فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

28 - مایه طول عمر

اهتمام و مداومت در دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) و تعجیل فرج و ظهور شریفش، مایه طول عمر، و نیز سایر آثار و فواید صله رحم است. ان شاء الله تعالی.
و دلیل بر این معنی به طور خصوص روایتی است که در فضیلت دعای منصوصی در مکارم الاخلاق مروی است - هرکه این دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت کند آن قدر زنده خواهد ماند که از زندگانی سیر و ملول شود و به دیدار مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - مشرف گردد. دعا چنین است: اللهم صل علی محمد و آل محمد تاللهم ان رسولک الصادق المصدق صلواتک علیه و آله قال انک قلت: ما ترددت فی شی ء انا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المومن یکره الموت وانا اکره مساء ته، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لا ولیائک الفرج و النصر و العافیه، و لا تسونی فی نفسی و لا فی فلان، به جای کلمه فلان نام هرکس را بخواهد می برد**مکارم الاخلاق: 284.***.
اگر بگویید: چه جهت دارد که دلالت این دعا برای تعجیل فرج حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) باشد؟
می گویم: وجه استدلال به این دعا در بخش چهارم کتاب در حرف ف گذشت که با فرج آن حضرت، فرج تمام اولیای خدا حاصل می گردد، و نیز عافیت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد یافت، اضافه بر این - در بعضی از روایات این عبارت چنین است: و عجل لولیک الفرج.
که برای کاوشگران در روایات و اخباری که از امامان بر حق (علیه السلام) رسیده و دعاهایی که از ایشان نقل شده تردیدی نیست که: منظور از ولی - در آن جا که به طور مطلق بیاید مثل همین مورد - خصوص مولی صاحب الزمان (علیه السلام) است، برای روشن شدن صحت مطلب به دعای مولای ما حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و دعایی که بعد از نماز شب روایت شده، و زیارت روز جمعه و...مراجعه شود.
اگر بگویید: احتمال دارد که ولی در این جا به معنی مؤمن باشد، چون اطلاق ولی بر آن نیز در روایت شایع است.
می گویم: این احتمال بعید و توجیه بی پایه ای است، زیرا که آنچه ما ذکر کردیم به چند وجه نیز تأیید می شود، از جمله:
1 - آنچه در فضیلت این دعا روایت گردیده که موجب تشرف به دیدار حضرت صاحب الامر (علیه السلام) می شود، بر آگاهان به شیوه ها و سبک ها و ویژگی ها دعاها پوشیده نیست که مترتب شدن این اثر بدین جهت است که این دعا در حق صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف -می باشد.
2 - آنچه از بعضی از دعاها - مثل دعای روز عرفه از صحیفه سجادیه - و بعضی از روایات استفاده می شود که از آداب دعا مقدم داشتن دعا در حق صاحب الزمان - روحی فداه - پس از حمد خداوند و صلوات بر پیغمبر و آل او (علیه السلام) می باشد، که پیش از دعا برای خودش برای آن حضرت دعا کند، و دعای مورد بحث به همین ترتیب است.
3 - غالبا دعا برای فرج و پیروزی و عافیت در دعاهایی که از امامان (علیه السلام) رسیده مخصوص به حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) است، و پس از تمام این مطالب کسی که با کلمات ائمه (علیه السلام) انس دارد، اطمینان می یابد، بلکه قطع و یقین پیدا می کند که منظور از (ولی) در این جا خصوص مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) است. اضافه بر این که دعا برای آن حضرت - عجل الله تعالی فرجه الشریف -که در تعقیب نمازهای امامان (علیه السلام) واقع بوده نیز مؤید آن است که بگوییم منظور از ولی - در این دعا - همان حضرت است.
تمام این بحث در صورتی است که روایت (لولیک) باشد، اما بر مبنای روایت (لاولیائک)، باز دعا برای تعجیل فرج ظهور آن حضرت است، چون به فرج آن حضرت، فرج حقیقی کلی برای همه اولیای خدا حاصل می گردد - چنان که بیان کرده ایم -.
و اما شرح و توجیه این عبارت: ما ترددت فی شی ء انا فاعله، در بخش آینده کتاب خواهد آمد ان شاء الله تعالی و نیز سند این دعا را همان جا بررسی و بیان خواهیم نمود.
