تفسیر سوره فصلت

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 41. فصلت آیه 49،48

آیه
وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّواْ مَالَهُم مِّن مَّحِیصٍ
لَّا یَسْئَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَآءِ الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَئُوسٌ قَنُوطٌ
ترجمه
و هر چه را که از پیش همواره می خواندند، از نزد آنان محو شود، و می فهمند که برایشان هیچ راه فراری نیست.
انسان منحرف از دعای خیر خسته نمی شود و هرگاه شرّی به او رسد پس بسیار مأیوس و نومید می شود.
نکته ها
«محیص» به معنای گریز یا محل گریز است. بعضی کلمه ی «یؤوس» و «قنوط» را مرادف هم گرفته اند، ولی فخر رازی می گوید: یأس، نومیدی در درون است و قنوط، اظهار نومیدی به دیگران است.
شاید مراد از خیر در آیه ثروت دنیا باشد چنان که در جای دیگر می خوانیم: اگر کسی از دنیا رفت و خیری بر جا گذاشت، چنین و چنان کنید. «ان ترک خیراً الوصیة»** بقره، 180.***
پیام ها
1- در صحنه قیامت، جلوه حقّ به گونه ای است که همه معبودهای باطل رنگ می بازند و محو می گردند و پوچی آنها برای مشرکان نیز روشن می شود. «ضلّ عنهم ما کانوا یدعون»
2- مشرک در قیامت، گذشته ی خود را باطل و آینده ی خود را در بن بست می بیند. «ضلّ... من قبل... من محیص»
3- انسان از طلب خیر، سیر و خسته نمی شود و به خاطر حرص و آز و افزون خواهی که جزو سرشت اوست، همه ی چیزهای خوب را برای خود می خواهد. «لا یسأم الانسان من دعاء الخیر»
4- انسان منحرف، کم ظرفیّت است و در اولین برخورد با سختی ها خود را در بن بست می پندارد. «یؤوس قنوط»

سوره 41. فصلت آیه 50

آیه
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هَذَا لِی وَ مَآ أَظُنُّ السَّاعَةَ قَآئِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَی رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَی فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ
ترجمه
و اگر بعد از سختی ای که به انسان رسیده از طرف خود رحمتی به او بچشانیم حتماً می گوید: «این رحمت، حقّ من است» (و چنان مغرور می شود که می گوید:) گمان نمی کنم قیامتی بر پا شود و اگر هم به سوی پروردگارم بازگردانده شوم حتماً برای من نزد او بهترین (منزلت) خواهد بود.» پس ما کسانی را که کفر ورزیدند، حتماً به آن چه انجام داده اند آگاه خواهیم کرد، و قطعاً از عذاب سخت به آنان خواهیم چشاند.
نکته ها
دنیاگرایی عامل غفلت و گاهی انکار معاد است. در سوره ی کهف آیه ی 35 می خوانیم که شخصی وارد باغ و بستان خود شد و همین که سرسبزی آن را دید گفت: این باغ از بین رفتنی نیست «ما اظنّ ان تبید هذه ابدا» و قیامتی هم در کار نیست «ما اظنّ الساعة قائمة» و اگر مرا در قیامت برگردانند، بهتر از این باغ و بستان خواهند داد «لاجدنّ خیراً منها...» در این آیه نیز می خوانیم: برخی افراد همین که به رحمتی می رسند قیامت را منکر می شوند و می گویند: بر فرض اگر قیامتی باشد، بهترین ها از ما خواهد بود.
پیام ها
1- انسان منحرف کم ظرفیّت و مغرور است و در اولین مرحله رسیدن به نعمت بد مستی می کند. «لئن اذقناه رحمة... لیقولنّ هذا لی» (چنانکه در اولین برخورد با شرّ از درون مأیوس می شود «یؤوس قنوط» وفریاد می زند. «اذا مسّه الشر جزوعا»**معارج، 20.***)
2- انسان، از خداوند طلبی ندارد و به هر نعمتی برسد از لطف اوست. «رحمةً منّا»
3- سرچشمه ی رحمت از اوست «رحمة منّا» ولی سرچشمه ی سختی ها عملکرد و خصلت های خود انسان است. «ضراء مسّته» و نفرمود: «ضراءً منّا»
4- تلخ و شیرینی دنیا اندک است؛ در حدّ چشیدن و لمس کردن. «اذقنا - مسّته»
5 - انسان کافر خودخواه است و کامیابی ها را حقّ قطعی خود می پندارد. «هذا لی» (چنانکه قارون می گفت: سرمایه ام به خاطر علمی است که نزد من است. «علی علم عندی»** قصص، 78.***)
6- رفاه و نعمت، نشانه ی لیاقت و استحقاق و عاقبت به خیری نیست. (قرآن در این آیه از کسی که خود را لایق می داند انتقاد می کند). «هذا لی»
7- هر چه انسان به خودش توجّه کند، از مبدأ و معاد غافل می شود. «هذا لی و ما اظنّ السّاعة قائمة»
8 - کمترین نعمت، برخی انسان ها را به باطل می کشاند تا آنجا که می گوید: نعمت حقّ من است. «هذا لی» قیامت نیست. «و ما اظن الساعة قائمة» بر فرض که قیامت باشد، بهترین ها برای من است. «ان لی عنده للحسنی»
9- کفّار برای خود منطق و استدلال ندارند و عقیده آنان بر اساس گمان است. «و ما اظن الساعة»
10- شک و تردید در قیامت، نشانه کفر است. «و ما اظن الساعة قائمة... الّذین کفروا»
11- در قیامت حقیقت و باطن اعمال برای انسان کشف می شود. «فلننبّئن الّذین کفروا بما عملوا»
12- در قیامت ابتدا جرم خلافکار به او فهمانده می شود، سپس عذاب می شود. «فلننبّئن... فلنذیقنّهم»
13- کسی که پندار غلط خود را محکم و با قاطعیّت می گوید، باید پاسخ محکم و با قاطعیّت دریافت کند. پاسخِ «انّ لی عنده للحسنی» جمله ی «فلننبّئن الّذین کفروا» و «فلنذیقنّهم من عذاب غلیظ»

