تفسیر سوره فصلت

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 41. فصلت آیه 41-43

آیه
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِالذِّکْرِ لَمَّا جَآءَهُمْ وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ
لَّا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ
مَّا یُقَالُ لَکَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِکَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ
ترجمه
البتّه کسانی که به قرآن چون به سراغشان آمد کفر ورزیدند (به کیفرخود می رسند) در حالی که قرآن کتابی نفوذ ناپذیر است.
هیچ گونه باطلی از پیش رو و از پشت سر در آن راه ندارد، (این قرآن) از طرف خداوند فرزانه و ستوده نازل شده است.
(ای پیامبر!) به تو گفته نمی شود جز آن چه به پیامبران قبل از تو نیز گفته شده، همانا پروردگار تو صاحب آمرزشی بزرگ و کیفری دردناک است.
نکته ها
آیه 43 را دو گونه می توان معنا کرد: یکی آنکه هر مطلبی که از طریق وحی به تو گفته می شود، همان مطالبی است که به انبیا قبلی نیز گفته شده است. دیگر آنکه مخالفان هر سخن ناروایی به تو می گویند، حرف تازه ای نیست بلکه همان کلماتی است که به انبیا قبلی نیز با کمال جسارت می گفتند.
در تفسیر شریف مجمع البیان در مورد عزیز بودن قرآن این معانی آمده است:
الف) کسی مثل آن را نمی تواند بیاورد.
ب) خداوند با حفظ آن از تحریف، آن را گرامی داشته است.
ج) محکم ترین تعبیرات را دارد.
د) سزاوار است مردم آن را عزیز بدارند.
عنوان «عزیز» در میان کتب آسمانی، مخصوص قرآن است. «و انه لکتاب عزیز»
امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: در خبرهایی که قرآن درباره ی گذشته و در پیشگویی هایی که درباره ی آینده نقل کرده سخن باطلی وجود ندارد.** تفسیر نورالثقلین.***
در حدیث دیگری از امام باقرعلیه السلام می خوانیم که نه در کتب آسمانی قبل مثل تورات و انجیل و زبور مطلبی است که قرآن را باطل کند و نه در آینده کتابی نوشته خواهد شد که قرآن را شکست دهد.**تفاسیر نورالثقلین و قمی.*** «من بین یدیه و لا من خلفه»
پیام ها
1- قرآن، مایه ی ذکر و یادآوری است. «کفروا بالذکر» (آنچه را که انسان دچار غفلت و فراموشی می شود، به یاد انسان می اندازد)
2- کفر گروهی از مردم، سبب شکست کتاب آسمانی نمی شود. «لکتاب عزیز»
3- قرآن از آینده خود خبر می دهد. عزّت قرآن و تحریف نشدن آن در طول تاریخ با وجود آن همه دشمن، یک خبر غیبی است. «عزیز - لا یأتیه الباطل»
4- هیچ گونه باطلی در قرآن نیست. (نه دروغ، نه تضاد، نه تحریف و نه...). « لا یأتیه الباطل»
5 - همه ی توطئه های گذشته و آینده در راه مبارزه با قرآن بی تأثیر است. «عزیز... لا یأتیه...»
6- تفسیرهای باطل، برداشت برخی انسان ها از قرآن است، ولی خود قرآن همچنان استوار است. «تنزیل من حکیم»
7- قرآن که از طرف خداوند حکیم است، حکیمانه و استوار است. (محتوی ، الفاظ، شیوه ی نزول و نیز تأثیر آن محکم و استوار است). «تنزیل من حکیم»
8 - خداوند حکیم است. «تنزیل من حکیم...» قرآن نیز حکیم است. «یس و القرآن الحکیم»**یس، 1 - 2.*** و پیامبر آموزگار حکمت است. «یعلّمهم الکتاب و الحکمة»**آل عمران، 164.***
9- قرآن، جلوه ی حکمت الهی و دلیل شایستگی خداوند برای حمد است. «حکیم حمید»
10- حتّی انبیا به دلداری نیاز دارند و این آیه نوعی دلداری به پیامبر است. «ما یقال لک»
11- عکس العمل مخالفان در برابر انبیا یکسان است. «ما یقال لک الاّ...»
12- رهبران دینی باید تحمّل ناسزاگویی های مخالفان را داشته باشند. «ما یقال لک الاّ قد قیل...»
13- راه توبه همواره باز است. «لذو مغفرة»
14- توجّه به رحمت و عقاب خداوند زمینه ساز توبه انسان است. «لذو مغفرة و ذو عقاب»
15- هشدار و امید باید در کنار هم باشد. «ذو مغفرة... ذو عقاب»
16- رحمت خداوند بر غضبش پیشی دارد. (اول مغفرت مطرح شده بعد عقاب)
17- بخشش و تنبیه از شئون ربوبیّت است. «ان ربّک لذو مغفرة و ذو عقاب الیم»

