فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

35 - بشارت و مدارا هنگام مرگ

چند روایت شاهد این مطلب است از جمله: حدیث شریفی است که در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده که فرمود: مؤمن دوستار محمد و آل او، که علی را بعد از محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) امام خویش دانسته که الگوی او باشد و سرور خود که سخنانش را تصدیق و افعالش را صحیح دانسته و او را اطاعت کند، و به اطاعت آن کس که به اطاعتشان در امور دین و سیاست (اداره امورش) دعوت نموده است. هرگاه (چنین مؤمنی را) اجل حتمی که باز گردانده نشود و قضای الهی که مانعی جلویش نمی ایستد فرا رسد، و ملک الموت واعوانش نزد او حاضر شوند، محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را از یک سوی و علی - سید الوصیین - را از سوی دیگر بالای سرش می بیند، و در کنار پاهایش از یک سمت حسن - نواده سید الانبیاء - و از سوی دیگر حسن - سید الشهداء - را مشاهده می کند و پیرامونش پشت سرشان خواص و دوستانشان که سادات این امت هستند در مرتبه بعد از آقایانشان آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) قرار دارند، پس بیمار مؤمن به آنان نظر می کند و خطاب می نماید به طوری که خداوند صدای او را از گوش های حاضران محجوب می دارد، هم چنان که دیدن ما اهل البیت را نیز از آن ها مخفی می نماید تا ایمانشان به آن ثواب بیشتری داشته باشد به خاطر محنت شدیدی که بر آن ها وارد می شود.
مؤمن می گوید: پدر و مادرم فدای تو، ای رسول خداوند رب العزه! پدر و مادرم فدای تو، ای وصی پیغمبر رحمت! پدر و مادرم فدای شما دو شیر بچگان محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و ای نوادگان و فرزندان او؛ ای دو سید جوانان اهل بهشت که به رحمت و رضوان خداوند نزدیک هستند! و خوش آمدید شماها خوبان اصحاب محمد و علی و فرزندانشان (علیه السلام). چقدر اشتیاق دیدارتان را داشتم و اکنون به شدت از دیدارتان خوشحالم و ای رسول خدا! اینک ملک الموت به بالینم حاضر است و تردید ندارم که در دل او بزرگ هستم به خاطر موقعیت شما و موقعیت برادرتان، پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: همین طور است.
سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به سوی ملک الموت متوجه می شود و می فرماید: ای ملک الموت! سفارش خداوندی را در احسان به پیرو ما و خادم ما و محبت ما و ایثارگر ما (بر هر چیز دیگر) رعایت کن. ملک الموت گوید: ای رسول خدا! به او بفرمایید که به آنچه خداوند برایش در بهشت مهیا کرده نظری افکند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به او فرماید: به بلندی نگاه کن، پس نظر می افکند بر آنچه اندیشه ها آن را در نیابند و به حد و حساب نیایند. آن گاه ملک الموت می گوید: چگونه آسمان نگیرم بر کسی که آن ثواب او است و این محمد (و عترت او) دیدار کنندگانش. ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)! اگر خداوند مرگ را گردنده ای قرار نداده بود که به بهشت نرسد مگر آن که از آن بگذرد، روح او را نمی گرفتم. ولی خادم و دوستت تأسی جوید به تو و به سایر پیغمبران و رسولان و اولیای خدا که به حکم الهی مرگ را چشیدند.
سپس محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: ای ملک الموت! بگیر برادرمان را که به تو تسلیم کردیم و سفارش خیر را درباره اش بپذیر.
آن گاه آن حضرت و همراهانش به سوی باغ های بهشت بالا روند در صورتی که حجاب و پرده از چشم آن مؤمن بیمار کنار رفته باشد، پس آن ها را در جایگاه خودشان می بیند پس از آن که پیرامون رختخوابش بودند، می گوید: ای ملک الموت بشتاب بشتاب روح مرا بگیر و این جا امر مگذار که از دوری محمد و عترت او صبر ندارم، مرا به آن ها ملحق ساز. در این هنگام ملک الموت روح او را می گیرد، و همچون مویی که از آرد بر کشند چون او را از کالبد بر آورد. و اگر شما او را در شدت می بینید در حقیقت او در سختی نیست، بلکه در راحتی و لذت است و چون او را در قبر گذارند افراد ما را آن جا می یابد.
