سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

نویسنده : محمد علی کوشا

زهرا و آخرین لحظات زندگانی پیامبر (صلی الله علیه وآله)

بیماری رسول خدا در روزهای آخر عمرش شدت یافت. فاطمه (علیها السلام) در کنار بستر پیامبر، چهره نورانی و ملکوتی پدر را می نگریست که از شدت تب عرق می ریخت. فاطمه در حالی که به پدر نگاه می کرد به گریه افتاد، پیامبر نتوانست ناآرامی دخترش را تحمل کند، در گوش او سخنی گفت که فاطمه آرام شد و لبخند زد.
لبخند زهرا (علیها السلام) در آن حال شگفت آور بود. از او سؤال کردند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چه رازی را به او فرمود؟ پاسخ داد: تا پدرم زنده است رازش را فاش نمی کنم. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) راز آشکار شد. فاطمه گفت: پدرم به من فرمود: تو نخستین کس از اهل بیت من هستی که به من ملحق می شوی، و از این رو شاد شدم ** همان.***.
در میان سخنان اندکی که از دختر گرامی رسول خدا در مجامع روایی فریقین نقل شده، چهل حدیث را، که هر یک درسی از فضیلت و فهم دین و حیا و دعوت به توحید است، برگزیدم، تا دلهای حقجویان و جویندگان معارف خاندان نبوی و علوی بدان روشنی یابد و با الهام از این کلمات نورانی، چراغ حکمت و هدایت ولایت شبستان فاطمی را به هنگام تحیر و ضلالت، در پیش پای خود برافروخته و فروزان بینند.

قالت فاطمة الزهراء (علیها السلام)

1- موقعیت اهل بیت در نزد خدا

و احمدوا الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات و الأرض الیه الوسیلة، و نحن وسیلته فی خلقه، و نحن خاصته و محل قدسه، و نحن حجته فی غیبه، و نحن ورثه أنبیائه ** فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 1، ص 265 ***.
خدایی را حمد و سپاس گویید که به خاطر عظمت و نورش، هرکه در آسمانها و زمین است به سوی او وسیله می جوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصان درگاه و جایگاه قدس او و حجت غیبی و وارث پیامبرانش هستیم.