فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

74- دعای فرشتگان در حق او

و دلیل بر این معنی روایاتی است، از جمله:
در اصول کافی به سند خود از حضرت ابی جعفر باقر (علیه السلام) آورده که فرمود: نزدیک ترین دعایی که زود به اجابت برسد دعای برادر دینی برای برادر خویش در غیاب او است، این که با دعا برای برادرش آغاز کند، پس فرشته ای که موکل بر او است بگوید: آمین و برای تو دو چندان آن باشد**کافی: 2/507.
***.
و در همان کتاب از علی بن ابراهیم از پدرش آورده که گفت: عبدالله بن جندب را در موقف عرفات دیدم، پس وقوفی بهتر از آن وقوف ندیده ام، پیوسته دست هایش را به سوی آسمان بلند کرده، و اشک هایش بر گونه هایش روان بود، تا به زمین می رسید، پس از آن که مردم (از عرفات) بازگشتند، به او گفتم: ای ابو محمد! وقوفی بهتر از وقوف تو ندیدم؟ گفت: به خدا سوگند! جز برای برادرانم دعا نکردم، بدین جهت که حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) خبرم داد که هرکس برای برادر (دینی)اش در غیاب او دعا کند از سوی عرش ندا می شود که: و برای تو صد هزار برابر آن باشد، پس من خوش نداشتم که صد هزار دعای مستجاب را برای یک دعایی که ندانم مستجاب می شود یا نه رها سازم**کافی: 2/508.
***.
و نیز از حضرت سید الساجدین (علیه السلام) به سند صحیحی آورده که فرمود: همانا فرشتگان اگر بشنوند که مؤمن برای برادر مؤمنش در غیاب او دعا می کند یا به خوبی یادش می نماید، گویند: خوب برادری هستی برای برادرت، برایش به نیکی دعا می کنی در حالی که از تو غایب است، و از او به خوبی یاد می آوری، خدای - عزوجل - دو برابر آنچه برایش خواستی به تو عنایت فرماید، و دو چندان که او را به نیکی یاد کردی بر تو ثنا گوید...**کافی: 2/508.
***.
و در وسائل از محمد بن الحسن طوسی رحمةالله آورده که در امالی به سند خود از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: چهار طایفه اند که دعایی از آنان رد نمی شود: امام عادل درباره دعیتش و برادر دینی برای برادر خود در غیاب وی، خداوند فرشته ای را موکل گرداند که به او بگوید: و برای تو است مثل آنچه برای برادرت دعا کردی، و دعای پدر برای فرزندش، و دعای مظلوم. خداوند - عزوجل - می فرماید: به عزت و جلالم قسم حتماً برای تو انتقام می گیرم هر چند که پس از مدتی باشد**وسائل الشیعه: 4/1147.
***.
می گویم: این اثر دعا در غیاب برادر ایمانی است. پس اثر دعا در غیاب مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) که معرفتش از ارکان ایمان است، چگونه می باشد؟ از خداوند توفیق انجام آن را در هر آن خواهانیم.

75- دعای حضرت سجاد (علیه السلام) برای دعاکنندگان

این دعا بر فواید متعدد و آثار چندی مشتمل است:
اول: دعا و طلب صلوات بر آنان از سوی خدای - عزوجل - در هر صبح و شام.
دوم: سلام بر آنان از سوی خدای تعالی.
سوم: جمع شدن امر آنان بر تقوی.
چهارم: اصلاح و سامان دادن به امور و شؤون آنان.
پنجم: پذیرفتن توبه آنان و آمرزش گناهان ایشان.
ششم: اسکان دادن آنان در بهشت، در مجاورت امامان بر حق (علیه السلام).