و دلیل بر مطلب مورد بحث: آنچه به طور عام در فضیلت صله رحم و احسان به نزدیکان رسیده که مایه طول عمر است، می باشد. به ضمیمه آنچه در روایات آمده که صله نزدیکان پیغمبر و امیرالمؤمنین - (علیه السلام) - از صله خویشاوندان نسبی بهتر است. پس هرگاه صله رحم و محترم شمردن پسوندهای نسبی موجب طول عمر با شدت احسان به نزدیکان پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به طریق اولی این اثر را دارد، و در نزدیکان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرمؤمنان - (علیه السلام) - کسی بهتر از مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) نیست. بنابراین آن حضرت از مهم ترین مصادیق این عنوان است.
و در این جا درباره چند موضوع بحث می کنیم:
اول: در بیان ابن که صله رحم مایه طول عمر است.
دوم: بیان این که صله رحم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)مؤکدتر و بهتر است.
سوم: بیان این که دعا کردن، و صله احسان است.
موضوع اول: صله رحم مایه طول عمر است: دلیل بر این موضوع به سند صحیحی از محمد بن عبیدالله منقول است که گفت: حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) فرمود: بسا مردی که سه سال از عمرش باقی مانده رحمش را صله می کند، پس خداوند عمرش را سی سال قرار می دهد و خدا هرچه که بخواهد می کند**کافی: 2/150.***.
و نیز از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: صله ارحام، اعمال را پاک و اموار را افزون و بلا را دور می سازد، و حساب را آسان نموده و اجل را به تأخیر می اندازد**کافی: 2/150.***.
و از همان حضرت (علیه السلام) است که فرمود: صله ارحام، خلق و خوی را خوش و دست و دل را باز و نفس را پاکیزه و روزی را فراخ می نماید، و در خانواده به او محبوبیت می دهد**کافی: 2/152.***.
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: صله رحم و خوشرفتاری با همسایگان، شهرها را معمور و عمرها را زیاد گردانند**کافی: 2/152.***.
و به سند دیگری نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)فرموده: هر آن که مایل باشد مرگش به تأخیر افتد و روزی اش وسعت یابد صله رحم نماید**کافی: 2/152.***.
و به سند دیگری نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بسا قومی فاجر و بدکار که افراد خوبی نیستند، چون صله رحم بجای آورند، اموالشان برکت یابد و عمرهایشان طولانی شود، تا چه رسد به این که نیکوکار باشند**کافی: 2/152.***.
و اخبار بسیار دیگر که آوردن آن ها کتاب را طولانی می کند. غرض این بود که اشاره ای بشود.
موضوع دوم: صله رحم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مؤکدتر و بهتر است: دلیل بر آن، در کافی به سند صحیحی از عمر بن زید روایت است که گفت: به حضرت ابی عبد الله صادق (علیه السلام) عرض کردم: والذین یصلون ما امر الله به آن یوصل**سوره رعد، آیه 21.***؛ و کسانی که آنچه را خداوند به پیوندش امر فرموده، پیوند آن را رعایت کنند. فرمود: در رحم آل محمد (علیه السلام) می باشد، درباره رحم و نزدیکان تو نیز هست.
سپس فرمود: از آنان مباش که موضوعی را تنها به یک مورد اختصاص می دهند**کافی: 2/156.***.
و در همان کتاب از حضرت رضا (علیه السلام) آمده که فرمود: همانا رحم آل محمد، امامان (علیه السلام) به عرش آویخته می گوید: خدایا! پیوسته دار آن که مرا پیوندد و بریده ساز هرکه از من ببرد، سپس همین امر در ارحام مؤمنین جاری است. آن گاه این آیه را تلاوت کرد: و اتقوا الله الذی تسائلون به والارحام**سوره نساء، آیه 1.*** و تقوای خدای را پیشه کنید که هنگامی که از یکدیگر چیزی می خواهید نام او را می بریم و از (قطع) خویشاوندانتان بپرهیزید.
و در تفسیر امام و مولای ما حضرت ابو محمد حسن العسکری (علیه السلام) است که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: هر آن که حق نزدیکان پدر و مادرش را رعایت کند در بهشت هزاران درجه به او داده می شود که فاصله هر دو درجه آن مقدار دویدن اسب سریع تربیت شده به مدت صد هزار سال است، یکی از درجات از نقره، دیگری از طلا و دیگری از مروارید و دیگری از مرد و دیگری از مشک و دیگری از عنبر و دیگری از کافور. و آن درجات از این اصناف است و هرکه حق نزدیکان محمد و علی (علیه السلام) - را رعایت نماید درجات و ثواب های فزون تری خواهد یافت به قدر بالاتر بودن و افضلیت محمد و علی (علیه السلام) بر والدین خودش.
