فهرست کتاب


گزیده حلیة المتقین

علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه

غذاهای لذیذ

از احادیث اهل بیت (علیه السلام) بر می آید که خوب است مؤمن طعام لذیذ بخورد و مردم را نیز از آن بهره مند سازد و طعام لذیذ را بر خود حرام نکند. البته باید حلال باشد و همراه با زیاده روی و پرخوری نباشد به گونه ای که او را از عبادت خدای متعال باز دارد و چنین نباشد که همه همتش صرف خوردن و آشامیدن شود، بلکه باید مقصودش از خوردن و آشامیدن، قوت گرفتن برای عبادت و طاعت باشد و باید به اندازه ای بخورد و بیاشامد که در زمره مسرفان جای نگیرد که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد. نقل است که حضرت صادق (علیه السلام) نان و فرنی و حلوای لذیذ به مردم می خورانید و می فرمود: هرگاه خداوند بر ما توسعه دهد، ما نیز توسعه می دهیم و هرگاه بر ما تنگ گیرد، ما نیز تنگ می گیریم. از همان حضرت نقل است: خدای متعال در قیامت سه چیز را بر مؤمن حساب نمی کند: طعامی که بخورد و جامه ای که بپوشد و زن صالحه ای که یاورش باشد و او را از حرام نگاه دارد.
از ابوخالد کابلی نقل است: به خدمت امام محمدباقر (علیه السلام) رفتم. حضرت صبحانه طلبید و من نیز با حضرت خوردم و هرگز طعامی نیکوتر و پاکیزه تر از آن نخورده بودم. فرمود: چگونه بود طعام ما؟ گفتم: فدایت شوم، هرگز طعامی به این خوبی نخورده بودم، ولی به یادم آمد که خدای متعال می فرماید: ثم لتسألن یومئذ عن النعیم. ( آن گاه از شما درباره نعمت الهی می پرسند). فرمود: مراد از نعمت در این آیه مذهب تشیع و ولایت اهل بیت است، نه طعام نیکو. و از امام صادق (علیه السلام) روایت است: خدای تعالی کریم تر از آن است که از بنده بازخواست کند درباره خوردنی و آشامیدنی که در دنیا بر او حلال کرده است.
از امام صادق (علیه السلام) نقل است: هنگام سیری چیزی خوردن، موجب پیسی است. از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده اند: هیچ چیز خدا را دشمن نمی دارد همچون شکمی که پر از طعام است. از جناب امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل است: حضرت عیسی (علیه السلام) به شهری رسید که مرد و زنی فریاد می زدند و با یکدیگر نزاعی داشتند. از سبب نزاع پرسید. مرد گفت: این زن من است و صالحه است و عیبی ندارد، اما من او را دوست ندارم و می خواهم طلاقش دهم. فرمود: چرا؟ گفت: رویش کهنه و بی طراوت شده، بی آن که پیر شده باشد. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: می خواهی که رنگ صورتت تازه شود؟ گفت: آری. فرمود: طعام که می خوری، سیر نخور؛ زیرا طعام که در معده به جوش می آید، آب رو را می برد. زن چنین کرد و به حال طراوت برگشت و محبوب شوهر شد.
حضرت جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: هرگاه شکم سیر شود، طغیان و فساد می آورد. همچنین می فرماید: هر بیماری و دردی از پرخوری به هم می رسد، جز تب. از حضرت عیسی (علیه السلام) نقل است که فرمود: ای بنی اسرائیل، تا گرسنه نشوید، چیزی مخورید و هرگاه گرسنه شدید، بخورید و سیر مخورید؛ برای این که چون سیر می شوید، گردن هایتان کلفت می شود و پهلوهایتان فربه می شود و پرودگارتان را فراموش می کنید.
پالوده ای بسیار گوارا و خوشبو برای حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) آوردند. انگشتی به آن فرو برد و به دهان گذاشت و فرمود: حرام نیست، اما نمی خواهم خود را به چیزی عادت دهم که عادت نکرده ام.

