حجاب از دیدگاه قرآن و سنت

نویسنده : دکتر فتحیه فتاحی زاده

مقدمه

... و لباس التقوی ذلک خیر....
و پوشش حیاء آن بهتر...** تفسیرالشهید زید بن علی ص 139.***
(سوره اعراف آیه 26)
زن را نیمی از پیکر اجتماع دانسته و نقش او را در رشد و تعالی انسان و جامعه انسانی مهم تلقی کرده اند. در متون دینی و منابع اسلامی نیز به نصوصی برخورد می کنیم که نشانگر جایگاه والای زن در اجتماع است. اسلام که از یک سوی بهشت برین را در سایه شمشیرهای آخته مجاهدان** کنز العمال، ج / 4 ص 279 ح / 10482 ***می نگرد، از سوی دیگر بهشت برین را زیر پای مادران** کنز العمال، ج/4 ص 279، ح / 10482 ***می داند، گویا با لطافتی درخور توجه نقش زن را در تربیت و پروراندن مجاهدان صحنه نبرد و پیکار جویان راه الله تبیین می کند، حضرت امام خمینی رضوان الله علیه در جایگاه مبین و مفسر بزرگ در این باره فرموده اند:
اسلام می خواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند که بر دامن شما انسانهایی کامل تربیت شوند.
زن مربی جامعه است. از دامن زن انسانها پیدا می شوند مرحله اول مرد و زن صحیح از دامن زن است. مربی انسانها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است زن با تربیت خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می کند. مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند می شود زن مبدأ همه سعادتها باید باشد** سیمای زن در کلام امام خمینی، ص 181***.
زن افزون بر رسالت و مسئولیت تربیت نسلی مؤمن، هوشمند، معتقد و متعهد رسالت حضور در صحنه های اجتماع را نیز دارد. بدیگر سخن، بیداری و هوشمندی زن در گرو قرار گرفتن در گردونه های اجتماع و آگاه شدن از چگونگی مسائل آن است. فسادآفرینی قدرتهای جباران و دگرگون ساختن موضع اجتماعی زن و تبدیل نمودن او به عنصری هوس آفرین، بزرگترین ظلمی بوده که بر زن روا شده، کلام بیدارگر امام (رحمة الله) را بخوانیم:
مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است: یکی در جاهلیت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید، و مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پائین تر از او، (می دانستند). اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید. یک موقع دیگر در ایران ما زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود.
با اسم اینکه زن را می خواهند آزاد کنند، ظلم ها کردن به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند، زن را از آن مقام معنویت که داشت شی ء کردند و به اسم آزادی، آزاد زنان و آزاد مردان آزادی را از زن و مرد سلب کردند و زنها و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند** سیمای زن در کلام امام خمینی، ص 13***.
مظلومیت اشاره شده در کلام جاودانه امام ابعاد گسترده ای داشت، زن گاه به شکل کالایی در جامعه و زندگی مرد نمود پیدا می کرد و بیداری، آگاهی، اراده و منش انسانی او با تیغ جهالت گردن زده می شد و دیگرگاه با حضور اما حضوری عریان، با شکستن حریم عفاف، زدودن آزرم و تبدیل شدن به عروسک واره ای در جهت تمایلات حیوانی انسان نماهایی فضیلت کش.
