هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1089 - گریه بلند:

زرین جبیش گوید: از اول تا آخر قرآن را در مسجد کوفه بر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب خواندم.
وقتی به حوامیم (هفت سوره ای که اول آنها با حامیم آغاز می شود) رسیدم، فرمود: به عروس های قرآن رسیدی. وقتی به این آیه رسیدم:
والذین آمنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاوون عند ربهم ذلک هو الفضل الکبیر؛ کسانی که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند، در باغ های بهشت منزل یافته و هرچه خواهند در نزد خدا برای آنها آماده است و این همان فضل بزرگ الهی است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) گریه کرد تا اینکه صدای گریه او بلند شد، آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت ای زرین! بر دعای من آمین بگو. و دعا کرد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: قرآن را بخوانید و گریه کنید و اگر گریه نکردید، خود را به گریه در آورید.

بخش سوم: قرآن و حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام):

1090 - قرآن خواندن حضرت زهرا (علیه السلام):

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سلمان را نزد فاطمه (علیه السلام) فرستاد.
سلمان می گوید: من بر درب خانه ایستاده و سلام کردم، و شنیدم که فاطمه (علیه السلام) در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است و آسیا می چرخید، در حالی که کسی در آن جا نبود ... و سلمان - رحمة الله علیه - در آخر روایت می گوید:
وقتی این مطالب را به عرض رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسانیدم، وی تبسمی کرده فرمود: ای سلمان! همان خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان مملو نموده است، لذا وی بدون دغدغه مشغول عبادت پروردگار می باشد، پس خداوند ملکی به نام زوقابیل را مأمور نموده تا آسیا را بگرداند و خداوند کارهای دنیا و آخرت فاطمه را عهده دار شده و او را کفایت می نماید.