سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

نویسنده : محمد علی کوشا

پرتوی از سیره و سیمای امام حسن مجتبی (علیه السلام)

امام حسن (علیه السلام)، اولین فرزند امام علی و فاطمه زهرا (علیهما السلام)، در نیمه ماه رمضان سال دوم یا سوم هجری در شهر مدینه به دنیا آمد و بعد از شهادت امام علی (علیه السلام) شش ماه حکومت کرد و در سال پنجاهم هجری، به وسیله زهری که همسرش جعده به دستور معاویه به او خوراند، در 48 سالگی به شهادت رسید. مزار شریفش در قبرستان بقیع، در کنار سه امام معصوم دیگر، زیارتگاه خیل شیفتگان آن حضرت است.
جلال الدین سیوطی در کتاب تاریخ الخلفاء می نویسد: امام حسن در سال سوم هجرت به دنیا آمد و شبیه ترین شخص به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بود، در روز هفتم تولدش، پیامبر (صلی الله علیه وآله) گوسفندی را برای او عقیقه کرد و موی سرش را تراشید و هم وزن آن را نقره صدقه داد. او یکی از پنج نفر اهل کساء است. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: پروردگارا! من او را دوست می دارم پس او را دوست داشته باش و فرمود: حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت اند. ابن عباس گفت: حسن بر دوش پیامبر سوار بود، شخصی به آن حضرت گفت: ای پسر! خوب مرکبی را سوار شده ای! پیامبر فرمود: بلکه او خوب راکبی است ** تاریخ الخلفاء، ص 210.***.
امام مجتبی (علیه السلام) شخصیتی آرام، با وقار، متین، بخشنده و مورد توجه مردم بود. به فقیران و بینوایان رسیدگی می نمود و معمولا بیش از حد درخواست آنها به آنان کمک می کرد تا زندگی شان تأمین گردد، زیرا روا نمی دید که سائلی بیش از یک بار از او چیزی بخواهد که موجب شرمساری اش شود. او در طول عمرش دو بار تمام ثروت و دارایی خویش را در راه خدا بخشید و سه بار تمام اموال خود را وقف کرد، نیمی از آن را برای خود و نیم دیگر آن را در راه خدا بخشش نمود** پیشین، ص 190.***.
امام مجتبی (علیه السلام)، فردی شجاع، دلیر و مبارز بود و در جنگهایی که در رکاب پدرش امیرالمؤمنین (علیه السلام) می جنگید معمولا در خط مقدم حرکت می کرد. او در جنگ جمل و صفین از مبارزان پرتلاش لشکر آن حضرت بود.

روزگار امامت آن حضرت

امام حسن (علیه السلام) مسئولیت امامت و رهبری را در جوی مضطرب و ناآرام، در وضعی بسیار پیچیده و پر کشاکش که در پایان زندگانی پدر بزرگوارش امام علی (علیه السلام) بروز کرده بود، به عهده گرفت. در نتیجه وضع نابسامان مردمی که امام با آنان روبه رو بود تنها این راه باقی ماند که یا وارد جنگی بی حاصل و یأس آور شود، او و جماعتش به شهادت رسند، یا پس از سپری شدن مدتی مواضع خود را مسجل گرداند و صلحی را که به صلاح ملت است بر جنگ بی ثمر ترجیح دهد. و این امری طبیعی است که جنگی که مردم به آن به دید شک می نگرند، بی نتیجه و یأس آور خواهد بود.
نشانه های تاریخی بسیاری وجود دارد که به تأکید بیان می کند امام حسن (علیه السلام) موضع خود را به خوبی درک می کرد و می دانست که مبارزه او با معاویه، با وجود شک و تردیدی که در توده های مردم وجود دارد، محال است به پیروزی برسد. کار طرفداران امام (علیه السلام) به حد خیانت رسید و از روی طمع به سوی معاویه گرایش یافتند و به دلیل پول و مقام و آسایشی که برای آنان فراهم آورد، روی به سوی او نمودند.
زعمای کوفه کار را به جایی رساندند که به معاویه نوشتند: هر وقت بخواهد امام (علیه السلام) را دست بسته نزدش می فرستند! و چون به امام می رسیدند به او اظهار اطاعت و ارادت می نمودند و می گفتند: تو جانشین پدرت و وصی او هستی و ما سراپا در مقابل تو مطیع و فرمانبرداریم، هر فرمان که داری بفرمای! امام به آنها می گفت: به خدا قسم، دروغ می گویید، به خدا سوگند شما به کسی که بهتر از من بود وفا نکردید، پس چگونه به من وفا می کنید؟ و چگونه به شما اطمینان کنم؟ اگر راست می گویید، اردوگاه مدائن، میعادگاه و قرارگاه ما باشد، به آنجا بروید.
امام به مدائن رفت، اما بیشتر سپاهیان، او را رها کردند. حال آیا امام مجتبی (علیه السلام) با چنین مردمی می توانست با معاویه بجنگد؟ هرگز. بنابراین، امام حسن (علیه السلام) به خاطر نداشتن نیروی کافی مطمئن، ناچار به پذیرش صلح تحمیلی شد.

