فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

33 - ثواب تحصیل علم

هرگاه دعا کننده برای تعجیل فرج و ظهور مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - قصدش این باشد که با ظهور آن حضرت، علوم برایش کشف و روشن گردد - که علوم حقه و حقیقی جز با ظهورش آشکار نمی شود - ثواب های بسیاری که برای طالب علم بیان شده است به او عطا خواهد شد، چنان که در حرف (ک) از بخش چهارم کتاب اشاره گردید.

34 - ایمنی از عقوبت های اخروی

از آثار دعا برای تعجیل فرج حضرت قائم (علیه السلام) ایمنی از عقوبت های اخروی و اهوال روز قیامت است. شاهد بر این معنی چند آیه است:
1 - خداوند - عزوجل - می فرماید: ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون**سوره بقره، آیه 62.***؛ به تحقیق آنان که ایمان آورده اند و کسانی که یهودی شدند و نصاری و صابئین، هرکس به خداوند و روز آخر ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد، پاداش آن ها نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسی بر آنان هست و نه اندوهگین می شوند. بنابر این که مراد از روز آخر، زمان دولت حضرت قائم (علیه السلام) باشد. چنان که در اصول کافی درباره آیه: من کان یرید حرث الاخرة...، از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: من کان یرید حرث الاخرة...، هرکس کشت آخرت خواهد، فرمود: یعنی معرفت امیر مؤمنان و ائمه (علیه السلام). نزد له فی حرثه...؛ در کشتش بیفزاییم. فرمود: معرفتش را فزون سازیم تا بهره خویش را از دولت امامان دریافت نماید.و من کان یرید حرث الدنیا نوته منها و ما له فی الاخره: نصیب**سوره شوری، آیه 20.***؛و هرکس کشت دنیا را بخواهد، چیزی از آن به او می دهیم و در آخرت او را بهره ای نیست. فرمود: یعنی برای او در دولت حق با امام قائم (علیه السلام) بهره ای نیست**کافی: 1/436.***. یا این که منظور از عمل صالح معرفت امامان (علیه السلام) باشد، چنان که در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه السلام) آمده که درباره فرموده خدای تعالی: فلیعمل عملاً صالحا**سوره کهف، آیه 110.***؛ پس لازم است عمل صالحی انجام دهد. فرمود: منظور از عمل صالح معرفت امامان (علیه السلام) است.**تفسیر عیاشی: 2/353.***
و از امام باقر (علیه السلام) درباره فرموده خدای تعالی: والذین آمنوا و عملوا الصالحات**سوره بقره، آیه 82.*** آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادند. آمده که فرمود: یعنی آنان که ایمان آورده اند به خدا به رسول او و امامان اولی الامر (علیه السلام) و ایشان را اطاعت کردند که آن، ایمان و عمل صالح است...**مراه الانوار: 208.***.
وجه استشهاد این که: دعا کننده برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) در هر دو عنوان داخل است.
2 - فرموده خدای تعالی در سوره بقره: بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه ولاخوف علیهم و لا هم یحزنون**سوره بقره، آیه 112.***؛ آری کسی که در برابر (الله) تسلیم گردید در حالی که نیکوکار باشد، پس اجر او نزد پروردگارش محفوظ است و نه ترسی بر آن ها است و نه غمگین شوند. بنابر این که منظور از محسن، نیکوکار پیرو علی (علیه السلام) باشد، چنان که در مشکاة الاسرار به نقل از تفسیر عیاشی و غیر آن آمده که امام باقر (علیه السلام) درباره فرموده خدای تعالی: ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی**سوره نحل، آیه 90.***؛ خداوند امر می کند به عدل و احسان و عطای خویشاوند. فرمود: عدل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است که هرکس اطاعتش کند عدالت کرده، واحسان علی (علیه السلام) است که هرکس از او پیروی کند احسان نماید و محسن در بهشت است، والیتاء ذی القربی از جهت خویشاوندی ما. خداوند بندگان را به مودت و توجه به سوی ما امر فرموده است**تفسیر عیاشی: 2/268.***.
وجه استشهاد این که: دعا برای مولایمان حضرت قائم (علیه السلام) از تولای قلبی نسبت به امیرمؤمنان (علیه السلام) برخاسته، بلکه از واضح ترین اقسام تولای زبانی نسبت به آن حضرت است، پس هرکه برای آن حضرت دعا کند درحقیقت به ولای امیرالمؤمنین (علیه السلام) تمسک جسته و موالی آن جناب محسن است و در عداد افرادی که آیه شریفه بر آن ها دلالت دارد. ان شاء الله تعالی.
