فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

11 - رستگاری به شفاعت آن حضرت (علیه السلام) در قیامت

تحقیق و بررسی این مطلب نیاز به بیان چند نکته دارد:
اول: معنی شفاعت
دوم: اثبات شفاعت
سوم: اشاره به شفعای روز قیامت
چهارم: چه کسانی مستحق شفاعتند؟
پنجم: این که دعا کردن برای تعجیل فرج مولی صاحب الزمان (علیه السلام) مایه رستگاری به شفاعت آن حضرت است، اکنون به توفیق خدا به بیان این امور می پردازیم:
اول - معنی شفاعت: شفاعت آن است که شخص از کسی که مافوق اوست خیر و نیکی را برای پایین تر از خودش درخواست کند، یا اسقاط عقوبت یا زیاد نمودن ثواب و بالا رفتن درجات آن ها است، و اگر برای اهل گناه و زشتی باشد منظور از شفاعت، طلب عفو و مغفرت از لغزش ها و گناهان آن ها، و اسقاط عقوبت یا عذاب، و رستگاری به منافع می باشد. و این بیانی که در معنی شفاعت آوردیم نظریه و مذهب حق است.
و در این موضوع، دو فرقه مخالفت کرده اند: تفضیلیه و وعیدیه - به طوری که از آن ها حکایت شده -.
فرقه اول گفته اند: شفاعت به دفع ضرر و زیان اختصاص دارد، واین که عقوبت از مؤمنین گنهکاران ساقط می گردد جمعی از علمای ما نیز همین رأی را دارند.
و فرقه دوم معتقدند: شفاعت در جهت زیاد کردن منافع و پاداش ها برای اطاعت کنندگان و توبه کنندگان است نه معصیت کاران.
محقق طوسی - که خدا درجاتش را عالی قرار دهد - گفته: حق آن است که شفاعت در هر دو - فزونی منفعت و اسقاط زیان و ضرر - صدق می کند، و قسم دوم آن برای پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ثابت است که فرمود: شفاعت من برای اهل کبائر (گناهان بزرگ) از امتم ذخیره است.
می گویم: حق آن است - هر دو قسم شفاعت برای آن حضرت (علیه السلام) ثابت است و تحقیق آن در نکته چهارم خواهد آمد ان شاء الله تعالی.
دوم - اثبات شفاعت: در این که شفاعت امری ممکن است، از نظر عقل تردیدی نیست و اما دلیل بر این وقوع و تحقق یافتن آن - اضافه بر این که از ضروریات مذهب بلکه دین است چنان که مجلسی در کتاب حق الیقین تصریح کرده - قرآن و سنت و اجماع است که هر یک به تنهایی برای کسانی که گوش شنوا داشته باشند، کافی است.
از آیات قرآن: من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه**سوره بقره، آیه 255.***؛ چه کسی جز به اجازه او در پیشگاهش شفاعت کند.
لا یملکون الشفاعه الا من اتخذ عند الرحمن عهدا**سوره مریم، آیه 87.***؛ مالک شفاعت نیستند مگر برای کسی که نزد خداوند عهدی داشته باشد.
یومئذ لا تنفع الشفاعه ال من اذن له الزحمن و رضی له قولا**سوره طه، آیه 109.***؛ در آن روز شفاعت سودی ندارد جز آن را که خداوند داده و قول (و عقیده اش) را پسندیده باشد.
لا یشفعون الا لمن ارتضی**سوره انبیاء، آیه 28 ***؛ شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدایش پسندیده باشد.
و لا تنفع الشفاعه عنده الا من اذن له**سوره سبا، آیه 23.***؛ و شفاعت نزد او سود نمی بخشد مگر برای آن کس که اذن داده باشد.
و از اخبار: به حد تواتر است و ما به آوردن قسمتی از آن ها که در مجلد سوم بحار نقل شده اکتفا می کنیم:
1 - از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است که فرمود: برای هر پیغمبری دعایی هست که از درگاه الهی خواسته است، من دعایم را برای شفاعت امتم روز قیامت نگهداشته ام**بحار الانوار: 8/34.***.
2 - و از آن حضرت (علیه السلام) است که فرمود: سه طایفه روز قیامت به شفاعت بر می خیزند، پس به آن ها شفاعت داده می شود: پیغمبران، سپس علما و سپس شهدا**بحار الانوار: 8/34.***.