مواد صلحنامه:

ماده اول: واگذاشتن حکومت به معاویه به این شرط که به کتاب خدا و سنت فرستاده او (صلی الله علیه وآله) و به سیره خلفای صالح، عمل کند.
ماده دوم: پس از معاویه، امر حکومت بر عهده حسن است و اگر برای او حادثه ای روی داد، حکومت از آن حسین است و معاویه نمی تواند آن را به عهده دیگری بگذارد.
ماده سوم: باید سب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و بد گفتن از او در نماز ترک شود و از علی (علیه السلام) جز به نیکی یاد نکنند.
ماده چهارم: باید آنچه در بیت المال کوفه قرار دارد، یعنی پنج میلیون درهم یا دینار، استثنا بشود و تابع خلافت و حکومت نباشد، و بر عهده معاویه است که هر سال دو میلیون درهم برای حسین بفرستد و در عطاها و بخشش ها بنی هاشم را بر بنی عبدشمس برتری دهد و میان فرزندان کسانی که در رکاب امیرالمؤمنین در جنگ جمل جنگیدند و فرزندان کسانی که در صفین در خدمت امام علی (علیه السلام) مجاهدت کردند، یک میلیون درهم تقسیم شود و این مبلغ را از خراج ولایت دارابگرد، که یکی از شهرهای فارس است، بپردازد.
ماده پنجم: مردم هر جا بر روی زمین خدا باشند، چه در شام و عراق چه در حجاز و یمن، باید ایمن باشند و سیاه و سرخ باید در امان بمانند، معاویه باید خطاهای آنان را تحمل کند و ببخشاید و هیچ کس را به جرم گذشته کیفر ندهد و با اهل عراق با کینه و دشمنی رفتار نکند. و یاران علی (علیه السلام) را در هر جا باشند امان دهد و به هیچ یک از شیعیان علی (علیه السلام) آسیبی نرساند، یاران و شیعیان علی (علیه السلام) از حیث جان و مال و زن و فرزند در امان و از هر گزندی محفوظ باشند، و هیچ کس متعرض هیچ یک از آنان نشود، و هر صاحب حقی به حقش برسد و هر چه یاران علی در هر کجا به دست آورده اند برای آنان محفوظ بماند، و برای حسن بن علی و برادرش حسین (علیه السلام) و هیچ یک از اهل بیت رسول الله در نهان و آشکار هیچ بدی نخواهند و در امنیت آنان، در هیچ منطقه ای، اخلال نکنند.
برنامه و صلح امام حسن (علیه السلام)، چهره واقعی معاویه را آشکار ساخت و ماهیت او را به مردم نشان داد. به طوری که معاویه بعد از قبضه نمودن حکومت در یک سخنرانی گفت:
به خدا سوگند من با شما برای این نجنگیدم که نماز بگزارید و روزه بدارید و حج بجا آورید و زکات بپردازید، بلکه به این منظور با شما جنگیدم که به شما فرمان دهم! و همانا این مقام را خدا به من عطا کرده در حالی که شما ناخشنود بودید. هان! من حسن را امیدوار کردم، چیزهایی را به او دادم و اکنون همه آنها زیر پای من است و به هیچ شرطی وفا نمی کنم!
سیاست معاویه در طول بیست سال حکومت سرکوب و زور این بود که پیوسته برنامه ای تنظیم کند که وجدان و ارده امت را از میان ببرد و مردم را از اندیشیدن درباره مسائل بزرگ جامعه منصرف سازد، تا تنها در اندیشه گرفتاریهای کوچک روزانه خود باشند و از هدفهایی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در پی آن بود منصرف شوند و تنها به زندگانی و منافع شخصی خویش بیندیشند و به وجوهی که از بیت المال به دست می آورند فکر کنند.