دلیل بر این امور گفتار امام سجاد (علیه السلام) در دعای روز عرفه است که پس از دعا کردن درباره مولایمان صاحب الزمان- عجل الله فرجه الشریف - چنین دعا کرده است:
اللهم وصل علی اولیائهم، المعترفین بمقامهم، المتبعین منهجهم، المقنفین آثار هم، المستمسکین بعروتهم، امتمسکین بولایتهم، الموتمین بامامتهم، المسلمین لامرهم، المجتهدین فی طاعتهم، المنتظرین ایامهم، المادین الیهم اعینهم، الصلوات المبارکات الزکیات النامیات الغادیات الرایحات، و سلم علیهم وعلی الرواحهم و اجمع علی التقوی امرهم، و اصلح لهم شانهم و تب علیهم اغنیک انت التواب الرحیم. و خیز الغافرین، و اجعلنا معهم فی دارالسلام، برحمتک یا ارحم الراحمین. ؛ بارالها! درود و صلوات فرست بر دوستان آنان که مقامشان را اعتراف دارند، و از روش ایشان تبعیت نمایند، و از آثارشان پیروی کنند، و به آنان دست یازند، و به ولایتشان تمسک جویند، و به امامتشان اقتدا کنند، و تسلیم امرشان باشند، و در اطاعتشان کوشش نمایند، و منتظر روزگار حکومتشان باشند، و دیده ها به سوی ایشان بدوزند، صلوات های مبارک پاکیزه نمو کننده در هر صبح و شام، بر آنان و ارواح ایشان سلام فرست، و امرشان را بر تقوی جمع گردان، و وضعشان را به سامان برسان، و توبه ایشان را بپذیر و مهربان، و بهترین آمرزندگان، و ما را در دارالسلام (سرای سلامت بهشت) با آنان قرار ده، به رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان.
می گویم: وجه دلالت این دعا بر مقصود ما این که: بدون شبهه دعای آن حضرت (علیه السلام) مستجاب است، و به شش دعا که به آن ها اشاره کردیم، برای مؤمنانی که ده صفت داشته باشند دعا کرده است و هرگاه مؤمن با شرایطی که در آخر این بخش خواهد آمد، برای تعجیل فرج مولایش دعا کند از مصادیق یاد شدگان در این دعا می شود، و این دعا درباره اش به اجابت می رسد.
در این جا لازم است برای توضیح مقصود، سه مطلب بیان شود:
اول: شرح دعاهای یاد شده، که می گویم: شاید منظور از صلوات، رحمت باشد، چنان که یکی از تفسیرهای روایت شده در این کلمه است.
و ممکن است که مراد ثناگویی خداوند بر بنده در ملأاعلی باشد، چنان که در مورد کسانی مباهات کردن خداوند به فرشتگان رسیده است. و منظور از صلوات های مبارک، بسیاری منافع و آثار دنیوی، و پاکیزه: خالی بودن از شائبه خشم و عقوبت الهی. و نمو کننده: افزون شدن و چند برابر گشتن آثار و نتایج اخروی آن ها است. و منظور از جمع شدن امر آنان بر تقوی، این است که: تمام کارهایشان موافق با تقوی و خالی از آمیختگی با هوی و هوس باشد، که عملی برخلاف دستورات خداوند تعالی از آنان سرنزند. و احتمال می رود که منظور هماهنگی آنان و جمع شدنشان بر کلمه تقوی باشد، ولی احتمال اول اظهر است. و سامان دادن وضع آنان: یعنی اصلاح امور دنیوی ایشان.
دوم: شرح صفات ده گانه یاد شده، به طوری که از کلمات عترت پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) استفاده می شود، پس می گویم:
صفت اول: اعتقاد به شؤونی است که خداوند آنها را به امامان معصوم (علیه السلام) اختصاص داده است. این اعتقاد به طور اجمال باشد یا تفصیل، و به این صفت اشاره فرمود با عبارت: المعترفین بمقامهم که مقامشان را اعتراف دارند.
صفت دوم: پیروی کردن از آنان در مقابلشان و دینداری نمودن به آنچه ایشان دینداری کرده اند، و همین است مراد از: المتبعین منهجهم؛ از روش ایشان تبعیت نمایند.
