راه روشن جلد دوم(ترجمه المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء)

نویسنده : ملامحسن فیض کاشانی مترجم : سید محمدصادق عارف

تتمه کتاب اسرار نماز

(1) بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
حمد و ستایش تو راست ای کسی که حمد و ستایش را کلید یاد خود ساخته ای، و یکی از راههای اعتراف به یگانگی خود کرده ای، و سببی برای مزید بخشش و انعام، و راهی روشن برای خواستاران فضل و احسان خود قرار داده ای.
و درود فراوان بر پیامبر بزرگ تو که رهنمای درست ترین راههای توست و بر خاندان پاک او که پیشوایان راه هدایت و چراغهای فروزان در تاریکیها و ظلمت اند.

باب چهارم در امامت و اقتدا

(1) می گویم: غزّالی در این باب وظایفی را که امام و مأموم اضافه بر حال انفراد بر عهده دارند بر اساس طریقه خود ذکر کرده است و ما آن را مطابق روش اهل بیت (ع) به شرح زیر بیان می کنیم و توفیق از خداوند است.
1- از جمله شرایط امام این است که مؤمن یعنی دوازده امامی، عادل و از نظر دین مورد وثوق و امین باشد؛
(2) همان گونه که در اخبار وارد شده است، و بر حسب آنچه اجازه داده شده می توان به همین که امام معلوم الفسق نباشد بسنده کرد. در من لا یحضره الفقیه آمده که امام صادق (ع) فرموده است: «در نماز به سه کس نباید اقتدا کرد: کسی که مجهول و ناشناخته است؛ دیگر غلّو کننده هر چند آنچه را می گویی بگوید؛ و آن که متجاهر به فسق است اگر چه میانه رو باشد». **همان مأخذ، ص 104، شماره 21.*** و مراد از مجهول کسی است که مذهب و اعتقاد او شناخته نیست نه این که عدالت او مجهول باشد، زیرا امام (ع) او را در ردیف متجاهر به فسق قرار داده است. همچنین منظور از میانه رو کسی است که در عقیده معتدل و میانه رو باشد، یعنی غلوّ کننده و یا مقصّر نباشد، ظاهر عبارت حدیث همین را می رساند.
در تهذیب از ابی جعفر امام باقر (ع) روایت شده که فرموده است: «هر گاه مردی را که در نماز بر مردم امامت می کند و قرآن می خواند نمی شناسی، در پشت سر او حمد و سوره مخوان و نماز او را معتبر بدان.» **همان مأخذ، ج 1، ص 331 زیرا اصل در مسلمانان عدالت است.***
در الفقیه آمده که علیّ بن محمّد و محمّد بن علی (ع) فرموده اند: «هر کس خدا را جسم بداند به او زکات ندهید، و در پشت سر او نماز نخوانید.» **همان مأخذ، ص 104، شماره 24.***
ابو عبد اللّه برقی به ابی جعفر الثّانی امام جواد (ع) نوشت: فدایت شوم آیا جایز است در پشت سر کسی که بر پدر و جدّ تو توقّف کرده (به امامت آنها معتقد نیست) نماز خواند؟ پاسخ داد: «در پشت سر او نماز مخوان.» ** همان مأخذ، ص 104، شماره 25.***
عمر بن یزید از ابی عبد اللّه (ع) در باره امام جماعتی پرسید که در همه امور نسبت به او باکی نیست و داناست، جز این که به پدر و مادرش سخنان تندی می گوید که آنان را به خشم می آورد، آیا در پشت سر او نماز بگزارم، امام (ع) فرمود: «مادام که به طور قطع عاقّ آنها نشده در پشت سرش نماز بگزار.» ** همان مأخذ، ص 104، شماره 26 تا 28.***
محمّد بن علی حلبی از ابی عبد اللّه (ع) روایت کرده است که فرمود: «در پشت سر کسی که شهادت به کفر تو داده و یا به کفر او شهادت داده ای نماز مگزار.» ** همان مأخذ، ص 104، شماره 26 تا 28.***
سعد بن اسماعیل از پدرش از امام رضا (ع) روایت کرده که گفته است: از آن حضرت درباره مردی پرسیدم که مرتکب گناه می شود آیا می توانیم در پشت سر او نماز بگزاریم یا نه؟ فرمود: «نه». ** همان مأخذ، ص 104، شماره 26 تا 28.***
2- امام باید حلال زاده باشد،
(1) یعنی کسی او را زنازاده نداند؛ دیگر آن که مرد بوده و از جذام و پیسی سالم باشد، و حدّ شرعی نخورده و اعرابی نباشد و اعراب کلمات را غلط نخواند و زمین گیر نباشد، هر چند در اینها به عذری معذور باشد، امّا او می تواند در همه این موارد بر امثال و نظایر خود امامت کند. سیّد مرتضی امامت زن را مطلقا جایز ندانسته، و دیگران امامت زن را بر امثال خود جایز شمرده اند. امامت مسافر برای حاضران و بالعکس، امامت کسی که در غلّ و زنجیر است بر آزادها، مفلوج بر تندرستها، تیمّم کننده بر وضو دارنده ها، نابینا بر بینایان در صحرا مگر این که روی او را به قبله کنند، برده جز برای خانواده اش، مکروه است.