و فاطمه سلام الله علیها به یکی از زن ها فرمود: دو پدر دین خود - محمد و علی - را خشنود بدار با خشم و ناخشنودی والدین نسبی ات .اما والدین نسبی خود را با خشم ابوین دینت خشنود مکن، که اگر ابوین نسبی تو خشنود گردند، محمد و علی (علیه السلام) آنان را با ثواب یک جزء از صد میلیون جزء از ثواب یک ساعت عبادتشان، راضی و خشنود خواهد کرد. و اگر ابوین دینت ناخشنود شوند پدر و مادر نسبی تو نمی توانند آنان را راضی کنند، چون ثواب طاعت اهل دنیا هم با خشم ایشان یکسان نیست.
و حسن بن علی (علیه السلام) فرمود: بر تو باد که بستگان ابوین دینت محمد و علی احسان نمایی، هر چند که (لازمه اش) تضییع حقوق نزدیکان پدر و مادر نسبی تو باشد. ومبادا که حقوق بستگان والدین دینت را با رعایت حقوق بستگان خود تضییع نمایی، زیرا که شکرگزاری آن ها نزد ابوین دینت - محمد و علی - ثمر بخش تر است برای تو از شکر گزاری این ها نزد پدر و مادر نسبی تو، به درستی که نزدیکان ابو ین دینت - محمد و علی - اگر مقدار بسیار اندکی نزد ایشان از تو سپاس گزاری کنند، پس نظر و توجه آن دو به تو گناهانت را می ریزد هر چند که از زمین تا عرش را پر کرده باشد. ولی اگر نزدیکان ابوین نسبی تو نزد ایشان از تو تشکر نمایند در صورتی که خویشاوندان ابوین دینت را تضییع کرده باشی هیچ برایت نمی توانند انجام دهند.
و علی بن الحسین (علیه السلام) فرمود: به درستی که حق نزدیکان ابوین دینمان محمد و علی (علیه السلام) از قرابت های ابوین نسبی ما برتر و سزاوارتر است. ابوین دینمان ابوین نسبی ما را راضی خواهند کرد، ولی ابوین نسبی ما نمی توانند دینمان را از ما راضی نمایند.
و محمد بن علی (امام باقر) (علیهماالسلام) فرمود: هر آن کس ابوین دینش محمد و علی و نزدیکان آن ها نزد او گرامی تر و محبوب تر باشند از ابوین خودش و نزدیکانشان، خداوند متعال به او خواهد گفت: آن که بهتر بود برتر داشتی و آن که شایسته تر بود ایثار کردی، حتماً تو را در بهشت جاویدانم و همدمی اولیائم پیش تر قرار می دهم.
و جعفر بن محمد (علیهماالسلام) فرمود: هرکس از قضاء حوائج نزدیکان ابوین دینش و نزدیکان ابوین نسبی اش عاجز بماند که با یکدیگر مخالفت داشته باشند، پس اقربای ابوین دینش را مقدم بدارد و بر نزدیکان ابوین نسبی ترجیح دهد، خداوند - عزوجل - روز قیامت می فرماید: همچنان که خویشاوندی ابوین دینش را مقدم داشت شما (ای فرشتگان) نیز او را در بهشت مقدم بدارید، پس در آن درجات بالاتر از آنچه خداوند برایش آماده کرده بود هزارهزار برابر فزونی یابد.
و موسی بن جعفر (علیهماالسلام) در حالی که به آن حضرت عرض شد: فلانی پولی داشت به مبلغ هزار درهم، دو کالا بر او عرضه شد که آن ها را بخرد ولی پولش به مقدار خرید هر دو نبود، پرسید: کدام یک برای من سودمندتر است؟ گفتند: این یکی هزار برابر سودش بیشتر است. حضرت فرمود: آیا به عقل او لازم نیست که آن بهتر را اختیار کند؟ عرض کردند: چرا. فرمود: پس این چنین است ایثار کردن خویشان ابوین دینت محمد و علی، ثوابش بهتر و چندین برابر آن است، چون فضل آن به مقدار فضل و برتری محمد و علی (علیهماالسلام) بر ابوین نسبی او است.
