تفسیر سوره فصلت

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 41. فصلت آیه 44

آیه
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیّاً لَّقَالُواْ لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ ءَاْعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُواْ هُدیً وَشِفَآءٌ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمیً أُوْلَئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مَّکَانِ بَعِیدٍ
ترجمه
و اگر ما قرآن را عجمی قرار داده بودیم حتماً می گفتند: «چرا آیات آن باز و روشن نشده (و با تعجب می پرسیدند) آیا (قرآن) اعجمی و (مخاطب آن پیامبر و مردم) عربی؟!» بگو: «این قرآن برای کسانی که ایمان آوردند هدایت و شفایی است، و کسانی که ایمان نمی آورند در گوش هایشان سنگینی است و قرآن برای آنان مایه کوری است، (گویی) آنان از راه دور ندا می شوند. (ولی صدا را نمی شوند).
نکته ها
کلمه ی «أعجمی» از «عُجمه» به معنای نارسا و نامفهوم است. از آنجا که زبان های غیر عربی برای عرب ها نا مفهوم بوده است، لذا به زبان های غیر عربی، أعجمیّ می گفتند.
پیام ها
1- دشمن هرگز از بهانه جویی دست بر نمی دارد؛ اگر قرآن عربی باشد می گوید: گوش ما سنگین است «فی آذانهم وقر» و اگر عجمی باشد می گوید: چرا روشن نیست. «لولا فصّلت ایاته»
2- شرط بهره مندی از هدایت و شفای قرآن ایمان است. «للّذین آمنوا هدیً و شفاء»
3- قرآن، درمان بیماری های اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و... است. «شفاء»
4- کسی که در برابر خورشید قرآن، چشم خود را ببندد گویا کور است. «و هو علیهم عمیً»
5 - برای اثر پذیری، آمادگی لازم است. کسی که ظرف روحش رو به بالا و سرباز باشد حتّی یک قطره باران را از آسمان جذب می کند، ولی کسی که ظرف روحش بسته و رو به پایین باشد، حتّی اگر در دریای معرفت فرو رود چیزی را جذب نمی کند. خداوند به کسانی که کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند ولی آمادگی پذیرش ندارند می فرماید: گویا از مکانی دور مورد خطاب واقع می شوند. «ینادون من مکان بعید»

سوره 41. فصلت آیه 45

آیه
وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ من رَّبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَکٍ ّ مِّنْهُ مُرِیبٍ
ترجمه
و البتّه ما به موسی کتاب (آسمانی تورات) دادیم، پس در آن اختلاف شد و اگر نبود سنّت سابقِ پروردگارت (در مورد مهلت دادن به مردم)، قطعاً میانشان داوری شده بود (و هر اختلاف کننده ای به کیفر خود رسیده بود)، و البتّه آنان درباره ی قرآن نیز در شکی همراه با سوء ظن هستند.
پیام ها
1- آشنایی با تاریخ انبیا، مایه ی دلداری پیامبر و مسلمانان است. «و لقد آتینا...»
2- تورات، مورد اختلاف و تحریف قرار گرفته است. «و لقد آتینا موسی الکتاب فاختلف فیه»
3- مهلت دادن به گنهکاران، از شئون ربوبیّت است تا شاید مردم توبه کنند و به رشد برسند. «سبقت من ربّک»
4- سنّت خداوند، مهلت دادن به گناهکاران است و اگر چنین نبود پرونده ی عمر هر کس با اولین انحراف بسته می شد. «لو لا کلمة... لقضی بینهم»
5 - شک باید مقدّمه ی تحقیق و سؤال و رسیدن به یقین باشد، نه وسیله ی بهانه جویی و سوء ظن. «لفی شک منه مریب»

سوره 41. فصلت آیه 46

آیه
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَآءَ فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِیدِ
ترجمه
هر کس کار شایسته ای انجام دهد، پس به سود خود اوست، و هر کس بدی کند پس بر علیه خویش عمل کرده است، و پروردگار تو به مردم ستم نمی کند.
نکته ها
چون ظلم کوچک نیز از سوی خدای بزرگ، به منزله ی ظلم زیاد است، لذا کلمه ی «ظلاّم» به کار رفته است که به معنای بسیار ظلم کننده می باشد.
ریشه ی حوادث تلخ و شیرین را در عملکرد خود جستجو کنید. «مَن عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها» وبه دیگران نسبت ندهید:
به خدا نسبت ندهید. چنانکه قرآن می فرماید: همین که انسان را پروردگارش آزمایش و اکرام نماید، گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته و در شرایط دیگر گوید: پروردگارم مرا خوار کرد. «ربّ اکرمن... ربّ اهانن» امّا قرآن پاسخ می دهد: چنین نیست بلکه خواری شما به خاطر آن است که به یتیم و مسکین رسیدگی نکردید. «کلا بل لا تکرمون الیتیم»**فجر، 15 - 20.***
به مردم نسبت ندهید. چنانکه در قیامت مستضعفان به مستکبران می گویند: «لولا انتم لکنا مؤمنین»**سبأ، 31.*** شما مقصّرید، اگر شما نبودید، ما ایمان می آوردیم.
به نیاکان منسوب نسازید. هنگامی که به منحرفان گفته می شود از آنچه خداوند نازل کرده پیروی کنید گویند: «نتّبع ما وجدنا علیه آباءنا»** لقمان، 21.*** ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروی می کنیم.
به انبیا نسبت ندهید. چنانکه کفّار انبیا را مقصّر می دانستند و به آنان می گفتند: «انّا تطیّرنا بکم»**یس، 18.*** ما وجود شما را شوم می دانیم و تمام بدبختی های ما از سوی شماست.
به والدین منسوب ندانید. همان گونه که قرآن انسان را دارای اختیار دانسته و حدودی را برای اطاعت از والدین مقرّر کرده و می فرماید: «وان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما»**لقمان، 15.*** اگر پدر و مادرت تلاش کردند که بدون علم به سراغ غیر خدا روی، هرگز از آنان اطاعت مکن.
به معبودها نسبت ندهید. چنانکه قرآن می فرماید: «لا ینفعکم شیئاً و لا یضرّکم»**انبیاء، 66.*** این بت ها هیچ سود و زیانی به شما نمی رسانند.
به جنسیّت و مرد و زن بودن نسبت ندهید. زیرا قرآن می فرماید: «مَن عمل صالحاً»** فصلت، 46.*** یعنی اصل عمل است، از هر کس که صورت پذیرد.
به شیطان نسبت ندهید. چنانکه شیطان می گوید: مرا مقصّر ندانید و ملامت نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید، «دعوتکم فاستجبتم»**ابراهیم، 22.*** این شما هستید که دعوت مرا با آزادی و آگاهی پذیرفتید.
به رفیق نسبت ندهید. چنانکه در قیامت منحرفان رو به یکدیگر کرده و می گویند: شما بودید که با سوگند و قدرت (به عنوان خیر و صلاح) به سراغ ما می آمدید، ولی آنان پاسخ می دهند: «بل لم تکونوا مؤمنین»**صافّات، 28.*** بلکه خود شما اهل ایمان نبودید.
به محیط نسبت ندهید. همان گونه که زن فرعون در محیط طاغوت و ترس و ثروت بود، امّا جذب هیچ یک نشد. «امرئة فرعون»** تحریم، 11.***، فرشتگان نیز به هنگام قبض روح بعضی که محیط را مقصّر می دانند می گویند: «ألم تک ارض اللّه واسعة»**نساء، 97.*** آیا زمین خداوند بزرگ نبود، چرا هجرت نکردید و در استضعاف باقی ماندید؟