استاد شهید مرتضی مطهری که از معدود متفکرانی است که به مسائل زن و حقوق آن در اسلام و نقش و جایگاهش در تاریخ به گونه ای جدی پرداخته است در آخرین اثر قلمی خود به این گذشته با دقت تمام نگریسته و می نویسد:
زنان از نظر نقش تاریخی دوره های سه گانه ای را طی کرده اند. در برخی دوره ها و بر اساس برخی طرز تفکرها دخالت مستقیم زن در ساختن تاریخ منفی است. در این دوره ها زن جز در اندرون خانه کاری ندارد و نمی تواند داشته باشد و صرفا یک کالای اندرونی است طبعا در چنین شرایطی هیچیک از استعدادهای انسانیش یعنی تفکر، آگاهی، بیداری، آزادگی، اراده و اختیار و انتخاب، هنر و خلاقیت و ابداع و حتی عبادت و سلوک عارفانه الی الله رشد لازم را طی نمی کند. در اینگونه جوامع در حکم یک وسیله و ابزار زندگی خانوادگی است، یک شی است و به حکم اینکه محیط زندگی زن محدود است به درون خانه و در بازار به اصطلاح آزاد دسترسی به او میسر نیست، برای مرد عزیز و گرانبها است. از اینرو زن در چنین دوره ها و چنین محیطها یک شی ء گرانبها است مانند هر شی ء نفیس و گرانبهای دیگر از قبیل برلیان و الماس و غیره. در اینگونه دوره ها تاریخ طبعا مذکر است، زنان نقش مستقیم و محسوس و ملموس در ساختن تاریخ ندارند. اگر ما به تاریخ گذشته پیش از نیم قرن اخیر خودمان برویم عینا همین وضع را می بینم، می بینیم زن وجود دارد اما به صورت یک شی ء عزیز و نفیس و گرانبها و معمولا بی دخالت در تاریخ و حوادث تاریخی.
در برخی جوامع زن خانه را رها کرده و وارد اجتماع شده است، در شؤون علمی، هنری، فکری، سیاسی شریک مرد شده است و به صورت شخص در آمده است، اما نظر به اینکه مدار خویش را به کلی رها کرده و حریم را به کنار زده و خود را رایگان در دسترس مرد قرار داده و در اماکن عمومی، کاباره ها، دانسینگها، حاشیه خیابانها حضور و آمادگی خود را اعلام داشته است، ارزش و بهای خود را از دست داده است. در این جوامع زن شخص است اما شخص بی بها. در اینگونه جوامع زن حضور خود را در صحنه تاریخ ثابت کرده در حالی که پشت جبهه را رها کرده است.
نقش مستقیم خود را در سازندگی تاریخ به کف آورده اما نقش غیر مستقیم را که از آن کمتر نیست از کف داده است.
آنجا که زن نقش غیر مستقیم خود را از دست می دهد هم خود را تباه می سازد و هم مرد را. زن مدل پهلوی که نزدیک چهل سال قشر عظیمی از جامعه زن ایرانی را تشکیل می داد از این نوع بود...** آهنگ مقاله نشان میدهد که استاد در ادامه آن میخواستند نقش دوره سوم تاریخی زن یعنی دوره جمهوری اسلامی ایران را باز گویند. افسوس که منافقان فرصت نگارش بقیه مقاله را به استاد ندادند.***
در واپسین سالهای حاکمیت ستمشاهی در ایران با هدایتها و راهگشائیهای مبشران آزادی و مبلغان حقیقت و پرتو آفرینیهای رهبری پیامبر گونه حضرت امام خمینی قدس سره زن به جایگاه والای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و معنوی خود دست یافت، به صحنه آمد و با حضور جدی خویش رویاروی ستم ایستاد، حق را فریاد کرد و در جهت آرمان بلند الهی اسلامی گامهای مؤثری برداشت بگفته استاد شهید در مقاله یاد شده:
بانوان با ایمان ما، پس از آنکه از فرمان رهبر آگاه شدند با حفظ اصول و موازین اسلامی از هیچگونه فداکاری در راه به ثمر رساندن انقلاب خودداری نکردند، پای به پای مردان راهپیمایی کردند، شعار دادند، در تظاهرات شرکت کردند، شهید دادند، زندان رفتند، شکنجه کشیدند، آواره از خانه و خانواده شدند، دربدری کشیدند، محرومیتها متحمل شدند.
به نظر می رسد اینچنین نقش تاریخی برای زن در جهان بی سابقه است. در تاریخ اسلام خودمان تنها، در صدر اسلام است که می بینیم بانوان نقش مؤثری از نظر سیاسی یا نظامی یا فرهنگی ایفا کرده اند.
انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران به پیروزی رسید و با تابش خورشید حق بر این سرزمین و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در ایران بازنگری حقایق دین و احکام قرآن و چگونگی نگرش آن به اجتماع، مسائل اجتماع، حضور قشرهای مختلف و نقش آنها ضرورتی روشن یافت. در این میان شناخت حقوق زن، مسائل مربوط به آن، حضور یا عدم حضورش در اجتماع و کیفیت نقش اجتماعیش از دیدگاه اسلام ذهنهای بسیاری را جلب کرد.
