هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1082 - علی (علیه السلام) با قرآن:

روزی سلمان و ابوذر و مقداد، در مدینه کنار یکدیگر نشسته بودند. مردی که از کوفه برای تحقیق و یافتن راه حق آمده بود، نزد آنها نشست و گفت: مرا راهنمایی کنید، سلمان گفت: علیک بکتاب الله فالزمه، و علی بن ابیطالب فانه مع القرآن لا یفارقه بر تو باد به کتاب خدا قرآن، پیوند خود را با قرآن، برقرار ساز و همچنین به علی (علیه السلام) بپیوند، و در راه او حرکت کن، زیرا علی (علیه السلام) با قرآن است، و از آن جدا نمی گردد. سپس گفت: من گواهی می دهم که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم، فرمود: علی (علیه السلام) با حق است و هر کجا حق بگردد، علی (علیه السلام) همان جا می گردد، علی (علیه السلام) راستگو و مشخص کننده حق و باطل است.

1083 - پاسخ به آیات قرآن:

شبی حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) مشغول نماز شد و در نماز، بعد از سوره حمد، سوره واقعه را خواند، وقتی؟به آیه 58 و 59 این سوره رسید: افرایتم ما تمنون - ءانتم تخلقونه ام نحن الخالقون؟؛ آیا درباره نطفه ای که در رحم ها می ریزید هیچ فکر کرده اید؟ آیا شما آن را می آفرینید یا ما آفریننده آن هستیم؟ حضرت علی (علیه السلام) سه بار عرض کرد: بل انت یا رب؛ بلکه تو خالق انسان هستی ای پروردگار!.
و هنگامی که به آیه 63 و 64 رسید: ءانتم تزرعونه ام نحن الزار عون؟؛ آیا شما زراعت را می رویانید یا ما؟.
علی (علیه السلام) سه بار عرض کرد: بل انت یا رب؛ بلکه زارع حقیقی تو هستی ای پروردگار!
و وقتی که به آیه 69 رسید: ءانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون؟؛ آیا شما آب را از ابر فرود می آورید یا ما؟.
علی (علیه السلام) سه بار عرض کرد: بل انت یا رب؛ بلکه، تو باران را از ابرها فرو فرستادی ای پروردگار!
و وقتی به آیه 72 رسید: ءانتم انشاتم شجرتهاام نحن المنشئون؛ آیا شما درخت آتش زا رویاندید، یا ماییم رویاننده آن؟
امام علی (علیه السلام) سه بار عرض کرد: بل انت یا رب؛ بلکه تویی که درخت آتش زا آفریدی.
از این حدیث استفاده می شود که هرجا در قرآن استفهام تقریری بود، مسلمان باید به آن پاسخ مثبت بدهد و حقیقت آن را در جان و دل و اندیشه زنده کند و تنها به تلاوت این آیات، بدون روح و فکر و عمل، اکتفا نکند.

1084 - ملازمت حضرت علی (علیه السلام) با قرآن:

ابو سعید تیمی از ابو ثابت مولای ابوذر روایت کرده است که گفت:
در جنگ جمل در لشکر علی (علیه السلام) بودم، همین که عایشه را در لشکر مقابل دیدم، شکی در دلم افتاد که در هنگام نماز ظهر زایل شد و تا آخر با علی در جنگ با دشمن شرکت کردم. همین که جنگ پایان یافت، به مدینه نزد ام سلمه رفتم و گفتم: به خدا سوگند، من برای آب و نان این جا نیامده ام؛ ولکن من مولای ابوذر هستم.
وقتی مرا شناخت، خوش آمد گفت و افزود: تو هنگامی که دل ها هر کدام به طرفی پرواز می کرد، کجا بودی؟
گفتم: آن جا که خدا آن را به هنگام ظهر برایم آشکار ساخت.
گفت: احسنت! من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم می فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی است. از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.