برخی از آداب و اوقات طعام خوردن

سنت است که مؤمن، صبحانه را بامداد بخورد و در میان روز، دیگر چیزی نخورد و پس از نماز خفتن، باری دیگر طعام بخورد و لقمه را کوچک بردارد و خوب بجود و به روی مردم نظر نکند و طعام بسیار گرم نخورد و در طعام گرم ندمد، بلکه بگذارد که سرد شود و سپس از آن بخورد و نان را با کارد نبرد و استخوان را پاک نکند و دست در پیش دیگران دراز نکند و انگشتان را بلیسد.
در حال جنابت خوردن و آشامیدن مکروه است. اگر وضو بگیرد یا دست بشوید و مضمضه و استنشاق بکند و... کراهتش ضعیف می شود.
در حدیث معتبر نقل است که پسر برادر شهاب به حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) از درد و فساد معده شکایت کرد. حضرت فرمود: صبحانه و شام بخور و دیگر چیزی مخور؛ زیرا خداوند عالمیان در وصف طعام بهشتیان می فرماید: لهم رزقهم فیها بکرة وعشیا )1( مریم، آیه 62. .
در حدیثی معتبر از امیرمؤمنان (علیه السلام) آمده است: طعام آخر روز پیامبران، یعنی پس از نماز خفتن (مغرب و عشاء) را ترک مکنید که موجب خرابی بدن است. در حدیث دیگر نقل است: طعام طرف شب را ترک مکنید که آدمی را پیر می کند. و در حدیث دیگر می فرماید: چون آدمی پیر می شود، نباید طعام شب را ترک کند؛ زیرا بهتر به خواب می رود و دهانش خوشبو می شود.
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است: سزاوار نیست مؤمن صبحانه نخورده از خانه بیرون برود که صبحانه باعث زیادی عزت او است. در حدیث دیگر فرموده است: هرگاه می خواهی در پی حاجتی بروی، پاره ای نان و نمک بخور که بیش تر باعث عزت تو است و حاجتت زودتر بر می آید.
از حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل است: بگذارید طعام سرد شود که خدا آتش را طعام ما نگردانیده و برکت در طعام سرد است. از حضرت امام رضا (علیه السلام) نقل است: طعام گرم برکت ندارد و شیطان در آن بهره دارد. و از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل است که نهی فرموده از دمیدن در خوردنی و آشامیدنی. حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: دمیدن در سه جا مکروه است: در گره ها و افسون ها، و طعام و جای سجده.
از حضرت علی (علیه السلام) نقل است: از بالای غذا مخورید. از پهلو بخورید که برکت در بالای طعام است. در حدیثی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده است: هنگامی که طعام می خورید از پیش خود بخورید.
روایت است که حضرت صادق (علیه السلام) هنگام غذا خوردن، دو زانو می نشسته و دست بر زمین می گذاشته است.
از امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل است: کسی که می خواهد طعام به او زیان نرساند، تا گرسنه نشود و معده پاک نگردد، چیزی نخورد و چون می خواهد بخورد، بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و نیکو بجود و آن گاه که هنوز خواهش طعام دارد، دست از آن بکشد.
به سند معتبر از حضرت امام حسن (علیه السلام) نقل کرده اند: در سفره دوازده خصلت است که بر هر مسلمان واجب است بداند. چهار از آن ها واجب است و چهار دیگر سنت و چهار دیگر ادب است. واجب آن است که ولی نعمت خویش را بشناسد و بداند نعمت از سوی پروردگار است و راضی باشد به آنچه خدا به او عطا کرده است و بسم الله بگوید و خدا را شکر کند. سنت آن است که پیش از طعام دست بشوید و روی چپ بدن خویش بنشیند و به سه انگشت بخورد و انگشتان را بلیسد. ادب آن است که از پیش خود بردارد و لقمه را کوچک گیرد و در روی مردم نگان نکند و....
در حدیث معتبر از امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل است که به امام حسن (علیه السلام) فرمود: می خواهی چیزی به تو بیاموزم که از طبیبان بی نیاز شوی؟ گفت: آری، یا امیرمؤمنان. فرمود: بر سفره طعام منشین مگر هنگامی که گرسنه ای و از سفره برمخیز مگر هنگامی که هنوز به غذا میل داری و نرم بجو و هرگاه می خواهی بخوابی، به بیت الخلا برو.
سنت است که به دست راست غذا بخورند و دو زانو بنشینند و خوابیده چیزی نخورند، امام اگر بر دست چپ تکیه کنند، باکی نیست و چهار زانو نشستن مکروه است و اگر پا را بر روی زانو بگذارند، بدتر است. تنها غذا خوردن مکروه است و سنت آن است که بر زمین غذا بخورند و همراه با خدمتکاران و غلامان.
مشهور این است که در وقت راه رفتن چیزی خوردن مکروه است و پیش از طعام و بعد از طعام دست شستن سنت است و سنت است که دست را به دستمال خشک نکنند و اول صاحبخانه دست بشوید و بعد از آن هر که در جانب راست او است و به ترتیب بشویند تا آخر مجلس و در شستن بعد از طعام از جانب چپ صاحبخانه ابتدا کنند و صاحبخانه آخر همه بشوید.
بر سر سفره ای که شراب در آن خورند چیزی خوردن حرام است.
بعضی گفته اند که هر حرامی که خورند یا کنند، در آن مجلس چیزی خوردن حرام است حتی بر سر سفره جماعتی که غیبت مسلمان کنند، و سنت است که در اول و آخر طعام نمک بخورند.
