فهرست کتاب


گزیده حلیة المتقین

علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه

ثواب بیماری و صبر کردن بر بیماری

در حدیث از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل است که روزی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) سر به جانب آسمان کردند و تبسم فرمودند. صحابه از سبب آن سؤال کردند. حضرت فرمود: تعجب کردم از دو فرشته که به زمین فرود آمدند و بنده مؤمن صالحی را در جای نمازش نیافتند و به آسمان رفتند و گفتند: پروردگارا، فلان بنده تو را در جای نمازش طلب کردیم، ولی نیافتیم. او در بند بیماری است. حق تعالی فرمود: بنویسید برای بنده من مثل آنچه در حال سلامتی از افعال خیر در شب و روز می کرده است، مادام که در بند من است. در حدیث معتبر دیگر از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است که چون بر مؤمن ضعف پیری غالب شود حق تعالی امر می فرماید آنچه در جوانی و قوت می کرده است، برای او بنویسید همچنین فرشته ای را مأمور می گرداند که برای مؤمن بیمار بنویسد آنچه در حال سلامتی می کرده است از کارهای خیر، و از برای کافر بیمار بنویسد آنچه در حال سلامتی می کرده است از کارهای بد.
از حضرت امام محمدباقر (علیه السلام) منقول است: بیداری یک شب از بیماری و درد، بهتر است از عبادت یک ساله. در حدیث معتبر از حضرت امام محمدباقر (علیه السلام) (علیه السلام) منقول است: بدنی که بیماری نکشد، طغیان می کند و خیری نیست در چنین بدنی. در حدیث دیگر فرمود: یک شب با تب، برابر است با عبادت یک ساله و دو شب با تب، برابر است با عبادت دو ساله و سه شب با تب، برابر است با عبادت هفتاد ساله. از حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) منقول است: نیکو دردی است تب، به هر عضوی بهره ای می رساند از بلا. خیری نیست در کسی که به بلا مبتلا نشود. در روایت دیگر وارد شده است: مؤمن چون تب می کند، گناهان از او می ریزد مانند برگ از درخت و اگر به رختخواب بیفتد، ناله اش ثواب سبحان الله دارد و فریادش ثواب لا اله الا الله دارد و از پهلو به پهلو که می گردد، مانند کسی است که در راه خدا شمشیر می زند.