3- امام جماعت نباید بر گروهی که او را دوست نمی دارند و مبغوض آنهاست امامت کند؛
(1) و اگر آنها در باره او اختلاف کنند نظر اکثریّت معتبر است؛ و اگر اقلیّت اهل دین و صلاح باشند تأمین نظر آنها سزاوارتر است.
در حدیث است: «نماز سه کس از سر آنها بالاتر نمی رود: «بنده فراری، زنی که شوهرش بر او خشمگین باشد و امام گروهی که آنها از او کراهت دارند.» ** سنن ابن ماجه، شماره 971؛ شیخ در امالی، ص 121؛ سنن ترمذی، ج 2، ص 154.***
سزاوار است کسی را که ملازم مسجد و امام راتب آن است، و در صورت انعقاد جماعت در منزل، صاحب منزل را مقدّم بدارند؛ و پس از او آن که به سنّت عالمتر و در دین داناتر است؛ پس از او آن که در هجرت دارای سبقت است؛ پس از او آن که از نظر سنّ بزرگتر است مقدّم شود.
در برخی اخبار آمده سه دسته اخیر را به ترتیب مذکور بر اعلم مقدّم بدارند ** کافی، ج 3، ص 376؛ الفقیه، ص 103، شماره 11؛ تهذیب، ج 1، ص 122***، لیکن صحیح همان است که بیان کردیم.
در الفقیه مذکور است که پیامبر (ص) فرمود: «امام هر گروهی نماینده آن گروه است؛ بنابر این با فضیلت ترین افراد را مقدّم بدارید.» ** الفقیه، ص 103، شماره 12، 14، 15.***
و نیز فرموده است: «اگر شاد می شوید که نمازتان پاکیزه باشد نیکانتان را مقدّم بدارید.» ** الفقیه، ص 103، شماره 12، 14، 15.***
ابو ذر غفاری گفته است: امام تو در نزد خداوند شفیع توست، پس سفیه و فاسق را شفیع قرار ندهید. ** الفقیه، ص 103، شماره 12، 14، 15.***
همان گونه که از مقدّم داشتن امامی که مأمومین از وی کراهت دارند نهی شده، از تقدّم امامی که در پشت سر او کسانی وجود دارند که از او فقیه تر و قرائت آنها صحیحتر می باشد نیز منع شده است.
در الفقیه آمده که پیامبر خدا فرموده است: «هر کس در جمعی به امامت نماز بگزارد و در میان آنها کسی عالمتر از او وجود داشته باشد، کار آنها تا روز قیامت پیوسته رو به پستی خواهد بود.** الفقیه، ص 103، شماره 13؛ تهذیب، ج 1، ص 130.***

بلی، اگر کسی که سزاوارتر از اوست از امامت در نماز امتناع کند، وی تقدّم خواهد داشت؛ و در غیر مواردی که ذکر شد چنانچه او را مقدّم بدارند، و بداند که می تواند به شرایط امام جماعت عمل کند باید تقدّم را بپذیرد، و سزاوار نیست از قبول آن شانه خالی کند، مگر این که عادت به آن نداشته، و بر اثر شرم از مأمومین به ویژه در جهر به قرائت دلش مشغول شود و اخلاص او در نماز از میان برود.
اگر کسی را میان اذان و پیشنمازی مخیّر کنند سزاوار است پیشنمازی را اختیار کند، زیرا آن افضل است. جمع میان هر دو در نزد ما (شیعه) کراهتی ندارد، زیرا همان گونه که اصحاب ما روایت کرده اند این امر از سوی پیامبر (ص) واقع شده و بسا اوقات که آن حضرت خودش اذان می گفت و دیگری اقامه می خواند و یا عکس آن صورت می گرفت.