در حدیث معتبر از حضرت امام موسی (علیه السلام) منقول است: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) لعنت فرمود سه کس را: کسی که تنها بخورد و کسی که سفر تنها برود و کسی که در خانه تنها بخوابد. در حدیث دیگر از آن حضرت منقول است: چون در طعام چهار چیز جمع شود، آن طعام کامل است: هرگاه که از حلال باشد و دست بسیار بر آن دراز بشود و نام خدا در اولش گفته شود و در آخرش حمد الهی بکنند.
در حدیث صحیح منقول است: چون سفره طعام نزد حضرت امام رضا (علیه السلام) حاضر می شد، کاسه ای می طلبید، از طعام هایی که لذیذتر بود، قدری بر می گرفت و در آن کاسه می گذاشت و می فرمود که به مساکین و فقیران بدهند.
در حدیث دیگر منقول است: چون طعام حاضر شود، هر سائلی که بیاید رد مکنید. به سند صحیح از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است: ملعون است کسی که بنشیند بر سر سفره ای که در آن شراب خورند.
در چندین حدیث وارد شده است: چیز خوردن در حالت جنابت، سبب فقر و بی چیزی می شود. در احادیث بسیار وارد شده است: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) نهی فرمود از خوردن و آشامیدن به دست چپ مگر آن که انسان مجبور باشد و دست راستش بیمار باشد.
منقول است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) چون بر سر سفره می نشست، از پیش خود طعام می خورد و به روشی که در تشهد نماز می نشست به همان روش می نشست و زانوی راست را بر بالای زانوی چپ و پای راست را بر شکم پای چپ می گذاشت و می فرمود: من بنده ام و به روش بندگان می خورم و به روش بندگان می نشینم.
در احادیث معتبر بسیار از حضرت امیر و ائمه طاهرین (علیه السلام) منقول است: هرکه خواهد خیر خانه اش بسیار شود، دست را پیش از طعام خوردن بشوید. و فرمود: دست شستن پیش از طعام و بعد از طعام، فقر را زایل می کند و روزی را زیاد می کند و چرک را از جامه دور می کند و چشم را جلا می دهد و دردها را از بدن دور می کند.
در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) منقول است: دست را برای طعام خوردن که می شویی به دستمال پاک مکن؛ زیرا تا تری در دست هست، برکت در طعام هست. و فرمود: چون بعد از طعام دست را می شویی، دست ها را بر ابروها بمال و سه نوبت بگو: الحمدلله المحسن المجمل المنعم المفضل. مفضل گوید: چنین کردم و هرگز آزار چشم ندیدم.
منقول است: امام محمد تقی (علیه السلام) بعد از آن که صبحانه تناول می فرمود و دست ها را می شست، دست ها را بر سر و رو می مالید، پیش از آن که به دستمال پاک کند. از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است: چون دست را بعد از طعام می شویی، بر روی دیده ها بمال پیش از آن که به دستمال پاک کنی و بگو: اللهم انی اسألک الزینة و المحبة، و اعوذبک من المقت و البغضة.
از جناب امام رضا (علیه السلام) منقول است: هرکه دستش پاکیزه باشد، باکی نیست که طعام خورد بدون آن که دست بشوید. از فضل بن یونس منقول است: حضرت موسی (علیه السلام) به منزل من آمدند و چون طعام حاضر شد، دستمال آوردم که در دامن ایشان بیندازم، قبول نکرد و فرمود: این طریقه عجمان است.
در حدیث موثق منقول است: حضرت رسول (علیه السلام) به حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: یاعلی، در اول طعام و آخر طعام نمک بخور. هرکه در طعام افتتاح و اختتام به نمک کند، خدای تعالی از او هفتاد نوع بلا را دفع می کند که آسان تر آن ها خوره باشد. در روایت دیگر آمده است: عافیت یابد از هفتاد و دو نوع بلا که از جمله آن ها دیوانگی و خوره و پیسی است و در روایت دیگر، از درد گلو و از درد دندان و درد شکم. در حدیث معتبر از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) منقول است: در نمک شفای هفتاد نوع از انواع درد هست و اگر مردم بدانند که چه منفعت ها در نمک هست، مداوا نکنند مگر به آن.
روایت شده است که ابتدا به سرکه نیز خوب است و عقل را زیاد می کند. در روایت دیگر از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) منقول است: ما ابتدا به نمک و ختم به سرکه می کنیم. در روایت دیگر از آن جناب منقول است: هرکه نمک بپاشد بر اول لقمه ای که می خورد، رو به توانگری آورد. در روایت دیگر از آن جناب منقول است: طول بدهید نشستن بر سر سفره را. این ساعتی است که از عمر شما حساب نمی شود.
در حدیث معتبر منقول است از یاسر، خادم امام رضا (علیه السلام)، که چون آن حضرت بر سر سفره می نشستند، هیچ کوچک و بزرگی نمی گذاشتند مگر آن که بر سر سفره می طلبیدند. منقول است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) هرگز بر خوان (میز) چیزی نمی خورد، بلکه بر روی سفره می خورد. از چنین روایاتی معلوم می شود خوان ها را پایه دار و بلند می ساختند از روی تکبر که برای طعام خوردن نباید خم شد - والله یعلم.
در حدیث موثق از سماعة بن مهران نقل است که از حضرت صادق (علیه السلام) پرسید: اگر وقت نماز برسد و طعام نیز آماده خوردن باشد، به کدام یک ابتدا کنیم؟ فرمود: اگر ابتدای وقت نماز باشد، اول طعام بخورید و اگر بیم آن باشد که با طعام خوردن وقت فضیلت برود ابتدا به نماز کنید.