و هنگامی که منکر و نکیر به سراغش بیایند، به یکدیگر گویند: محمد و علی و حسن و حسین (علیه السلام) و نیکان اصحابشان نزد این شخص حاضرند، باید برای آن ها کوچکی کنیم. سپس می آیند بر محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) جداگانه یک سلام می کنند و بر علی (علیه السلام) جداگانه یک سلام می کنند، سپس بر حسنین (علیه السلام) با همه یک سلام می کنند و آن گاه سلامی بر تمام یارانی که همراه ما می باشند، می نمایند.
بعد از آن گویند: دانستیم ای رسول خدا که از خادم و پیرو خودت دیدن کردی، و اگر چنین نبود که خداوند می خواهد فضیلت او را برای فرشتگانی که حضور دارند و فرشتگان که بعد از جریان را خواهند شنید آشکار سازد، از او سؤال نمی کردیم، ولی امر الهی را باید امتثال کرد.
آن گاه از او می پرسند: خدای تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیغمبر تو کیست؟ و امام تو کسیت؟ و قبله ات کدام است؟ و برادرانت کیانند؟ می گوید: الله، پروردگار من است و محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) پیغمبر من است و علی (علیه السلام) جانشین محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) امام من و کعبه، قبله ام و مؤمنان، پیروان محمد و علی و آل آن ها، دوستان ایشانند و دشمنان معاندان ایشان برادران منند و شهادت می دهم که جز خدای یکتا معبودی نیست. و خداوند شریک ندارد و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده او است، و این که برادرش علی ولی خدا است، و آن ها که از پاکیزگان عترتش برای امامت نصب کرد، خلفای امت و والیان بر حق و قیام کنندگان به عدل می باشند. پس (نکیر و منکر) گویند: بر این باور زندی کردی، و بر همین مردی و بر همین عقیده - ان شاء الله - بر انگیخته خواهی شد و با آن کس که ولایتش را داشته ای در منزلگاه کرامت و قرارگاه رحمت الهی خواهی بود.
می گویم: وجه استشهاد به این روایت شریف که نکات جالبی دارد این که مؤمن به آن مکرمت ها و سعادت ها و نعمت های بزرگ می رسد به سبب چهار امر: مولات و پیروی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه اطهار (علیه السلام) و خدمت به آن ها و محبت به ایشان و مقدم داشتن آن ها بر دیگران. چنان که از فرموده حضرت که: در احسان به پیرو ما، و خادم ما، و محب ما، و ایثارگر ما (بر هر چیز دیگر) رعایت کن... استفاده می شود.
و تردیدی نیست که این چهار صفت در دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) جمع است، زیرا که دعا برای آن جناب نوعی از پیروی و خدمت و محبت به امامان است و نیز ایثار کردن ایشان در دعا بر سایر افراد می باشد.
و نیز بر این مطلب دلالت می کند تمام آنچه در بشارت ها برای مؤمن در اخبار بسیار وارد شده که در فروع کافی - باب ما یعاین المؤمن و الکافر عند موته - **الکافی: 3/128.*** و مجلد سوم بحار**بحار الانوار: 6/173. ***و غیر این ها آمده. و ما به یک حدیث از کافی اکتفا می کنیم که برای عارف سالک بس است و هرکه مایل باشد به کتاب های مزبرو مراجعه نماید.
