فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

23 - پیروی از پیغمبران و امامان (علیه السلام)

دعا برای تعجیل فرج مولای غایب ما حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - تاسی جستن به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان (علیه السلام) می باشد، با آنچه در بخش ششم و هفتم - ان شاء الله تعالی - از اخبار خواهد آمد، این مطلب روشن می شود. در این جا فقط به یک حدیث اکتفا می کنیم:
شیخ نعمانی در کتاب الغیبه به سند خود از یونس بن ظبیان از حضرت امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: چون شب جمعه شود پروردگار متعال فرشته ای را به آسمان دنیا می فرستد، وقتی فجر طالع گشت آن فرشته روی عرش بر فراز بیت المعمور می نشیند، و برای محمد و علی و حسن و حسین (علیه السلام) منبرهایی از نور نصب می شود که بر آن ها بالا می روند، و فرشتگان و پیامبران و مؤمنین برای آن ها جمع می گردند، و درهای آسمان گشوده می شود، هنگامی که خورشید به وقت زوال می رسد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می گوید: پروردگارا! وعده ات را که در کتاب خود آن را آورده ای وفا کن و آن این آیه است: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیتد لنهم من بعد خوفهم آمنا**سوره نور، آیه 55.***؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده باشند، وعده کرده که در زمین خلافت دهد، هم چنان که به کسانی که پیش از شما بوده اند خلافت بخشید و دینشان را که پسندیده، تمکین و تسلط خواهد داد و ترسشان را به امنیت مبدل خواهد ساخت.
فرشتگان و پیغمبران هم همین را می گویند سپس محمد و علی و حسن و حسین (علیه السلام) به سجده می افتند و می گویند: پرورگارا! غضب کن که به تحقیق حرمتت در هم شکسته و برگزیدگانت کشته شده و بندگان صالحت خوار گردیده اند، پس خداوند آنچه بخواهد می کند و آن روز معلوم است**غیبت نعمانی: 147.***.
توجه: جمعی از علما نظر داده اند که یونس بن ظبیان ضعیف و دروغگوی غلو کننده ای است، و بعضی دیگر درباره او توقف کرده اند. ولی حق آن است که - به تبع عالم محقق نوری - او مورد اطمینان و بزرگوار است، بلکه آن طور که از تعدادی اخبار بر می آید او از اصحاب اسرار بوده است، و اگر تفصیل بحث درباره نامبرده را می خواهید به کتاب مستدرک اوسائل و مستنبط المسائل، مجلد سوم مراجعه کنید.
در این جا اشکالی هست که احیانا به ذهن برخی خطور می کند این که: تردیدی نیست که شرایط اجابت در دعای پیغمبر و امامان و فرشتگان و انبیا (علیه السلام) موجود است، پس اگر آن ها هر جمعه دعا می کنند که ظهور منتقم از دشمنانشان زودتر واقع شود، سبب تأخیر افتادن آن چیست؟ و بر دعای آنان چه فایده ای مترتب است؟ به چند وجه از این اشکال جواب داده می شود:
اول: آنچه در مکرمت پیشین گفتیم که هیچ بعید نیست که برای ظهور امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - دو وقت باشد، یکی نزدیک تر از دیگری، و وقوع آن در وقت نزدیک تر بستگی به اهتمام در دعا برای آن داشته باشد، که ترک دعا موجب تأخیرش گردد.
دوم: این که گفته شود: خداوند - عزوجل - دعای آنان را مستجاب نموده ولی بدون شک تحقق یافتن این امر - بر حسب حکمت های الهی - بر تحقق یافتن امور معین و بر طرف شدن امور دیگری متوقف است که این ها به تدریج انجام می شود. بنابراین تأخیر ظهور تا زمان ما و بعد از این، دلیل بر مستجاب نشدن دعا نیست.
سوم: ممکن است به سبب دعای آنان (علیه السلام) وقوع فرج در زمان نزدیکی تقدیر گردد، ولی بر اثر کارهای بندگان موانعی پیش بیاید که مایه تأخیر آن شود، و این است معنی این که این امر از امور بدائیه است، و نظیر این در احادیث کم نیست. مثل این که وارد شده که: بنده ای دعا می کند پس دعایش در وقت معینی، به اجابت می رسد. سپس معصیت می کند، خداوند به فرشتگان به این مضمون می گوید: قضای حاجت او را به تأخیر اندازید زیرا که معرض سخط و خشم من قرار گرفته و مستوجب محرومیتش شده است.
و در چند کتاب از قبیل غیبت نعمانی و طوسی و بحار از ابوحمزه ثمالی آمد که گفت: به حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) عرض کردم: علی (علیه السلام) می فرمود: تا سال هفتاد بلا هست، و نیز می فرمود: بعد از بلا راحتی و رفاه است ، و حال آن که سال هفتاد گذشته ولی ما رفاهی ندیدیم! امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای ثابت! خداوند متعال این امر را در سال هفتاد وقت گذاشته بود، و چون حسین (علیه السلام) کشته شد خشم خداوند بر اهل زمین شدت یافت و آن را تا سال صد و چهار به تأخیر انداخت، پس این مطلب را برای شما گفتیم و شما سخن را فاش کردید و از آن پرده برداشتید، پس خداوند آن را به تأخیر انداخت، و برای آن وقتی نزد ما تعیین ننمود و خداوند آنچه را بخواهد محو و هرچه را بخواهد اثبات می کند و نزد او است ام الکتاب**غیبت طوسی: 263.***.