بر خلاف آنچه غزّالی گمان کرده است در امامت نماز هیچ خطری نیست، زیرا از نظر ما امام تنها قرائت حمد و سوره را تحمّل می کند، همان گونه که در الفقیه ** همان مأخذ، ص 103، شماره 16.*** از امام صادق (ع) روایت شده و گفتار پیامبر (ص) که فرموده است: «امام ضامن و اذان گو امین است» ** سنن ابن ماجه، شماره 981؛ سنن ابو داود، ج 1، ص 123.*** بر همین امر یا بر اذکاری که مأموم سهوا ترک می کند حمل می شود؛ البتّه بجز تکبیرة الاحرام، چنان که در همان کتاب از عمّار ساباطی ** الفقیه، ص 110، شماره 199.*** نقل شده که از ابی عبد اللّه (ع) در باره مردی پرسید که در پشت سر امام جماعت پس از گفتن تکبیرة الاحرام دچار شکّ شده و در نتیجه دیگر کلمه ای بر زبان نیاورده و تکبیر و تسبیح نگفته، و تشهد نخوانده و سلام نگفته است، امام (ع) فرمود: «هر گاه در پشت سر امام شکّ کرده نمازش درست است و چیزی بر او نیست و دو سجده سهو هم لزومی ندارد»، زیرا امام ضامن نماز کسی است که در پشت سرش نماز می گذارد.
محمّد بن سهل از امام رضا (ع) روایت کرده که فرموده است: «امام شکوک کسی را که در پشت سر او نماز می گزارد بجز تکبیرة الاحرام بر عهده دارد.» ** الفقیه، ص 110، شماره 120.***
شیخ صدوق گفته است: آنچه ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده به هنگامی که از آن حضرت پرسیده است: آیا امام ضامن نماز مأموم است؟ امام (ع) فرموده است:
«نه»، با خبر عمّار ساباطی و حدیث مذکور از امام رضا (ع) منافات ندارد؛ زیرا امام در صورتی ضامن نماز مأموم است که چیزی از نماز بجز تکبیرة الاحرام را سهوا ترک کند؛ لیکن هر گاه به عمد چیزی را ترک کند امام ضامن نیست.
شیخ صدوق گفته است: برای حدیث مذکور وجه دیگری نیز وجود دارد و آن این است که امام ضامن نیست نماز را با مأمومین به اتمام برساند، زیرا ممکن است پیش از اتمام نماز پیشآمدی برای او روی دهد یا متذکّر شود که وضو ندارد. آنچه این مطلب را تأئید می کند روایت جمیل بن درّاج از زراره از امام باقر یا امام صادق (ع) است. او می گوید: من از آن حضرت پرسیدم مردی به امامت با گروهی نماز گزارد، چون دو رکعت خواند به آنها خبر داد که او وضو ندارد. امام فرمود: «مأمومین نماز را تمام کنند، زیرا بر امام ضمانتی نیست.» ** الفقیه، ص 110، شماره 122.***
غزّالی می گوید: برخی از پیشینیان گفته اند: پس از پیامبران هیچ کس برتر از عالمان نیست، و پس از عالمان کسی برتر از ائمّه جماعت نیست، زیرا اینان واسطه میان خدا و خلق او می باشند، پیامبران با رسالت، عالمان با علم و اینان با توسّل به ستون دین که نماز است.
4- امام جماعت باید با خلوص کامل برای رضای خداوند پیشنمازی کند،
(1) و در طهارت و همه شرایط نماز امانت الهی را به انجام رساند. این گفته غزّالی است و نیز می گوید:
امّا منظور از اخلاص این است که برای پیشنمازی اجرت نگیرد، چه پیامبر خدا (ص) عثمان بن ابی العاص ثقفی را به مأموریت فرستاد و به او فرمود: «کسی را به گفتن اذان بگمار که اجرت نگیرد» **سنن ابو داود، ج 1، ص 126، سنن نسائی؛ ج 2، ص 23.***. اذان راه ورود به نماز، و امامت خود نماز است؛ پس سزاوارتر است به این که در برابر آن اجرت گرفته نشود. امّا اگر از محلّ درآمد موقوفه ای که به امرار معاش امام مسجد تخصیص داده شده و یا از سوی حاکم و یا از طرف مردم مقرّری اخذ کند حکم به حرمت آن نشده، لیکن مکروه است و کراهت در واجبات سخت تر از کراهت در مستحبّات است. این مقرّری در حقیقت اجرت حضور مستمرّ او در محلّ و مراقبت او بر حفظ مصالح مسجد از لحاظ نماز جماعت است، و اجرت برگزاری نماز نیست.
امّا مقصود از امانت طهارت باطن از فسق و معاصی کبیره و عدم اصرار بر صغیره است. کسی که نامزد پیشنمازی است سزاوار است از تلاش در راه رسیدن به آن اجتناب کند، زیرا او به منزله نماینده و شفیع مردم است و باید بهترین آنها باشد.