در کافی از محمد بن یحیی، از احمد بن محمد، از ابن سنان**منظور از ابن سنان در اینجا محمد بن احمد بن سنان است که از عمار بن مروان روایت می کند - چنانکه در رجال کبیر و منتهی المقال تصریح شده است - می گویم: اقوی - به پیروی از عده ای از محققین - آن است که به روایت محمد بن سنان اعتماد شود و او مورد وثوق و اطمینان است چنانکه سیداجل علی بن طاووس و دیگران گفته اند، و محمد بن یحیی همان معروف به عطار است و احمد بن محمد همان ابن عیسی اشعری قمی می باشد و عمار مروان مولی (وابسته) بنی ثوبان است و همگی آن ها - چنانکه علمای رجال گفته اند - ثقه هستند.(مؤلف)***، از عمار بن مروان است که گفت: شخصی که از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) شنیده بود، برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! از شما قبول می کند و سوگند به خدا که شما را می آمرزد، میان هر یک از شما و جایگاهی که بر آن مورد غبطه است و خوشی و روشنی چشم در آن است جز اینقدر فاصله نیست که جانش بر این جا رسد - و با دست به گلویش اشاره کرد - آن گاه فرمود: وقتی چنین شود و به احتضار برسد، رسول خدا و علی و جبرئیل و ملک الموت (علیه السلام) نزد او حاضر گردند. آن گاه می داشت پس او را دوست بدار. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و سلم) به جبرئیل می فرماید: این شخص خدا و رسول او و خاندانش را دوست می داشته پس او را دوست بدار. و جبرئیل به ملک الموت می گوید: این کسی است که خداو رسول و خاندانش را دوست داشته است پس او را دوست بدار و بر او آسان بگیر، پس ملک الموت به او نزدیک می شود و می گوید: ای بنده خدا! آزادی گردنیت را گرفتی؟ تذکره تبرئه خود را گرفتی؟ در زندگی دنیا به عصمت کبری متمسک شدی؟ فرمود: پس خداوند او را توفیق می دهد که می گوید: آری. سؤال می کند: آن چیست؟ می گوید: ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام). ملک الموت گوید: راست گفتی، و از آنچه حذر داشتی خداوند تو را از آن ایمن نمود، و به آنچه امیدارو بودی رسیدی، مژده باد تو را به سلف صالح مرافقت با رسول خدا و علی و فاطمه (علیه السلام).
سپس به آسانی روحش را می گیرد، و بعد کفنش از بهشت و حنوطش از مشک اذفر از بهشت نازل می گردد، که به آن کفن و حنوط تجهیز، و آن گاه با حله زردی از حله های بهشتی پوشانده می شود، و چون در قبرش قرار دهند دری از درهای بهشت برایش گشوده می شود که از نسیم ملایم و بوی گل های آن بر او برسد.
سپس به مقدار یک ماه، راه از پیش رویش و از سمت راست و سمت چپش وسعت داده می شود، آن گاه به او گفته شود: همچون عروسی که بر بر رختخوابش آرام گیرد، آسوده بخواب. بشارت باد تو را به آسایش و استراحت و بهشت و نعمت، و پروردگاری که (بر تو) غضبناک نیست. آن گاه آل محمد (علیه السلام) را در جنان رضوی دیدار می کند، با ایشان از غذایشان می خورد و از آبشان می آشامد، و با آنان در مجالسشان سخن می گوید، تا آن هنگام که قائم ما اهل البیت بپاخیزد و چون قائم (علیه السلام) ما بپاخیزد، خداوند تعالی آنان را بر انگیزد، پس لبیک گویان گروه گروه به سویش می آیند. در آن هنگام باطل جویان به تردید افتند و هتک کنندگان حرمت های الهی از هم پایشیده شوند - که اندک خواهند بود - عجله کنندگان هلاک گردند و آن ها که فرج را نزدیک دانند نجات یابند. از این جهت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود: تو برادر منی و وعده من و تو وادی الاسلام باشد**فروع کافی: 3/128.***.
وجه استشهاد به این روایت این که، پیش تر اشاره کرده ایم، و نیز بیان خواهیم کرد که دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) و تعجیل فرج آن حضرت مایه کمال ایمان و ثبوت آن تا هنگام مرگ باشد. پس سبب غیر مستقیم است برای رستگاری به این فضیلت، اضافه بر این که خود این دعا تمسک به عصمت کبری - یعنی ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) - است، پس سبب رسیدن به این مقام می باشد. و نیز از دلایل این موضوع روایتی است که در اصول کافی به سند صحیحی از ابن ابی عمیر از حکم مسکین از حضرت ابی عبد الله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هرکس به مؤمنی سروری رساند خداوند - عزوجل - از آن سرور مخلوقی می آفریند که هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید: مژده باد تو را ای دوست خدا به کرامت و رضوان او. و هم چنان با او خواهد بود تا این که داخل قبرش شود، باز همان سخن را گوید و چون از قبرش بر خیزد بار آن سخن را تکرار نماید. سپس همواره با او بماند و در مواقع ترس او را مژده دهد و همان سخن را بگوید. مؤمن از او پرسد: تو کیستی خدایت رحمت کند؟ می گوید: من آن سرور و شادمانی هستم که بر فلانی وارد ساختی**کافی: 2/191.***.
می گویم: وجه دلالت این که: بدون تردید مولایمان صاحب الزمان و پدران گرامی اش (علیه السلام) از این دعا خرسند و مسرور می شوند، پس این ثواب به نحو اتم بر آن مترتب است.

