سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

نویسنده : محمد علی کوشا

40- رسیدگی به گرسنگان

ما آمن بی من بات شبعان و جاره جائع، و ما من أهل قریة یبیت و فیهم جائع لا ینظر الله الیهم یوم القیمة** اصول کافی، ج 4 ص 493 ***.
به من ایمان نیاورده کسی که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، و اهل یک آبادی که شب را بگذرانند و در میان ایشان گرسنه ای باشد، خداوند روز قیامت به آنها نظر رحمت نیفکند.

سیره و سخن فاطمه زهرا (علیها السلام)!(ص)!

پرتوی از سیره و سیمای فاطمه زهرا (علیها السلام)

حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، دختر گرامی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و خدیجه کبری، چهارمین دختر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است. القاب حضرتش: زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکة، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، و بتول می باشد.
بیشتر مورخان شیعه، ولادت با سعادت آن حضرت را در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه مکرمه می دانند. برخی سال سوم و برخی سال دوم بعثت را ذکر کرده اند. در حالی که قریب به اتفاق نویسندگان سیره و مؤرخان اهل سنت و جماعت تولد فاطمه (علیها السلام) را پنج سال پیش از بعثت، در سال تجدید بنای کعبه نوشته اند. و از مورخان شیعه - اربلی - در کشف الغمه تولد او را پنج سال پیش از بعثت دانسته است.
بدیهی است روشن ساختن زاد روز یا سالروز درگذشت شخصیتهای بزرگ تاریخ هر چند که از نظر تاریخی و تحقیقی با ارزش و قابل بحث است، اما از نظر تحلیل شخصیت چندان مهم به نظر نمی رسد. آنچه مهم و سرنوشت ساز است نقش آنان در سرنوشت انسان و تاریخ می باشد.
پرورش زهرا (علیها السلام) در کنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوت بود؛ خانه ای که محل نزول وحی و آیه های قرآن است. آنجا که نخستین گروه از مسلمانان به یکتایی خدا ایمان آوردند و بر ایمان خویش استوار ماندند. آن سالها در سراسر عربستان و همه جهان، این تنها خانه ای بود که چنین بانگی از آن برمی خاست: الله اکبر. و زهرا تنها دختر خردسال مکه بود که چنین جنب و جوشی را در کنار خود می دید.
او در خانه تنها بود و دوران خردسالی را به تنهایی می گذراند. دو خواهرش رقیه و کلثوم چند سال از او بزرگ تر بودند. شاید راز این تنهایی هم یکی این بوده است که باید از دوران کودکی همه توجه وی به ریاضتهای جسمانی و آموزشهای روحانی معطوف گردد.
حضرت زهرا (علیها السلام) بعد از ازدواج با امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به عنوان بانویی نمونه بر تارک قرون و اعصار درخشید. دختر پیامبر همچنان که در زندگی زناشویی نمونه بود، در اطاعت پروردگار نیز نمونه بود. هنگامی که از کارهای خانه فراغت می یافت، به نماز، دعا، تضرع به درگاه خدا و دعا برای دیگران می پرداخت.
امام صادق (علیه السلام) از اجداد خویش از حسن بن علی (علیه السلام) روایت کرده است که: مادرم شبهای جمعه را تا بامداد در محراب عبادت می ایستاد و چون دست به دعا بر می داشت مردان و زنان با ایمان را دعا می کرد، اما درباره خود چیزی نمی گفت. روزی به او گفتم: مادر! چرا برای خود نیز مانند دیگران دعای خیر نمی کنی؟ گفت: فرزندم! همسایه مقدم است.
تسبیح هایی که به نام تسبیحات فاطمه (علیها السلام) شهرت یافته و در کتابهای معتبر شیعه و سنی و دیگر اسناد، روایت شده نزد همه معروف است.
فاطمه (علیها السلام) تا وقتی که رسول خدا از دنیا رفته بود، سختیها و تلخیهای زندگی را با دیدن سیمای تابناک پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر خود هموار می نمود، ملاقات پدر، تمام رنجها را از خاطرش می زدود و به او آرامش و قدرت می بخشید.
اما مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه دگرگونیهایی که پس از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) - به فاصله ای اندک - در سنت مسلمانی پدید آمد، روح و سپس جسم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت. چنان که تاریخ نشان می دهد، او پیش از مرگ پدرش بیماری جسمی نداشته است. داستان آنان را که به در خانه او آمدند و می خواستند خانه را با هر کس که درون آن است آتش زنند شنیده اید! خود این پیشامد، به تنهایی برای آزردن او بس است، چه رسد که رویدادهای دیگر هم بدان افزوده شود.
دختر پیغمبر، نالان در بستر افتاد. زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند. آن بانوی بزرگوار و شکیبا، خطبه ای بلیغ در جمع آن زنان بیان فرمود که با نقل بخشی کوتاه از آن، گوشه ای از درد دین و سوز و گداز مکتبی زهرا (علیها السلام) و شکوه او از مردان فرصت طلب را در می یابید.

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن - با مردم بی درد ندانی که چه دردی است!

به خداوند سوگند، اگر پای در میان می نهادند، و علی را بر کاری که پیغمبر به عهده او نهاد، می گذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست می برد، و حق هر یک را بدو می سپرد... شگفتا! روزگار چه بوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یکی پس از دیگری برون می آرد. راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ و چه عذری آوردند؟ دوست نمایانی غدار، در حق دوستان ستمکار، و سرانجام به کیفر ستمکاری خویش گرفتار. سر را گذاشته و به دم چسبیدند! پی عامی رفتند و از عالم نپرسیدند! نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند**زندگانی فاطمه زهرا، ص 151 به قلم دکتر سید جعفر شهیدی.***.
سرانجام، دختر پیغمبر، دنیا را به دنیاطلبان گذاشت و به لقای پروردگارش شتافت. فاطمه (علیها السلام) را شبانه دفن کردند و علی (علیه السلام) او را به خاک سپرد و رخصت نداد تا دیگران بر جنازه او حاضر شوند، و او این گونه مظلوم و محزون از دنیا رفت.
در تاریخ رحلت جانگداز آن بانوی بزرگ نیز محدثان اقوال گوناگونی دارند که مشهورتر از همه، سیزده جمادی الاولی سال یازده هجری و دیگری سوم جمادی الثانی همان سال است.