هزار و سیصد نکته درباره قرآن

نویسنده : عباس عزیزی

564 - با شنیدن قرآن صیحه ای زد و بیهوش شد:

منصور عمار می گوید در مسافرت بودم که وارد مسجدی شدم تا نماز بخوانم جوان متدینی را دیدم که مشغول نماز است، از طرز نماز خواندنش فهمیدم که با این درگاه آشنا است.
پس از تمام شدن نماز به نزدش رفتم و گفتم: ای جوان با قرآن چطوری؟
گفت: بسیار دوست دارم که بشنوم.
من هم برایش خواندم: کلا انها لظی، نزاعة للشوی **معارج: آیه 16.***.
ترجمه: هرگز نجات نمی یابد، زیرا آتش دوزخ به سوی او شعله ور است تا این که سر و صورت و اندامش همه بسوزد.
آیه راجع به شعله ور بودن آتش جهنم است که گناهکاران را به سوی خود می کشاند، جوان با شنیدن این آیه ناگهان صیحه ای زد و بیهوش افتاد، زیرا دلش پاک بود و هنوز قساوت پیدا نکرده بود.
عمار می گوید: او را به هوش آوردم، به من گفت:
ای مرد اگر آیه دیگری نیز راجع به عذاب جهنم می دانی برایم بخوان، من هم این طور خواندم: یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره **تحریم: آیه 6.***.
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردید، خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ دور نگهدارید، آتشی که مردم کافر و سنگ خارا، آتش افروز آن است.
این آیاتی است که اگر دل نمرده باشد، انسان را تکان می دهد، آیه دوم را خواندم دوباره به زمین افتاد، نفسش قطع گردید و کارش تمام شد؛ بستگان، دوستان و مؤمنین، برای دفن او حاضر شدند من از آنها خواهش کردم که غسل دادن او را به من واگذارند، هنگامی که او را برهنه کردم، روی سینه اش به قلم قدرت الهی، این آیه نوشته شده بود:
فهو فی عیشه راضیه فی جنه عالیه **حاقه: آیه 21.***.

565 - همین یک آیه برای من کافی است:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مجلسی آیه 7 و 8 سوره زلزال را خواند:
فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره - و من یعمل مثقال ذره شرا یره.
پس هر آن کس که اندکی کار نیک یا بد کند، آن را می بیند.
یک نفر عرب بادیه نشین، سخت تحت تأثیر قرار گرفت و عرض کرد: ای رسول خدا مثقال ذره؟! (یعنی حتی یک ذره عمل فراموش نمی شود؟).
پیامبر فرمود: آری.
بادیه نشین فریاد برآورد: وا سواتاه (وای بر من در مورد آشکار شدن بدی) و گریه می کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)وقتی حال او را دید، فرمود: این بادیه نشین کسی است که دلش از ایمان، خبر می دهد و آمیخته با ایمان است.
و وقتی صعصعه، عموی فرزدق، این دو آیه را شنید گفت:
حسبی من القرآن ما سمعت لا ابالی بعد هذه الایه ان لا اسمع من القرآن شیئا.
از قرآن همین آیه را که شنیدم، برای من کافی است، و بعد از شنیدن این آیه باکی ندارم که دیگر هیچ آیه ای از قرآن را نشنوم.

566 - آیه قرآن و یاد جهنم:

حنظله غسیل الملائکه، در شب زفاف از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه گرفت که در مدینه بماند و صبح زود خود را به میدان احد برای جنگ به دشمن برساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او اجازه داد. او صبح زود خود را به سپاه اسلام رساند با دشمن جنگید تا به شهادت رسید. همسرش فرزندی به دنیا آورد که نام او را عبدالله گذاشتند.
جمیله مادر عبدالله فرزند خود را همچون پدرش با ایمان و سلحشور پرورش داد، عبدالله بزرگ شد و سربازی دلاور برای اسلام گردید و در جریان حمله وحشیانه یزید به مدینه (در خانه حر) پرچمدار گروهی اندک از مخالفان یزید شد و با یزید جنگید تا به شهادت رسید. از آثار ایمان عبدالله این که شخصی مشغول قرائت قرآن بود تا این که به این آیه رسید:
لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش و کذلک نجزی الظالمین **اعراف، آیه 41.***.
برای آنان (تکذیب کنندگان) از جهنم بسترهایی است که روی آنها را پوششهایی آتشین فراگرفته است و این است کیفر ستمگران.
عبدالله با شنیدن این آیه آن چنان منقلب شد که صدایش به گریه بلند شد، همچون آدمی حیران برخاست به او گفتند: بنشین، در جواب گفت: یاد جهنم مرا از نشستن باز می دارد، زیرا نمی دانم، شاید من یکی از آنان باشم.