برخی از شیوخ قبایل کوفه، با وجود اینکه از شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند، از جاسوسان معاویه شدند و خبرها را در باب کوچک ترین حرکت یا مخالفت مردان قبیله، گزارش می دادند آن گاه مأموران دولتی سر می رسیدند و کسانی را که خلاف معاویه چیزی گفته بودند یا حرکتی در سر می پروراندند دستگیر می کردند و نفس مخالفان را قطع می کردند. و این گونه، خلافت بازیچه ای شده بود در دست کودکان بنی امیه.
معاویه به خوبی می فهمید که امام (علیه السلام) صاحب مکتب و هدف است و ناچار برای اجرای رسالت خود از هیچ کوششی خودداری نمی کند و همه سعی خود را در راه اعتلای مکتب و روشهای دگرگون سازی امت به کار می برد، از این رو، احساس خطر می کرد، تا آنکه سرانجام، نقشه کشتن امام را طراحی نمود و آن حضرت را با سمی مهلک، به وسیله جعده همسر امام، به شهادت رساند** به کتاب پیشوایان ما، نوشته عادل ادیب، ترجمه دکتر اسدالله مبشری، ص 112 به بعد رجوع کنید.***.
ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین می نویسد: معاویه می خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد و در انجام این منظور، هیچ کس برای او مزاحم تر از حسن بن علی و سعدبن ابی وقاص نبود، بدین جهت هر دو را با وسائل مخفی مسموم کرد. و نیز همین نویسنده می گوید: چون خواستند حسن بن علی را به خاک بسپارند، عایشه بر استری نشست و بنی امیه و بنی مروان و هر کس از یاوران و سپاهشان را که در آنجا بود به کمک برداشت و اینجا بود که گوینده ای گفت: یک روز بر استر و یک روز بر شتر.
سبط ابن جوزی به سند خود از طبقات ابن سعد و او از واقدی روایت کرده: حسن بن علی در هنگام احتضار گفت: مرا در کنار جدم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دفن کنید، امویان و مروان حکم و سعیدبن العاص - که والی مدینه بود - به پاخاستند و نگذاشتند. ابن سعد مؤلف کتاب طبقات می گوید: یکی از مخالفان، عایشه بود که گفت: هیچ کس نباید در کنار رسول خدا دفن شود!
سرانجام، جنازه حسن بن علی را از آنجا به قبرستان بقیع بردند و در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد به خاک سپردند. در کتاب الاصابه از واقدی نقل شده که آن روز جمعیت آن چنان انبوه بود که اگر در بقیع سوزنی می افکندند بر سر انسانی می افتاد و به زمین نمی رسید. سلام علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا** برای آشنایی کامل با زندگی امام حسن (علیه السلام) به کتاب صلح الحسن نوشته شیخ راضی آل یاسین یا ترجمه آن مراجعه کنید.***.
از میان سخنان پربهای امام مجتبی (علیه السلام)، چهل حدیث برگزیده را که هر کدام گشاینده بابی از کرامت و اخلاق انسانی به روی حقیقت جویان است، به اهل مطالعه تقدیم می گردد.