هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1099 - روح قرآنی امام حسن (علیه السلام):

در سنین خردسالی، و ظاهرا در چهار سالگی آمد و شد او به مسجد و به خانه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر شده بود. چه بسیار از آیاتی که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و پیامبر آن را برای مردم می خواند، حسن مجتبی (علیه السلام) نیز جزو مستمعین بود. آیات قرآن را می شنید و آن را از بر می کرد.
علی (علیه السلام) به خانه وارد شد آیات جدید را برای فاطمه می خواند و کیفیت آن را نقل می کرد. می یافت که فاطمه (علیه السلام) از آن آگاه است و در جواب علی (علیه السلام) که آن را از کجا دریافتی می فرمود از حسن (علیه السلام) شنیدم.
او حتی بسیاری از سخنرانی های رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را می شنید و آن را به حافظه می سپرد و در خانه برای مادر سخنرانی می کرد و این در سنی بود که او هنوز مرحله خردسالی را می گذراند. سخنگویی فصیحانه اش در همان دوران کودکی پر حیرت بود و خواهیم دید که او بعدها نیز با فصاحت در سخن و سلطه بر جوانب بحث، همه معترضان و منتقدان و ایرادگیران را به زانو در می آورد.

1100 - تأثیر آیات بر امام حسن (علیه السلام):

و چون در قرآن به آیاتی می رسید که در آن وصف بهشت بود شادابی توأم با امید و حسرتی برای او بوجود می آمد و چنان بود که گویی روحش شوق پرواز به آن سرای را دارد. و به هنگامی که به آیات عذاب می رسید و سخن از دوزخ و عذاب به میان می آمد رنگ می باخت و حالش چنان متغیر می شد که گویی عذاب جهنم را با همه افراد معذب می بیند که در آن زجر می کشد و ناراحتی می بیند. می گریست و از گرفتاری عذاب به خدا پناه می جست. و وضعش در همه گاه این چنین بود و هر بار قرائت قرآنی داشت دچار چنین شرایط و احوالی می شد.

1101 - مناجات و مرگ:

ساعات آخر عمر به مناجات پرداخت که خداوندا جانم را به پیشگاه تو عرضه می کنم، جانی که برای من گرامی و عزیز بود. خداوندا در حین مرگ مرا همدم و مونس باش، در تنهایی قبر تنهایم مگذار، و به تلاوت قرآن مشغول شد.
در دم مرگ می گریست، امام حسین (علیه السلام) از او علت گریه پرسید، فرمود:
بدان خاطر می گریم که وارد سرایی خواهم شد که بیش از آن وارد آن نشده بودم، آفریده هایی از خداوند را می بینم که مثل آنها را هرگز ندیده بودم. یا اخی ما جزعی الا انی ادخل فی منزل لم ادخل فی مثله، واری خلقا من خلق الله لم ار مثلهم قط و هم در مورد علت گریه نوشته اند:
انما ابکی لخصلتین بخاطر دو چیز گریه می کنم:
لهول المطلع و فراق الاحبه برای خوف و وحشت قیامت، و برای جدایی از دوستان (و در مورد جدایی از دوستان استغفار کرد).
دست حسین (علیه السلام) را در دست گرفت و گفت هر آنگاه که فشار دهم بدان که موقع جان دادن و حضور ملک الموت است و بشارت مرگ. در حال ذکر و مناجات و تلاوت قرآن بود که ناگهان دست حسین (علیه السلام) أفشار داد و روحش به سرای باقی شتافت.