36 - اجابت دعوت خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله وسلم)

خداوند - عزوجل - می فرماید: یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و اللرسول اذا دعاکم لما یحییکم**سوره انفال، آیه 24.***؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! اجابت کنید خدا و رسول را، هرگاه شما را فراخوانند بدانچه شما را زنده می کند. بدون شک منظور از زندگی در این آیه، زندگی ابدی و معیشت خوش و خرم است که با پیروی کردن از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) حاصل می گردد، و قبلا بیان کرده ایم که تمام آنچه جانشینان معصوم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) امر نموده یا انجام داده اند، امر و فرمان خدا و رسول است و از مباحث گذشته و آینده اهتمام بنده در این امر بزرگ اجابت دعوت خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله وسلم)می باشد.
این معنی تحت عناوین دیگری نیز در آیات قرآن آمده است، از جمله فرموده خدای تعالی: یا ایها الذین آمنوا الله و اطیعوا الرسول و او لی الامر منکم**سوره نساء آیه 59.***؛ ای کسانی که ایمان آورده اید!
اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی الامر از خودتان را.
و نیز تمام آیاتی که به انجام کارهای نیک امر می کند و تأسی جستن و پیروی و اظهار محبت نسبت به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را دستور می دهد.

37 - قرار گرفتن در درجه امیرالمؤمنین (علیه السلام)

دلیل بر این که دعا کننده برای تعجیل فرج و ظهور مولی صاحب الزمان (علیه السلام) روز قیامت همراه امیرمؤمنان (علیه السلام) در درجه اش خواهد بود، روایتی است که در کمال الدین از آن حضرت آمده فرمود: قائم (علیه السلام) ما را غیبتی است که مدتش طول می کشد، گویی شیعه را می بینم که در دوران غیبت او بسان گوسفندی که دنبال چراگاه می گردد، دنبال چراگاهند اما آن را نمی یابند. توجه کنید که هر یک از آنان بر دین خود ثابت بماند و دلش بر اثر طول غیبت امامش قساوت نگیرد، روز قیامت با من در درجه ام خواهد بود. سپس فرمود: به درستی که چون قائم ما (علیه السلام) بپاخیزد، برای احدی در گردنش بیعتی نخواهد بود، به همین جهت ولادتش مخفیانه انجام می گیرد و خودش از انظار غایب می شود**کمال الدین: 1/303.***.
بیان استدلال به دو وجه است:
یکم: این که دعا برای تعجیل فرج و ظهور مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) نشانه پایداری و ثبات ایمان و دین است. چون اگر - العیاذ بالله - در این امر تردید داشت برای تحقق یافتن آن تضرع و دعا نمی کرد، بنابراین در عداد کسانی است که بر دین خود ثابت مانده اند و امیرمؤمنان (علیه السلام) به ایشان آن ثواب بزرگ را وعده داده است.
دوم: این که این دعا سبب کامل شدن ایمان و ثبوت آن برای انسان می شود، به این گونه که از فتنه های آخر الزمان نجات می یابد. همان طور که مولای ما ابو محمد امام حسن عسکری (علیه السلام) به احمد بن اسحاق قمی فرمود: به خدا سوگند! غیبتی طولانی خواهد داشت که در آن دوران از هلاک نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند او را بر اقرار به امامتش ثابت بدارد، و به دعا کردن برای تعجیل فرجش توفیق دهد. که تمام این حدیث در بخش چهارم کتاب گذشت.
پس دعا برای آن حضرت سبب آن است که دعا کننده در درجه امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، چون سبب ثابت ماندن ایمان در زمان غیبت صاحب الزمان (علیه السلام) است.
مؤید این که این دعا سبب کمال ایمان است آن که: این عمل خیر اندیشی برای اهل بیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد که مایه کامل شدن ایمان است. چنان که صدوق (رحمةالله) در مجالس خود از مولای ما حضرت کاظم (علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آورده که فرمود: هرکس وضویش را کامل گیرد و نمازش را خوب بخواند، و زکات دارایی اش را بپردازد، و زبانش را حفظ نماید و خشمش را فرو نشاند، و برای گناهش استغفار کند، و خیر خواهی اش را نسبت به خاندان پیامبرش (صلی الله علیه و آله وسلم) انجام دهد، حقایق ایمان را کامل گردانیده و درهای بهشت برایش گشوده است**امالی صدوق: 1/274، مجلس 54.***.