هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1107 - پاداش قرائت قرآن:

بشر بن غالب اسدی از امام حسین بن علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: هرکس ایستاده در نماز خود، یک آیه از کتاب خدا را بخواند، در برابر هر حرفی (پاداش) صد کار نیک برایش نوشته می شود. و اگر آن را در غیر نماز بخواند، خدا در برابر هر حرفی، (اجر) ده کار نیک برای او می نویسد. پس اگر (خاموش باشد و با توجه) گوش به قرآن بسپارد، در برابر هر حرفی (پاداش) یک حسنه دارد و اگر قرآن را در شب به پایان رساند، فرشتگان خدا تا هنگام صبح برای او طلب رحمت کنند و اگر آن را در روز تمام کند، ملائکه نگهبان تا شب بر او درود می فرستند و چنین کسی (نزد خدا) یک دعای مستجاب دارد، و این ختم قرآن برای او از آنچه میان آسمان و زمین است بهتر خواهد بود.
(بشر می گوید:) عرض کردم: این پاداش کسی است که همه قرآن را بخواند، اما کسی که همه را نمی خواند چگونه است؟
حضرت فرمود: ای برادر اسدی! همانا خدا بخشنده، با عظمت و بزرگوار است، هرگاه کسی هرچه از قرآن را که می تواند، بخواند، خدا همان پاداش را به او عطا می کند.

1108 تلاوت کننده قرآن:

زید بن ارقم گوید: من در غرفه خود نشسته بودم که سر مطهر امام (علیه السلام) را - که بر نی بود - از آنجا عبور دادند. چون رو به روی غرفه من رسید، شنیدم تلاوت می کند: ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا؛ آیا پنداشتی که واقعه اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ماست؟!
مو بر بدنم راست شد و ندا کردم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا سوگند، سر بریده تو شگفت تر است، شگفت تر!
ابو مخنف گوید: سر مبارک امام (علیه السلام) را در بازار صرافان کوفه بر نی داشتند که (شنیده شد:) آن سر، صدا صاف کرد و سوره مبارکه کهف را تا آیه شریفه: انهم فتیه آمنوا بربهم وزدناهم هدی تلاوت فرمود و این واقعه شگفت جز بر گمراهی آنان نیفزود.
در نقل دیگری آمده است: آنان چون سر مبارک امام (علیه السلام) را بر درخت آویختند، از او شنیده شد که: و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون؛ و آنان که ظلم کنند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی بر می گردند.
نیز در دمشق شنیدند که می گوید: لا قوه الا بالله؛ هیچ نیرویی جز از خدا نیست.
و نیز شنیدند که تلاوت می کند: ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا
زید بن ارقم گفت: کار تو شگفت تر است ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)!

1109 - تلاوت قرآن در شام:

حرث بن وکیده گوید: من در میان کسانی بودم که سر مبارک امام (علیه السلام) را می بردند، ناگاه شنیدم سوره مبارکه کهف را تلاوت می کند. با خود گفتم: آیا این صدای دلنشین اباعبدالله (علیه السلام) است که می شنوم؟!
ناگاه فرمود: ای ابن وکیده! آیا نمی دانی ما امامان نزد پروردگار خود زندگانیم؟! با خو گفتم این سر مبارک را می ربایم.
فرمود: ای ابن وکیده! این کار تو نیست. اینکه خونم را ریختند نزد خداوند متعال عظیم تر از گرداندن سر من (در کوی و برزن ها) است پس ایشان را به حال خود گذار، فسوف یعلمون اذا الاغلال فی اعناقهم والسلاسل یسحبون؛ که به زودی (به کیفر کردارشان) پس خواهند برد. آنگاه که گردن هایشان با غل و زنجیرها (ی آتشین) کشیده شود!
منهال بن عمرو گوید: چون سر مطهر امام (علیه السلام) را به دمشق آورده بر نی حمل می کردند من پیش روی او بودم. شخصی سوره کهف را می خواند تا رسید به آیه شریفه ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا؛ آیا پنداشتی که واقعه اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت ماست؟!
به خدا سوگند، ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصیح فرمود: شگفت تر از اصحاب کهف واقعه شهادت من و بردن من بر نی است.
سلمة بن کهیل گوید: سر مطهر امام (علیه السلام) را دیدم که بر نی این آیه را می خواند:
فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم؛
دل قوی دارید که خداوند از شر و آسیب ایشان شمارانگاه می دارد و او شنوای داناست.