هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1084 - ملازمت حضرت علی (علیه السلام) با قرآن:

ابو سعید تیمی از ابو ثابت مولای ابوذر روایت کرده است که گفت:
در جنگ جمل در لشکر علی (علیه السلام) بودم، همین که عایشه را در لشکر مقابل دیدم، شکی در دلم افتاد که در هنگام نماز ظهر زایل شد و تا آخر با علی در جنگ با دشمن شرکت کردم. همین که جنگ پایان یافت، به مدینه نزد ام سلمه رفتم و گفتم: به خدا سوگند، من برای آب و نان این جا نیامده ام؛ ولکن من مولای ابوذر هستم.
وقتی مرا شناخت، خوش آمد گفت و افزود: تو هنگامی که دل ها هر کدام به طرفی پرواز می کرد، کجا بودی؟
گفتم: آن جا که خدا آن را به هنگام ظهر برایم آشکار ساخت.
گفت: احسنت! من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم می فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی است. از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

1085 - دعا برای حفظ قرآن:

سعد خفاف می گوید:
به زاذان گفتم: تو قرآن را خوب تلاوت می کنی، چگونه یاد گرفتی؟
تبسمی کرد و گفت: روزی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از کنار من گذشت و من شعر می خواندم و اخلاق خوبی داشتم. از صدایم خوشش آمد، فرمود: ای زاذان! چرا قرآن را حفظ نکرده ای؟ گفتم: بیش از دو سوره که در نماز می خوانم، از قرآن چیزی نمی دانم.
فرمود: نزدیک بیا. نزدیک او رفتم. در گوشم چیزهایی گفت که نفهمیدم چیست.
سپس فرمود: دهانت را بازکن. از آب دهان مبارک خود در دهان من انداخت. به خدا سوگند، وقتی که از کنار او برخاستم، تمامی قرآن را با اعرابش حفظ بودم، بعد از آن هیچ مشکلی نداشتم که از آن بپرسم.
سعد می گوید: داستان زاذان را برای امام باقر (علیه السلام) نقل کردم فرمود: زاذان راست می گوید، علی (علیه السلام) با اسم اعظمی که هیچ وقت رد نمی شود برای زاذان دعا نمود.

1086 - تلاوت قرآن در شب:

ابن عباس می گوید: حضرت علی (علیه السلام) در ثلث اول شب می خوابید و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن مشغول می شد، در هر شب هفتاد رکعت نماز می گزارد و در این نمازها آیات قرآن می خواند و هنگام سحر ذکر خدای متعال ورد زبانش بود.