3 - فرموده خدای تعالی: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون* فرحین بما آتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون**سوره آل عمران، آیه 169.***؛ و البته مپندار آن را که در راه خدا کشته شده اند مرده باشند، بلکه زنده اند، نزد پروردگارشان متنعم اند. آنان به فضل الهی شادمانند و به آن مؤمنانی که هنوز به آنان ملحق نشده اند بشارت دهند که نه ترسی بر آن ها هست و نه اندوهگین شوند.
به جهت آنچه خواهد آمد که دعا کننده برای حضرت قائم (علیه السلام) داخل در شهیدان است با پیغمبر و امیرالمؤمنین (علیه السلام)، پس به آنچه ایشان رسیده اند او نیز نایل خواهد شد و از جمله آثاری است که در آیه شریفه یاد شده است.
4 - فرموده خداوند متعال: الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون**سوره یونس، آیه 62.***؛ آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی بر ایشان هست و نه محزون می شوند.
به ضمیمه روایتی که در کمال الدین آمده، امام صادق (علیه السلام) فرمود: خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهورش باشند و در زمان ظهور فرمانبردار و مطیع او، آنان هستند اولیای خدا که نه ترسی بر ایشان هست ونه محزون می شوند**کمال الدین: 2/357.***.
وجه استدلال این که: دعا کردن نشانه انتظار است چنان که بر اهل بینش پوشیده نیست.
5 - آیه شریفه در سوره احقاف: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون**سوره احقاف، آیه 13.***؛ به تحقیق آنان که گفتند: پروردگار ما (الله) است، آن گاه استقامت کردند، پس هیچ ترسی بر آن ها نیست و نه اندوهگین شوند.
به جهت روایتی که در اصول کافی از محمد بن مسلم آمده که گفت: از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) درباره فرموده خدای - عزوجل -: الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا پرسیدم. فرمود: در اعتقاد به امامان یکی پس از دیگری استقامت نمایند**کافی: 1/220.***.
تردیدی نیست که دعا کردن برای تعجیل فرج ظهور مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) دلیل و نشانه استقامت دعا کننده بر اعتقاد به امامان (علیه السلام) است. از آیات دیگری نیز می توان این مکرمت ارزنده را استفاده کرد که از ترس اطاله سخن از ذکر آن ها صرف نظر کردیم، و همچنین از روایات متعددی این مطلب به دست می آید. از جمله: شیخ ثقه جلیل علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود به سند صحیحی درباره آیه شریفه:و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسیما هم**سوره اعراف، آیه 46.***؛ و بر اعراف مردانی هستند که هر یک را به چهره هایشان می شناسند. از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمودند: اعراف: توده ریگی بین بهشت و جهنم است. و مردان: امامان (علیه السلام) هستند که بر اعراف با پیروانشان می ایستند، در حالی که مؤمنین بدون حساب به سوی بهشت سبقت جسته اند و امامان (علیه السلام) به پیروان گناهکار خود می گویند: بنگرید! برادرانتان را در بهشت که بدون حساب به سوی آن رفته اند. و این است فرموده خداوند - تبارک و تعالی -: سلام علیک لم ید خلوها و هم یطمعون**سوره اعراف، آیه 46.***؛ سلام بر شما داخل بهشت نشده اند ولی در انتظار و امید آن هستند. سپس به آن ها گفته می شود: دشمنانتان را در جهنم بنگرید، و همین است فرموده خدای تعالی: و اذا صرفت ابصار هم تلقاء اصحاب النار قالوا ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمین * و نادی اصحاب الاعراف رجالا یعرفونهم بسیما هم قالوا ما اغنی عنکم جمعکم و ما کنتم تستکبرون**سوره اعراف، آیه 47 و 48.
***؛ و چون نظر آن ها (گنه کاران اصحاب اعراف) به سوی اهل جهنم معطوف گردد، گویند: پروردگارا! ما را با ستم کاران قرار مده، و اصحاب اعراف مردانی را که به سیمایشان می شناسند و - در آتشند - آواز دهند و گویند: (دیدید که) جمع شما - در دنیا - و تکبری که داشتید هیچ خطری از شما دور نساخت.
آن گاه ائمه (علیه السلام) به کسانی که در جهنم هستند از دشمنانشان می گویند، این ها شیعیان و برادرانمان هستند که شما در دنیا سوگند می خورید که خداوند رحمتی به آن ها نمی رساند. سپس امامان به شیعیان خود می گویند: داخل بهشت شوید نه ترسی بر شما هست و نه محزون خواهید گشت**تفسیر قمی: 1/231.