و به حضرت رضا (علیه السلام) گفته شد: آیا خبر ندهیم به شما که زیان دیده وامانده کیست؟ فرمود: چه کسی است؟ گفتند: فلانی دینارهای خود را در مقابل درهم هایی که گرفته، فروخته است. پس ثروت او از ده هزار دینار به ده هزار درهم برگشته است. حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: اگر کسی یک بدره زر به هزار درهم تقلبی بفروشد، آیا عقب مانده تر و حسرتمندتر از این نیست؟ گفتند: آری. فرمود: آیا خبرتان ندهم از این هم وامانده تر و حسرتمندتر کیست؟ گفتند: چرا، فرمود: آن که در نیکی و احسان، خویشان ابوین نسبی خود را بر خویشان ابوین دینش محمد و علی (علیهماالسلام) ترجیح دهد، زیرا که ارزش و فضیلت خویشان محمد و علی، ابوین دین او بر خویشان ابوین نسبی اش از فضل و ارزش و فضیلت خویشان محمد و علی ابوین دین او بر خویشان ابوین نسبی اش از فضل و ارزش هزار کوه طلا بر هزار نخود طلای تقلبی برتر است.
و محمد بن علی (امام جواد) (علیهماالسلام) فرمود: هرکس خویشاوندان دو پدر دینش محمد و علی (علیهماالسلام) را بر خویشاوندان ابوین نسبی اش برگزینند، خداوند متعال به طور علنی روز قیامت او را برگزیند و به خلعتهای گرامی خویش او را شهرت دهد، و بر بندگان، شرافت و برتری بخشد مگر بر کسی که با او در فضایل یا مرتبه و مقام مساوی باشد.
و علی بن محمد (علیه السلام) فرمود: از گونه های بزرگداشت جلال خداوند، ترجیح دادن نزدیکان ابوین دینت محمد و علی بر نزدیکان ابوین نسبی ات می باشد، و از کوچک شماری جلال الهی ایثار کردن خویشان ابوین نسبی ات بر ابوین دینت محمد و علی (علیه السلام) می باشد.
و حسین بن علی (علیه السلام) فرمود: مردی که عیالش گرسنه شده بودند از خانه بیرون رفت و در طلب غذایی برای آن ها کوشش نمود، پس درهمی کسب کرد و با آن، نان و خورشی خرید، بین راه به یک مرد و زن از نزدیکان محمد و علی (علیه السلام) رسید و آن ها را گرسنه یافت. با خود گفت: این ها از بستگان خودم شایسته ترند. پس آنچه داشت به آن ها داد، و ندانست که چه عذری در منزلش بیاورد، سپس راه رفت و فکر می کرد که چه علتی برای خانواده اش بگوید و چه جوابی بدهد که چیزی برایشان نبرده است.
در همین حال که متحیرانه قدم می زد، قاصدی در پی او آمده بود که راهنمایی اش کردند و نامه ای از مصر با پانصد دینار به او داد و گفت: این مقدار از ثروت پسر عموی تو است که در مصر از دنیا رفت و صد هزار دینار در دست تجار و بازرگانان مکه و مدین است و چندین برابر هم املاک و اموال در مصر ترک گفته است.
پس آن پانصد دینار را گرفت و در خانواده اش وسعتی داد. شب هنگام در خواب رسول خدا و علی (علیه السلام) را دید، فرمودند: چگونه می بینی ثروتی را که به تو رسیده به خاطر ایثار خویشاوندانمان بر خویشان خودت.
سپس در مکه و مدینه کسی نماند که از آن صد هزار دینار چیزی بر ذمه اش بود مگر این که محمد و علی (علیه السلام) در خوابش آمدند و به او فرمودند: آیا فردا اقدام به پرداخت حق فلانی از ارث پسر عمویش می کنی یا تو را هلاک و نابود کنیم و نعمت ها و حشمت ها را از تو بگیریم؟
پس همگی آنچه بر ذمه داشتند برای آن شخص فرستادند تا این که صد هزار دینار نزد وی جمع گردید، و نیز در مصر احدی باقی نماند از کسانی که از اموال او چیزی بر عهده شان بود مگر این که محمد و علی (علیه السلام) به خوابش آمدند و او را با تهدید، امر فرمودند که به سرعت اقدام به پرداخت مال آن شخص نماید، و محمد و علی (علیه السلام) بار دیگر به خواب آن شخص آمدند و به او فرمودند: چگونه یافتی کارسازی خدا را نسبت به تو؟ و ما دستور دهیم کسانی را که در مصر بودند که به سرعت اموال تو را بفرستند و حاکم آن را دستور دهیم که املاک و مستغلات را بفروشد و توسط پیکی پول هایش را برایت بفرستد تا در مدینه به جای آن ها املاکی خریداری نمایی. عرض کرد: آری.
