سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

نویسنده : محمد علی کوشا

احترام به افکار عمومی

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در موضوعاتی به وسیله وحی و نص قرآن، حکم آن معین شده بود. اعم از عبادات و معاملات، چه برای خود و دیگران، حق مداخله قائل نبود و این دسته از احکام را بدون چون و چرا به اجرا در می آورد؛ زیرا تخلف از آن احکام، کفر به خداست: و من لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الکافرون ** سوره مائده آیه 44***؛ و کسانی که به آنچه خدا فرو فرستاده داوری نکرده اند، پس آنان خود کافرند.
اما در موضوعات مربوط به کار و زندگی، اگر جنبه فردی داشت و در عین حال یک امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأی و آزادی عمل داشتند. کسی حق مداخله در کارهای خصوصی دیگری را نداشت، و هرگاه مربوط به جامعه بود حق اظهار رأی را برای همه محفوظ می دانست و با اینکه فکر سیال و هوش سرشارش در تشخیص مصالح امور بر همگان برتری داشت، هرگز به تحکم و استبداد رأی رفتار نمی کرد و به افکار مردم بی اعتنایی نمی نمود. نظر مشورتی دیگران را مورد مطالعه و توجه قرار می داد و دستور قرآن مجید را جامه عمل می پوشاند و از مسلمانها می خواست که عملاً پایبند به مشورت باشند و این سنت را نصب العین خود قرار دهند.
در جنگ بدر در سه مرحله، اصحاب خود را به مشاوره دعوت نموده و فرمود: درباره این امور نظر خود را ابراز کنند:
اول درباره اینکه اصلاً با قریش بجنگند و یا آنها را به حال خود ترک کرده تا به مدینه مراجعت کنند. همگی جنگ را ترجیح دادند و آن حضرت نیز تصویب فرمود.
دوم محل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد که نظر حباب بن منذر مورد تأیید واقع شد.
سوم در خصوص اینکه با امرای جنگ چه رفتاری شود به شور پرداخت. بعضی کشتن آنها را ترجیح دادند و برخی تصویب نمودند آنها را در مقابل فدیه آزاد نمایند و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) با گروه دوم موافقت کرد.
در جنگ احد، روش مبارزه را در معرض شور قرار داد که آیا در داخل شهر بمانند و به استحکامات دفاعی بپردازند و یا در بیرون شهر اردو بزنند و جلوی هجوم دشمن را بگیرند، که شق دوم تصویب شد.
در جنگ احزاب، شورایی تشکیل داد که در خارج مدینه آرایش جنگی بگیرند و یا در داخل شهر به دفاع بپردازند. پس از تبادل نظر بر این شدند که کوه سلع را تکیه گاه قرار داده و در پیشاپیش جبهه جنگ، خندق حفر کنند و مانع هجوم دشمن گردند.
در غزوه تبوک، امپراطور روم از نزدیک شدن مجاهدان اسلام به سر حد سوریه به هراس افتاده بود و چون به لشکر خود اعتماد نداشت به جنگ اقدام نکرد؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مشورت پرداخت که آیا پیشروی کنند و یا به مدینه برگردند که بنا به پیشنهاد اصحاب، مراجعت را ترجیح داد** پیشین.***.
چنان که می دانیم همه مسلمانان به عصمت و مصونیت او از خطا و گناه، ایمان داشتند و عمل او را سزاوار اعتراض نمی دانستند، ولی در عین حال، رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) انتقاد اشخاص را - اگر چه انتقاد بی مورد - با سعه صدر تلقی می نمود و مردم را در تنگنای خفقان و اختناق نمی گذاشت و با کمال ملایمت با جواب قانع کننده، انتقاد کننده را به اشتباه خود واقف می کرد.
او به این اصل طبیعی اذعان داشت که آفریدگار مهربان، وسیله فکر کردن و سنجیدن و انتقاد را به همه انسانها عنایت کرده و آن را مختص به صاحبان نفوذ و قدرت ننموده است.
پس چگونه می توان حق سخن گفتن و خرده گرفتن را از مردم سلب نمود؟ آن حضرت بویژه دستور فرموده است که هرگاه زمامداران، کاری بر خلاف قانون عدل مرتکب شدند، مردم در مقام انکار و اعتراض برآیند.