امام امت رحمةالله علیه این فریادگر بزرگ مظلومیت انسان، به این موضوع توجهی شگرف داشته و در بیانیه ها، سخنرانیها، زنان را به بازشناسی هویت اسلامی فرا خوانده و عملا جایگاه اصیل آنان را در اجتماع یادآوری کردند. و با تعیین سالروز بزرگ بانوی بشریت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، اسوه کامل عفاف، حیا، ایمان و حضور در اجتماع به عنوان روز زن فرصتی فراهم آورد تا اندیشوران، عالمان و متفکران در این باره به کاوش و جستجو پرداخته و حقایق بیشتری را عرضه کنند.
در مسئله حضور زن در جامعه و چگونگی آن مهمترین بحثی که نقش بنیادین در تبیین و تحدید آن خواهد داشت، مسئله حجاب است چگونگی این مسئله می تواند به گونه ای مستقیم در حضور و عدم حضور زن در جامعه تأثیر کند. این مسئله از دیرباز در ذهنم بصورت جدی مطرح بود. از این رو به عنوان رساله کارشناسی ارشد به محضر استاد مکرم حضرت حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حجتی پیشنهاد کردم که خوشبختانه با حسن استقبال مواجه شده و کار پژوهش و تحقیق را آغاز نمودم.
دشواریهای راه:
گستردگی دامنه بحث، تشتت آراء مفسران و فقیهان در این باره بزرگترین دشواری پژوهش بود. موضوع تحقیق بیشتر و پیشتر از هر چیزی موضوعی نقلی است، که باید با استناد به منابع و جستجو در مآخذ سامان می یافت لذا دشواری دوم مطرح بود و آن کمبود منابعی که می توانست در اختیار قرار گیرد.
ارزیابی دیدگاهها و مطرح ساختن آنچه در این میان استوارتر و دقیق تر می نمود نیز یکی دیگر از دشواریهای بحث است، با اینهمه توفیق الهی و یاری استادان همراه بود تا در حد توان بر این مشکلات فائق آمده و تحقیق را بدین سان که می نگریم، سامان دهم.
نگاهی به فصول پایان نامه:
پایان نامه در نه فصل کلی تدوین شده است. در فصل اول به اختصار از پیشینه حجاب سخن رفته و چگونگی آن در ایران، هند و جهان اسلام عرضه شده و به برخی از داوریهای نادرست پاسخ داده و مآلا ریشه داشتن پوشش در فطرت آدمی استنتاج شده است. در فصل دوم، از واژه ها و کلماتی که در تفسیر آیات حجاب می توانست نقش اساسی را ایفاء کند به دقت بحث شده است. فصل سوم عهده دار بحثی تحت عنوان زمینه های گسترش عفت و حفظ پوشش در این فصل از تدابیری که اسلام برای سلامت جامعه اندیشیده، به تفصیل سخن رفته و از عفت در زنان و غیرت در مردان به عنوان دو عامل مهم حفظ سلامت جامعه گفتگو شده، مسئله استیذان و نگاه نیز در همین جهت تبیین شده است. فلسفه پوشش، فصل چهارم این پژوهش است که در ضمن آن چرائی لزوم پوشش بحث شده و به حکمتها و چگونگی های آن اشاره شده است.
فصل پنجم حدود پوشش را مطرح ساخته همچنین موارد استثناء تبیین گردیده است.
فصل ششم عهده دار بحث کیفیت پوشش است و به نحوه پوشیدن اندام زن و ابعاد آن رسیدگی شده است.
فصل هفتم با عنوان حجاب و اهل البیت (علیهم السلام) به حجاب در گفتار و رفتار زنان اهل البیت به ویژه حضرت زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما پرداخته شده تا نمونه های عینی پوشش و عفاف در منظر زن مسلمان نهاده شود.