همچنین طهارت ظاهر را از حدث و باطن را از خبث و پلیدی حفظ کند، زیرا این امری است که جز خود او کسی بر آن آگاه نیست؛ و اگر در اثنای نماز متذکّر شود که طهارت ندارد یا طهارتش شکسته شده باید شرم نکند، بلکه دست کسی را که به او از همه نزدیکتر است بگیرد و او را در جای خود قرار دهد.
5- اذان گو باید اقامه را به اندازه ای که مردم برای نماز آماده شوند به تأخیر اندازد.
(1) در خبر آمده که پیامبر (ص) فرموده است: «اذان گو میان اذان و اقامه به اندازه ای مهلت دهد که خورنده طعامش را بخورد، و صاحب حاجت از قضای آن فارغ گردد». ** مستدرک حاکم، ج 1، ص 204.*** چه آن حضرت از حبس بول و غایط در حال نماز نهی کرده است ** تهذیب، ج 1، ص 299.***، و دستور داده شده است که برای تحصیل فراغ قلب خوردن شام شب را بر نماز عشاء مقدّم بدارند. ** سنن ابن ماجه، شماره 933؛ مسند احمد، ج 2، ص 20.*** این گفته غزّالی است.
و نیز گفته است: سزاوار نیست برای این که جمعیّت نمازگزار زیاد شود در برگزاری نماز تأخیر گردد؛ بلکه بهتر آن است که برای درک فضیلت اوّل وقت هر چه زودتر نماز خوانده شود. گفته شده است: در صدر اسلام چون دو نفر به جماعت حاضر می شدند منتظر سوّمین نمی شدند، و در نماز میّت اگر چهار نفر حاضر بود انتظار پنجمین را نمی کشیدند.
6- نباید در حال گفتن اقامه، نماز مستحب خوانده شود،
(2) و هنگامی که اذان گو «قد قامت الصّلاة» گفت باید برای نماز برخیزند و دیگر سخن نگویند. امام صادق (ع) فرموده است: «هنگامی که اذان گو قد قامت الصلاة بگوید باید کسانی که در مسجدند برخیزند و یکی از خودشان را (برای گزاردن نماز) مقدّم بدارند». **تهذیب شیخ طوسی، ج 1، ص 126 بنا بر شماره های آن، و سهو و اشتباه و بی ترتیبی در شماره گذاری آن بر کسی پوشیده نیست، بنا بر شماره گذاری ما ص 257 است.***
در خبر صحیح از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است: هنگامی که اذان گو قد قامت الصلاة بگوید سخن گفتن بر اهل مسجد حرام می شود، مگر آن که از نقاط مختلف به مسجد آمده و امامی نداشته باشند، که در این صورت اشکالی ندارد یکی از آنان به دیگری بگوید: پیشنمازی کن ** تهذیب شیخ طوسی، ج 1، ص 149.***
7- باید مأمومین جلوتر از امام نایستند،
(1) بلکه عقب تر از او قرار گیرند. امّا تساوی امام و مأموم در موقف را اکثر فقیهان جایز دانسته و دسته ای دیگر منع کرده اند، و احوط همین است، مگر آن که مأموم یک نفر باشد که در این صورت در سمت راست امام می ایستد، و در این باره اختلافی نیست. اگر مأموم یک زن باشد باید با رعایت تأخّر از امام در سمت راست او بایستد؛ و کودک، هر چند برده باشد، باید جلوتر از زن بایستد.
اگر امام زن باشد و ما پیشنمازی زن را جایز بدانیم باید زنانی که به او اقتدا می کنند در دو طرف او بایستند، همچنین است وضع نمازگزار برهنه که با برهنگان نماز می گزارد جز این که امام زانوهایش را مقدّم بدارد.
به تنهایی در یک صف ایستادن مکروه است. در حدیث آمده است که عثکل **تهذیب شیخ طوسی، ج 1، ص 333( بنابر شماره گذاری ما) به سند خود از ابی عبد اللّه(ع) از امیر مؤمنان(ع) از پیامبر( ص) که پس از این از آن حضرت پرسیدند عثکل چیست؟ فرمود:« این که در عقب صفوف به تنهایی نمازگزاری، پس اگر دخول در صف ممکن نیست در کنار امام بایستد و نمازش درست است، لیکن اگر او با صف مخالف است نمازش باطل است.»*** نباشید، و چنانچه داخل شدن در صفوف باعث تنگی جا و امثال آن می شود ممکن است یکی از مأمومین را به کنار خود بکشاند و صفی تشکیل دهد. اگر این هم ممکن نباشد می تواند پهلوی امام بایستد.
