هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1085 - دعا برای حفظ قرآن:

سعد خفاف می گوید:
به زاذان گفتم: تو قرآن را خوب تلاوت می کنی، چگونه یاد گرفتی؟
تبسمی کرد و گفت: روزی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از کنار من گذشت و من شعر می خواندم و اخلاق خوبی داشتم. از صدایم خوشش آمد، فرمود: ای زاذان! چرا قرآن را حفظ نکرده ای؟ گفتم: بیش از دو سوره که در نماز می خوانم، از قرآن چیزی نمی دانم.
فرمود: نزدیک بیا. نزدیک او رفتم. در گوشم چیزهایی گفت که نفهمیدم چیست.
سپس فرمود: دهانت را بازکن. از آب دهان مبارک خود در دهان من انداخت. به خدا سوگند، وقتی که از کنار او برخاستم، تمامی قرآن را با اعرابش حفظ بودم، بعد از آن هیچ مشکلی نداشتم که از آن بپرسم.
سعد می گوید: داستان زاذان را برای امام باقر (علیه السلام) نقل کردم فرمود: زاذان راست می گوید، علی (علیه السلام) با اسم اعظمی که هیچ وقت رد نمی شود برای زاذان دعا نمود.

1086 - تلاوت قرآن در شب:

ابن عباس می گوید: حضرت علی (علیه السلام) در ثلث اول شب می خوابید و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن مشغول می شد، در هر شب هفتاد رکعت نماز می گزارد و در این نمازها آیات قرآن می خواند و هنگام سحر ذکر خدای متعال ورد زبانش بود.

1087 - تغییر حالت:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: و کان علی (علیه السلام) اذا اقام الی الصلوه فقال: وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض، تغیر لونه حتی یعرف ذلک فی وجهه؛ هنگامی که علی (علیه السلام) به نماز می ایستاد، این آیه شریفه را می خواند: روی می آورم با تمام وجودم به کسی که آسمان ها و زمین را آفرید و رنگ مبارک حضرتش تغییر می کرد، به طوری که تغییر حالت و دگرگونی از صورت مبارکش پیدا می شد و به خوبی مشاهده می گشت.