معالجه تب و بیماری

در احادیث اهل بیت (علیه السلام) وارد شده است: ما مداوا نمی کنیم تب را مگر به ریختن آب سرد بر بدن و خوردن سیب. از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است: تب از بوی جهنم است. فرو نشانید حرارت آن را با آب سرد. در حدیث دیگر فرمود: برای دفع تب هیچ چیز نافع تر از دعا و آب سرد نیست.
از حضرت امیر (علیه السلام) نقل است: گرمی تب را با نفسه و آب سرد فرو بنشانید و در تابستان بر بدن صاحب تب، آب سرد بریزید. و فرمود: یاد ما اهل بیت شفا است از تب و جمیع دردها و وساوس شیطان. و فرمود: بخورید آب باران که بدن شما را پاک می کند و دردها را دفع می کند.
در روایت معتبر وارد شده است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) را تب شدیدی عارض شد. جبرئیل آمد و این عوذه را بر آن حضرت خواند و در همان ساعت تب زایل شد: بسم الله ارقیک، بسم الله اشفیک، بسم الله من کل داء یعنیک، بسم الله و الله شافیک، بسم الله خذها فتهنئک، بسم الله الرحمن الرحیم فلا أقسم بمواقع النجوم لتبرأنی باذن الله. در چند حدیث معتبر منقول است: بر هیچ بیماری و صاحب دردی هفتاد مرتبه حمد خوانده نمی شود، مگر آن که درد ساکن می شود.
در روایت دیگر منقول است که شخصی به خدمت حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد که یک ماه است تب می کنم و آنچه اطبا گفته اند به عمل آوردم و برطرف نشد. حضرت فرمود: بندهای پیراهن خود را بگشا و سر در گریبان پیراهن داخل کن و اذان و اقامه بگو و هفت مرتبه سوره حمد بخوان. آن شخص گفت: چنان کردم گویا از بندی رها شدم. در حدیث دیگر منقول است: یکی از فرزندان آن حضرت بیمار شد، فرمود ده مرتبه یا الله بگو که هیچ مؤمنی نمی گوید مگر آن که حق تعالی می فرماید: لبیک حاجت خود را بگو.
در حدیث صحیح از آن حضرت منقول است که چون بیمار می روی، هفت مرتبه بگو: اعیذک بالله العظیم رب العرش العظیم من شر کل عرق نعار و من شر حر النار. در حدیث دیگر فرمود: سوره حمد و قل هو الله احد و انا انزلناه فی لیلة القدر و آیة الکرسی بخوان و به انگشت شهادت بر پهلوی بیمار بنویس: اللهم ارحم جلده الرقیق و عظمه الدقیق من سورة الحریق یا ام ملدم ان کنت امنت بالله و الیوم الاخر فلا تاکلی اللحم و لا تشربی الدم و لا تهلکی الجسم و لاتصدعی الرأس و انتقلی عن فلان بن فلانه (نام او و مادرش را بنویسید) الی من یجعل مع الله الها اخر لا اله الا الله تعالی الله عما یشرکون علوا کبیرا.
در روایت دیگر فرمود که بیمار سر را در گریبان خود داخل کند و اذان و اقامه بگوید و سوره حمد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و سه مرتبه قل هو الله احد بخواند و بگوید: اعیذ نفسی بعزة الله، و قدرةالله، و عظمةالله، و سلطان الله، و بجلال الله، و بجماله الله و بجمع الله، و برسول الله، و بعترته صلی الله علیه و علیهم، و بولاة امرالله من شر ما اخاف الله و احذر، و اشهد ان الله علی کلی شی ء قدیر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله، اللهم اشفنی بشفائک و داونی بدوائک و عافنی من بلائک.
در روایت دیگر است که شخصی به آن حضرت شکایت کرد که تبش بسیار به طول انجامیده است. فرمود: آیةالکرسی را در ظرفی بنویس و به آب حل کن و بخور. در بعضی از کتب معتبر آمده است که برای تب سوره حمد را تا آخر بنویسد و بعد از آن بنویسد: بسم الله و بالله اعوذ بکلمات الله التامات کلها التی لایجاوزهن بر و لا فاجر من شر ما خلق و ذرأ و برأ، و من شر فساق العرب و العجم، و من شر فسقة الجن و الانس، و من شر الشیاطین و شرکه، و من شر کل ذی شر، و من شر کل دابة هو آخذ بناصیتها، ان ربی علی صراط مستقیم، ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر، یا نارکونی بردا و سلاما علی ابراهیم و ارادوا به کیدا فجعلنا هم الاخسرین بردا و سلاما علی فلان بن فلانة (و نام بیمار و مادرش نوشته شود) ربنا لاتؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا، ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا و اغفر لنا و ارحمنا انت مولینا فانصرنا علی القوم الکافرین )1( سوره بقره، آیة 286. حسبی الله لا اله الا هو فاتخذه وکیلا و توکل علی الحی الذی لایموت، و سبح بحمده و کفی به بذنوب عباده خبیرا بصیرا، لا اله الا الله وحده لا شریک له صدق وعده و نصر عبده وهزم الا حزاب وحده ماشاءالله لاقوة الا بالله کتب الله لاغلبن انا ورسلی ان الله قوی عزیز، ان حزب الله هم الغالبون، و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
در حدیث است که یکی از فرزندان حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بیمار شد. حضرت فرمود: این دعا را بخوان: اللهم اشفنی بشفائک و داونی بدوائک و عافنی من بلائک فانی عبدک و ابن عبدک.