24 - وفا به عهد الهی

دعا کردن برای فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) وفا نمودن به عهد و پیمان الهی است که از اهل ایمان گرفته شده. و بررسی این مطلب درچند قسمت بیان می گردد:
اول: تردیدی نیست که وفای به عهد خداوند واجب است، به مقتضای قرآن کریم و به حکم عقل سلیم این امر مسلم است، خداوند - عزوجل - می فرماید: اوفوا بعهدی اوف بعهدکم**سوره بقره، آیه 40.***؛ به عهد من وفا کنید به عهد شما وفا نمایم.
و فرموده خدای متعال: و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسوولا**سوره اسراء، آیه 34.***؛ وفای به عهد کنید که از عهد پرسیده می شود.
و فرموده: افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر اولوا الالباب* الذین یوفون بعهد الله و لا ینقضون المیثاق**سوره رعد آیات 19 و 20.***؛ آیا کسی که یقین می داند که آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق است، مساوی و یکسان است با کسی که کور است (و کافر)، تنها خردمندان متذکر این حقیقت می شوند، آنان که عهد خدا را وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند.
و باز فرموده: والذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار**سوره رعد، آیه 25.***؛ و آنان که پس از پیمان بستن، عهد خدا را شکستند، و هم آن چه را که خداوند به پیوند آن امر کرده گسستند و در زمین فساد نمودند، آن ها را لعنت خدا و منزلگاه دوزخ نصیب است.
دوم: در روایات متعددی که از ائمه اطهار (علیه السلام) روایت شده عهد، به ولایت امامان تفسیر گردیده است، چنان که در کافی از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده اند که فرمود: و ما ذمه و حرمت خدا هستیم و ما عهد الهی هستیم، پس هرکه به پیمان ما وفا کند عهد الهی را وفا نموده، و هرکس آن را بشکند حرمت و عهد الهی را شکسته است**کافی: 1/221.***.
و در مرآةالانوار از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه شریفه: الا من اتخذ عند الرحمن عهدا**سوره مریم، آیه 87.***
؛ مگر آن کس که نزد خداوند عهدی گرفته باشد. فرمود: یعنی آن که به ولایت علی و امامان بعد از او (علیه السلام) برای خدا دینداری کند که همان است عهد او نزد خداوند**مراه الانوار: 234.***.
و نیز از کنز الفوائد از امام صادق (علیه السلام) درباره فرموده خداوند:و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسوولا**سوره اسراء، آیه 34.***؛ و به عهد وفا کنید که حتماً از عهد سؤال می شود. آمده که فرمود: عهد آن است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بر مودت ما و اطاعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از مردم گرفته است؛ و اخبار بسیار دیگر.
و ظاهرا بیان این مطلب به خصوص از باب ذکر اهم افراد واعظم مصادیق است، نه این که پیمان و عهد منحصر در همین باشد، و الله العالم.
سوم: وفای به عهد یاد شده با شش امر حاصل می گردد:
1 - یقین قلبی به امامت و ولایت آن ها و تسلیم به آنچه از آن ها وارد شده است.
2 - مودت قلبی نسبت به آنان.
3 - بغض دشمنانشان و کسانی که بر آنان جلو افتادند (و خلافت را غصب کردند).
4 - اطاعت و پیروی از آنان در تمام اوامر و نواهی ایشان.
5 - اظهار اعتقاد قلبی به آنان به وسیله زبان و اعضای بدن به مقدار توانایی و استطاعت -.
6 - یاری کردن آن ها در هر حال به مقتضای آن.
و این عناوین شش گانه در دعا برای مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) و درخواست تعجیل فرج آن حضرت از خداوند تحقق می یابد و این مطلب روشن است و نیازی به بیان ندارد.

25 - آثار نیکی به والدین برای دعا کننده

تمام آثار و نتایج دنیوی و اخروی که بر نیکی به والدین هست، دعا کننده برای حضرت قائم (علیه السلام) خواهد داشت، چنان که در بخش سوم کتاب متذکر شدیم که امام (علیه السلام) پدر حقیقی تمام مردم است، پس هرکه بر او ظلم کند عاق پدر حقیقی خویش گشته، و هرکه به او نیکی نماید به تمام آنچه بر نیکی کردن بر پدر ظاهری مترتب است رستگار می شود. و تردیدی نیست که والد حقیقی حقش عظیم تر و مقامش بالاتر است، واز پدر ظاهری نسبی انسان شایسته تر است که به او احسان گردد.
دلیل بر این معنی - اضافه بر دلالت عقل سلیم بر آن - در حدیثی طولانی از تفسیر امام عسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود: و البته حق ما بر شما عظیم تر است از حق پدر و مادری که از آن ها متولد شده اید، که ما - اگر اطاعتمان کنید - شما را از آتش به سوی خانه آرام و جاویدان نجات می دهیم...**و موید این معنی روایتی است که در جامع الاخبار: 16: از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده، که فرمود: حق علی بن ابی طالب بر مسلمین همچون حق پدر بر فرزندانش می باشد. گفتنی است که بر روایات ثابت شده که آنچه برای یکی از امامان (علیه السلام) باشد برای همه امامان جاری است، یعنی اگر برای یکی از آن ها حقی بر ما ثابت شد برای همه آن ها ثابت است.***.
کما این که بدون شک دعا برای پدر - به خصوص با امر او به آن - از روشن ترین انواع نیکی و مهم ترین و سودمندترین آن ها است.
و اما آثار و فواید نیکی به والدین - از انواع مختلف خیر دنیا گرفته تا ثواب های اخروی - از موضوع بحث ما در این کتاب خارج است. طالبین به کتاب های علمای بزرگ ما از قبیل کافی و بحار مراجعه نمایند.