8- باید اهل فضل و کسانی که از نظر علم و عمل و عقل مزیّت و برتری دارند در صف نخست قرار گیرند،
(2) و آنها که در مرتبه پایین تری از آنها هستند صف دوّم را تشکیل دهند. پیامبر (ص) به همین گونه دستور داده و فرموده است: «خردمندان در پشت سر من بایستند و دیگران در پشت سر آنها»؛ ** سنن نسائی، ج 2، ص 90، سنن ابو داود، ج 1، ص 156.*** سپس کودکان و پس از آنها زنان.
امام باقر (ع) فرموده است: «آنهائی که در پشت سر امام ایستاده اند باید صاحبان خرد و اندیشه باشند تا چنانچه امام دچار فراموشی یا درماندگی شود او را یادآور شوند.» ** کافی ج 3، ص 372، تهذیب ج 1، ص 329.***
امام کاظم (ع) فرموده است: «نماز در صف اوّل مانند جهاد در راه خداست.» ** الفقیه، ص 105، شماره 52.***
کافی روایت کرده است: «فضیلت صفوف سمت راست بر چپ مانند فضیلت نماز جماعت بر فراداست.» ** همان ماخذ، ج 3، ص 373، شماره 8.***
9- امام نباید پیش از آن که صفّها مرتّب شود تکبیرة الاحرام بگوید؛
(1) لذا باید پیش از تکبیر به طرف راست و چپ خود بنگرد تا اگر نامرتّبی در صفّ دید به رفع آن دستور دهد. گفته اند: اصحاب در صف جماعت شانه های خود را کنار هم قرار می دادند و قوزک پاها را به هم می چسباندند. پیامبر (ص) مردی را دید که سینه اش را از صف جلو آورده است فرمود: «ای بندگان خدا صفّهایتان را مرتّب کنید تا خداوند رویهایتان را از همدیگر نگرداند.» ** صحیح مسلم، ج 2، ص 31؛ سنن نسائی، ج 2، ص 89؛ سنن ابو داود، ج 1، ص 153.***
در الفقیه آمده که پیامبر (ص) فرموده است: «صفّهایتان را راست کنید، چه من همان گونه که از جلو و پیش رو شما را می بینم از پشت سر خود نیز شما را مشاهده می کنم؛ مخالفت نکنید تا خداوند دلهایتان را مخالف هم نکند.» **همان مأخذ، ص 105، شماره 52.***
در تهذیب از آن حضرت نقل شده که فرموده است: «صفّهایتان را راست کنید، و دوشهایتان را محاذی و کنار هم قرار دهید تا شیطان بر شما چیره نشود»؛ ** همان مأخذ، ص 333، بر حسب شماره گذاری ما و 201 مطابق آنچه شماره گذاری شده است.*** و در حدیث دیگری است: «مرتّب بودن صفّها از شرایط نماز کامل است.»
از پیامبر اکرم (ص) روایت است: «هیچ گامی نزد خداوند محبوبتر از گامی نیست که انسان به وسیله آن به صف (جماعت) می پیوندد.» **سنن ابن ماجه، شماره 933، صحیح مسلم، ج 2، ص 30.*** در الفقیه آمده که حلبی از ابی عبد اللّه (ع) روایت کرده که فرموده است: «من در تشکیل صفوف میان ستونها اشکالی نمی بینم»؛ و نیز فرموده است: «اگر در میان صفوف فاصله ای می بینید آن را پر کنید، و ضرر ندارد که اگر در صف اول جا تنگ است به طور منحرف به صفی که در پشت سر توست بازگردی.» **همان مأخذ، ص 105، شماره 53 و ص 106، شماره 54.***
زراره از ابی جعفر امام باقر (ع) روایت کرده که فرموده است: «باید صفها کامل و افراد به هم پیوسته باشند و میان دو صف بیش از یک قدم باز نباشد، بلکه به اندازه پیکر انسانی که سجده کند فاصله وجود داشته باشد.» ** همان مأخذ، ص 105، شماره 53 و ص 106، شماره 54.***
ابو جعفر امام باقر (ع) فرموده است: «اگر قومی نمازگزارند و میان آنها و امام بیش از یک قدم فاصله باشد، دیگر او امام آنها نیست؛ و مأمومین هر صف که با امام نماز می گزارند اگر فاصله صف آنها با صف جلو به اندازه یک قدم بیشتر باشد نماز آنها درست نیست؛ و اگر پرده ای یا دیواری میان صفها حایل باشد نیز نماز آنها باطل است مگر نماز کسی که مقابل درگاه قرار گرفته است»؛ و فرمود: «این محرابها را جبّاران به وجود آورده اند و نماز کسی که اقتدا می کند به شخصی که در محراب است درست نیست»؛ و نیز فرمود: «هر زنی که در پشت سر امامی نماز بخواند و میان او و امام به اندازه یک قدم بیشتر فاصله باشد نماز او باطل است. راوی می گوید: عرض کردم: اگر شخصی بیاید و بخواهد نماز بگزارد و این زن هم در کنار مرد ایستاده باشد چه باید بکند؟ فرمود: میان آن زن و مرد می ایستد و زن کمی عقب می رود.» ** الفقیه، ص 106، شماره 55.***