3 - از آن حضرت (علیه السلام) آمده که فرمود: هرکس به حوض من ایمان نیاورد خداوند او را بر حوضم وارد نسازد و هر آن که به شفاعت من ایمان نیاورد، او را به شفاعت من نایل ننماید. سپس فرمود: البته شفاعتم برای اهل گناهان کبیره از امتم می باشد، اما نیکوکاران بر آن ها باکی نیست**بحار الانوار: 8/34.***.
می گویم: منظور از شفاعت در این حدیث: درخواست عفو و بخشش نسبت به بدکاران است نه این که شفاعت منحصر در آن باشد.
4 - و از آن حضرت (علیه السلام) مروی است که: من شفاعت کننده برای امتم نزد پروردگارم در قیامت هستم**بحار الانوار: 8/34 ***.
5 - و نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) است که: هرگاه در مقام محمود بپاخیزم، برای صاحبان کبیره از امتم شفاعت می کنم. پس خداوند در حق آن ها به من شفاعت می دهد، به خدا قسم درباره کسی که ذریه ام را اذیت کرده باشد شفاعت نکنم**بحار الانوار: 8/37.***.
6 - در حدیثی آمده: غلامی مربوط به همسر علی بن الحسین (علیه السلام) به نام ابوایمن بر حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) وارد شد و عرض کرد: ای ابوجعفر مردم را فریب می دهید و می گویید: شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)! پس حضرت ابوجعفر (علیه السلام) غضبناک شد به طوری که صورتش متغیر گشت.
سپس فرمود: خدایت بیامرزد ای ابوایمن، آیا پاکی شکم و عفت فرجت، تو را مغرور ساخته! به خدا سوگند! اگر صحنه های ترسناک قیامت را ببینی محتاج شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) خواهی بود. وای بر تو! آیا جز برای کسی که آتش بر او واجب شده شفاعت می کند؟ آن گاه فرمود: هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت به شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) محتاج باشد. پس از آن فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را شفاعت درباره اهلش می باشد، و برای ما شفاعت درباره شیعیانمان است، و برای شیعیانمان شفاعت در خاندانشان هست. آن گاه فرمود: و هر آینه مؤمن در حق همچون ربیعه و مضر (دو قبیله پرجمعیت عرب) شفاعت خواهد کرد، و مؤمن حتی برای خادمش هم شفاعت می کند و می گوید: پروردگارا! حق خدمتم او از گرما و سرما مرا حفظ می نمود**محاسن: 183.***.
سوم اشاره به شفعای روز قیامت: بدان که مقام شفاعت بزرگ از ویژگی های رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد. در خصال و غیر آن از آن حضرت آمده فرمود: پنج چیز به من داده شده که به احدی پیش از من داده نشده است: زمین برایم سجدگاه و پاکیزه شده، و به وسیله رعب یاری شدم، و غنیمت برایم حلال گردید، و جوامع کلم (سخنان کوتاه و پر معنی)، و شفاعت به من داده شده است**خصال: 1/183.***.
و شفاعت دیگران، از شاخههای شفاعت بزرگ آن جناب است، زیرا که به آن منتهی می شود و از جمله شفیعان، امامان معصوم (علیه السلام) می باشند - چنان که دانستی - و نیز روایاتی بر این معنی دلالت دارد.
از حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) درباره آیه شریفه: فما لنا من شافعین و لا صدیق حمسیم**سوره شعرا، آیه 100 ***؛ (کافران گویند:) پس برای ما نه شفیعانی هست و نه دوستانی صمیمی. فرمود: شفیعان ائمه هستند و دوستان از مؤمنین**بحار الانوار: 8/42.***. و درباره آیه شریفه: من ذا الذی یشفع عنده باذنه**سوره بقره، آیه 255 ***؛ چه کسی نزد او شفاعت کند جز به اذن او. امام صادق (علیه السلام) فرمود: ما آن شفاعت کنندگان هستیم.
و از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده: تعداد شفیعان پنج است: قرآن، رحم، امانت، پیغمبر شما خاندان پیغمبر شما**بحار الانوار: 8/43 ***.
