سیره و سخن پیشوایان« زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام) از هر معصوم چهل حدیث»

نویسنده : محمد علی کوشا

پیش گفتار

شناخت و آموزش سیره و سخن پیشوایان معصوم (علیه السلام) با توجه به نقش اساسی آن در ارائه شیوه عملی دین در جامعه، یکی از ضروری ترین وظایف فرهنگی اسلام شناسان در هر عصر و نسل است. زیرا اسلام عینی و مجسم را در قول و فعل و تقریر آن بزرگواران باید جستجو و دریافت نمود؛ چنان که قرآن کریم گویای آن است: لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة** سوره احزاب، آیه 21*** یعنی در (سیره و سخن) پیامبر خدا برای شما سرمشق نیکویی است.
سیره به معنای سبک، روش و شیوه حرکت است. مورخانی که به نگارش کتابهایی تحت عنوان سیرة النبی دست یازیده اند، در واقع خواسته اند شیوه و حرکت اصلاحی، اجتماعی آن حضرت را که منبعث از وحی الهی است، نشان دهند و شیوه زیست و تلاش، بویژه دعوت و تبلیغ او را به مردم معرفی نمایند.
همان گونه که قرآن کریم، مردم را به اطاعت و پیروی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ملزم نموده و فرمانبرداری از او را واجب دانسته، آن حضرت هم - بر اساس روایات متواتره - اطاعت و پیروی مسلمانها از عترت و اهل بیتش را لازم دانسته است. و پر واضح است که تبعیت و پیروی حقیقی از ائمه هدی، منوط و وابسته به مقدار شناخت از سیره و سخن آن بزرگواران است.
اصولاً قرآن و سنت نبوی، علوی دو منبع اصلی شناخت اسلامند. کار سنت در قلمرو شناخت، تفسیر و تبیین قرآن است، به همین دلیل، از آغاز مورد اهتمام مسلمانان بوده و هست.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز بر این دو اصل اساسی تأکید فرموده اند. حدیث معروف و مشهور ثقلین ** ثقلین: تثنیه ثَقَل به معنی هر چیزی نفیس و باارزش است.*** که به تواتر از طریق شیعه و سنی نقل گردیده معرف این حقیقت است:
من پس از خود در میان شما دو چیز نفیس و ارزشمند را بر جای می نهم: قرآن و عترتم یعنی اهل بیتم، تا زمانی که به این دو دست آویزید هرگز گمراه نخواهید شد. و این دو از هم جدا نمی شوند تا روزی که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند** برای دریافت ماخذ و منابع حدیث ثقلین رجوع کنید به: الامینی/ الغدیر: جلدهای 1،2، 3، ***.
بدیهی است که پیش و پس از ماجرای سقیفه، صاحبان منافع سیاسی، احادیث ساختگی بسیاری را به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نسبت دادند و این وضع، حداقل تا اواخر خلافت عباسیان ادامه داشت. از همین رو شخص پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و پیشوایان معصوم اسلام (علیهم السلام) از همان آغاز به مسلمانان هشدار می دادند، تا آنجا که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: هر کس سخنی بر من بندد جایگاهش در آتش است. و سپس حضرت علی (علیه السلام) به تبیین و تفسیر علمی خبر و حدیث پرداختند و به مسلمانان شدیداً هشدار دادند **نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 210***.
اهمیت عقیدتی حدیث و نقش اساسی آن در فهم قرآن و اسلام از یک سو و هشدارهای شدید پیامبر و ائمه معصومین (علیه السلام) از دیگر سو سبب گردید که شناخت حدیث درست از نادرست، از همان آغاز، به صورت یک دانش فنی گسترده در آید، و تا به امروز در حوزه علوم و فنون اسلامی، علم الحدیث و علم الرجال یک دانش تخصصی شناخته شده به حساب می آید.
این جانب، در ضمن مطالعه و برسی علوم قرآنی و حدیث، بر آن شدم علاوه بر نگارش مختصری از سیره پیشوایان، از هر معصومی چهل حدیث متنوع و گوناگون - که شیفتگان مکتب قرآن و عترت را بهره افزاید و دوستداران و مبلغان خاندان رسالت را در هر زمان به کار آید - از منابع و مجامع گوناگون حدیث - برگزینم و در دسترس همگان قرار دهم. باشد که در پرتو انوار سخنان پیشوایان برگزیده الهی، عقیده را اصلاح، اخلاق را مهذب، و عمل را شایسته و همسو با سنت و روش معصومین (علیه السلام) گردانیم، و با این سخنان سازنده اندیشه و عمل خویش را تعالی بخشیم.
کتاب حاضر که گویای گوشه ای از سیره و سخن پیشوایان معصوم - به زبانی ساده در سطح معلومات عمومی، بویژه جوانان و نوجوانان - است بیانگر چنین رسالتی است.
چاپ های پیشین این کتاب با استقبال دوستداران مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مواجه گردید، و اینک چاپ جدید آن با تجدید نظر، اضافات و اصلاحات بنیادی و عنوان گذاری احادیث، همراه با ارائه فهرست موضوعی در پایان کتاب، به خوانندگان گرامی و مشتاقان اهل بیت (علیهم السلام) تقدیم می شود.
پاییز 1384
محمد علی کوشا