در فصل هشتم پوشش زن در اجتماع با دلایل تاریخی نگریسته شده و در ضمن شرایط خروج زن از منزل و حضور وی در اجتماع در پرتو آگاهیهای قرآنی و روایی و فقهی بررسی شده است.
آخرین فصل به اختصار عوامل بد حجابی و بی حجابی و راه حلهای دست یافتن زنان جامعه به پوشش اصیل اسلامی را مطرح نموده است.
در این تحقیق تا آنجا که در توان بوده کوشش شده است هیچ مطلبی بدون استناد دقیق به مرجع و منبع آن آورده نشود. از تذوق دوری گزیده شده و در عرضه مطالب پای احساس به میان نیامده است. سیر تاریخی دیدگاهها تا آنجا که ممکن بوده رعایت شده است و در میان اقوال و آراء از مراجعه به کهن ترین منابع غفلت نورزیده. در تبیین واژه ها نیز ابتدا به قدیمی ترین متون لغوی مراجعه شده است.
با اینهمه تا چه اندازه در دریافت حق توفیق یافته، قضاوت آن با خواننده گرامی است. به هرحال، آنچه در این صفحات آمده است تلاشی است خرد درباره موضوعی بزرگ. که فرآیند آن نیز در حد تلاشی است که انجام شده است.
از دانشمند مکرم جناب دکتر سید محمد باقر حجتی که موضوع پیشنهادی برای رساله را تصویب کردند و راهنمایی آن را بعهده گرفتند و همچنین استاد حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای محمد علی مهدوی راد که مشاورت آن را پذیرفته و با تلاشهای بی وقفه و مخلصانه این بنده را یاری رساندند و از هیچ کوششی در تدوین آن دریغ نورزیدند؛ کمال تقدیر و تشکر را می نماید.
از خداوند متعال، هدایت و توفیق را آرزومند است.
فتحیه فتاحی زاده
بهمن سال 1371 مصادف با شعبان المعظم 1413

فصل اول: تاریخچه حجاب

پوشش در ادیان و اقوام پیش از اسلام بی سابقه نیست. گویا گرایش فطری انسان، او را به نوعی پوشش فرا می خوانده است. در برخی از اقوام و ادیان به سخت گیریهای شگفتی نسبت به پوشش برمی خوریم.
در اصول اخلاقی تلمود آمده است که:
اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند در آنصورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد** تاریخ تمدن، ج /4 ص 461***.
و نیز از جمله قوانین تلمود است:
شخص باید از هر وضعی که شور و شهوات نفسانی را برمی انگیزد دوری جوید، نباید بیش از اندازه با زبان تکلم نماید و هرگز نباید به هنگام راه رفتن پشت سرزنی (حتی زن خویش) قدم بردارد... مرد اگر در عقب شیر ژیان گام بردارد بهتر است تا پشت سر زنی حرکت کند** تاریخ تمدن، ج / 4 ص 460***.
چنانچه ملاحظه می کنید آنچه در آئین یهود و قانون تلمود آمده است اصول و دستورات سنگینی است که تحمل آن بسی دشوار می نماید.
در ایران باستان نیز حجاب سختی رایج بوده. ویل دورانت می نویسد:
در زمان زرتشت پیامبر، زنان همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عالی داشتند با کمال آزادی و روی گشاده در میان مردم آمد و شد می کردند...
پس از داریوش، مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمندان، تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند اما در مورد زنان دیگر، گوشه نشینی زمان حیض که برایشان واجب بود رفته رفته ادامه پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعی ایشان را فرا گرفت و این امر، خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار میرود زنان طبقات بالای اجتماع جرأت نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند... زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند در نقشهائی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد** همان، منبع، ج 1 ص 434- 432***...
این بیانات حکایت از سخت گیری ایرانیان نسبت به حجاب می کند بطوریکه زن شوهر دار پدر و برادرش از محارم وی محسوب نمی شده اند و حق رؤیت آنان را نداشته.