و از معاویه بن وهب روایت است که گفته: از حضرت صادق (علیه السلام) درباره آیه: لا بتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا**سوره نبا، آیه 38. ***سخن نمی گویند مگر آن ها که پروردگار رحمان اجازه شان دهد و سخن صواب گویند. سؤال کردم. فرمود: به خدا قسم! ما هستیم کسانی که به آن ها اجازه داده شده و سخن صواب گویند. عرض کردم: فدایت شوم چه می گویید؟ فرمود: پروردگارمان را ثنا گوییم و بر پیامبران (صلی الله علیه و آله وسلم) درود فرستیم و برای شیعیانمان شفاعت کنیم و خداوند ما را رد نمی کند**بحار الانوار: 8/41 ***.
و از جمله شفیعان، ذریه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)می باشند. در امالی شیخ صدوق و بحار از امام صادق آمده که فرمود: چون روز قیامت شود خداوند اولین و آخرین را بر پهنه دشتی جمع گرداند، پس تاریکی شدیدی آنان را فرا می گیرد، ایشان به درگاه خداوند ضجه و ناله می زنند و می گویند: پروردگارا! این تاریکی را از ما دور گردان. پس عده ای می آیند که نور پیشاپیش آنان در حرکت است و زمین قیامت را روشن نموده است. اهل قیامت می گویند: اینان پیغمبران هستند. پس ندا از سوی خداوند می رسد که: اینان پیغمبر نیستند.
اهل جمع می گویند: پس این ها فرشتگان هستند. ندا از سوی خداوند می آید: این ها فرشتگان نیستند.
می گویند: پس ایشان شهدا هستند. از سوی خداوند ندا می رسد: ایشان شهدا نیستند.
می گویند: این ها کیستند؟ ندا می آید که از خوشان بپرسید کیستند. اهل جمع از آنان می پرسند: شما کیستید؟
می گویند: ما علویان هستیم، ما ذریه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشیم. ما فرزندان علی و لی خدا هستیم. ماییم که به گرامی داشت پروردگار اختصاص یافته ایم، ایمن و بااطمینان هستیم. پس به آنان از سوی پروردگار - عزوجل - ندا می رسد که: دوستان و محبان و پیروانتان را شفاعت کنید. آن گاه شفاعت می نمایند**بحار الانوار: 8/36***.
و از جمله شفیعان، مؤمنین هستند که بعضی دلایل آن پیش تر گذشت، بعد از این نیز بعضی دلایل خواهد آمد. همچنین در بحار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت آمده فرمود: فقرای از شیعیان علی و خاندان علی (علیه السلام) را پس از او سبک مشمارید که هر یک از آنان عده ای همچون قبایل ربیعه و مضر را شفاعت می کنند**بحار الانوار: 8/59.***.
و از جمله شفیعان، علمای عامل می باشند. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس هنگامی که در پیشگاه خداوند - عزوجل - می ایستند، به عابد گفته می شود، به سوی (رحمت) خدا روان شود. و به عالم می گویند: بایست و برای مردم شفاعت کن به پاداش این که آنان را نیکو تربیت کردی**بحار الانوار: 8/59.***.
و از جمله شفیعان، زائران قبر امام حسین (علیه السلام) هستند.
در خصائص الحسین و غیز آن از سیف تمار از حضرت صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: زیارت کننده قبر حسین (علیه السلام) روز قیامت برای صد هزار مرد شفاعت داده می شود که همه آنان آتش (دوزخ) واجب بوده است.
و در بحار از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: روز قیامت آواز دهنده ای ندا می کند: شیعیان آل محمد (علیه السلام) کجایند؟ پس عده ای که جز خدا کسی شمارششان نتواند کرد بپاخیزند و در یک سمت قرار می گیرند، آن گاه منادی ندا می کند: زوار قبر حسین (علیه السلام) کجایند؟ عده بسیاری بپاخیزند. به آنان گفته می شود: دست هرکه را دوست دارید بگیرید و آن ها را به بهشت ببرید. پس هر کدام دست هرکه را که دوست دارد می گیرد به طوری که شخصی به یکی از ایشان می گوید: فلانی! آیا مرا نمی شناسی من همانم که فلان روز و فلان جا به احترام تو از جای برخاستم. پس او را داخل بهشت می نماید و از این کار جلوگیری نمی شود**بحار الانوار: 101/27***.
