هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

782 - گشایش رزق و روزی:

جهت حصول غنا و توانگری، چهل مرتبه بگوید: له ما فی السموات و الارض و ان الله لهو الغنی الحمید**آیه 64.***.

783 - رفع فقر و تنگدستی:

سهل بن سعد ساعد می گوید: مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از فقر و تنگدستی به آن بزرگوار شکایت نمود. پیامبر فرمود:
هر گاه به خانه خود داخل شدی، در صورتی که کسی در خانه باشد سلام کن، و اگر کسی در خانه نباشد باز هم سلام کن و سوره توحید را یک مرتبه بخوان. هنگامی که آن مرد این عمل را انجام داد، خداوند به قدری به وی رزق و روزی عطا کرد که همسایگانش هم از آن بهره مند می شدند.

784 - سوره واقعه و برکات آن:

جناب عبدالله بن مسعود از بزرگان صحابه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و از قاریان و حافظین قرآن است، کسی است که هفتاد سوره قرآن را مستقیما از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده و ضبط نموده و از اصحاب بدر است. در بیشتر غزوه ها در رکاب پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر بود، که در جنگ بدر نیز سر ابوجهل را برید و نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد. او از ده نفری است که هنگام تصدی خلافت توسط ابوبکر به او اعتراض نمود و گفت: می ترسم شما به زمان جاهلیت برگردید، مگر نه این که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علی (علیه السلام) را برگزید و وصی خود قرار داد و از هر جهت او افضل از تو است.
پس از تدوین قرآن ها، ابن مسعود از دادن قرآنش خودداری کرد، عثمان با ضربات لگد پهلویش را شکست، و او را در بستر بیماری انداخت تا به مرگش منجر شد. ابن مسعود از جمله هفت نفری است که از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) منقول است که فرمود: به برکت این هفت نفر برکات آسمان نازل می شود، سلمان ابوذر، عمار، مقداد، حذیفه، ابن مسعود و امامشان منم.
وقتی که بر جنازه ابوذر نماز خواند و او را دفن کرد، عثمان او را احضار نمود و از او بازخواست کرد که چرا بر ابوذر که مورد خشم من است نماز خواندی و او را دفن نمودی و چهل تازیانه به او زد.
از مفاخر ابن مسعود این است که وقتی زهرا (علیه السلام) از دنیا رفت از جمله اشخاص انگشت شماری است که علی (علیه السلام) او را اجازه داد بر جنازه زهرا (علیه السلام) حاضر شود و نماز بخواند.
احادیثی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابن مسعود فرمود، مرحوم مجلسی در عین الحیوه نقل نموده است.
بالجمله ابن مسعود در اثر ضربات لگد عثمان بن پهلویش در سن شصت و چند سالگی در بستر مرگ افتاد. عثمان برای حفظ ظاهر به عیادتش آمد و پرسش و پاسخ هائی دارد که منظورم از این مقدمه، همان است که شاهد عرض می باشد.
عثمان گفت: ای پسر مسعود دردت چیست؟
ابن مسعود فرمود: درد من گناهانم می باشد.
حقیقتا که درد اصلی همان است وگرنه دردهای بدنی بالاخره بر طرف می شود، خود بدن از بین می رود تا چه رسد به عوارض آن، تا وقتی که زنده است گرفتار بدن است، اگر یک نوع گرفتاری برطرف شود نوع دیگری پیش می آید تا وقتی که از این بدن خلاص گردد، اما آن دردی که اگر با خود بردی علاج شدنش خیلی معطلی و زحمت دارد، آن گناه است. عثمان گفت: چه اشتها داری؟
عثمان خیال می کرد ابن مسعود از او چیز دنیوی می طلبد و او هم با انجام آن، کمی از خجالتش را جبران می کند.
ابن مسعود پاسخ داد: رحمه ربی آرزویم این است که پروردگارم به من رحم فرماید، اگر خدا رحم کرد همه چیز هست.
عثمان گفت: افلا ادعو لک طبیبا آیا می خواهی برایت طبیب بیاورم؟
پاسخ داد: الطبیب امرضنی طبیب مرا بیمار کرده است یا طبیب من لا طبیب له چون ابن مسعود متوجه بود زمان مرگش فرا رسیده، کسی دست به دامن طبیب می شود که امیدی به خوب شدن داشته باشد. ضمنا متوجه باشید که عثمان او را از حقوق بیت المال محروم کرده بود، مدتها بود که درهمی دریافت نمی کرد با این که کمال نیاز را داشت، حال که عثمان آمده می بیند ابن مسعود در حال رفتن است می خواهد با سخنانی چاپلوسانه جبران ضربات تازیانه ها و لگدها را بنماید.
عثمان گفت: آیا می خواهی آن چه از تو باز داشتم به تو برگردانم؟
ابن مسعود فرمود: آن وقت که لازم داشتم ندادی حالا که می خواهم بمیرم و به دردم نمی خورد می خواهی بدهی؟!
عثمان گفت: می خواهی آن را برای دخترهایت معین کنم؟
ابن مسعود مرد فهمیده و صحابی آگاهی است، فریب نمی خورد که بگوید پس حالا کاری برای دخترهایم بکن، و به این ظالم که برای حق کشی آمده پاسخ مثبت دهد، با جواب دندان شکنی او را ساکت کرده، فرموده: دختران من بی نیازند و احتیاج به حقوق و مستمری تو ندارند من به آنها گفته ام هر شب سوره الواقعه را بخوانند چون از حبیبم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: هرکس سوره الواقعه را در هر شب بخواند تا آخر عمر فقر و فلاکت به او راه نمی یابد.