پس محمد و علی (علیه السلام) به خواب حاکم مصر رفتند و به او فرمودند که: املاک مزبور را بفروشد و توسط پیکی قیمت آن ها را برای آن شخص بفرستد. آن گاه سیصد هزار دینار برایش ارسال شد و ثروتمندترین افراد مدینه گردید، سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به خوابش آمد و فرمود: ای بنده خدا این پاداش تو در دنیا است به خاطر ایثار نزدیکانم بر نزدیکان خودت، و در آخرت به جای هر دانه از این مال در بهشت هزار قصر به تو بدهم که کوچکترین آن ها از دنیا بزرگ تر باشد و یک سر سوزنش از دنیا و آنچه در آن است بهتر است**تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام): 113.***.
موضوع سوم - اینکه دعا، صله و احسان است: به بیان این که: احسان و صله به دو امر حاصل می شود:
یکی: منفعت رساندن به دیگری.
دوم: دفع زیان از غیر، و این هر دو با دعا کردن حاصل می گردد.
چون از منافع بزرگ و ارزشمند، احترام است، و بدون تردید دعا کردن نوعی احترام است، همچنین قبلا گذشت و دعا برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف -با شروطی که مقرر شده، سبب جلو افتادن آن است و به آن، همه گونه خیر و برکت آشکار می گردد و همه ضررها از بین می رود. و نیز از جمله آثار دعا مسرت و خرسندی کسی است که برایش دعا می شود، و سرور آن حضرت خود منفعتی عظیم است.
و دیگر این که: دانستیم دعا برای جلو افتادن ظهور حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف -تأثیر دارد، و با ظهورش از خود و شیعیانش غم و اندوه بر طرف می شود و هم و غم و سختی و مشقت دور می گردد، بلکه خود دعا در رفع هم و غم مؤثر می باشد.
و از دلایل این که اعانت و احترام به زبان مصادیق صله واحسان است، روایتی است که در مجلد یازدهم بحار مسندا از جابر از حضرت باقر (علیه السلام) آمده که گفت: بر آن حضرت داخل شدم و نیازمندی ام را شکایت کردم. حضرت فرمود: ای جابر نزد ما درهمی نیست، دیری نگذشت که کمیت بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدایت شوم اگر اجازه دهید قصیده ای برایتان بخوانم؟ فرمود: بخوان. کمیت قصیده ای خواند. حضرت فرمود: ای جوان! از آن اتاق بدره ای بیرون بیاور به کمیت بده.
سپس کمیت عرضه داشت: فدایت شوم! اگر بخواهید اجازه دهید سومین قصیده را بخوانم؟ فرمود: بخوان بعد از خاندن کمیت، امام فرمود: ای جوان! از آن اتاق بدره ای بیرون آور به کمیت بده، جابر می گوید: پس بدره ای بیرون آورد و به کمیت داد.
کمیت گفت: فدایت شوم، به خدا قسم! من شما را به خاطر دنیا دوست نمی دارم و از این اشعار جز صله رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و حقوقی که خداوند بر من قرار داده چیزی نخواستم. گوید: حضرت باقر (علیه السلام) برای او دعا کرد سپس فرمود: ای جوان این بدره ها را به جای خود بازگردان. جابر گوید: در دلم گفتم: به من فرمود: درهمی ندارم. و برای کمیت سی هزار درهم امر فرمود!
گوید: آن گاه کمیت برخاست و رفت و به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم! فرمودی: نزد من درهمی نیست با این حال برای کمیت سی هزار درهم امر کردی؟ فرمود: ای جابر! برخیز و به آن اتاق برو. جابر گفت: بر خاستم و به آن اتاق رفتم هیچ اثری از آن درهم ها نیافتم، به خدمت آن حضرت برگشتم. فرمود: ای جابر! آنچه از شما مخفی داشته ایم بیش از آن است که برای شما آشکار کرده ایم. سپس برخاست، دستم را گرفت و به آن اتاق برد و با پایش به زمین زد ناگاه چیزی شبیه گردن شتر از طلا بیرون آمد. سپس فرمود: ای جابر! این را بنگر و به کسی - جز افراد مورد اطمینان از برادرانت - مگوی، خداوند بر آنچه بخواهیم ما را توانا ساخته، و اگر بخواهیم زمین را برانیم این کار می کنیم**بحار الانوار: 46/239.***.
