هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1160 - قلب در کور:

ای اسحاق بدان که بدون شک هرکه کور از این دنیا برود در آخرت نیز کور خواهد بود و راه گمراهی را پیش خواهد گرفت، ای ابن اسماعیل دیدگان کور نمی شوند بله قلبهایی که در سینه ها قرار دارند کور می گردند.
و این سخن خدای بزرگ است که در کتاب محکمش از قول ستمکار می فرماید: پروردگارا چرا مرا کور محشور کردی در حالی که در دنیا بینا بودم، و خداوند می فرماید: این گونه آیات ما نزد تو آمد و آنها را فراموش کردی و امروز این گونه فراموش می گردی.

1161 - راهنمایی امام حسن عسکری (علیه السلام):

روایت شده: اسحاق کندی که در زمان خود فیلسوف عراق بود شروع کرد به تألیف کتابی در مورد تناقضات قرآن و خود را مشغول این کار ساخت و خانه نشین گردید.
روزی یکی از شاگردان او نزد امام حسن عسکری (علیه السلام) آمد، امام به او فرمود: آیا در میان شما انسانی جوانمرد نیست که استادتان کندی را از این کارش در مورد قرآن باز دارد، شاگرد گفت: ما از شاگردان او هستیم چگونه می توانیم در این مورد یا موارد دیگر اعتراضی را بر او وارد سازیم، امام فرمود: اگر چیزی را به تو بگویم به او می رسانی؟ گفت: آری.
فرمود: نزد او برو و رابطه صمیمی با او برقرار نما در کارها به او کمک برسان، و هرگاه این رابطه را برقرار کردی به او بگو: مسأله ای دارم که می خواهم آن را از تو بپرسم، که از تو خواهد خواست آن را بازگویی، به او بگو: اگر آورنده قرآن نزد تو آید آیا امکان دارد مرادش از آن چه آورده غیر آن چیزهایی باشد که تو پنداشته ای، او بتو خواهد گفت: ممکن است زیرا او مردی است که هرگاه بشنود می فهمد، هرگاه این معنا را ثابت نمود بگو: چه می دانی شاید مراد او از سخنانش غیر آن چیزهایی باشد که تو توهم کرده ای و از این جهت لغات را در غیر معانی آن بکار برده ای.
آن شاگرد نزد استادش رفت و با او موانست نمود تا این که این مسأله را با او مطرح ساخت، استاد گفت: کلام را دوباره برایم مطرح کن، او دوباره بازگو کرد، او لحظه ای با خود اندیشید و این امر را در لغت و فکر امکان پذیر دانست، آن گاه گفت: تو را سوگند می دهم که بگوئی این مطالب را از کجا آورده ای؟
گفتم: چیزی است که به قلبم خطور کرد و با تو بیان کردم.
گفت: هرگز، همانند تو راه به این مطالب نمی برد و به این منزلت و درجه نرسیده ای بگو آن را از کجا آورده ای؟
گفتم: امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا به گفتن آن امر فرمود.
گفت: اکنون سخن حق گفتی و همانند این گفتار جز از آن خانه بیرون نمی آید، آن گاه آتش فراهم کرد و تمام نوشته هایش را سوزانید.

1162 - تفسیر آیه قرآن:

روایت شده که آن حضرت در تفسیر این آیه قرآن: و گروهی از آنان درس ناخوانده هایی هستند که کتاب را جز تو همات ذهنی شان نمی دانند، فرمود:
امی یعنی کسی که منسوب به مادر است، یعنی او همانند کسی است که از شکم مادرش خارج شده، نمی خواند و نمی نویسد، نمی دانند کتاب را که از آسمان نازل شده و دروغ به شمار نمی آید و بین این دو فرقی قائل نیستند، جز تو همات ذهنی یعنی مگر آن که بر آنان خوانده شود و به آنان گفته شود: این کتاب خدا و کلام اوست، اگر از کتاب مطلبی که مخالف کتاب است خوانده شود آن را نمی شناسند، و آنان تنها گمان می کنند یعنی آن چه رهبران ایشان برای آنها می خوانند که محمد در زمان نبوتش، امامت علی سرور خاندانش را تکذیب کرده است، و آنان پیروی ایشان را می کنند با این که حرام است برایشان پیروی کردن رهبرانشان پس وای بر آنان که کتاب را با دستهایشان می نویسند آن گاه می گویند این از طرف خدا نازل شده است - تا آخر آیه.