صفت سوم: اقتدا کردن به آنان در آداب و افعالی که از ایشان صادر شده، در هر جنبه از جوانب زندگی که امام (علیه السلام) به همین اشاره فرموده: المقتقین آثارهم؛ از آثارشان پیروی کنند.
صفت چهارم: این که دست آویز خود را همان چیزی قرار دهند که آنان برای او پسندیده اند، و این امر با عمل کردن مطابق امر و نهیی که از آنان (علیه السلام) رسیده حاصل می گردد، و از همین معنی است که تعبیر آمد: المستمسکین بعروتهم؛ و به آنان دست یازند.
صفت پنجم: در مهمات و رویدادها توسل و تمسک به ریسمان ولایت ایشان. و امام سجاد (علیه السلام) به آن چنین اشاره کرده: المتمسکین بولایتهم؛ و به ولایتشان تمسک جویند.
صفت ششم: این که فقط آنان (علیه السلام) را امام بداند، و مانند زیدیه و پیروانشان دیگری را امام نداند.
صفت هفتم: تسلیم بودن نسبت به امر ایشان. در اصول کافی به سند صحیحی از عبدالله کاهلی آمده که گفت: حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) فرمود: اگر مردمی خدای یکتای بی شریک را عبادت کرده، و نماز را بپای داشته و زکات را عطا کرده و حج خانه خدا را بجای آورده، و ماه رمضان را روزه گرفته باشند، سپس به کاری که خداوند یا رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) انجام داده اند بگویند: چرا برخلاف این نکرد؟ یا این را در دل احساس کنند، به همین امر مشرک باشند، سپس این آیه را تلاوت کرد:فلا وربم یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما**سوره نساء، آیه 65.***؛ پس نه، به پروردگارت سوگند! ایمان نیاورند تا این که تو را در اختلافاتی که بین آنان پیش آید حاکم سازند، سپس در دلهای خویش از آنچه حکم فرموده ای چیزی از ناراحتی اندیشه نباشد و به طور کامل تسلیم شوند. سپس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: بر شما باد به تسلیم**کافی: 1/390.***.
و نیز به سند صحیحی از آن حضرت است که فرمود: مردم سه تکلیف دارند: شناختن امامان، و تسلیم بودن نسبت به آنچه از آنان رسیده و ارجاع نمودن اختلافات به آنان**کافی: 1/390.***.
صفت هشتم: به کار بردن کوشش تمام در اطاعت ایشان. و به همین اشاره فرموده: المجتهدین فی طاعتهم؛ و در اطاعتشان کوشش نمایند.
صفت نهم: انتظار ظهور دولت ایشان. چنان که فرمود: امنتظرین ایامهم و منتظر روزگار حکومتشان باشند، و روایاتی که در این باره آمده در بخش هشتم کتاب ذکر خواهیم کرد.
صفت دهم: این که امام خودش را در پیش چشمش بداند، و خودش را در حضور امام ببیند که در تمام احوال و اشغال امام (علیه السلام) او را می بیند و صدایش را می شنود به طوری که از نظر او پنهان نمی باشد، و اگر پرده از روی دیده اش برداشته می شد امام (علیه السلام) را مشاهده می نمود، و در این هنگام در رعایت ادب و احترام نسبت به ساحت مقدس امام که جدیت را خواهد داشت. و این است معنی فرموده امام سجاد (علیه السلام):المادین الیهم اعینهم؛ دیده ها به سوی ایشان بدوزند. و بر آنچه گفتیم روایات بسیاری دلالت دارد، از جمله:
در خرایج از ابو بصیر است که گفت: با حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) داخل مسجد شدم در حالی که مردم آمد و شد می کردند. پس آن حضرت به من فرمود: از مردم بپرس آیا مرا می بینند؟ هرکس را دیدم پرسیدم: آیا ابو جعفر (علیه السلام) را ندیدی؟ می گفت خیر. و حال آن که آن حضرت همانجا ایستاده بود، تا این که ابوهارون مکفوف (نابینا) آمد، فرمود: از این بپرس.
