برکات و آفات زبان در قرآن و حدیث

نویسنده : ابوالفضل بهشتی

مقدمه

انگیزه نویسنده
از همان سنین نوجوانی، در خانواده ای روحانی کم و بیش با کتاب های مذهبی انس داشتم و به خواندن و فراگیری احادیث معصومین (علیهم السلام) علاقه مند بودم، در این رهگذر، کتابی به دستم رسید که در آن یکصد حدیث کوتاه، سازنده و جذاب به ترتیب حروف الفبا تنظیم و جمع آوری شده بود تا نوجوانان با حفظ و فراگیری آنها با معارف اسلامی و سخنان گهربار معصومین (علیهم السلام) آشنا شوند؛ بنده آن احادیث را آموخته و به حافظه خود سپردم و از یک لذت معنوی سرشاری برخوردار گردیدم.
در میان این احادیث، چند حدیث مرا سخت مجذوب خود ساخت و تحت تأثیر قرار داد: یکی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) بود که فرمود:
راحة الانسان فی حبس اللسان ** محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج 8، ص 496.***؛
سعادت و آسایش انسان، در حفظ و کنترل زبان است.
دیگری حدیثی از معصوم (علیه السلام) بود که می فرمود:
فتنة اللسان أشد من ضرب السیف ** همان، ص 497؛ بحارالانوار، ج 71، ص 286.***؛
خطر و برندگی زبان، از ضربت شمشیر شدیدتر است.
از این دو حدیث به ضرورت کنترل و اصلاح زبان و گفتار پی بردم. از این رو پیوسته در این فکر بودم کتابی به دست آورم تا درباره خطرهای ناشی از زبان و شیوه اصلاح و کنترل آن به تفصیل سخن گفته باشد تا این که با کتاب سازنده و اخلاقی معراج السعادة، نوشته ملااحمدنراقی (رحمةالله) آشنا شدم که در آن با تعبیر آفات زبان سخن گفته و مطالبی آورده بود؛ اما انتظار بنده را برآورده نکرد؛ زیرا، اولا قلم آن کتاب ساده و به روز نبود و دیگر این که در اشاره به موارد آفات و خطرات زبان در بخشی مستقل بحث نکرده بود، بلکه در فصل های متعدد به فراخور موضوع به آنها پرداخته بود، آن هم نه به همه موارد که خود نویسنده کتاب علت نپرداختن به همه موارد را چنین بیان فرموده است:
آفات و گناهان ناشی از زبان، از معاصی ظاهره به شمار می آید و شأن علم اخلاق را گفت و گو از آنها نیست و اشاره به برخی از آنها از این باب است که آنها منجر به اخلاق رذیله و ملکات فاسده می شود و تکرار آن اعمال و افعال موجب رسوخ ملکات و اخلاق در نفس می گردد**معراج السعادة، ص 566.***.
پس از آن که با توفیقات الهی برای فراگیری علوم و معارف اسلامی وارد حوزه علمیه قم شدم با کتاب هایی چون: محجة البیضا نوشته ملامحسن فیض کاشانی (رحمةالله) و کتاب الاخلاق شبر (رحمةالله) آشنا شدم که با مطالعه بخش هایی از آن دو کتاب شریف، به خواسته خود دست یافتم اما نه به طور کامل و جامع، بلکه از جهاتی نواقصی در آنها مشاهده کردم. از جمله: منبع اصلی مطالب، کتاب احیاء العلوم غزالی بود که با منابع اهل سنت تدوین و تنظیم شده بود و با اصلاحات و اضافاتی، تا حدی در صدد تکمیل و ترمیم برآمده بود.
مشکل دیگر این که، کتاب هایی که به صورت جسته و گریخته به این موضوع پرداخته بودند همه به زبان عربی بودند. از این رو، هم چنان این خلأ و کمبود احساس می شد؛ به ویژه با آشنا شدن بیشتر با روایات در این زمینه که زبان را به عنوان ترجمان دل؛ کلید شخصیت انسان؛ نماینده عقل و بهترین دریچه ای که به روح انسان گشوده شده است معرفی کرده بود بیشتر به ضرورت اصلاح زبان و گفتار واقف گردیدم. افزون بر این، در میان کتاب های فارسی، پس از جست و جویی وسیع، اثری جامع با قلمی ساده و به روز نیافتم و از آن طرف شاهد بلای شایع و پر مخاطره زبان های رها و گناهان ناشی از آن، چون: غیبت، دروغ، تهمت، افترا، عیب جویی، سخن چینی و آثار و پی آمدهای زشت و ناپسند (فردی و اجتماعی) آنها در جامعه بودم تا درصدد برآمدم اگر فرصتی پیش آمد، در این زمینه برای رفع این خلأ اقدامی در خور انجام دهم تا هم خود حقیر و هم عزیزان خواننده از خواب غفلت بیدار شده و در صدد حفظ و کنترل زبان برآیند و خوش بختانه این فرصت هر چند محدود در تابستان 1386 خورشیدی پیش آمد و توفیق چنین اقدامی نصیب نگارنده گردید.
مجموعه ای که پیش رو دارید با استفاده از آیات قرآنی و تحقیقی در برخی تفاسیر، نهج البلاغه و نیز کتاب های حدیثی و اخلاقی متعدد و متنوع به اختصار تدوین شده است که با یک مقدمه و سه بخش زیر تقدیم شما خوانندگان عزیز می گردد:
بخش نخست: کلیات؛
بخش دوم: برکات و آثار زبان؛
بخش سوم: آسیب ها و آفت های زبان.
امید است کتاب حاضر در کنترل و تقوای زبان و استفاده نیکو و بهینه از آن مؤثر و مفید واقع شود و زبان در مسیر رضای خدا حرکت کند،ان شاءالله.
ابوالفضل بهشتی
اسفند 1386 مصادف با صفر1429 - قم