چهارم - چه کسانی مستحق شفاعتند؟ بدان که - خداوند شفاعت شافعان را به من و تو روزی گرداند - جز اهل ایمان کسی شایستگی و استحقاق شفاعت ندارد، چنان که خداوند متعال می فرماید: لا یشفعون الا لمن ارتضی**سوره انبیاء، آیه 28.***؛ شفاعت نمی کنند مگر برای آن که خدا پسندد. که در تفسیر البرهان و غیر آن از امام کاظم و امام رضا (علیه السلام) آمده: یعنی شفاعت نکنند مگر برای آن که خداوند دینش را پسندیده است**البرهان: 3/57.***.
اضافه بر این که خلاف این مطلب را در بین علمای امامیه ندیده ام، روایاتی نیز بر آن دلالت دارد:
در بحار از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: مؤمن برای رفیق خودش شفاعت می کند، مگر این که ناصبی باشد، که اگر هر پیامبر مرسل و فرشته مقرب برای یک نفر ناصبی شفاعت کنند شفاعت داده نمی شوند**بحار الانوار: 8/41.***.
و در حدیث دیگری از آن حضرت است: همسایه برای همسایه اش و دوست برای دوستش شفاعت می کند، و چنانچه فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل در حق یک ناصبی شفاعت کنند شفاعتشان پذیرفته نیست**بحار الانوار: 8/42.***.
و در تفسیر علی بن ابراهیم قمی از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه شریفه: لا یملکون الشفاعه الا من اتخذ عند الرحمن عهدا**سوره مریم، آیه 87.***
؛ شفاعت ندارند مگر آن که نزد پروردگار رحمان پیمانی بسته باشد. فرمود: شفاعتشان پذیرفته نیست و شفاعت نمی شود برای آن ها، و شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که نزد خداوند پیمانی بسته می باشد، مگر برای کسی که به جهت ولایت امیرمؤمنان علی و امامان بعد از او (علیه السلام) اجازه داده شود، که پیمان نزد خداوند همین است... **سوره مریم، آیه 87.***.
و پر واضح است که مؤمنین دو دسته هستند: یکی صالحان و اطاعت کنندگان و دیگر معصیت کاران. حال این سؤال پیش می آید که آیا شفاعت شامل حال نیکوکاران و معصیت کاران دارد؟ چند قول است، و حق همان قول اول است، یعنی شمول و فراگیری شفاعت نسبت به هر دو طایفه نیکوکاران هر دو می شود شفاعت موجب زیاد شدن ثواب و بالا رفتن درجات است و نسبت به معصیت کاران، مایه رهایی از عقوبت و دفع ضررها یا به اضافه رستگاری به منافع. دلیل بر این - گذشته از آن که شفاعت بر هر دو نوع صادق است - چند روایت است از جمله:
1 - ثقةالاسلام کلینی در اصول کافی ضمن خدیثی طولانی از امام محمد باقر (علیه السلام) آورده که فرمود: قرآن صاحب خود را به پیشگاه پروردگار متعال می برد و می گوید: پروردگارا! بنده تو است، و تو بهتر از همه علم به او داری، او پیوسته مرا مواظبت می کرد، به خاطر من دشمنی می نمود، و در راه من دوست می داشت، و در راه من دشمنی می ورزید. پس خداوند - عزوجل - می فرماید: بنده مرا به بهشت وارد کنید و از جامه های بهشت بر او بپوشانید، و تاجی بر سرش قرار دهید، هنگامی که این امور را برایش فراهم سازند بر قرآن عرضه شود، به قرآن می گویند: آیا راضی شدی به آنچه نسبت به دوستت انجام شد؟ می گوید: پروردگارا من این را برای او اندک می بینم، پس تمام خیز او را فزونی بخش.
