فرهنگ جبهه (مشاهدات جلد نهم)

نویسنده : سید مهدی فهیمی

تذکار

مجموعه 10 جلدی مشاهدات هزار و اندی روایت و حکایت گزیده است از 15000 فیش دستنویس راویان رزمنده محصل در 25 استان کشور.
روایات مندرج در هر کتاب و منسوب به هر استان از حیث تعداد و تنوع قطعا به طریقه تصادفی (در یک روز بخصوص) تهیه و (بر مبنای تقریب موضوع به ذهن راوی) نوشته شده است.
فصل بندی روایات، از پذیرش تا یاد یاران ترتیبی صرفا اعتباری است و ملاحظه منطقی ندارد.
عناوین فصول و ابواب هر کتاب برگرفته از متن روایت است و اعداد مندرج در حواشی بر سر نام مشاهده، کد رجوع به راوی است در فهرست راویان هنر مقاومت و فهرست عام.
حروف اختصاری (ما، فا، که و ...) و شماره های ذکر شده در آخر شناسنامه راوی در فهرست راویان به ترتیب: کد مبدأ تهیه فیش (نام استان) و شماره مسلسل فیش های حاوی اطلاعات مأخوذه است.
تاریخ و حدود مناطق عملیاتی ذکر شده در هر واقعه منطبق است با اطلاعات ارائه شده در کتاب های: "کارنامه عملیات سپاهیان اسلام"، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1368 و "راهنمای عملیات جنگ 8 ساله"، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1369.

فصل اول: پذیرش

1. برو بیشتر غذا بخور تا زودتر بزرگ شوی

بار اولی بود که می رفتم برای ثبت نام و گرفتن فرم اعزام به جبهه. به سپاه پاسداران شهر مراجعه کردم.آن موقع هنوز کلاس اول راهنمایی بودم. مسئول پرسنلی نگاهی به سر تا پایم کرد و گفت: خواهرزاده، برو زود زود غذا بخور تا بزرگ شوی آن وقت بیا اعزامت کنم. من هم به خانه آمدم و مدت شش ماه خوب غذا خوردم و بعد دوباره رفتم سپاه و گفتم مرا بفرستید، بزرگ شدم. گفتند باز هم کوچکی! واقعاً باور کرده بودم که هر چه بیشتر بخورم زودتر بزرگ می شوم!
بالاخره وقتی که قبول کردند، برادر بزرگم منطقه بود و به همین خاطر پدر و مادرم مخالفت می کردند. روز اعزام سپاه بودم که پدرم آمد و به منزل برگرداندم و همه کارهایم را کرده بودم و باید هر طور شده می رفتم. نشسته بودیم دور هم و من به بهانه دستشویی آمدم بیرون و در خانه را از پشت قفل کردم و رفتم و خودم را به بچه ها رساندم.