فواید تربت شریف حضرت امام حسین (علیه السلام)

در احادیث معتبر بسیار وارد شده است که در خاک قبر امام حسین (علیه السلام) شفای هر دردی هست و آن است دوای بزرگ. در حدیث حضرت صادق (علیه السلام) منقول است: هر که را دردی پیش آید و به تربت آن حضرت مداوا کند، البته شفا یابد مگر آن که مرگ باشد. در حدیث دیگر فرمود: تربت آن حضرت شفا می بخشد از هر دردی و امان می دهد از هر ترسی. در حدیث دیگر فرمود: کام فرزندان خود را به تربت آن حضرت بردارید که امان می دهد از بلاها. در روایت دیگر منقول است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) هیچ متاعی به جایی نمی فرستادند مگر آن که قدری از تربت آن حضرت در میانش می گذاشتند که محفوظ بماند. در حدیث معتبر منقول است که ابن ابی یعفور از حضرت صادق (علیه السلام) سؤال کرد که بعضی از مردم تربت امام حسین (علیه السلام) را می گیرند و نفع نمی یابند. فرمود: والله، که هرکس اعتقاد داشته باشد، نفع می یابد. در روایت دیگر فرمود: خاک قبر حضرت امام حسین (علیه السلام) شفای دردها است هرچند ثلث فرسخی دورتر از قبر بردارند. در روایت دیگر فرمود: هفتاد ذرع از قبر، تربت شفا را می توان برداشت. در روایت معتبر دیگر فرمود: تربت شفا را تا یک فرسخ و ثلث فرسخ از اطراف قبر می توان برداشت. و فرمود: هیچ چیز مثل تربت نیست در شفا بخشیدن، مگر دعا و چیزی که برکت آن را کم می کند در جاهای نامناسب گذاشتن و کم اعتقادی آن کس است که می خورد، اما کسی که یقین داند که آن شفا است، هر وقت که به آن، معالجه کند، به دوای دیگر احتیاج نمی باشد. پس چون تربت را برمی داری، ببند و پنهان کن و نام خدا بر آن بسیار بخوان و من شنیده ام که بعضی تربت را بر می دارند و آن را سبک می شمارند حتی در میان توبره چارپایان یا در میان ظرف طعام می اندازند. از چنین تربتی چگونه شفا یابند؟.
در حدیث است که شخصی به آن حضرت عرض کرد: مرا درد و مرض بسیار می باشد و هر دوایی که خوردم نفع نکرده. فرمود: چرا تربت حضرت امام حسین (علیه السلام) را نمی خوری که شفای هر درد و امان از هر بیم است؟! وقتی تربت را بر می داری، بگو: اللهم انی اسالک بحق هذه الطینة و بحق الملک الذی اخذها و بحق النبی الذی قبضها و بحق الوصی الذی حل فیها صل علی محمد و اهل بیته و اجعل لی فیها شفآء من کل داء و امانا من کل خوف. پرسید: شفای هر درد را دانستم، چگونه امان است از هر خوفی؟ فرمود: هرگاه از ظالمی یا از بلایی اندیشه داشته باشی، از خانه بیرون میا مگر آن که خاک قبر آن حضرت با تو باشد و در آن وقت که خاک را با خود بر می داری بگو: اللهم هذه طینة قبر الحسین ولیک و ابن ولیک اتخذتها حرزا لما اخاف و ما لااخاف.
از حضرت امام موسی (علیه السلام) منقول است که چون میت را دفن می کنند، در برابر صورتش مهری از خاک قبر حضرت امام حسین (علیه السلام) بگذارند. در حدیث دیگر فرمود: مؤمن می باید از پنج چیز خالی نباشد: مسواک و شانه و جانماز و تسبیحی از تربت که سی و چهار دانه باشد و انگشتر عقیق. از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است: هرکه تسبیح خاک آن حضرت را بگرداند، به هر استغفاری هفتاد استغفار برای او نوشته شود و اگر تسبیح را در دست نگاه دارد و چیزی نگوید، به عدد هر دانه ای هفت استغفار برای او نوشته شود.