سیره و سخن رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)

پرتوی از سیره و سیمای حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)، فرزند عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، در مکه به دنیا آمد. پیش از ولادت، پدرش عبدالله در گذشته بود. محمد (صلی الله علیه وآله) شش سال داشت که مادرش آمنه را نیز از دست داد. او تا هشت سالگی زیر سرپرستی جدش عبدالمطلب بود و پس از مرگ جدش در خانه عمویش ابوطالب سکنا گزید. رفتار و کردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوی خود جلب کرد و دیری نگذشت که مهرش در دلها جای گرفت.
او بر خلاف کودکان همسالش که موهای ژولیده و چشمانی آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهایش را مرتب می کرد و سر و صورت خود را تمیز نگه می داشت. او به چیزهای خوراکی هرگز حریص نبود، کودکان همسالش، چنان که رسم اطفال است، با دستپاچگی و شتابزدگی غذا می خورند و گاهی لقمه از دست یکدیگر می ربودند، ولی او به غذای اندک اکتفا و از حرص ورزی در غذا خودداری می کرد. در همه احوال، متانت بیش از حد سن و سال خویش از خود نشان می داد. بعضی روزها همین که از خواب برمی خاست، به سر چاه زمزم می رفت و از آب آن جرعه ای چند می نوشید و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش می نمودند، می گفت: احساس گرسنگی نمی کنم او نه در کودکی و نه در بزرگسالی، هیچ گاه از گرسنگی و تشنگی سخن به زبان نمی آورد.
عموی مهربانش ابوطالب او را همیشه در کنار بستر خود می خوابانید. همو گوید: من هرگز کلمه ای دروغ از او نشنیدم و کار ناشایسته و خنده بیجا از او ندیدم. او به بازیچه های کودکان رغبت نمی کرد و گوشه گیری و تنهایی را دوست می داشت و در همه حال متواضع بود** گوشه ای از اخلاق محمد، مقاله آیت الله سید ابوالفضل مجتهد زنجانی در کتاب محمد خاتم پیامبران، ج 1، ص 372. ***.
آن حضرت در سیزده سالگی، ابوطالب را در سفر شام، همراهی کرد. در همین سفر بود که شخصیت، عظمت، بزرگواری و امانتداری خود را نشان داد. بیست و پنج سال داشت که با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد. محمد (صلی الله علیه وآله) در میان مردم مکه به امانتداری و صداقت مشهور گشت تا آنجا که همه، او را محمد امین می خواندند. در همین سن و سال بود که با نصب حجرالاسود و جلوگیری از فتنه و آشوب قبایلی، کاردانی و تدبیر خویش را ثابت کرد و با شرکت در انجمن جوانمردان مکه ( حلف الفضول) انسان دوستی خود را به اثبات رساند. پاکی و درستکاری و پرهیز از شرک و بت پرستی و بی اعتنایی به مظاهر دنیوی و اندیشیدن در نظام آفرینش، او را کاملاً از دیگران متمایز ساخته بود.
آن حضرت در چهل سالگی به پیامبری برانگیخته شد و دعوتش تا سه سال مخفیانه بود. پس از این مدت، به حکم آیه و أنذر عشیرتک الأقربین ** سوره شعراء آیه 214***؛ یعنی: خویشاوندان نزدیک خود را هشدار ده!، رسالت خویش را آشکار ساخت و از بستگان خود آغاز کرد و سپس دعوت به توحید و پرهیز از شرک و بت پرستی را به گوش مردم رساند. از همین جا بود که سران قریش، مخالفت با او را آغاز کردند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) در مدت سیزده سال در مکه، با همه آزارها و شکنجه های سرمایه داران مشرک مکه و همدستان آنان، مقاومت کرد و از مواضع الهی خویش هرگز عقب نشینی ننمود. پس از سیزده سال تبلیغ در مکه، ناچار به هجرت شد. پس از هجرت به مدینه زمینه نسبتاً مناسبی برای تبلیغ اسلام فراهم شد، هر چند که در طی این ده سال نیز کفار، مشرکان، منافقان و قبایل یهود، مزاحمتهای بسیاری برای او ایجاد کردند. در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حج و ترک مکه و ابلاغ امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام) در غدیر خم و اتمام رسالت بزرگ خویش، در بیست و هشت صفر سال یازدهم هجری، رحلت فرمود.