آن گاه خداوند - عزوجل - می فرماید: به عزت و جلالم سوگند که امروز پنج چیز - بافزونی - برای او و کسانی که در مرتبه او هستند هدیه می کنم: اینان جوانانی باشند که پیر نشوند و سالم بمانند که بیمار نگردند، و بی نیازانی که فقیر نشوند، و خوشحالانی که محزون نگردند، و زندگانی که هیچ نمیرند. سپس امام باقر (علیه السلام) این آیه را تلاوت کرد: لا یذوقون فیها الموت الا الموته الاولی**سوره دخان، آیه 56.***؛ و جز آن مرگ نخستین دیگر هیچ طعم مرگ را نچشند. این حدیث در وقوع شفاعت با درخواست برداشتن عقاب و فزونی ثواب، نص است (که تأویل و توجیه در آن راه ندارد).
2 - از روایت ابو ایمن - که در نکته دوم گذشت که: هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است - نیز این استفاده می شود که همه مؤمنین - حتی اطاعت کنندگان - بلکه پیغمبران گذشته و صالحان از امت های پیشین نیز محتاج به شفاعت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشند، چون عبارت حدیث عام است و همه را شامل می شود. البته معلوم است که نیاز صلحا به شفاعت آن حضرت نه برای برداشته شدن عذاب است چون زمینه و جایی برای عذاب آنان نیست، بلکه این شفاعت برای بالا رفتن درجات و فزونی عنایات است.
در تقویت این روایت، خبری است که در بحار از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هیچ احدی از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت، محتاج شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است**بحار الانوار: 8/42.
***.
3 - در بحار و البرهان از عیاشی از عیص بن القاسم از حضرت امام صادق (علیه السلام) مروی است که فرمود: روز قیامت جن و انس در یک دست بازداشت می شوند، و چون توقعشان به طول می انجامد در خواست شفاعت می کنند، پس به هم می گویند: به سوی چه کسی برویم؟ آن گاه به نزد نوح (علیه السلام) می آیند و از او تقاضای شفاعت می نمایند، می گوید: هیهات قد رفعت حاجتی؛ دور است (من) حاجتم را به دیگری واگذاشتم. پس اهل محشر به هم گویند: نزد چه کسی برویم؟ گفته می شود که: نزد ابراهیم (علیه السلام). پس به سوی او می روند ودرخواست شفاعت می کنند. می گوید دور است حاجتم بالا رفته. باز به هم می گویند: نزد چه کسی رویم؟ گفته می شود: نزد موسی (علیه السلام) بروید. به موسی مراجعه می کنند و از او شفاعت می خواهند می گوید: هیهات! حاجتم بالا رفته. بار دیگر به هم می گویند: به سوی چه کسی برویم؟ گفته می شود: نزد عیسی (علیه السلام) بروید، نزد وی می روند و تقاضای شفاعت می کنند. می گوید: هیهات، حاجتم بالا رفته. پس (از هم) می پرسند: به سوی چه کسی برویم؟ گفته شود: نزد محمد (صلی الله علیه و آله وسلم). آن گاه نزد آن حضرت روند و خواستار شفاعت شوند. پس آن جناب با اطمینان بپاخیزد تا در بهشت رود، حلقه در را می گیرد و آن را می کوبد. گفته می شود: این کیست؟ جواب آید که: این احمد است، پس خوش آمد گویند و درب را باز کنند.
چون به بهشت نظر افکند به سجده افتد و پروردگار خود را به عظمت تمجید کند. فرشته ای می آید و می گوید: سرت را بردار و حاجت بخواه که عطا می شوی، شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است. پس بر می خیزد و ساعتی در بهشت راه می رود، سپس به سجده می افتد و پروردگار را به مجد و عظمت می خواند، که فرشته ای به نزدش می آید و می گوید: سر بردار و حاجت بخواه که به تو عطا می شود، و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است. پس بر می خیزد و هیچ چیزی در خواست نکند مگر این که خداوند به او عطا نماید**بحار الانوار: 8/47.***.
مجلسی رحمةالله گفته: قد رفعت حاجتی؛ حاجتم بالا رفته، یعنی: به سوی دیگری. خلاصه این که من نیز از غیر خودم شفاعت می خواهم پس نمی توانم شما را شفاعت کنم.
می گویم: بدون تردید نیاز به غیر خودشان به خاطر نجاتشان از عذاب نیست زیرا که آن ها معصومند، و عملی که مقتضی عذاب باشد از آن ها سر نزده بلکه نیازشان به جهت رسیدن به درجات برجسته ای است که به آن ها نمی رسند مگر به واسطه کسی که مقامش از آن ها بالاتر است یعنی محمد و خاندان معصوم او -صلی الله علیه و علیهم.