سوره 41. فصلت آیه 44

آیه
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیّاً لَّقَالُواْ لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ ءَاْعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُواْ هُدیً وَشِفَآءٌ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمیً أُوْلَئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مَّکَانِ بَعِیدٍ
ترجمه
و اگر ما قرآن را عجمی قرار داده بودیم حتماً می گفتند: «چرا آیات آن باز و روشن نشده (و با تعجب می پرسیدند) آیا (قرآن) اعجمی و (مخاطب آن پیامبر و مردم) عربی؟!» بگو: «این قرآن برای کسانی که ایمان آوردند هدایت و شفایی است، و کسانی که ایمان نمی آورند در گوش هایشان سنگینی است و قرآن برای آنان مایه کوری است، (گویی) آنان از راه دور ندا می شوند. (ولی صدا را نمی شوند).
نکته ها
کلمه ی «أعجمی» از «عُجمه» به معنای نارسا و نامفهوم است. از آنجا که زبان های غیر عربی برای عرب ها نا مفهوم بوده است، لذا به زبان های غیر عربی، أعجمیّ می گفتند.
پیام ها
1- دشمن هرگز از بهانه جویی دست بر نمی دارد؛ اگر قرآن عربی باشد می گوید: گوش ما سنگین است «فی آذانهم وقر» و اگر عجمی باشد می گوید: چرا روشن نیست. «لولا فصّلت ایاته»
2- شرط بهره مندی از هدایت و شفای قرآن ایمان است. «للّذین آمنوا هدیً و شفاء»
3- قرآن، درمان بیماری های اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و... است. «شفاء»
4- کسی که در برابر خورشید قرآن، چشم خود را ببندد گویا کور است. «و هو علیهم عمیً»
5 - برای اثر پذیری، آمادگی لازم است. کسی که ظرف روحش رو به بالا و سرباز باشد حتّی یک قطره باران را از آسمان جذب می کند، ولی کسی که ظرف روحش بسته و رو به پایین باشد، حتّی اگر در دریای معرفت فرو رود چیزی را جذب نمی کند. خداوند به کسانی که کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند ولی آمادگی پذیرش ندارند می فرماید: گویا از مکانی دور مورد خطاب واقع می شوند. «ینادون من مکان بعید»

سوره 41. فصلت آیه 45

آیه
وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ من رَّبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَکٍ ّ مِّنْهُ مُرِیبٍ
ترجمه
و البتّه ما به موسی کتاب (آسمانی تورات) دادیم، پس در آن اختلاف شد و اگر نبود سنّت سابقِ پروردگارت (در مورد مهلت دادن به مردم)، قطعاً میانشان داوری شده بود (و هر اختلاف کننده ای به کیفر خود رسیده بود)، و البتّه آنان درباره ی قرآن نیز در شکی همراه با سوء ظن هستند.
پیام ها
1- آشنایی با تاریخ انبیا، مایه ی دلداری پیامبر و مسلمانان است. «و لقد آتینا...»
2- تورات، مورد اختلاف و تحریف قرار گرفته است. «و لقد آتینا موسی الکتاب فاختلف فیه»
3- مهلت دادن به گنهکاران، از شئون ربوبیّت است تا شاید مردم توبه کنند و به رشد برسند. «سبقت من ربّک»
4- سنّت خداوند، مهلت دادن به گناهکاران است و اگر چنین نبود پرونده ی عمر هر کس با اولین انحراف بسته می شد. «لو لا کلمة... لقضی بینهم»
5 - شک باید مقدّمه ی تحقیق و سؤال و رسیدن به یقین باشد، نه وسیله ی بهانه جویی و سوء ظن. «لفی شک منه مریب»