هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

1046 - بهترین سوره قرآن:

ابی سعد بن معلی گوید: من مشغول نماز بودم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا صدا زد جواب ایشان را ندادم، پس از تمام شدن نماز عرض کردم:
یا رسول الله مشغول نماز بودم که جواب شما را ندادم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مگر خدا نفرموده است.
استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم **سوره انفال، آیه 24.***.
اجابت کنید خدا و پیغمبر را آن گاه که شما را می خوانند.
سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا می خواهی بهترین سوره قرآن مجید را به تو یاد بدهم، قبل از آن که از مسجد خارج شوی؟
آن گاه حضرت دست مرا گرفت و چون خواستیم از مسجد خارج شویم عرض کردم. یا رسول الله! وعده دادید که عالیترین و بهترین سوره قرآن را به من یاد بدهید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) سوره مبارکه حمد را برای من تلاوت نمودند و فرمودند: این سوره همان سبع المثانی است و قرآن عظیمی است که به من داده شده است.

1047 - کوه از ترس آیه ای گریه می کند!:

در ماجرای جنگ تبوک (که در سال نهم هجرت، لشگرکشی عظیمی بود که از مسلمانان تحت رهبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مدینه به سوی روم و سرزمین شامات صورت گرفت) همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سی هزار نفر بسیجی، غیر از خدمتکارانشان بودند، در مسیر راه؛ به کوهی رسیدند از قسمت بالای کوه، از دل سنگ، آب می تراود به طرف پایین جریان ندارد.
حاضران گفتند:
- تراوش آب در این کوه خیلی عجیب است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این کوه گریه می کند.
- آیا کوه گریه می کند؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا دوست دارید، گریه کوه را بفهمید و به آن آگاه گردید؟
- بله.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به کوه فرمود: ای کوه! چرا گریه می کنی؟
همه حاضران شنیدند که کوه، با زبان گویا، در پاسخ سوال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین گفت: ای رسول خدا! روزی حضرت عیسی (علیه السلام) از اینجا عبور کرد، و چنین بر من خواند: نارا وقودها الناس و الحجاره: آتش دوزخی را که هیزم آن، انسان و سنگ است **سوره تحریم، آیه 6.***. از آن روز تاکنون، از ترس آن که من جزء آن سنگ باشم گریه می کنم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای کوه! در جای خود آرام بگیر، تو از آن سنگ نیستی، بلکه آن سنگ، کبریت است. همان دم آن آب تراونده ای که در کوه دیده می شد، خشک شد و دیگر حتی رطوبتی از آن دیده نشد.

1048 - معجزه یک آیه قرآن:

ابو طلحه می گوید: در بعضی از جنگها با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم، چون جنگ (برای مسلمین) سخت می شد.
حضرت می فرمود:
یا مالک یوم الدین * ایاک نعبد و ایاک نستعین.
چون گفته حضرت به پایان می رسید، می دیدم که سرها از تن ها جدا می شود و می افتد و کسی را نمی دیدم که سر کفار را از تنشان جدا کند و بدین وسیله کفار به وسیله مسلمین شکست می خوردند.
ابو طلحه می گوید: به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردم: یا رسول الله این سرها چگونه از بدنها جدا می شوند؟ حضرت فرمود:
فرشتگان این کار را انجام می دهند و شما آنها را نمی بینید.