بنا به اظهارات ویل دورانت طبق آداب مجوس و همچنین یهود مقررات سنگینی در مورد زن حائض اجرا می شده لذا ابوداود در شأن نزول آیه ویسئلونک عن المحیض... می نویسد:
انس بن مالک گفت عادت یهود این بود که همین که زنی از آنها حائض می شد او را از خانه بیرون می کردند، نه با او غذا می خوردند و نه از ظرف او آب می آشامیدند و نه با او در یک اطاق می زیستند لذا از رسول (صلی الله علیه و آله) در این باره سؤال شد و این آیه نازل شد رسول خدا از دوری گزیدن از آنها منع کرد و فرمود جز همبستری هیچ ممنوعیت دیگری ندارد** سنن ابو داود، ج 1 ص 499***.
از آنچه در قرآن و شأن نزول آن وارد شده روشن می شود که رفتار اسلام با زن حائض نسب به رفتار یهود و زرتشت کاملا متفاوت است و اسلام برخلاف یهود و زرتشت هیچگاه این زن را به عنوان شی ء پلید ندانسته، پس اگر مقصود ویل دورانت از این عبارت که می گوید:
... و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود.
این باشد که علت رواج حجاب در میان مسلمین، رفتار خشونت باری بوده که با زن حائض می شده کاملا غلط است چرا که توضیح دادیم اسلام چنین رفتاری را نپذیرفته است.
اشتباه دیگری که ویل دورانت مرتکب شده و آن اینکه حجاب بوسیله ایرانیان مسلمان به سایر مسلمین سرایت کرد آنجا که می نویسد:
ارتباط عرب با ایرانیان از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی می کردند. عمر به قوم خود می گفت: با زنان مشورت کنند و خلاف رأی ایشان رفتار کنند. ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند.
مردان و زنان با یکدیگر ملاقات می کردند و در کوچه ها پهلو به پهلوی می رفتند و در مسجد با هم نماز می کردند حجاب و خواجه داری در ایام ولید دوم (126 - 127 هجری) معمول شد. گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام بودند** تاریخ تمدن، ج 11 ص 112***.
جواهر لعل نهرو نیز می نویسد:
...در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت** نگاهی به تاریخ جهان، ج 1 ص 300***...
این نویسندگان به گونه ای نگاشته اند که گویی اسلام به حجاب توجه نداشته و رسم حجاب را ایرانیان به جاهای دیگر رواج داده اند در صورتیکه این مطالب از ریشه باطل است. چرا که در روایات اسلامی وضع زنان را پیش از نزول آیه حجاب توصیف می کند و همین امر حکایت از رواج پوشش کامل بعد از فرمان الهی دارد. در روایتی از عایشه آمده است:
مارایت نساء خیرا من نساء الأنصار لما نزلت هذه الایة قامت کل واحدة الی مرطها المرحل فصدعت منه صدعة، فاختمرن، فاصبحن کأن علی رؤوسهن الغربان.
من برتر از زنان انصار ندیدم، همین که آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید، سرخود را با روسریهای مشکی می پوشیدند گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است** کشاف، ج 3 ص 231***.
البته برسی تاریخ بیانگر این حقیقت است که ایرانیان پوشش را به عنوان امری والا پاس داشته و بدان مفتخرند و بعضی از ممالک را هم تحت تأثیر قرار داده اند، اما این بدان معنا نیست که ایران زمین، سرمنشاء حجاب است.
صابونی در روائع البیان می نویسد:
فمن هذه النصوص الکریمه فعلم أن الحجاب مفروض علی المرئة المسلمة بنصوص فی کتاب الله قطعیة الدلالة، و لیس کما یزعم المتحللون أنه من العادات و التقالید التی أو جبها العصر العباسی...
...از این آیات کریمه دانسته شد که حجاب صراحتا در قرآن که دلالتش قطعی است بر زن مسلمان واجب شده و آنطور که تحلیل گران می پندارند از عادات و رسوم دوره عباسی است، (مورد پذیرش) نمی باشد **روائع البیان، ج 2 ص 388***.