پس به او گفتم ابو جعفر را ندیدی؟ گفت: مگر نه همین است که ایستاده؟ گفتم: از کجا دانستی؟ گفت: چگونه ندانم و حال آن که او نوری درخشان است. گوید: و شنیدم که آن حضرت به مردی از اهل آفریقا می فرمود: حال راشد چگونه است؟ گفت: او را زنده و نیکو عقیده ترک گفتم که سلامت می رسانید. حضرت فرمود: خدایش رحمت کند. عرضه داشت: او مرد؟ فرمود: آری. عرض کرد: چه موقع؟ فرمود: دو روز پس از بیرون آمدن تو. گفت: به خدا سوگند بیماری نداشت و علتی در او نبود، و کسی از مرض یا علتی می میرد. من پرسیدم: آن کرد که بود؟ فرمود: مردی از پیروان ما بود که ما را دوست داشت. سپس فرمود: اگر چنین بدانید که برای ما با شما دیدگانی بینا و گوش هایی شنوا نیست بد نظر داشته اید، به خدا سوگند! که چیزی از کارهای شما بر ما پوشیده نیست. و خودتان را به کارهای خوب عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به آن شناخته شوید، که من این را به فرزندان و شیعیانم سفارش می کنم**الخرایج: 92.***.
می گویم: قسمتی از دلایل این مطلب را در مکرمت چهل ششم آوردیم.
سوم: در بیان مترتب بودن این فواید بر دعا برای تعجیل فرج آن حضرت (علیه السلام) که می گویم: بدون شک دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان و تعجیل فرج آن بزرگوار، مصداق عناوین مذکوره خواهد بود، در صورتی که ملازم تقوی هم باشد و نفس خود را از هوی پرستی حفظ نماید، و آن را از موجبات بدبختی و فریبندگی های دنیوی دور سازد، که خواهد آمد اینکه تمام فوایدی که در این کتاب آورده شده، شرط کمال آن ها تقوی و تهذیب نفس است. پس هرگاه دعا کننده چنین بود به آنچه بیان گشت نایل می آید. زیرا که دعا: دوستی کردن با امامان بر حق است، و اعتراف به مقام ایشان، و پیروی از شیوه آنان، و تبعیت از آثارشان، و دست یازیدن به آنان، و تمسک جستن به ولایتشان، و اقتدا کردن به امامتشان، و تسلیم بودن به امرشان، و کوشش در اطاعتشان می باشد، و نیز نشانه انتظار روزگار حکومت آن بزرگان است. که تمام این امور با اندک تأملی برای دوستان این خاندان معلوم می گردد.

76 - تمسک به ثقلین

دعا برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه الشریف - تمسک به ثقلین است دو گوهر گرانبهایی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در امت خویش ترک گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) تمسک به ثقلین را امر فرموده، و این را خاصه و عامه از آن حضرت روایت کرده اند، و این به روایات در کتاب غایةالمرام ذکر شده است**غایه المرام: 218.
***. و از جمله آمده: از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) درباره معنی فرموده پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم): انی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی؛ من در میان شما ثقلین - دو شی ء نفیس - را ترک می گویم: کتاب خدا و عترتم را. سؤال شد که: عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) کیانند؟ امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: من و حسن و حسین و امامان (علیه السلام) نه گانه از فرزندانم حسن، نهمین آن ها مهدی و قائم ایشان است. از کتاب خداوند جدا نشوند و آن نیز از ایشان جدا نشود تا این که بر کنار حوض (کوثر) بر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بازگردند.
می گویم: وجه استشهاد به این حدیث این که: تمسک به عترت با متابعت از ایشان حاصل می گردد، و چون دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان متابعت با زبان از ایشان است و از اعتقاد به آنان بر آن سرچشمه می گیرد، دعا کننده از مصادیق این عنوان خواهد بود.