سوره 41. فصلت آیه 51

آیه
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَی الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَ نََا بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِیضٍ
ترجمه
و هرگاه به انسان کافر نعمتی بخشیم، روی گرداند و خود را کنار کشد و هرگاه شرّی به او رسد پس دعایی طولانی کند.
نکته ها
کلمه ی «نَأی » به معنای دور شدن است؛ و هرگاه با واژه «جانب» بکار رود، کنایه از تکبّر و غرور است. «نأی بجانبه» یعنی به خاطر نعمت و رفاه مغرور شد و متکبرانه خود را کنار کشید. کلمه ی «عریض» به معنای پهن و کنایه از دعای زیاد است.
سؤال: درآیه 49 خواندیم: «اذا مسّه الشرّ کان یؤوسا» همین که شرّی به انسان رسید دچار یأس می شود ولی در این آیه می فرماید: «اذا مسّه الشرّ فذو دعاء عریض» همین که شرّی به انسان رسد، دعایی طولانی دارد، سؤال این است که چگونه انسان مأیوس دعا می کند؟
پاسخ: مفسّران به این پرسش، پاسخ های متفاوتی داده اند:
در تفسیر روح البیان چنین آمده است: بعضی مردم به هنگام گرفتاری مأیوس می شوند و بعضی دیگر دعا می کنند.
برخی در پاسخ این سؤال گفته اند: انسان از اسباب عادّی مأیوس می شود ولی از خدا درخواست می کند. ولی لحن آیه توبیخ است و یأس از اسباب عادّی و توجّه به خدا کار نیکویی است و توبیخ ندارد.
در تفسیر نمونه آمده است که انسان ابتدا دعا می کند ولی کم کم مأیوس می شود و این دعا و یأس در دو مرحله است.
شاید بتوان گفت که مراد از دعا، استمداد از خداوند نیست، بلکه همان یأس است که به صورت جزع و جیغ و ناله اظهار می کند و هر دو آیه یک مسأله را مطرح می کند لکن در یک جا می فرماید: مأیوس است و در جای دیگر می فرماید: به خاطر یأس جیغ و داد می زند، نظیر آیه ی «اذا مسّه الشر جزوعا»
پیام ها
1- رفاه یا سختی در میدان زندگی برای بروز و ظهور خصلت های آدمی و آفات روحی اوست. «اذا انعمنا... و اذا مسّه الشّر»
2- رفاه، مایه ی غفلت است. «انعمنا... اعرض»
3- نعمت ها از خداست «انعمنا» ولی حوادث تلخ نتیجه عملکرد یا خصلت های بد خود انسان است. «مسّه الشّر» (شرّ به خدا نسبت داده نشده است)
4- انسان تربیت نشده کم ظرفیّت است. «اذا مسّه الشرّ فذو دعاء عریض»
5 - مشکلات و تنگناهای زندگی در مقابل نعمت های اعطا شده از سوی خداوند به او اندک است. (برای نعمت کلمه «انعمنا» آمده، ولی برای شرّ کلمه «مسّه» آمده که به معنای تماس ساده است.)