اگر بگویید: این حدیث و نظایر آن با آنچه گذشت که پیغمبران از جمله شفعای روز قیامت هستند، منافات دارد.
می گویم: منافاتی بین این دو نیست، چون مانعی ندارد که آن ها به برکت مافوق خودشان به درجات و منافعی برسند، و مادون آن ها به برکت ایشان به درجات و منافعی نایل گردند و به شفاعتشان عذاب از آنان ساقط گردد - چنان که شفاعت امامان برای مؤمنین و شفاعت مؤمنین برای خانواده هایشان اشاره گردید -.
و در بیان چگونگی شفاعت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیه السلام) برای شیعیان و دوستان خود و شفاعت آنان برای دوستانشان مطالبی خواهد آمد که این استبعاد را بر طرف می سازد.
4 - در لئالی از امام باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: دو مؤمنی که در راه خدا با هم بوده اند در بهشت یکی از آن ها درجه اش بالاتر از دیگری می شود، پس عرضه می دارد: خدایا! این برادر و هم صحبت من است که مرا به اطاعت تو امر می کرد و به ترک گناهم سوق می داد و به آنچه نزد تو هست ترغیب می نمود، پس بین من و او در این درجه جمع کن. آن گاه خداوند آن دو را در آن درجه قرار می دهد.
5 - در دارالسلام به نقل از کافی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایتی منقول است که در آن آمده:..دو رفیق مؤمنی که در زندگیشان در راه اطاعت خداوند تبارک و تعالی باهم دوستی کرده و به خاطر آن از خود گذشتگی هایی داشته اند یکی از آن ها پیش از دیگری می میرد. پس خداوند متعال منزلگاه او را در بهشت به وی می نمایاند. او برای دوستش شفاعت می کند و می گوید: دوست من، فلانی مرا به طاعت تو امر می کرد و در انجام آن یاری ام می نمود و از معصیت تو مرا نهی می کرد. خدایا! او را بر آنچه از هدایت می پسندی پایدار گردان تا آنچه به من نمایاندی به او نیز بنمایانی. پس خداوند در خواستش را اجابت می کند تا این که در پیشگاه خداوند - عزوجل - یکدیگر را ملاقات کنند، هر یک به دوستش بگوید: خداوند تو را از دوستی ات خیری عطا فرماید که مرا به طاعت خدا امر می کردی و از معصیت او نهی می نمودی... .
این روایات دلالت می کند که شفاعت شافعان برای افراد صالح از مؤمنین به منظور افزایش ثواب واقع می شود، هم چنان که شفاعت برای معصیت کاران واقع می گردد، به علاوه قائلین به اختصاص شفاعت به درخواست اسقاط عذاب، لازم است که قائل شوند به این که: در حق غاصبان نیز طلب ثواب باید باشد، به توضیح این که: هرکس قائل است که نجات معصیت کاران از آتش جهنم به شفاعت شافعان حاصل می شود هنچنین قائل است که به سبب آن شفاعت داخل بهشت می گردند، که اگر شفاعت فقط طلب برداشتن عقوبت بود می بایست گفته شود: هرکس برایش شفاعت گردد نه داخل بهشت می گردد و نه جهنم، چون زمینه بهشت رفتن برایش نیست و شفاعت مانع از افتادنش به جهنم است.
ممکن است مناقشه بشود به این که: سبب داخل شدن به بهشت، ایمان است و وقتی عقاب بر اثر شفاعت برداشته شد دیگر مقتضی تحقق می یابد پس شفاعت برای طلب ثواب نیست.
به این مناقشه به دو وجه می توان پاسخ داد:
وجه اول: این که بعضی از روایات صراحت دارد که داخل شدن به بهشت نیز با شفاعت است، چنان که در امالی در بحار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده که فرمود: هر آن زن که شبانه روز پنج نماز بخواند ، و ماه رمضان روزه بگیرد، و حج بیت الله الحرام را بجای آورد، و زکات مالش را بپردازد، و شوهرش را اطاعت کند، و بعد از من از علی پیروی نماید، به شفاعت دخترم فاطمه (علیه السلام) داخل بهشت می شود**بحار الانوار: 8/59.***.
و در بحار در حدیث شفاعت فاطمه (علیه السلام) و دوستانش آمده؛ پس خداوند می گوید: ای دوستان من! باز گردید و بنگرید هرکه به محبت فاطمه (علیه السلام) شما را دوست داشته، و هر آن که شما را به خاطر محبت فاطمه (علیه السلام) غذا داده، و هرکه به محبت فاطمه (علیه السلام) شما را پوشانیده، و هرکه در راه محبت فاطمه (علیه السلام) جرعه ای نوشانیده، هرکس به راه محبت فاطمه غیبتی از شما رد کرده، دستش را بگیرید و او را داخل بهشت نمایید...**بحار الانوار: 8/52.***.
و در حدیث دیگری از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) است که فرمود: مؤمن برای همسایه اش شفاعت می کند در حالی که هیچ حسنه ندارد. عرضه می دارد: پروردگارا! همسایه من آزارها را از من دفع می کرد. پس در حق او شفاعت داده می شود، خدای تبارک و تعالی فرماید: من پروردگار توام و در پاداش دادن به او شایسته تر من هستم. پس او را داخل بهشت گرداند و حال آن که برای او حسنه نیست، و کم ترین مؤمنین از حیث شفاعت، برای سی تن شفاعت می کند، در این هنگام اهل آتش می گویند: فما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم**سوره شعراء، آیه 100.***؛ پس برای ما شفاعت کنندگان و یا دوستان صمیمی نیست**بحار الانوار: 8/56.***.
و در بحار و البرهان از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)منقول است که فرمود: چون مردم روز قیامت محشور شوند، آواز دهنده ای مرا ندا کند: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ! خداوند - جل اسمه - برای تو جزا دادن به دوستانت و دوستان اهل بیتت که در راه تو به آن ها دوستی ورزیده و به خاطر تو به طرفداری از آن ها با دشمنانشان دشمنی کرده اند، پاداش دادن به این ها را به دست تو قرار داده، پس تو به آنچه می خواهی به ایشان پاداش ده. آن گاه می گویم: پروردگارا! بهشت. سپس هر کجای بهشت که بخواهم آن ها را جای دهم، و آن مقام محمودی است که به آن وعده شده ام**بحار الانوار: 8/39.***.
وجه دوم: درست است که اخبار دلالت دارد که ایمان سبب داخل شدن به بهشت می شود، و ثواب بر ایمان مترتب است، ولی نه انی که بی واسطه و سبب باشد. پس شاید مقصود از این اخبار آن است که هرکس مؤمن نباشد داخل بهشت نمی شود، اما این که احتجاج به شفاعت ندارد، دلیلی بر اثباتش نیست.
نتیجه این که: هر دو قسم شفاعت محقق و ثابت است، و اشکال رفع گردید.
گفتنی است که خداوند تعالی برای تحقیق این مطلب به برکت خاندان پیامبر اهل ذکر (علیه السلام) مرا توفیق داد، با این که کلامی بزرگانی که گفته هایشان را دیده ام از تشریح آن خالی است.
اما کسانی که شفاعت را در طلب فزونی ثواب برای اهل طاعت مصر دانسته اند به ظواهر بعضی از آیات، استدلال کرده از جمله: ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع**سوره غافر، آیه 18.***؛ برای ستمگران هیچ دوستی نیست و شفاعت کننده ای که اطاعت شود هم ندارند. و معصیت کار ستمگر است: و ما للظالمن من انصار**سوره بقره آیه 27.***؛ پس شفاعت شافعان سودی به حال آنان ندارد.
و جواب از همه این ها این که: منظور از ظالمین و ستمگران در این آیات و امثال این ها کفار و ناصبیان و کسانی که امامان برحق را از مقاماتی - خداوند متعال برای آنان قرار داده پایین تر دانسته و دیگران را بر ایشان مقدم داشته اند، و کسانی که در حال جهل به امام زمانیان می میرند و نظایر این ها می باشد، که سرانجام امرشان به عدم ایمان منتهی می شود. و دلیل بر این معنی علاوه بر آنچه گذشت و خواهد آمد - اخبار بسیار بلکه متواتری است که این جا جای ذکر آن ها نیست، و مقتضای جمع بین ادله نیز همین است.