***.
می گویم: حدیثی که در مکرمت سی و دوم از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آوردیم دلالت می کند بر شفاعت امامان (علیه السلام) برای هرکس که آن ها را یاری کند و و نیز در همانجا گفتیم که دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) در آن عنوان داخل است، پس به شفاعت امامان در عداد کسانی خواهد بود که نه ترسی بر آنان هست و نه اندوهگین می شوند.

35 - بشارت و مدارا هنگام مرگ

چند روایت شاهد این مطلب است از جمله: حدیث شریفی است که در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده که فرمود: مؤمن دوستار محمد و آل او، که علی را بعد از محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) امام خویش دانسته که الگوی او باشد و سرور خود که سخنانش را تصدیق و افعالش را صحیح دانسته و او را اطاعت کند، و به اطاعت آن کس که به اطاعتشان در امور دین و سیاست (اداره امورش) دعوت نموده است. هرگاه (چنین مؤمنی را) اجل حتمی که باز گردانده نشود و قضای الهی که مانعی جلویش نمی ایستد فرا رسد، و ملک الموت واعوانش نزد او حاضر شوند، محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را از یک سوی و علی - سید الوصیین - را از سوی دیگر بالای سرش می بیند، و در کنار پاهایش از یک سمت حسن - نواده سید الانبیاء - و از سوی دیگر حسن - سید الشهداء - را مشاهده می کند و پیرامونش پشت سرشان خواص و دوستانشان که سادات این امت هستند در مرتبه بعد از آقایانشان آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) قرار دارند، پس بیمار مؤمن به آنان نظر می کند و خطاب می نماید به طوری که خداوند صدای او را از گوش های حاضران محجوب می دارد، هم چنان که دیدن ما اهل البیت را نیز از آن ها مخفی می نماید تا ایمانشان به آن ثواب بیشتری داشته باشد به خاطر محنت شدیدی که بر آن ها وارد می شود.
مؤمن می گوید: پدر و مادرم فدای تو، ای رسول خداوند رب العزه! پدر و مادرم فدای تو، ای وصی پیغمبر رحمت! پدر و مادرم فدای شما دو شیر بچگان محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و ای نوادگان و فرزندان او؛ ای دو سید جوانان اهل بهشت که به رحمت و رضوان خداوند نزدیک هستند! و خوش آمدید شماها خوبان اصحاب محمد و علی و فرزندانشان (علیه السلام). چقدر اشتیاق دیدارتان را داشتم و اکنون به شدت از دیدارتان خوشحالم و ای رسول خدا! اینک ملک الموت به بالینم حاضر است و تردید ندارم که در دل او بزرگ هستم به خاطر موقعیت شما و موقعیت برادرتان، پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: همین طور است.
سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به سوی ملک الموت متوجه می شود و می فرماید: ای ملک الموت! سفارش خداوندی را در احسان به پیرو ما و خادم ما و محبت ما و ایثارگر ما (بر هر چیز دیگر) رعایت کن. ملک الموت گوید: ای رسول خدا! به او بفرمایید که به آنچه خداوند برایش در بهشت مهیا کرده نظری افکند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به او فرماید: به بلندی نگاه کن، پس نظر می افکند بر آنچه اندیشه ها آن را در نیابند و به حد و حساب نیایند. آن گاه ملک الموت می گوید: چگونه آسمان نگیرم بر کسی که آن ثواب او است و این محمد (و عترت او) دیدار کنندگانش. ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)! اگر خداوند مرگ را گردنده ای قرار نداده بود که به بهشت نرسد مگر آن که از آن بگذرد، روح او را نمی گرفتم. ولی خادم و دوستت تأسی جوید به تو و به سایر پیغمبران و رسولان و اولیای خدا که به حکم الهی مرگ را چشیدند.
سپس محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: ای ملک الموت! بگیر برادرمان را که به تو تسلیم کردیم و سفارش خیر را درباره اش بپذیر.
آن گاه آن حضرت و همراهانش به سوی باغ های بهشت بالا روند در صورتی که حجاب و پرده از چشم آن مؤمن بیمار کنار رفته باشد، پس آن ها را در جایگاه خودشان می بیند پس از آن که پیرامون رختخوابش بودند، می گوید: ای ملک الموت بشتاب بشتاب روح مرا بگیر و این جا امر مگذار که از دوری محمد و عترت او صبر ندارم، مرا به آن ها ملحق ساز. در این هنگام ملک الموت روح او را می گیرد، و همچون مویی که از آرد بر کشند چون او را از کالبد بر آورد. و اگر شما او را در شدت می بینید در حقیقت او در سختی نیست، بلکه در راحتی و لذت است و چون او را در قبر گذارند افراد ما را آن جا می یابد.