10- پیشنماز باید نیّت امامت کند
(1) تا به ثواب آن برسد، و اگر نیّت امامت نکند و مأمومین نیّت اقتدا به او کرده باشند نماز مأمومین درست است و به فضیلت جماعت رسیده اند. نیّت اقتدا و تعیین امام و متابعت از او در افعال چنانچه مأمومین او را پسندیده اند بر آنها واجب است، و متابعت به این معناست که در افعال بر او پیشی نگیرند یا آنها را متأخّر از او و یا مقارن با او انجام دهند. در حدیث نبوی (ص) است که: «امام بدان سبب امام قرار داده شده تا از او پیروی کنند، چون او به رکوع رود آنها رکوع کنند و هنگامی که به سجده رود آنها هم سجده کنند.» ** المصابیح بغوی، ج 1، ص 77 به طور مبسوطتر، سنن ابن ماجه، شماره 1238.***
شیخ صدوق گفته است: برخی از مأمومین نمازشان باطل است؛ آنها کسانی هستند که در رکوع و سجود و سر برداشتن از سجده بر امام پیشی می گیرند. بعضی از آنها تنها ثواب یک نماز عایدشان می شود و آنان کسانی هستند که افعال نماز را مقارن با امام انجام می دهند. دسته ای از آنها که در همه چیز از امام متابعت می کنند ثواب بیست و چهار رکعت به آنها داده می شود، آنان کسانی هستند که پس از رفتن امام به رکوع، رکوع می کنند، و پس از او به سجده می روند، و پس از او سر از سجده برمی دارند. ** بحار، ج 18، ص 627.***
غزّالی می گوید: شایسته نیست مأموم مقارن با امام رکوع و سجود کند، بلکه باید در افعال متأخّر از او باشد، و هنگامی به سجود رو آورد که پیشانی امام به موضع سجده رسیده باشد، صحابه همین گونه به پیامبر خدا (ص) اقتدا می کردند. همچنین زمانی برای رکوع خم شود که امام کاملا به حدّ رکوع رسیده باشد. گفته اند: مردمی که از نماز فارغ می شوند سه گونه اند: بعضی نمازشان برابر با بیست و پنج نماز است و آنها کسانی هستند که تکبیرات و رکوع را پس از رکوع امام به جا آورده اند. گروهی تنها به ثواب یک نماز رسیده اند؛ اینها آنانی هستند که افعال نماز را مقارن با امام انجام داده اند؛ و دسته ای بدون نماز از محل خارج می شوند و اینها کسانی هستند که در افعال بر امام پیشی گرفته اند.
در این امر اختلاف است که آیا هنگامی که امام در حال رکوع است باید منتظر بماند تا کسانی که وارد مسجد می شوند به نماز او بپیوندند و ثواب جماعت و فضیلت همین رکعت را درک کنند؟ شاید این انتظار، اگر با اخلاص همراه باشد، و برای مأمومین حاضر تفاوتی ایجاد نکند اشکالی نداشته باشد، زیرا مراعات حقّ آنان در ترک طولانی کردن رکوع است.
می گویم: جابر جعفی از ابی جعفر امام باقر (ع) در باره همین مسأله پرسید، امام فرمود: «ای جابر! چقدر پرسش تو شگفت آور است، به اندازه دو برابر رکوع خود منتظر باش اگر ملحق نشدند سر از رکوع بردار.» ** تهذیب، ج 1، ص 259.***
اگر مأموم پیش از امام سر از رکوع یا سجود بردارد. یا برای ادای آنها خم شود باید به حال اوّل خود برگردد. گفته شده است که در صورت فراموشی وظیفه او برگشتن است لیکن اگر به عمد مرتکب این کار شده به سبب زیادتی رکن نماز او باطل است. بیشتر روایات معتبر قول اوّل را تأیید می کنند هر چند قول دوّم مشهورتر است؛ و جایز است که زیادتی عمدی رکن در این جا بخشیده باشد.