دعای طعام خوردن

از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است: چون سفره را می گذارند، چهار هزار فرشته بر دور آن احاطه می کنند. اگر بنده ای بسم الله گوید، فرشتگان می گویند: خدا برکت فرستد بر شما و طعام شما و به شیطان می گویند: بیرون رو ای فاسق، که تو را بر ایشان سلطنتی نیست و بعد از فارغ شدن اگر الحمدلله گوید، فرشتگان می گویند: ایشان جماعتی اند که خدا به ایشان نعمت داده و پروردگار خود را شکر می کنند و اگر بسم الله در اول نگویند، فرشتگان به شیطان گویند: بیا ای فاسق و با ایشان طعام بخور و اگر سفره را بردارند و حمد الهی نکنند، فرشتگان گویند: ایشان گروهی اند که خدا به ایشان نعمت داد و ایشان پروردگار خود را فراموش کردند. در حدیث معتبر از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) منقول است: چون سفره را بگذارند، بگو: بسم الله و چون شروع کنی به خوردن، بگو: بسم الله علی اوله و آخره و چون سفره را بردارند، بگو: الحمدلله.
از حضرت امیر (علیه السلام) منقول است: هرکه نام خدا بر اول طعام ببرد و حمد خدا را در آخر بکند، هرگز از آن طعام از او سؤال نکنند.
در روایت منقول است که چون طعام نزد حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) می گذاشتند، این دعا می خواند: اللهم هذا منک و من فضلک و عطائک، فبارک لنا فیهم، و سوعناه و ارزقنا خلفا اذا أکلناه، و رب محتاج الیه رزقت فاحسنت، اللهم اجعلنا من الشاکرین. و چون بر می داشتند، این دعا می خواند: اللهم اجعنا من الشاکرین. و چون بر می داشتند، این دعا می خواند: الحمدلله الذی حملنا فی البر و البحر، ورزقنا من الطیبات، و فضلنا علی کثیر من خلقه ممن خلق تفصیلا. از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است: نام خدا بر طعام ببرید و چون فارغ می شوید بگویید: الحمدلله الذی یطعم و لایطعم.
در حدیث صحیح منقول است: شخصی خدمت حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد که از طعام آزار می کشم. فرمود: مگر بسم الله نمی گویی؟ گفت: می گویم و باز آزار می کشم. فرمود: هرگاه سخن می گویی باز هم بسم الله می گویی؟ گفت: نه. فرمود: به این سبب آزار می کشی. هرگاه از سخن فارغ می شوی و دوباره شروع به خوردن می کنی، بسم الله بگو. در روایت صحیح دیگر منقول است از آن جناب که هرگاه چند ظرف باشد، بر هر ظرفی یک بسم الله بگو. راوی گفت: اگر فراموش کنم چه؟ فرمود: بگو: بسم الله علی اوله و آخره.
در روایت منقول است: شخصی از ضعف معده به حضرت صادق (علیه السلام) شکایت کرد. حضرت فرمود: چون از طعام خوردن فارغ می شوی، دست بر شکم بمال و بگو: اللهم هنئنیه اللهم سوعنیه اللهم امرأنیه. در حدیث صحیح از آن حضرت منقول است: چون سفره حاضر می شود، اگر یکی از حاضران بسم الله بگوید، از دیگران کفایت می کند.