و هنگامی که منکر و نکیر به سراغش بیایند، به یکدیگر گویند: محمد و علی و حسن و حسین (علیه السلام) و نیکان اصحابشان نزد این شخص حاضرند، باید برای آن ها کوچکی کنیم. سپس می آیند بر محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) جداگانه یک سلام می کنند و بر علی (علیه السلام) جداگانه یک سلام می کنند، سپس بر حسنین (علیه السلام) با همه یک سلام می کنند و آن گاه سلامی بر تمام یارانی که همراه ما می باشند، می نمایند.
بعد از آن گویند: دانستیم ای رسول خدا که از خادم و پیرو خودت دیدن کردی، و اگر چنین نبود که خداوند می خواهد فضیلت او را برای فرشتگانی که حضور دارند و فرشتگان که بعد از جریان را خواهند شنید آشکار سازد، از او سؤال نمی کردیم، ولی امر الهی را باید امتثال کرد.
آن گاه از او می پرسند: خدای تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیغمبر تو کیست؟ و امام تو کسیت؟ و قبله ات کدام است؟ و برادرانت کیانند؟ می گوید: الله، پروردگار من است و محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) پیغمبر من است و علی (علیه السلام) جانشین محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) امام من و کعبه، قبله ام و مؤمنان، پیروان محمد و علی و آل آن ها، دوستان ایشانند و دشمنان معاندان ایشان برادران منند و شهادت می دهم که جز خدای یکتا معبودی نیست. و خداوند شریک ندارد و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده او است، و این که برادرش علی ولی خدا است، و آن ها که از پاکیزگان عترتش برای امامت نصب کرد، خلفای امت و والیان بر حق و قیام کنندگان به عدل می باشند. پس (نکیر و منکر) گویند: بر این باور زندی کردی، و بر همین مردی و بر همین عقیده - ان شاء الله - بر انگیخته خواهی شد و با آن کس که ولایتش را داشته ای در منزلگاه کرامت و قرارگاه رحمت الهی خواهی بود.
می گویم: وجه استشهاد به این روایت شریف که نکات جالبی دارد این که مؤمن به آن مکرمت ها و سعادت ها و نعمت های بزرگ می رسد به سبب چهار امر: مولات و پیروی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه اطهار (علیه السلام) و خدمت به آن ها و محبت به ایشان و مقدم داشتن آن ها بر دیگران. چنان که از فرموده حضرت که: در احسان به پیرو ما، و خادم ما، و محب ما، و ایثارگر ما (بر هر چیز دیگر) رعایت کن... استفاده می شود.
و تردیدی نیست که این چهار صفت در دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) جمع است، زیرا که دعا برای آن جناب نوعی از پیروی و خدمت و محبت به امامان است و نیز ایثار کردن ایشان در دعا بر سایر افراد می باشد.
و نیز بر این مطلب دلالت می کند تمام آنچه در بشارت ها برای مؤمن در اخبار بسیار وارد شده که در فروع کافی - باب ما یعاین المؤمن و الکافر عند موته - **الکافی: 3/128.*** و مجلد سوم بحار**بحار الانوار: 6/173. ***و غیر این ها آمده. و ما به یک حدیث از کافی اکتفا می کنیم که برای عارف سالک بس است و هرکه مایل باشد به کتاب های مزبرو مراجعه نماید.