بخش اول: کلیات

زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم - به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

فصل اول: آثار و رسالت زبان

زبان مهم ترین وسیله ارتباط انسان با انسان های دیگر و برترین ابزار برای اظهار خواسته های درون و مقاصد باطنی است و به عبارت روشن تر، آنچه در صفحه روح نقش می بندد (اعم از پدیده های فکری، عاطفی و احساساتی)، قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابه لای گفته های او خودنمایی می کند و از این رو در گذشته اطبا قسمت مهمی از اعتدال و انحراف مزاج را از چگونگی زبان تشخیص می دادند. همان گونه که روان کاوان امروز بیشتر مسائل روانی را در خلال گفت و گوهای افراد جست وجو می کنند!
هم چنین، زبان عهده دار نقل و انتقال و مبادله اطلاعات و معلومات از قومی به قوم دیگر و از نسلی به نسل دیگر است و اگر این وسیله ارتباطی نبود، هرگز انسان نمی توانست تا این حد در علم و دانش و تمدن مادی و مسائل معنوی رشد و ترقی یابد.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) درباره نقش زبان در بیان خصلت های انسانی فرمود:
ان فی الانسان عشر خصال یظهر لسانه: شاهد یخبر عن الضمیر؛ حاکم یفصل بین الخطاب؛ ناطق یرد به الجواب؛ شافع یدرک به الحاجة؛ واصف یعرف به الأشیاء؛ و أمیر یأمر بالحسن، واعظ ینهی عن القبیح؛ معز تسکن به الأحزان و حاضر تجلی به الضغائن، مونق تلتذ به الأسماع ** میزان الحکمة، ج 8، ص 491.***.
همانا در انسان ده خصلت است که زبان آشکار کننده آنهاست:
1. معرف باطن و درون انسان؛
2. وسیله صلح و برطرف کننده خصومت؛
3. پاسخ دهنده پرسش ها و ابهامات؛
4. بیان کننده نیازها؛
5. توصیف گر ماهیت اشیاء؛
6. امرکننده به نیکی ها و ارزش ها؛
7. نهی کننده از زشتی ها و ناهنجاری ها؛
8. تسلی بخش و زداینده غم و اندوه ها؛
9. بازگو کننده حقد و کینه ها؛
10. گوش نوازی لذت آفرین.