در این که آیا متابعت امام در اقوال واجب است یا مستحبّ، بیشتر اصحاب ما (شیعه) قائل به استحبابند، لیکن متابعت احوط است.
11- امام باید شش تکبیر افتتاحیّه را آهسته، و تکبیرة الاحرام را بلند بگوید
(1) و همه اذکار بویژه تشهّد را به نحوی ادا کند که کسانی که در پشت سر اویند بشنوند، و مأمومین پشت سر او نباید صدای خود را به امام بشنوانند. مأموم در پشت سر امام شیعی نباید حمد و سوره بخواند بلکه در نماز جهریّه به هنگام خواندن حمد و سوره باید سکوت کند، و در نماز اخفاتیّه ممکن است تسبیح بخواند. در حدیث از امام باقر (ع) روایت شده که فرموده است: «امیر مؤمنان (ع) می فرمود: کسی که در پشت سر امامی که به او اقتدا کرده حمد و سوره بخواند بر غیر فطرت خود مبعوث خواهد شد.» ** کافی، ج 3، ص 378؛ تهذیب، ج 1، ص 330.***
در این مورد اخبار دیگری از اهل بیت (ع) روایت شده است. بلی، اگر نماز جهریّه باشد و او حتّی همهمه امام را نشنود مستحبّ است حمد و سوره را بخواند، چنان که در روایات معتبر آمده ** کافی، ج 3، ص 377، شماره 2 و 3؛ علل الشرایع، ص 116، تهذیب، ج 1، ص 254؛ استبصار، ج 1، ص 427.***؛ و در برخی از این روایات است که اشکالی ندارد که سکوت کند یا حمد و سوره بخواند. همچنین هر گاه دیرتر به نماز رسیده و مشغول یکی از دو رکعت اوّل نماز است در حالی که امام به یکی از دو رکعت آخر مشغول است باید در این جا نیز حمد و سوره بخواند چنان که در بعضی از روایات معتبر آمده است. گفته شده است:
ترک قرائت در غیر دو صورت اخیر مستحبّ است و واجب نیست. و نیز گفته شده: این امر اختصاص به نماز جهریّه دارد، و نیز گفته اند: در این باره اقوال پراکنده دیگری وجود دارد امّا صحیح همان است که گفتیم؛ زیرا قرائت امام به جای قرائت مأموم است. در خبر صحیح از بکر بن محمّد ازدی از امام صادق (ع) روایت است که فرمود: «من برای انسان نمی پسندم که در پشت سر امام نمازی بگزارد که امام در آن حمد و سوره را آهسته می خواند، و وی مانند الاغ ایستاده باشد و چیزی نخواند»، می گوید به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، پس او چه باید بکند؟ فرمود: «تسبیح بگوید». ** تهذیب، ج 1، ص 331؛ قرب الاسناد، ص 18؛ الفقیه، ص 107.***
امّا قرائت از کسانی که در پشت سر امام غیر شیعی نماز می گزارند ساقط نیست، بلکه قرائت بر آنان واجب است هر چند به صورت حدیث نفس باشد، و بنابر آنچه از روایات معتبر استفاده می شود باید به خواندن حمد اکتفا کنند. ** کافی، ج 3، ص 373؛ استبصار؛ ج 1، ص 429، تهذیب، ج 1، ص 255.***
در خبر صحیح آمده است که راوی گفت به آن حضرت عرض کردم: کسی است که در نماز به او اقتدا نمی کنم (شیعی نیست) فرمود: «پیش از آن که او از قرائت فارغ شود قرائت خود را تمام کن، زیرا تو در محدودیّت هستی؛ و اگر او پیش از تو از قرائت فارغ شود قرائت را قطع و با او رکوع کن.» ** تهذیب، ج 1، ص 331.***
مستحبّ است هنگامی که امام از قرائت سوره حمد فارغ شد مأموم الحمد للّه ربّ العالمین بگوید؛ همچنین در موقعی که امام سمع اللّه لمن حمده می گوید، مأموم به گفتن الحمد للّه ربّ العالمین اکتفا کند.
کراهت دارد که امام تنها برای خودش دعا کند و مأمومین را در نظر نگیرد، زیرا این کار خیانت است. 12- امام باید حال ضعیفترین مأمومین خود را در نماز رعایت کند.