در کافی از محمد بن یحیی، از احمد بن محمد، از ابن سنان**منظور از ابن سنان در اینجا محمد بن احمد بن سنان است که از عمار بن مروان روایت می کند - چنانکه در رجال کبیر و منتهی المقال تصریح شده است - می گویم: اقوی - به پیروی از عده ای از محققین - آن است که به روایت محمد بن سنان اعتماد شود و او مورد وثوق و اطمینان است چنانکه سیداجل علی بن طاووس و دیگران گفته اند، و محمد بن یحیی همان معروف به عطار است و احمد بن محمد همان ابن عیسی اشعری قمی می باشد و عمار مروان مولی (وابسته) بنی ثوبان است و همگی آن ها - چنانکه علمای رجال گفته اند - ثقه هستند.(مؤلف)***، از عمار بن مروان است که گفت: شخصی که از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) شنیده بود، برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! از شما قبول می کند و سوگند به خدا که شما را می آمرزد، میان هر یک از شما و جایگاهی که بر آن مورد غبطه است و خوشی و روشنی چشم در آن است جز اینقدر فاصله نیست که جانش بر این جا رسد - و با دست به گلویش اشاره کرد - آن گاه فرمود: وقتی چنین شود و به احتضار برسد، رسول خدا و علی و جبرئیل و ملک الموت (علیه السلام) نزد او حاضر گردند. آن گاه می داشت پس او را دوست بدار. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و سلم) به جبرئیل می فرماید: این شخص خدا و رسول او و خاندانش را دوست می داشته پس او را دوست بدار. و جبرئیل به ملک الموت می گوید: این کسی است که خداو رسول و خاندانش را دوست داشته است پس او را دوست بدار و بر او آسان بگیر، پس ملک الموت به او نزدیک می شود و می گوید: ای بنده خدا! آزادی گردنیت را گرفتی؟ تذکره تبرئه خود را گرفتی؟ در زندگی دنیا به عصمت کبری متمسک شدی؟ فرمود: پس خداوند او را توفیق می دهد که می گوید: آری. سؤال می کند: آن چیست؟ می گوید: ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام). ملک الموت گوید: راست گفتی، و از آنچه حذر داشتی خداوند تو را از آن ایمن نمود، و به آنچه امیدارو بودی رسیدی، مژده باد تو را به سلف صالح مرافقت با رسول خدا و علی و فاطمه (علیه السلام).
سپس به آسانی روحش را می گیرد، و بعد کفنش از بهشت و حنوطش از مشک اذفر از بهشت نازل می گردد، که به آن کفن و حنوط تجهیز، و آن گاه با حله زردی از حله های بهشتی پوشانده می شود، و چون در قبرش قرار دهند دری از درهای بهشت برایش گشوده می شود که از نسیم ملایم و بوی گل های آن بر او برسد.
سپس به مقدار یک ماه، راه از پیش رویش و از سمت راست و سمت چپش وسعت داده می شود، آن گاه به او گفته شود: همچون عروسی که بر بر رختخوابش آرام گیرد، آسوده بخواب. بشارت باد تو را به آسایش و استراحت و بهشت و نعمت، و پروردگاری که (بر تو) غضبناک نیست. آن گاه آل محمد (علیه السلام) را در جنان رضوی دیدار می کند، با ایشان از غذایشان می خورد و از آبشان می آشامد، و با آنان در مجالسشان سخن می گوید، تا آن هنگام که قائم ما اهل البیت بپاخیزد و چون قائم (علیه السلام) ما بپاخیزد، خداوند تعالی آنان را بر انگیزد، پس لبیک گویان گروه گروه به سویش می آیند. در آن هنگام باطل جویان به تردید افتند و هتک کنندگان حرمت های الهی از هم پایشیده شوند - که اندک خواهند بود - عجله کنندگان هلاک گردند و آن ها که فرج را نزدیک دانند نجات یابند. از این جهت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود: تو برادر منی و وعده من و تو وادی الاسلام باشد**فروع کافی: 3/128.***.
وجه استشهاد به این روایت این که، پیش تر اشاره کرده ایم، و نیز بیان خواهیم کرد که دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) و تعجیل فرج آن حضرت مایه کمال ایمان و ثبوت آن تا هنگام مرگ باشد. پس سبب غیر مستقیم است برای رستگاری به این فضیلت، اضافه بر این که خود این دعا تمسک به عصمت کبری - یعنی ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) - است، پس سبب رسیدن به این مقام می باشد. و نیز از دلایل این موضوع روایتی است که در اصول کافی به سند صحیحی از ابن ابی عمیر از حکم مسکین از حضرت ابی عبد الله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هرکس به مؤمنی سروری رساند خداوند - عزوجل - از آن سرور مخلوقی می آفریند که هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید: مژده باد تو را ای دوست خدا به کرامت و رضوان او. و هم چنان با او خواهد بود تا این که داخل قبرش شود، باز همان سخن را گوید و چون از قبرش بر خیزد بار آن سخن را تکرار نماید. سپس همواره با او بماند و در مواقع ترس او را مژده دهد و همان سخن را بگوید. مؤمن از او پرسد: تو کیستی خدایت رحمت کند؟ می گوید: من آن سرور و شادمانی هستم که بر فلانی وارد ساختی**کافی: 2/191.***.
می گویم: وجه دلالت این که: بدون تردید مولایمان صاحب الزمان و پدران گرامی اش (علیه السلام) از این دعا خرسند و مسرور می شوند، پس این ثواب به نحو اتم بر آن مترتب است.