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به لشکری از مسلمانان مأموریت جنگی داد و شخصی را از انصار به فرماندهی آنها نصب کرد. فرمانده در میان راه بر سر موضوعی بر آنها خشمگین شد و دستور داد هیزم فراوانی جمع کنند و آتش بیفروزند. همین که آتش بر افروخته شد گفت: آیا رسول خدا به شما تأکید نکرده است که از اوامر من اطاعت کنید؟ گفتند: بلی. گفت: فرمان می دهم خود را در این آتش بیندازید. آنها امتناع کردند. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از این ماجرا مستحضر شد فرمود: اگر اطاعت می کردند برای همیشه در آتش می سوختند! اطاعت در موردی است که زمامداران مطابق قانون دستوری بدهند** مأخذ پیشین ***.
در غزوه حنین که سهمی از غنائم را به اقتضای مصلحت به نو مسلمانان اختصاص داد، سعد بن عباده و جمعی از انصار که از پیشقدمان و مجاهدان بودند زبان به اعتراض گشودند که چرا آنها را بر ما ترجیح دادی؟ فرمود: همه معترضین در یک جا گرد آیند، آنگاه به سخن پرداخت و با بیانی شیوا و دلنشین آنها را به موجبات کار، آگاه نمود، به طوری که همگی به گریه افتادند و پوزش خواستند. همچنین در این واقعه، مردی از قبیله بنی تمیم به نام حر قوص (که بعدها از سردمداران خوارج نهروان شد) اعتراض کرده، بالحن تشدد گفت: به عدالت رفتار کن! عمر بن خطاب از گستاخی او بر آشفت و گفت: اجازه بدهید هم اکنون گردنش را بزنم! فرمود: نه، او را به حال خودش بگذار و رو به سوی او کرده و با خونسردی فرمود: اگر من به عدالت رفتار نکنم چه کسی رفتار خواهد کرد؟
در صلح حدیبیه عمر بن خطاب در خصوص معاهده آن حضرت با قریش انتقاد می نمود که چرا با شرایط متساوی پیمان می بندد؟ رسول اکرم با منطق و دلیل، نه با خشونت، او را قانع کرد** مأخذ پیشین.***.
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) با این روش خود، عدل و رحمت را به هم آمیخته بود و راه و رسم حکومت را به فرمانروایان دنیا می آموخت تا بدانند که منزلت آنها در جوامع بشری مقام و مرتبه پدر مهربان و خردمند است نه مرتبه مالک الرقابی! و می یابد همه جا صلاح امر زیر دستان را در نظر بگیرند نه اینکه هوسهای خودشان را بر آنها تحمیل نمایند. می فرمود: من به رعایت مصلحت مردم از خود آنها نسبت به خودشان اولی و شایسته ترم و قرآن کریم مقام و منزلت مرا معرفی کرده است ألنبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم ** سوره احزاب، آیه 7*** پس هر کس از شما از دنیا برود چنانچه مالی از خود بجا گذاشته، متعلق به ورثه اوست و هرگاه وامی داشته باشد و با خانواده مستمند و بی پناهی از او بازمانده باشد دین او بر ذمه من و سرپرستی و کفالت خانواده اش بر عهده من است ** همان.***
آری، این است سیمای صمیمی و چهره تابناک پیامبر بزرگوار اسلام، و چنین است سیره عملی آن حضرت. او کسی است که اخلاق انسانی و ملکات عالیه را در زمانی کوتاه آن چنان در دل مسلمین گسترش داد که از هیچ، همه چیز را ساخت! او با رفتار و کردارش گردنکشان عرب را به تواضع، و زورگویان را به رأفت، و تفرقه افکنان را به یگانگی، و کافران را به ایمان، و بت پرستان را به توحید، و بی پروایان را به پاکدامنی، و کینه توزان را به بخشایش، و بیکاران را به کار و کوشش، و درشتگویان و درشتخویان را به نرمخویی، و بخیلان را به ایثار و سخاوت، و سفیهان را به عقل و درایت، رهنمون و آنان را از جهل و ضلالت، به سوی علم و هدایت رهبری فرمود** برای آگاهی بیشتر از سیره و اخلاق پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مقاله ارزنده و پرمحتوای مرحوم آیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی تحت عنوان گوشه ای از اخلاق محمد مندرج در کتاب محمد خاتم پیامبران ج اول مراجعه شود.***. صلوات الله و سلامه علیه و علی آله اجمعین. اینک از میان سخنان فراوان و پرفروغ آن بزرگوار، چهل حدیث برگزیده، به پیروان و شیفتگان آن هادی سبل، پرچمدار توحید و انسان کامل تقدیم می گردد.

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله):

1 - فضیلت دانش طلبی

من سلک طریقا یطلب فیه علما سلک الله به طریقا الی الجنة... و فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سائر النجوم لیلة البدر** اصول کافی، ج 1 ص 42***.
هر که راهی رود که در آن دانشی جوید، خداوند او را به راهی که به سوی بهشت است ببرد، و برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده، بر دیگر ستارگان است.