هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1088 - تشویق به تعلیم قرآن:

رمیله می گوید: علی (علیه السلام) شخصی را در حال خیاطی و آوازخوانی دید و فرمود: ای جوان! اگر قرآن بخوانی برای تو بهتر است.
گفت: خوب نمی توانم بخوانم دوست داشتم خوب قرآن می خواندم.
حضرت فرمود نزدیک بیا.
جوان نزدیک علی (علیه السلام) آمد و علی (علیه السلام) آهسته چیزی در گوش او گفت که تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ کل قرآن شد.

1089 - گریه بلند:

زرین جبیش گوید: از اول تا آخر قرآن را در مسجد کوفه بر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب خواندم.
وقتی به حوامیم (هفت سوره ای که اول آنها با حامیم آغاز می شود) رسیدم، فرمود: به عروس های قرآن رسیدی. وقتی به این آیه رسیدم:
والذین آمنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاوون عند ربهم ذلک هو الفضل الکبیر؛ کسانی که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند، در باغ های بهشت منزل یافته و هرچه خواهند در نزد خدا برای آنها آماده است و این همان فضل بزرگ الهی است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) گریه کرد تا اینکه صدای گریه او بلند شد، آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت ای زرین! بر دعای من آمین بگو. و دعا کرد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: قرآن را بخوانید و گریه کنید و اگر گریه نکردید، خود را به گریه در آورید.

بخش سوم: قرآن و حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام):