فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

12 - رستگاری به شفاعت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و نایل شدن به شفاعت بزرگ

دلیل بر این معنی - اضافه بر آنچه تاکنون گذشت زیرا که توسل به امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در حقیقت توسل به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است - روایتی است که رئیس المحدثین در خصال آورده به سند خود از حضرت رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) که: رسول خدا (علیه السلام) فرمود: چهار طایفه اند در روز قیامت من شفیع آنان هستم، هر چند که با گناهان اهل زمین بر من وارد شوند: کمک کننده به خاندانم، و بر آورنده حوائج هنگامی که به او ناچار شوند، و دوست دارنده آن ها به دل و زبانش، و دفاع کننده از آن ها با دست خودش**الخصال: 1/196.***.
و علامه حلی (رحمةالله) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مرسلا آورده که فرمود: من برای چهار گروه شفاعت می کنم هر چند که با گناهان اهل دنیا بیایند: مردی که ذریه ام را یاری کرده باشد، و مردی که مال خودش را هنگام سختی به ذریه ام بذل نماید، و مردی که ذریه مرا با زبان و دل دوست بدارد، و مردی که در نیازها ذریه ام اهتمام ورزد هنگامی که رانده و فراری شوند**المنتهی: 1/544.***.
و در بحار به سند خود از حضرت رضا (علیه السلام) از پدران طاهرینش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آورده که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: چهار تن را روز قیامت شفاعت کنم: آن که ذریه ام را گرامی بدارد، و آن که حوائج آنان را برآورده سازد، و کسی که در هنگام اضطرارشان به او در انجام امورشان اهتمام ورزد، و آن که قلب و زبان، آنان را دوست بدارد**بحار الانوار: 8/49.***.
می گویم: مخفی نماند که سه عنوان از این ها بر دعا برای تعجیل فرج مولی صاحب الامر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - صدق می کند، زیرا که نوعی از یاری کردن، و محبت زبانی، و بر آوردن حاجت است، چنان که بیان آن خواهد آمد، ان شاء الله تعالی.
و از اموری که بر این مقصود دلالت می کند از علامه حلی در توصیه به فرزندش آمده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه روز قیامت شود، آواز دهنده ای ندا می کند: ای خلایق! ساکت و آرام باشید که محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) با شما سخن می گوید، پس همه خلایق ساکت و آرام می شوند، و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بپاخیزد و فرماید: ای گروه خلایق! هرکه را نزد من احسان یا منت یا نیکی هست برخیزد تا او را پاداش دهیم. می گویند: پدران و مادرانمان قربانت، کدام احسان یا منت یا نیکی، بلکه همه احسان ها و منت ها برای خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله وسلم) است بر تمام خلایق می فرماید: آری، هر آن که یکی از خاندان مرا پناه داده، یا به آن ها نیکی کرده یا از برهنگی پوشانده یا گرسنه شان را سیر نموده، برخیزد تا او را پاداش دهم.
آن گاه عده ای که از این کارها انجام داده اند بر می خیزند، پس از سوی خداوند ندا می رسد: ای محمد؛ ای حبیب من! پاداش آن ها را به عهده خودت قرار دادم، هر جای بهشت که بخواهی آن ها را منزل ده، پس آن ها را در وسیله منزل می دهد به طوری که از محمد و اهل بیت او - (صلی الله علیه و آله وسلم) در پرده نخواهند بود**المنتهی: 1/544.***.
می گویم: بدون تردید دعای خیر از اقسام نیکی است، پس بر اثر آن، دعا کننده استحقاق شفاعت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را روز محشر خواهد یافت، و این حدیث نیز بر فزونی ثواب به شفاعت دلالت دارد هم چنان که در رفع عقاب ثابت است.
و از دلایل دیگر نیز روایتی است که صدوق در امالی خود از امام باقر (علیه السلام) ازپدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آورده که فرمود: هرکس می خواهد به من توسل جوید و نزد من حقی داشته باشد که به من برای او روز قیامت شفاعت کنم، باید با خاندانم پیوند متصلی داشته باشد، و آنان را خرسند نماید**امالی صدوق: 310، المجلس الستون - چاپ بیروت -***.
می گویم: شکی در این نیست که اهل بیت (علیه السلام) همگی با دعا کردن برای تعجیل فرج حضرت حجت بن الحسن (علیه السلام) خرسند می شوند، بلکه ممکن است از اقسام پیوند با آنان با آنان نیز باشد. (دقت کنید)

13 - وسیله به سوی خداوند متعال

خدای - عزوجل - فرمان داده که به سوی او وسیله گرفته شود آن جا که فرمود: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه اوسیله و جاهدوا فی سبیل لعلکم تفلحون**سوره مائده، آیه 35.***؛ ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و به سوی او وسیله برگیرید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید. در این آیه سه چیز سبب رستگاری و نجات معرفی شده که هر سه در دعا برای حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - جمع است، زیرا که اولین مراتب تقوی ایمان است و بدون تردید دعا برای آن حضرت نشانه ایمان و سبب کمال آن است، و نیز از اقسام جهاد با زبان است، همچنین وسیله به سوی پروردگار رحمان می باشد که به دو وجه توضیح داده می شود:
اول: معنی وسیله - به طوری که در مجمع البیان آمده**مجمع البیان: 3/189.
*** - رشته ارتباط و نزدیک شدن است، و شکی در این نیست که این دعا رشته ارتباط و نزدیک شدن به خداوند متعال است، همچون سایر عبادت ها که با آن ها قرب و نزدیکی حاصل می شود، و البته این دعا از مهم ترین وسایل تقرب و نزدیک ترین راه های ارتباط و ارزنده ترین آن ها است، چنان که در این کتاب به یاری پروردگار معلوم خواهد شد.
دوم: این که منظور از وسیله - به طور خصوص در آیه شریفه - همان امام (علیه السلام) است، چنان که در تفسیر علی بن ابراهیم قمی درباره این آیه آمده که فرمود: به وسیله امام به او تقرب جویید**تفسیر القمی: 1/168.***.
که ظاهرا این گفته مستند به روایت از امام (علیه السلام) است.
و در البرهان از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آورده که در مورد آیه : و ابتغوا الیه الوسیله فرمود: من وسیله او هستم**البرهان: 1/469.***.
و در مرآة الانوار از کتاب الواحدة از طارق بن شهاب است که گفت: در حدیثی امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: امامان از آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) وسیله به سوی خداوند و رشته اتصال به عفو و گذشت او هستند**مراه الانوار: 331.***.
و نیز از کتاب ریاض الجنان از جابر نقل کرده که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در حدیثی که فضیلت خود و امامان را بیان می کرد فرمود: ما وسیله به سوی خدا هستیم**مراه الانوار: 331.***. و در بعضی از زیارت ها آمده: و آنان را وسیله به سوی رضوانت قرار دادی.
و در دعای ندبه است: و آنان را مایه رسیدن به قرب خویش و وسیله به سوی رضوانت ساختی.
و در دعای سید العابدین (علیه السلام) روز عرفه می خوانیم: و آنان را وسیله به سوی خود و راه به سوی بهشت خویش قرار دادی**صحیفه سجادیه، دعای 47.***.
از این ها به دست آمد که منظور از وسیله همان امام است، بنابراین وسیله برگرفتن به سوی خداوند، انجام دادن اموری است که مایه رضایت و نزدیکی به درگاه آن حضرت است، و چون خداوند - عزوجل - برای هر قوم هدایت کننده ای و برای هر امت امامی قرار داده چنان که فرمود: ولکن قوم هاد**رعد: 7.***و برای هر قوم هدایت کننده ای هست. امام (علیه السلام) را وسیله ای برای آنان به سوی خویش تعیین کرده. پس بر هر قومی لازم است هادی و وسیله خود را بشناسند و هر آنچه موجب نزدیک شدن به او و مایه رضایتش هست انجام دهند، زیرا که بدون شناخت او تقرب سودی ندارد. از همین روی در حدیثی که مورد قبول شیعه و سنی است از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده: من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه**غیبت نعمانی: 180.***؛ هرکس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.
بنابراین آن که امام زمانش را نشناخته باشد، مثل کسی است که هیچ یک از امامان را نشناخته باشد، و دلیل بر این معنی روایات متواتری است که بعضی از آن ها را می آوریم.
در مرآة الانوار و غیر آن از امام صادق (علیه السلام) آمده فرمود: امام حسین (علیه السلام) بر اصحاب خود بیرون آمد و فرمود: ای مردم! خداوند - عزوجل - بندگان را نیافرید مگر برای این که معرفت یابند، پس اگر او را شناختند و عبادت کردند از عبادت غیر او بی نیاز شوند. مردی به آن حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ! پدر و مادرم به فدایت! معرفت خدا چیست؟ فرمود: در هر زمان شناخت خداوند به شناختن امامی است که بر مردم اطاعتشان واجب است**مراه الانوار: 58.***.
آن گاه مؤلف کتاب از استادش علامه مجلسی حکایت کرده که در بحار گفته است: به این جهت معرفت خداوند به معرفت امام (علیه السلام) تفسیر شده که معرفت الله جز از ناحیه امام حاصل نمی شود. و یا این که: بهره گرفتن از معرفت الهی مشروط به معرفت امام (علیه السلام) است.
اکنون که این مطلب معلوم شد، می گویم: بی تردید دعا برای تعجیل فرج مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - از اهم وسایلی است که خداوند متعال، وسیله به سوی خودش قرار داده، نه تنها به سوی خداوند که به سوی تمام امامان بلکه تمام انبیا و اوصیا است که وسایل ربانی و پدران روحانی می باشند، و این دعا مایه سرور و خرسندی آنان و طلب هدف و مقصود ایشان است، اضافه بر همه این ها اطاعت اولی الامر است که خداوند - عزوجل - اطاعت آنان را فرض کرده و فرموده:اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم**سوره نساء، آیه 59.***؛ اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از رسول و اولی الامر. زیرا که خود آن حضرت امر فرموده: برای تعجیل فرج او زیاد دعا کنیم.
و شاهد بر آنچه گفته شد: در البرهان و غیر آن از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) درباره فرموده: خداوند: فاذا قضیت الصلاه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله**سوره جمعه، آیه 10.***؛ پس چون نماز پایان یافت در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی طلب نمایید. آمده که فرمود: منظور از نماز (صلاة) بیعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مراد از زمین اوصیا هستند که خداوند به طاعت و ولایت آنان امر فرموده: هم چنان که به اطاعت پیغمبر و امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمان داده، و از آنان به کنایه نام برده است. و درباره: از فضل الهی طلب نمایید. فرمود: و فضل الهی را بر اوصیا طلب کنید**البرهان: 4/335.***.
می گویم: تشبیه امام (علیه السلام) به زمین به خاطر چند وجه است، از جمله:
1 - خداوند متعال زمین را محل قرار و سکونت خلایق قرار داده که در آن زندگی می کنند و آرامش و راحت می یابند، و در بخش های سوم و چهارم کتاب گذشت که سکون و برقراری زمین به وجود امام (علیه السلام) است، پس آرامش و استراحت تمام موجودات زمین به وجود امام (علیه السلام) بستگی دارد.
2 - زمین واسطه رسیدن برکت های آسمانی به اهل عالم است، چنان که خداوند فرماید: و تری الارض هامده فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت وربت و انبتت من کل زوج بهیج**سوره حج، آیه 5.***؛ و زمین را خشک و بی گیاه می نگری پس چون باران بر آن فرو ریزیم سبز و خرم شده نمو می کند و از هر نوع گیاه زیبا برویاند.
امام (علیه السلام) نیز واسطه رسیدن برکت الهی به اهل عالم است - چنان که گذشت -.
3 - خداوند متعال انواع مختلفی از نعمت ها را از زمین رویانیده، میوه ها و علف ها و کلاء و غیر این ها را بر حسب نیاز خلق از آن بر آورده تا انسان و حیوان و حشره متناسب حال خویش از آن ها برخوردار شوند، خداوند می فرماید: ثم شققنا الارض شقا* فانبتنا فیها حبا* و هنبا و قضبا* و زیتونا و نخلا* و حدائق غلبا* و فاکهه و ابا* متاعا لکم و لانعامکم**سوره، عبس، آیات 33-26.***؛ پس خاک زمین را شکافتیم و از آن حبوبات و انگور و نباتاتی که چند بار بدروند و زیتون و خرما و باغهای پردرخت (جنگلها) و میوه ها و علفها رویاندیم، بهره جستنی برای شما و چهارپایانتان.
از وجود امام (علیه السلام) نیز انواع بسیاری از علوم و احکام بر حسب نیازهای خلق و مصالح آنان ظاهر گردیده تا به دیگری نیازمند نشوند. وجوه دیگری نیز با دقت و تدبر به دست می آید که عجالتا این چند وجه به خاطر رسید، و توفیق از خدا است.
توضیح: شیخ طبرسی در مجمع البیان گفته: قضب، یونجه تازه است که چند بار چیده می شود برای علوفه چهار پایان. (این گفتار) ابن عباس و حسن است، و أب: چراگاه علف و سایر گیاهان برای چهارپایان است**مجمع البیان:10/440.***.
و در قاموس گفته: قضب: هر درخت دراز و گسترده شاخ و برگ است، و أب: جای پرگیاه یا چراگاه یا آنچه از گیاه و غیر آن از زمین می روید.

14 - مستجاب شدن دعا

یعنی این که هرگاه دعا کننده دعایش را با دعا برای مولی صاحب الزمان (علیه السلام) مقرون گرداند به سبب دعا برای آن حضرت، دعای خودش نیز مستجاب می شود.
دلایل این معنی - از عقل و نقل - چند وجه است:
وجه اول: بدون شک دعای بنده برایش مولایش صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - مستجاب است، زیرا که مقتضی موجود و مانع مفقود می باشد، و هر دو معنی واضح است، و تأخیر در اجابت اصل آن را نفی نمی کند، پس اگر شخص آغاز و فرجام دعایش را به حضرت صاحب الامر (علیه السلام) اختصاص دهد، مقتضای کرم خداوند اکرم الاکرمین آن است که ما بین آن ها را نیز به هدف اجابت برساند، و نیز خداوند در میان بندگان مقرر ساخته که هرکس کالاهای مختلفی را با یک معامله خریداری کند که قسمتی از آن ها معیوب باشد، باید یا همه را رد کند یا همه را بپذیرد و نمی شود تنها معیوب را رد کند.
وجه دوم: قسمتی از گناهان و زشتی ها مانع از اجابت دعاها است. پس اگر انسان دعایش را با دعا برای مولایش صاحب الزمان (علیه السلام) مقرون سازد، آن گناهان که مانع از استجابت دعا است آمرزیده می شود و دعایش بدون مانع می گردد، و خداوند آن را مستجاب می نماید. و در مکرمت هجدهم خواهد آمد که دعا برای آن حضرت زمینه ساز آمرزش گناهان است.
وجه سوم: سابقا گفتیم که از فواید دعا برای امام زمان (علیه السلام) آن است که آن حضرت در حق دعا کننده دعا نمایند، و بدون تردید دعای آن حضرت برای بر آورده شدن حاجت های آن دعا کننده، مقتضی استجابت هر دعایی است که او از درگاه الهی مسالت نموده است.
وجه چهارم: در اصول کافی در فضیلت صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) مرسلا از امام صادق (علیه السلام) آمده فرمود: هرکس به درگاه خداوند حاجتی داشته باشد، باید اول با درود بر محمد و آل محمد آغاز کند سپس حاجت خود را بطلبد، و آن گاه با درود بر محمد و آل او دعایش را پایان برد که خداوند گرامی تر از آن است که دو طرف را بپذیرد و وسط آن را رها کند، زیرا که از استجابت صلوات و درود بر محمد و آل او هیچ مانعی نیست**کافی: 2/497.***.
می گویم: جهت دلالت این حدیث بر مطلب این که: علت یاد شده عام است و شامل هر دعایی است که بین دو دعای مستجاب واقع می شود، زیرا که خداوند متعال کریم تر از آن است که هر دو طرف را اجابت کند و آنچه در میانه هست رد نماید، و در وجه اول بیان کردیم که دعای مؤمن برای فرج مولایش حتماً مستجاب است، پس این دلیل نقلی، شاهدی بر آن دلیل عقلی، نیز هست.
وجه پنجم: خواهد آمد که هرگاه مؤمنی برای مؤمن دیگری که غایب است دعا کند فرشتگان چندین برابر آنچه خواسته است برای خودش درخواست می نمایند، و معلوم است که دعای فرشتگان مستجاب است چون بدون مانع می باشد.
وجه ششم: در اصول کافی به سند معتبری از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم): اذا دعا احد کم فلیعم، فانه اوجب للدعاء و فی بعض انسخ:فلیعم فی الدعاء فانه اوجب للدعاء**کافی: 2/487.***؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هرگاه یکی از شما دعا کند. عمومیت دهد، که دعا را لازم تر و ثابت تر می نماید. (و در نسخه دیگری است) پس دعا را تعمیم دهد که دعا را لازم تر و ثابت تر می کند.
می گویم: این که حضرت رسول (علیه السلام) فرموده: فانه اوجب للدعاء؛ یعنی دعا برای عموم کردن ثابت تر و لازم تر است برای دعا کننده از این که فقط برای خودش دعا کند، بدون این که مؤمنین را هم در نظر بگیرد، که حاصل فرمایش آن حضرت این است که دعا برای عموم نمودن سبب استجابت دعا و رسیدن به مقصود است، و توضیح مطلب و دلالت این حدیث بر مراد این که عمومیت در دعا به دو وجه تصور می شود:
یکی این که: دعا کننده تمام مؤمنین و مؤمنات را در دعایش شریک گرداند و خودش را در آن ها داخل نماید، یعنی برای خود و تمام مؤمنین و مؤمنات یک دعای دسته جمعی کند مثلاً بگوید: خدایا! مؤمنین و مؤمنات را بیامرز و حوائج مؤمنین و مؤمنات را برآور، و بگوید: پروردگارا ما را بیامرز و حوائجمان را بر آورده ساز، که خودش و سایر مؤمنین و مومنات را در نظر بگیرد.
دوم این که: دعای او به گونه ای باشد که نفعش شامل تمام مؤمنین و مؤمنات گردد - هر چند که تصریح نکند - مانند: دعا کردن برای امنیت، و نزول برکت های آسمانی، و روییدن برکت های زمینی، و دور شدن بلا و امثال این ها که سودش همه را در بر می گیرد. این نیز عمومیت داده در دعا است، و دعا برای فرج مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) از این قبیل است، لذا از مصادیق این دلیل می باشد، چنان که بر عارفان پوشیده نیست.
بر فرض اگر کسی انکار کند که این قسم عمومیت دادن در دعا باشد، می گویم: اگر دعا کننده نیتش عموم مؤمنین و مؤمنات باشد یا به این معنی تصریح کند، دیگر هیچ شبهه ای باقی نمی ماند.
و اما این که دعا برای ظهور مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) از اموری است - نفعش عام است نیازی به بیان و استدلال ندارد پس از آن که در بخش چهارم کتاب ذکر گردید که به ظهور آن جناب فرج هر مؤمن و خوشحالی هر معتقد و آشکار شدن هرگونه عدل و زوال همه انواع جهل، و کشف علوم و بر طرف شدن غصه ها و دور شدن بیماری ها و گسترش برکت ها و پیروزی مؤمنین و نابودی ظالمین و امنیت بلاد و سلامتی عباد و...می باشد.
و اما فرموده رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که: اذا دعا احد کم فلیعم؛ هرگاه یکی از شما دعا کند عمومیت دهد. چند معنی محتمل است؛
1 - مراد این باشد: مؤمن هرگاه دعا می کند این دعایش را عام قرار دهد برای مؤمنین و خودش را در بین آن ها داخل کند که اگر این کار را کرد و برای همه آن ها دعا نمود، این دعا واجب تر یعنی ثابت تر است، یعنی زودتر به اجابت می رسد و بیشتر کاربرد دارد تا دعای بر خودش تنها.
بنابراین دعابرای عموم، مقتضی آن است زودتر مستجاب شود.
حاصل این که اگر بگویی: خدایا! مؤمنین و مؤمنات را بیامرز. آمرزش تو مسلم تر می شود از این که بگویی: خدایا! مرا بیامرز. و اگر بگویی: خدایا! فرج مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) را تعجیل فرما. فرج و گشایش برای خودت ثابت تر است از اینکه بگویی خدایا برای من فرج عنایت کن، زیرا که دعا برای فرج امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در حقیقت دعا برای فرج همه مؤمنین و مؤمنات است.
2 - یا منظور - از باب مشارفت و نزدیکی به مقصود - این باشد: هرگاه خواستی برای خودت دعا کنی اول برای عموم دعا را آغاز کن که دعایت را ثابت تر گرداند، یعنی دعای تو برای عموم مؤمنین مایه استجابت دعای تو و رسیدن به مقصود و ثبوت مراد تو می باشد، که این سخن از قبیل آیه شریفه اذ قمتمالی الصلاة فاغسلوا وجوهکم**سوره مائده، آیه 6.***؛ هرگاه برای نماز برخاستید پس صورتهایتان را بشویید. (یعنی پیش از نماز و نزدیک به انجام آن وضو بگیرید).
و نیز آیه شریفه: فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله**سوره نحل، آیه 98.***؛ پس هرگاه قرآن خواندی به خداوند پناه ببر. (یعنی هرگاه خواستی قرآن بخوانی).
حاصل این وجه این که: معنی فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم): هرگاه یکی از شما دعا کند عمومیت دهد. این است که: هرگاه می خواهد برای خودش دعا کند، اول یک دعای عمومی برای مؤمنین و مؤمنات بنماید سپس برای خودش دعا کند که این برنامه دعای خودش را محکم و لازم تر می سازد، زیرا که مقدم داشتن اهل ایمان در دعا تأثیر تامی در استجابت دعای انسان دارد، چنان که در چند روایت از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هرکس چهل نفر از برادرانش را مقدم بدارد و برای آن ها دعا کند سپس برای خودش دعا نماید، در حق آن ها و خودش مستجاب می شود**کافی: 2/509.***.
3 - این که منظور مقارنه عرفی باشد، یعنی هر زمان که برای خودت دعا کردی، قبل یا بعد از آن برای عموم برادرانت هم دعا کن. این نوع از استعمال در لغت عربی و مجاورات عرفی زیاد دیده می شود که بر عارف دانا پوشیده نیست.
وجه هفتم: روایتی است که ثقة الاسلام کلینی در اصول کافی آورده: از محمد بن یحیی عطار از احم بن محمد بن عیسیاز علی بن الحکم از سیق بن عمیره از عمرو بن شمر از جابر بن یزید جعفی از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) که درباره فرموده خدای تبارک و تعالی: و یستجیب الذین آمنوا و عملوا الصالحات و یزیدهم من فضله؛**سوره شوری، آیه 26.*** و دعای آنان را که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند مستجاب گرداند و از فضل خویش بر ثوابشان می افزاید. فرمود: آن مؤمن است که برای برادر خود در غیاب او دعا کند، پس فرشته به دعای او آمین می گوید. و خداوند عزیز جبار فرماید دو برابر آنچه خواستی برای خودت خواهد بود و آنچه خواستی عطاشدی به خاطر محبتی که به او داری**کافی 2/507.***.
می گویم: به نظر سندش صحیح است ولی علامه مجلسی در مرآة العقول آن را ضعیف شمرده و ظاهراً به خاطر عمرو بن شمر است چون در وجیزه خود، تمام راویان این خبر - جز عمرو بن شمر - را توثیق کرده، ولی به نظر من به پیروی از عالم محقق نوری در مستدرک الوسائل؛ او ثقه و مورد اعتماد است چون جمعی از بزرگان از او روایت کرده اند، و نشانه های دیگر نیز بر توثیق او هست و نسبت غلو به او ثابت نیست.
به هر حال دلالت این حدیث بر مطلب ما روشن است و این که فرمود: دو برابر آنچه خواستی برای خودت خواهد بود. ظهور دارد که آنچه برای برادرش خواسته با فزونی در حق خودش مستجاب می شود و این که فرمود: و آنچه طلب کردی عطا شدی به خاطر محبتی که به او داری دلالت دارد که به برکت دعا برای برادر غایبش آنچه برای خودش خواسته نیز مستجاب می گردد. احتمال بعیدی هم هست که: أعطیت : عطا کردم. به صیغه متکلم باشد، یعنی آنچه برای برادر غایب خود خواستی عطا کردم و خدا دانا است.
پس ای خاستار رسیدن به مقاصد، آیا مؤمنی را می شناسی که ایمانش کامل تر و یقینش تمام تر و نزد خدا محبوب تر و نزدیک تر و بلند مرتبه تر از مولایت صاحب الزمان (علیه السلام) باشد؟ سپس برای اربابت بیشتر دعا کن تا به برکت آن دعایت مقرون به اجابت گردد.
وجه هشتم: این که گذشت و خواهد آمد که از فواید دعا برای ظهور و تعجیل فرج آن حضرت کامل شدن ایمان و نیرو گرفتن یقین و نجات یافتن از وسوسه های مشککین و گمراه کنندگان است . و این از اسباب و عوامل مقتضی اجابت دعا است، هم چنان که ضعف و یقین و شک در اصول دین مانع از اجابت است. پس هرگاه بنده در دعا برای مولایش صاحب الزمان (علیه السلام) مواظبت نماید، یقینش قوی و ایمانش کامل گردد، و چون این حالت یافت، خداوند استجابت دعا را نصیب او فرماید.
در دلالت بر این معنی روایت موثق همچون صحیحی است که ثقة الااسلام کلینی از محمد بن مسلم از یکی از دو امام حضرت باقر و حضرت صادق (علیه السلام) آورده که گفت: عرض کردم: کسی را می بینی که عبادت و کوشش و خضوعی دارد ولی مذهب حق را قبول ندارد، آیا برای او سودمند است؟ فرمود: ای محمد! خاندان پیامبر همانند خاندانی هستند در بنی اسرائیل که هیچ یک از آنان چهل شب عبادت نمی کرد مگر این که دعایش مستجاب می شد، ولی مردی از آن ها چهل شب در عبادت کوشید، سپس دعا کرد اما مستجاب می شد، ولی مردی از آن ها، پس به نزد عیسی بن مریم (علیه السلام) آمد و از وضع خود شکایت کرد و درخواست دعا نمود. عیسی (علیه السلام) تطهیر کرد و نماز خواند سپس به درگاه خداوند دعا نمود. خداوند - عزوجل - به او وحی فرمود: ای عیسی! بنده من از راه دیگری غیر از آن که به سویم توجه می شود آمد، او در حالی که درباره تو شک داشت مرا دعا کرد، پس اگر آن قدر دعا کند تا گردنش قطع شود و بنده های انگشتش از هم جداً گردد او را اجابت ننمایم.
حضرت فرمود: آن گاه عیسی (علیه السلام) به آن شخص ملتفت شد و فرمود: آیا خدایت را می خوانی در حالی که از پیغمبرش شک داری؟ عرض کرد: ای روح خدا و کلمه او! به خدا همین طور بود که گفتی، پس از خداوند بخواه که این حالت را از من دور سازد. عیسی (علیه السلام) برای او دعا کرد، خداوند توبه او را پذیرفت و دعایش را اجابت نمود و دوباره به حد اهل بیت و خاندان خود رسید**کافی: 2/200.***.
وجه نهم: مجلسی (رحمةالله) در مرآة العقول درباره سر محجوب ماندن دعایی که بدون صلوات بر محمد و آل محمد باشد گفته: مقصود از آفرینش جن و انس و سایر موجودات از بدو ایجاد تا بی نهایت، رسول خدا و اهل بیت او - صلوات الله علیهم اجمعین - می باشند که شفاعت بزرگ در این دنیا و در آخرت برای آنان است، و به واسطه ایشان رحمت ها بر تمام خلایق فرود می آید، زیرا که در مبدأ هیچ بخلی نیست بلکه نقص از قابل است، و آنان (علیه السلام) شایستگی تمام فیض های قدسی و رحمت های الهی را دارند، پس هرگاه بر ایشان فیض می شود به طفیل وجودشان بر سایر موجودات هم می رسد. بنابراین اگر دعا کننده می خواهد رحمتی از سوی خداوند به او برسد بر آنان درود بفرستد که این دعا رد نمی شود چون مبدأ فیاض و محل قابل است، و به برکت آن ها بر دعا کننده بلکه بر همه خلق فیض می رسد، هم چنان که اگر یک چادرنشین یا بیابان گردی که اهلیت گرامی داشتن را ندارد به در خانه زمامداری برود، و آن زمامدار برای او سفره رنگین و عطاهای بسیار بدهد، عقلا او را به سبک مغزی و پست نظری نسبت می دهند، بر خلاف این که برای یکی از امرا یا وزرا یا سفرای زمامداران دیگر دستور دهد چنان چه سفره ای بگسترانند، در این حال آن شخص بیابان نشین هم بر سر آن سفره حاضر شود، پسندیده است، بلکه اگر او را از سر آن سفره برانند قبیح و زشت به نظر می رسد**مراه العقول: 12/87.***.
می گویم: مخفی نیست که این وجه کاملا بر دعا برای مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) منطبق است، و برای اهل بصیرت کاملا روشن و واضح است.
وجه دهم: نیز همان است که علامه مجلسی گفته: خاندان رسول خداو بین پروردگارمان واسطه هستند که حکمت ها و احکام را از سوی او به ما می رسانند، زیرا که ما را به ساحت قدس و بارگاه جبروت و حریم ملکوت او راهی نیست، پس به ناچار سفیرانی باید که بین ما و پروردگارمان رابط باشند، و وسایطی که هم جهات قدسی داشته باشند و هم حالات بشری متناسب با خلق با ایشان در تماس باشند، تا آنچه از پروردگارشان گرفته اند به آن ها برسانند.
لذا خداوند سفرا و انبیای خویش را به ظاهر از نوع بشر و در باطن جهت اخلاق و رفتار و قابلیت ها و نفوس مباین با آن ها قرار داد. ایشان به مردم می گویند: ما بشری مثل شما هستیم، تا از آن ها نفرت نکنند و قبول نمایند و با آنان مأنوس باشند، در افاضه سایر فیوضات و کمالات نیز اینان بین پروردگار و سایر موجودات واسطه اند. پس هر فیضی اول به آن ها می رسد، سپس بر سایر خلایق تقسیم می گردد، و صلوات بر آن ها درخواست رحمت از کانون رحمت است به محل تقسیم آن تا بر همه خلایق بر حسب استعدادها و قابلیت ها تقسیم شود**مراه العقول: 12/88.***.
می گویم: این وجه نیز در مورد بحث ما جاری است، و به این ده وجه بیان شد که اجابت دعا کننده به سبب دعا برای مولای قائم ما - عجل الله تعالی فرجه الشریف - تحقق می یابد.