هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

731 - سوره حمد مریضی را شفا داد:

در کتاب کافی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود:
من لم یبرئه الحمد، لم یبرئه شیی ء.
کسی که سوره حمد او را شفا ندهد، هیچ راهی برای شفای او نخواهد بود.
مردی از دوستان و ارادتمندان حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نزد آن حضرت آمد که از بیماری و دردمندی رنج می برد. امام (علیه السلام) فرمود: چه شده، می بینم رنگ تو تغییر یافته است؟ عرض کرد: فدایت شوم، یک ماه است که سخت بیمارم و تب از من دور نگشته و آن چه را پزشکان دستور دادند بکار بردم و از هیچ یک سودی نبردم.
حضرت فرمود: یقه پیراهنت را باز کن و سرت را در آن فرو کن و اذان و اقامه بگو و هفت بار سوره حمد را بخوان. آن مرد گفت: دستور امام را بجای آوردم، گویا از ریسمانی که بدان مرا بسته بودند رهایی یافتم.

732 - معجزه سوره حمد:

واعظ سبزواری در کتاب جامع النورین می نویسد: شخصی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) که دستش قطع شده بود به خدمت آن حضرت آمد. حضرت دست بریده او را گرفته، به جای خود گذاشت و آهسته چیزی می خواند تا شفا یافت. مرد خشنود شد و رفت اما روز دیگر از حضرت پرسید: به دستم چه خواندی که خوب شد؟ حضرت فرمود: سوره حمد را خواندم. آن شخص از روی تحقیر گفت: سوره حمد را خواندی؟ در همین حال یکباره دستش آویخته شد و پیوسته به همان حالت بود.

733 - منزلت سوره حمد در رهایی از مرگ:

گویند حاجی ملا احمد نراقی را فرزندی بود که علاقه به او داشت و او مریض شد به نحوی که حاجی مأیوس شد و بی اختیار از خانه دیوانه وار بیرون آمد و در میان کوچه های کاشان راه می رفت. ناگاه درویشی پیدا شد و به حاجی سلام گفت و عرض کرد: چرا پریشانی؟ حاجی فرمود: فرزندم مریض است و از او مأیوس گشته ام.
درویش گفت: این که مطلب سهلی است.
پس، عصای نیزه دار خود را بر زمین زد و سوره حمد را بدون قرائت و شرایط خواند و نفسی دمید و گفت: حاجی، برو که پسر تو شفا یافت.
پس، حاجی تعجب کرد و احتمال صدق داده به خانه مراجعت نمود، دید که فرزندش عرق کرده و صحت یافته است. حاجی بسیار در تعجب شد و در عقب درویش کسی را فرستاد و جمیع شوارع کاشان را گشتند و درویش را نیافتند. پس از هفت هشت ماه حاجی یک روز در کوچه درویش را دید و به او گفت: ای درویش، تو مردی هستی که در طریقت قدم می زنی و صاحب نفس هستی ولیکن آن روز سوره حمد را خوب تلاوت نکردی و قرائت تو صحیح نبود. البته در تعلیم و تعلم احکام شرعیه ساعی باش.
درویش گفت: اکنون که حمد ما تو را پسندیده نیامد آن را پس می خوانیم.
پس، عصا را بر زمین نصب کرد و دوباره سوره حمد را تلاوت کرد و نفسی زد و گفت: برو. حاجی به خانه آمد، دید همان پسرش مریض شده و به همان مرض وفات یافت.