده برای متوکلان، و به مقدار رمق برای مؤمنان؛ و هیچ چیز برای قلب مؤمن زیانبخش تر از پرخوری نیست، زیرا پرخوری دو پیامد دارد:
یکی قساوت قلب و دیگری انگیزش شهوت. گرسنگی خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب و تندرستی بدن است. رسول خدا (ص) فرمود: «هیچ ظرفی را فرزند آدم پر نکرده است که بدتر از شکمش باشد.» حضرت داوود (ع) فرموده است: «آن لقمه ای که از روی نیاز خورده می شود، ** در مأخذ اصلی به جای« یؤکل اللّقمه»،« ترک اللقمه» آمده است که در آن صورت معنای جمله چنین می شود: ترک یک لقمه غذا با وجود نیاز بدان، نزد من پسندیده تر از بیست شب عبادت است.*** نزد من بهتر است از بیست شب عبادت.» پیامبر (ص) فرمود: «مؤمن با یک روده می خورد و منافق با هفت روده»؛ و نیز پیامبر (ص) فرمود:
«وای به حال مردم از دست دو قبقب»، عرض کردند: یا رسول الله! دو قبقب چیست؟
فرمود: «گلو و فرج.» عیسی بن مریم (ع) فرمود: «هیچ مرضی برای قلب بدتر از قساوت نیست و هیچ مرض روانی مشکلتر از کینه گرسنگی نمی باشد، که این دو باعث دوری (از رحمت حق) و ذلت و خواری است.»
در کتاب کافی از ابو جعفر (ع) رسیده است که فرمود: «هیچ چیز در پیشگاه خداوند، مبغوضتر از شکم پر نیست.» **کافی، ج 6، ص 270، شماره 11.***
از ابی عبد الله (ع) نقل شده که فرمود: «شکم از پر خوری سرکشی می کند. بهترین وقتی که بنده به خدا نزدیکتر می شود وقتی است که شکم سبک باشد و مبغوضترین هنگام بنده در پیشگاه خدا هنگامی است که شکمش پر است.» ** همان مأخذ، ج 6، ص 270.***
از آن بزرگوار است: «خدای متعال پر خوری را دشمن می دارد.» ** همان مأخذ، ج 6، ص 270.***
آن حضرت فرمود: «فرزند آدم ناگزیر از صرف غذاست تا بدان وسیله ارکان بدنش استوار بماند. بنابراین هر گاه کسی از شما غذایی می خورد، باید یک سوم شکمش را برای خوراک و یک سوم را برای آشامیدنی و یک سوم را برای نفس کشیدن قرار دهد، نباید چون خوکان برای سر بریدن فربه شوید.» ** همان مأخذ، ج 6، ص 270.***
از آن حضرت نقل کرده اند که فرمود: «ابوذر- خدایش بیامرزد- از رسول خدا نقل کرده است که فرمود: هر کس از شما (در اثر پرخوری) آروغ بیشتری در دنیا بزند، در آخرت- (و یا) در قیامت- زیاد گرسنگی بکشد.» ** همان مأخذ، ج 6، ص 270.***
6- به مقدار موجود از روزی و غذا راضی باشد
(1) و در راه رسیدن به رفاه و افزون طلبی و به انتظار خورش تلاش نکند، بلکه از کرامت نان آن است که با بودن آن منتظر خورش نباشند چرا که خبر در تکریم نان رسیده است. **همان مأخذ، ج 6، ص 303، شماره 4.***
می گویم: از طریق شیعه، روایاتی از قول پیامبر (ص) در کافی آمده است که فرمود: «نان را محترم بشمارید، عرض کردند: یا رسول الله! احترام نان چگونه است؟
فرمود: وقتی که روی سفره گذاردند، نباید منتظر چیز دیگری بود.» ** کافی، ج 6، ص 287، شماره 6 و 7، مکارم الاخلاق، ص 176.***
از پیامبر (ص) نقل شده است، فرمود؛ «خدایا! نان را برای ما با برکت فرما و بین ما و او جدایی مینداز؛ زیرا اگر نان نبود ما نماز و روزه نداشتیم و واجبات الهی را نمی توانستیم ادا کنیم.» ** همان مأخذ، ص 287.***
از آن حضرت (ص) است که فرمود: «نان را گرامی بدارید، زیرا آنچه بین عرش تا زمین است و هر چه در آن است و بسیاری از مخلوقات در راه آن کار کرده اند.» ** همان مأخذ، ص 287.***
از آن بزرگوار است که فرمود: «پیکر آدمی بر نان استوار است.» ** همان مأخذ، ص 287.***
ابو حامد می گوید: «بنابراین، هر چه باعث دوام قوّت و توانایی بر عبادت گردد خیر کثیر است و شایسته نیست آن را کوچک شمارند، بلکه نباید نان را به خاطر نماز هر چند وقت نماز فرا رسیده- در صورتی که وقت نماز وسیع باشد- معطّل گذاشت.»
رسول خدا (ص) فرمود: «وقتی که شام حاضر شد و وقت نماز عشاء نیز فرا رسید، شام را پیش از نماز عشاء بخورید.» ** این حدیث را بخاری در صحیح، ج 7، ص 107، از انس بن مالک نقل کرده و احمد نیز در مسند خود از او نقل کرده و در کتاب الفتح الربانی، ج 17، ص 91، همین طور است و در جلد اول این کتاب از نسائی و دیگران نیز گذشت.***
هر گاه نفس میلی به غذا نداشت و در تأخیر غذا زیانی نبود بهتر آن است که نماز را مقدم بدارند، اما وقتی که غذا حاضر شود و نماز را به پا دارند، تأخیر غذا باعث سرد شدن آن و یا تشویش فکر شود، مقدم داشتن غذا- در صورت وسعت وقت نماز- بهتر است، چه نفس تاب و توان داشته باشد و یا نداشته باشد، چون این خبر عام است و از طرفی چون غالبا قلب آدمی به غذای سر سفره بی میل نیست، هر چند گرسنه هم نباشد.
7- بکوشد تا دستهای زیادی- هر چند از خانواده و فرزندان خودش باشند- به سمت غذا دراز شود،
(1) رسول خدا- صلی الله علیه و آله- فرمود؛ «دسته جمعی غذا بخورید که برای شما با برکت باشد.» ** ابن ماجه به شماره 3286 نقل کرده است.***
انس می گوید: «رسول خدا (ص) هیچ گاه تنها غذا نمی خورد.» ** طبرسی در مکارم الاخلاق، ص 32 در ضمن حدیثی آورده است.***
می گویم: در کافی از امام صادق (ع) نقل شده، می گوید: «رسول خدا (ص) فرمود:
غذایی که چهار خصوصیّت در آن جمع باشد، کامل است: از حلال باشد، خورندگان زیاد باشند، در اول غذا بسم الله بگویند، و در آخر، حمد خدا را بجا آورند.» ** مکارم الاخلاق، ج 6، ص 273.***