وجه دلالت این حدیث این که: کمیت مدح با زبان را صله پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دانست و امام (علیه السلام) نیز این معنی را امضا و تصدیق کرد. دعا برای امام (علیه السلام) نیز همین طور است زیرا که آن نیز احسان و احترام است.

29 - تعاون در نیکی ها و تقوی

دعا کردن برای تعجیل فرج حضرت قائم (علیه السلام) کمک و تعاون بر نیکی و تقوی است که خداوند متعال به آن امر فرموده است: تعاونوا علی البر و التقوی**سوره مائده، آیه 2.
***؛ در نیکی و تقوی یکدیگر را یاری کنید.

30 - یاری خداوند متعال

این دعا موجب و یاری خداوند تعالی برای دعا کننده، و پیروزی او بر دشمنانش می باشد، دلیل بر این فرموده خدای تعالی: ولینصرن الله من ینصره**سوره حج، آیه 40.***؛ و به تحقیق هرکه خدا را یاری کند او را کمک خواهد کرد. و نیز فرمود: ان تنصروا الله ینصرکم**سوره محمد، آیه 7.***
؛ اگر خدا را یاری کنید او هم شما را یاری خواهد فرمود.
توضیح این که: بی تردید خداوند - تبارک و تعالی - نیازی به یاری احدی از خلایق ندارد، پس مراد به یاری و نصرتی که امر فرموده، آن است که اولیای او را یاری کنند. و چون دعا برای تعجیل ظهور صاحب الزمان (علیه السلام) از اقسام نصرت و یاری به زبان است از مصادیق این عنوان می باشد.
شاهد این مطلب احادیث بسیاری است، از جمله:
1 - در فوائد المشاهد از مولای مظلوم ما حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) آمده که در شب عاشورا فرمود: جدم به من خبر داد که: فرزندم حسین (علیه السلام) در تف کربلا غریب، تنها و تشنه کشته می شود، پس هرکه او را یاری کند مرا یاری کرده و فرزندش قائم (علیه السلام) را نیز یاری نموده است، و هرکس با زبان ما را یاری کند روز قیامت در حزب ما خواهد بود.
2 - فرموده حضرت رضا (علیه السلام) به دعبل: مرحبا بناصرنا بیده و لسانه؛ آفرین به یاری کننده ما به دست و زبانش**بحار الانوار: 45/257.***.
3 - در وصیت مولای ما حضرت جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) به عبدالله بن جندب آمده: ای پسر جندب! برای خداوند - تبارک و تعالی - دژی از نور است که آن زبرجد و حریر احاطه کرده، و با دیبا و سندس بالا رفته است، این دژ در میان دوستان و دشمنان ما می زند، پس چون مغز سر می جوشد و دل ها به حنجره ها می رسد و کبدها از طولانی شدن موقف قیامت می پزد، اولیای خدا را به این دژ داخل می کنند که در امن و پناه الهی خواهند بود. داخل آن آنچه دل ها اشتها کند و چشم ها لذت برد برای آن هاست در حالی که دشمنان خدا را عرق تا دهان رسیده و پراکندگی آنان را فراگرفته و به آنچه خداوند برای آن ها (از عذاب) مهیا نموده است نگاه می کنند و می گویند: ما لنا لانری رجالا کنا نعدهم من الاشرار**سوره ص، آیه 62.***؛ چه شده که امروز مردان مؤمنی که از اشرار می شمردیم نمی بینیم. پس اولیای خدا به آن ها می نگرند و به آن ها می خندند، و همین است فرموده خدای تعالی که: اتخذناهم سخریا ام زاغت عنهم الابصار**سوره ص، آیه 63.***؛ (اهل عذاب گویند:) ما مؤمنان را (در دنیا) به مسخره می گرفتیم (آیا در دوزخ نیستند) یا چشمان ما آن ها را نمی بیند. و نیز فرموده: فالیوم الذین آمنوا من الکفار یضحکون علی الارائک ینظرون**سوره مطففین، آیه 34 و 35.***؛ پس در این روز (قیامت) آن ها که ایمان آورده اند از حال کافران می خندند، بر تخت ها تماشا می کنند. آن گاه کسی که مؤمنی از دوستان ما را به کلمه ای کمک کرده باشد باقی نماند مگر این که خداوند او را بی حساب وارد بهشت نماید. و شاهد مطلب در آخر حدیث مشهود است.