سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

محمد علی کوشا

17. حق پدر بر فرزند

و أما حق أبیک فتعلم أنه أصلک و أنک فرعه و أنک لولاه لم تکن، فمهما رأیت فی نفسک مما تعجبک فاعلم أن أباک أصل النعمة علیک فیه و احمد الله و اشکره علی قدر ذلک ** همان، ص 263.***.
و اما حق پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که (از پدرت داری) زیرا اساس نعمت و خوشی تو، پدرت می باشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن.

18. تقدم طاعت خدا بر هر چیز

قدموا أمر الله و طاعته و طاعة من أوجب الله طاعته بین یدی الأمور کلها** تحف العقول، ص 245.***.
طاعت خدا و طاعت هر کسی که خدا اطاعت او را واجب کرده بر همه چیز مقدم بدارید.

19. حق مادر بر فرزند

فحق أمک فأن تعلم أنها حملتک حیث لا یحمل أحد و أطعمتک من ثمرة قلبها ما لا یطعم أحد أحدا. و أنها وقتک بسمعها و بصرها و یدها و رجلها و شعرها و بشرها و جمیع جوارحها مستبشرة بذلک، فرحة، موابلة محتملة لما فیه مکروهها و ألمها و ثقلها و غمها حتی دفعتها عنک یدالقدرة و أخرجتک الی الأرض فرضیت أن تشبع و تجوع هی و تکسوک و تعری و ترویک و تظمأ و تظلک و تضحی و تنعمک ببؤسها و تلذذک بالنوم بأرقها و کان بطنها لک وعاء و حجرها لک حواء و ثدیها لک سقاء، و نفسها لک وقاء، تباشر حر الدنیا و بردها لک و دونک، فتشکرها علی قدر ذلک و لا تقدر علیه الا بعون الله و توفیقه ** همان، ص 263.***.
و اما حق مادرت این است که بدانی او تو را در شکم خود حمل کرده که احدی کسی را آن گونه حمل نکند، و از میوه دلش به تو خورانیده که کسی از آن به دیگری نخوراند، و اوست که تو را با گوش و چشم و دست و پا و مو و همه اعضایش نگهداری کرده و بدین فداکاری شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگواری و درد و سنگینی و غمی را تحمل کرده تا (توانسته) دست قدرت (مکروهات) را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روی زمین کشانده و در عین حال راضی بوده که تو سیر باشی و او گرسنه بماند، و جامه بپوشی و او برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، تو را در سایه بدارد و خود زیر آفتاب باشد و با سختی کشیدن تو را به نعمت رساند، و با بی خوابی خود، تو را به خواب کند، شکمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسایشگاه تو و پستانش مشک آب تو و جانش فدای تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشیده است. به این اندازه قدرش را بدانی و این را نتوانی مگر به یاری و توفیق خدا.