در هند نیز نظیر ایران قدیم حجاب شدیدی رایج بوده گویا این رسم توسط ایرانیان مسلمان در آنجا رایج شده است. ویل دورانت می نویسد:
...رسم حجاب یعنی پرده نشینی و مستوری و انزوای زنان شوهردار با ایرانیها و مسلمانان به هند آمد و از این رو شمال این کشور سخت تر و محکم تر از جنوب بوده است. شوهران هند و برای حفظ زنان از دست مسلمانان نظام پرده نشینی را چنان سخت گسترش دادند که یک زن نجیب و محترم می توانست روی خود را فقط به شوهر و پسرانش نشان دهد و در ملأ عام باید با روبنده سنگینی آمد و شد کند که صورتش را پوشیده دارد حتی پزشک معالج اگر می خواست نبض بیماری را بگیرد زن می بایست پشت پرده بنشیند** تاریخ تمدن، ج 1 ص 565***
در آلمان نیز ردپایی از حجاب یافت می شود:
زنان توانگران تاجهای زرین با روسریهای زربفت می پوشیدند یا گیسوانشان را با نوارهای زرین می بافتند، اما زنان با آزرم و محجوب دستمالی از پارچه های لطیف به سر می افکندند و در زیر چانه گره می زدند **همان ج 6 ص 367***.
در میان قبایل متعدد نیز حجاب رواج داشته: ویل دورانت می نویسد:
بالاتر از سرزمین ارمنیان و در کنار دریای سیاه، سکاها بیابانگردی می کردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند** تاریخ تمدن، ج 1 ص 336***.
البته در کنار اقوام و ملل مذکور قبایل وحشی و نیمه وحشی وجود داشته که از برهنه بودن هیچ احساس شرم ندارند.
هنوز قبایل فراوانی هستند که از برهنه بودن تمام بدن خود هیچ خجالت نمی کشند حتی بعضی از پوشیدن لباس عار دارند. هنگامی که لیونیگستن از مهمانداران سیاه آفریقایی خود درخواست کرد که چون زنش قرار است بیاید، لباس بپوشند همه به خنده افتادند هنگامی که ملکه قبیله بالوندا از لیونیگستن پذیرایی می کرد از فرق سر تا نوک انگشتان پا برهنه بود **همان منبع، ج 1 ، ص 58***.
در مورد قوم عرب نیز روایت شده که برهنه طواف می کردند و می گفتند: لا نطوف فی ثیاب عصینا الله فیها.
ما در لباسی که معصیت خدا را کرده ایم، طواف نمی کنیم.
مقدس اردبیلی رحمةالله علیه ذیل آیه یا بنی آدم قد انزلنا... سوره اعراف آیه 26 این مطلب را آورده است** زبدة البیان، ض 39***.
مودودی نیز ذیل آیه مذکور می نویسد:
بواسطه این آیه پوشش بر زن و مرد واجب شد زیرا زن و مرد عریان بود و حتی عریان طواف می کرد** الحجاب، ض 270***.
آنچه مسلم و قطعی به نظر می رسد اینکه حجاب قبل از اسلام در ادیان و اقوام مختلف رواج داشته و اسلام مبدأ این رسم نبوده تنها تشریع حدود آن توسط اسلام صورت گرفته. اکنون پا فراتر نهاده و ادعا می کنیم که پوشش ریشه در فطرت بشر دارد آنجا که می فرماید:
فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة...
سوره اعراف آیه 22
و آندم که چشیدند از آن درخت پدیدار شد برای ایشان عورتشان و آغاز کردند که بچسبانند بر عورتشان از برگ درخت بهشت.
وقتی حضرت آدم و حوا از بهشت هبوط کردند بدنبال ساتری از برگ درختان می گشتند و این مطلب فطری بودن پوشش را می رساند، هر چند حد و مرز آنرا شرع معین می کند.
بدین سان آنچه از این آیه به روشنی می توان بهره برد فطری بودن پوشش است و این برای اثبات مدعا بسنده است.

فصل دوم: واژه شناسی

کلماتی در آیات حجاب و نصوص مربوط به پوشش به کار گرفته شده است که بازشناسی دقیق آنها بی گمان به روشن شدن آیات کمک شایانی خواهد کرد. از این رو ابتدا به بررسی این واژه ها می پردازیم و سعی می کنیم مفهوم دقیق آنها را در پرتو آگاهیهای عرضه شده در معجم ها بازشناسیم.