فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

69 - به آسانی به حساب او رسیدگی می شود

70 - مونس مهربان در عالم برزخ و قیام

و بر این دو مکرمت دلالت می کند روایتی که در اصول کافی به سند صحیحی از سدیر صیرفی آمده که گفت: حضرت ابوعبد الله صادق (علیه السلام) ضمن حدیث طولانی فرمود: هنگامی که خداوند مؤمن را از قبرش بر انگیزد، صورتی با او خارج می شود که پیشاپیش وی راه رود، که هرگاه مؤمن یکی از اهوال قیامت را بنگرد آن مثال به او گوید: هراسان و غمگین مباش، مژده باد تو را به خوشی و کرامت خدای - عزوجل - تا اینکه در پیشگاه خدای - عزوجل - بایستد پس به آسانی او را محاسبه نماید و به سوی بهشتش فرمان دهد، در حالی که آن صورت پیش روی اوست. مؤمن به آن گوید: خدایت رحمت کند چه خوب کسی بودی که از قبر همراهم در آمدی و همواره مرا به شادمانی و سروری هستم که در دنیا بر برادر مؤمنت وارد کردی. خدای - عزوجل - مرا از آن سرور آفرید تا تو را مژده دهم**کافی: 1/190.***.
می گویم: توضیح استدلال این که مکرر بیان کرده ایم که بدون تردید مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) خوشحال و مسرور می شوند. بنابراین به نحو تامی تمام آثاری که بر خرسند کردن مؤمنین مترتب است بر این دعای شریف مترتب می گردد. و همین طور است سایر اموری که موجب سرور و شادمانی آن حضرت می شود. در مکرمت سی و پنجم روایت دیگری که به گونه کامل تری بر این معنی دلالت دارد آوردیم.

71 - بهترین اعمال

چون این عمل موجب سرور بهترین اهل ایمان است، و شادمان نمودن مؤمن - بعد از نماز - بهترین اعمال می باشد. دلیل بر این معنی روایتی است که در جلد دهم بحار، به نقل از کتاب مناقب از حضرت حسین بن علی (علیه السلام) روایت شده که فرمود: به یقین جدم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: بهترین اعمال بعد از نماز، ادخال سرور بر دل مؤمن است به چیزی که گناه در آن نباشد، که من غلامی را دیدم با سگی هم غذایی می کند. درباره این کار از او پرسیدم، گفت: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)! من غمناک هستم و با خوشحال کردن این سگ خوشحالی می کنم، زیرا که صاحبم یهودی است می خواهم از او جدا شوم. پس حسین (علیه السلام) نزد صاحب او رفت و دویست دینار قیمت غلام را نزد او برد، یهوی عرضه داشت: غلام فدای قدمت! واین باغ برای او باشد و پول را به شما بازگردانم. امام (علیه السلام) فرمود: من هم پول را به تو بخشیدم. عرض کرد: پول را قبول کردم و آن را به غلام بخشیدم. حسین (علیه السلام) فرمود: غلام را آزاد کردم و تمام این ها را به او بخشیدم. آن گاه همسرش گفت: من مسلمان شدم و مهریه ام را به شوهرم بخشیدم، یهودی گفت: من نیز مسلمان شدم و این خانه را به همسرم بخشیدم**بحار الانوار: 44/194؛ و مناقب: 3/229.***.