(1) امیر مؤمنان (ع) فرموده است: «آخرین سخنی که از زبان محبوب قلبم پیامبر (ص) شنیدم این بود که فرمود: ای علی! چون نماز (به جماعت) بگزاری مانند ضعیفترین مأمومین خود آن را به جا بیاور و کسی را به اذان گفتن بگمار که بر اذانش اجرت نخواهد.** الفقیه، ص 76، شماره 7؛ تهذیب، ج 1، ص 217.***

در خبر صحیح از امام صادق (ع) روایت شده که فرموده است: «پیامبر (ص) نماز ظهر و عصر را برگزار کرد، و دو رکعت از آنها را سبک به جا آورد. چون از مسجد باز می گشت مردم گفتند: ای پیامبر خدا آیا در نماز چیز تازه ای پدید آمده؟ فرمود: چه چیزی؟ عرض کردند: در دو رکعت آخر تخفیف دادی؛ به آنها فرمود: آیا داد و فریاد کودک را نشنیدید؟» ** تهذیب، ج 1، ص 331؛ علل الشرایع صدوق، ص 122،( بطور اختصار) عدّه الداعی ابن فهد؛ مستدرک الوسائل، ج 1، ص 497.*** در حدیث سماعه آمده که امام (ع) فرمود: «کسی که توانایی دارد رکوع و سجودش را طولانی کند باید به قدر توان خود طول دهد لیکن امام جماعت نباید (نماز را) با آنها طولانی کند، زیرا در میان مردم افراد ضعیف و حاجتمند وجود دارد. همانا پیامبر خدا (ص) چون با جماعت نماز می خواند آن را سبک به جا می آورد.» ** تهذیب، ج 1، ص 155.***
غزّالی می گوید: در جماعت بویژه در هنگامی که جمعیّت زیاد باشد نماز را سبک برگزار کردن سزاوارتر است. پیامبر خدا (ص) فرموده است: «هر گاه یکی از شما به امامت با مردم نماز بگزارد باید آن را سبک به جا آورد، زیرا در میان آنها افراد ناتوان و سالخورده و حاجتمند وجود دارد، و چون نماز را منفرد بخواند هر چه بخواهد آن را طولانی کند.» **سنن نسائی، ج 2، ص 94؛ مسند احمد، ج 2، ص 271، صحیح مسلم، ج 2، ص 43.***
معاذ بن جبل نماز عشاء را با مردم به امامت می خواند و در آن سوره بقره را قرائت کرد. یکی از نمازگزاران از صف جماعت بیرون شد و نماز را فرادا تمام کرد. مردم گفتند: این مرد منافق است. آنها نزد پیامبر خدا (ص) شکایت کردند، آن حضرت معاذ را سرزنش و منع کرد و به او فرمود: «آیا تو شیطانی؟ سوره (سبّح) و (السماء و الطّارق) و (الشّمس و ضحاها) را بخوان.» ** سنن ابن ماجه، شماره 686، غیر از او هم این را روایت کرده است.***
می گویم: شیخ صدوق این خبر را با تفاوت کمی در الفقیه ذکر کرده است. ** همان مأخذ، ص 106، شماره 66.***
شهید در کتاب ذکری گفته است: اگر امام بداند مأمومین طولانی خواندن نماز را دوست دارند، مستحب است نماز را طولانی کند، و بعضی اخبار هم دلالت بر این معنا دارد؛ لیکن باید این امر منحصر شود به جایی که امام به تمایل همه مأمومین یقین داشته باشد.
13- امام نباید از جایگاه نماز خود برخیزد، مگر آنگاه که عقب ماندگان، نماز خود را تمام کرده باشند،
(1) چنان که در روایات معتبر وارد شده است. اگر امام پیش از آنان از نماز فارغ شود، یا عذری پیدا کند باید کسی را جانشین خود قرار دهد. مأموم با ادراک رکوع امام رکعت و فضیلت جماعت را درک می کند، و باید آن را رکعت نخست خود قرار دهد و بقیّه رکعات را به جا آورد؛ و اگر در دو سجده آخر نماز به جماعت ملحق شود درک فضیلت کرده است لیکن باید نمازش را از سر گیرد؛ و اگر امام در تشهّد آخر است نیّت متابعت می کند و می ایستد بی آن که نیّت خود را تجدید کند. هر زمان امام تشهّد می خواند و او در محلّ تشهّد نیست یا توانایی نشستن ندارد تجافی (نیم خیز) کند و امام را در تشهّد متابعت کند زیرا تشهّد برکت است؛ و هر گاه او در محلّ تشهّد باشد و امام وظیفه اش برخاستن است به اندازه ای که تشهّد بخواند بنشیند سپس برخیزد و به امام ملحق شود. از طریق صحیح به همین گونه از امام صادق (ع) نقل شده است. ** کافی، ج 3، ص 381؛ تهذیب، ج 1، ص 259.***
این مجملی از آداب امامت و اقتدا بود.

باب پنجم در فضیلت جمعه و شرایط و آداب و مستحبّات آن