و اما آنان که شفاعت را در خصوص درخواست اسقاط عقوبت از مستحقین آن می دانند به دو امر استدلال و استناد کرده اند:
اول؛ گفته اند: اگر شفاعت فقط در فزونی ثواب باشد ابطال می کند. و می توان از این استدلال جواب داد به این که: ما قبول نداریم که لازمی در مقدم و تالی یاد شده باشد. چون شفاعت را چنین معنی کردیم که شخص از کسی که مافوق او است خیر و نیکی را برای پایین تر از خودش درخواست کند. حال آن که در این جا شفاعت، مطلق طلب فزونی معنی شده، و این مغالطه واضحی است.
حاصل این که: مطلب ما نظیر عنوان طلب است که افراد و اقسام مختلفی دارد، یکی امر و فرمان، و یکی سؤال، و یکی استدعا، که اگر طلب از مافوق به پایین تر باشد آن را امر می نامند، و اگر پایین تر از مافوق چیزی طلب کند آن را سؤال خوانند، و اگر از مساوی چیزی طلب کرده آن را استدعا گویند. مطلب ما هم همین طور است، اگر طلب منفعت و ثواب از شخصی برای پایین تر از خودش باشد شفاعت است مانند - شفاعت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) که فزونی ثواب ها و بالا رفتن درجات را برای امت خود بخواهد و هرگاه این مطلب از پایین تر و برای شخص بالاتر شد دعا می شود مثل صلوات و درود فرستادن امت بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و دعاهای آنان برای آن حضرت.
دوم: استدلال دوم اینها احادیثی است که بر اختصاص شفاعت به گنهکاران دلالت دارد از جمله: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)فرمود: شفاعت من برای اهل کبائر از امتم ذخیره است. و نیز آن حضرت (علیه السلام) فرمود: شفاعت من برای کسانی از امتم می باشد که گناهان کبیره مرتکب شده اند و اما نیکوکاران پس بر آن ها باکی نیست. و همچنین از آن حضرت آمده: و اما شفاعت من در صاحبان کبائر (گناهان بزرگ) - به استثنای شرک و ظلم - می باشد.
جواب از این استدلال این که: منظور از این روایات بیان مصداق بارزتر و قسمت کامل تر شفاعت است نه منحصر کردن شفاعت در یکی از دو قسم، و شاهد بر آن دلایلی است که قبلا آوردیم.

چند فایده

فایده اول: شفاعتی که شامل کفار نمی شود در رهایی آن ها از آتش است، اما در جهت تخفیف عذاب ظاهرا از بعضی روایات بر می آید که شامل حالشان می شود. در بحار از حنان است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: از آن ها (کافران) چیزی نخواهید که بر ما تکلیف می آورید که روز قیامت حوائجشان را بر آوریم**بحار الانوار: 8/55.***.
و نیز به سند دیگری از آن حضرت است که فرمود: از آن حوائجی نخواهید (به آن ها در کاری مراجعه نکنید) که روز قیامت وسیله آن ها به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می شوید**بحار الانوار: 8/55.***.
می گویم: این مطلب شواهد متعددی هم در اخبار دارد مانند آنچه در این باره وارد شده که محبت ائمه اطهار (علیه السلام) برای هر کسی حتی کفار سودمنداست.
اگر بگویید: این سخن منافات دارد با آنچه بعضی از آیات می گوید، مانند: لا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینظرون**سوره بقره آیه 162.***؛ نه عذاب از آن ها تخفیف می شود و نه مهلت به آن ها داده می شود.
می گویم: به یکی از دو وجه می توان بین این دو معنی را جمع کرد:
یک: این که منظور از تخفیفی که بر آن ها ممنوع است تخفیف زمانی است که قسمتی از اوقات عذاب از آن ها برداشته شود، به دلیل فرموده خداوند در سوره مؤمن: و قال الذین فی النار لخزنه جهنم ادعوا ربکم یخفف عنا یوما من العذاب**سوره مؤمن، آیه 49.***؛ و کافران به خازنان جهنم گویند از خداوند بخواهید که روزی، عذاب را بر ما تخفیف دهد. و این منافات ندارد که عذاب بعضی از آن ها از لحاظ چگونگی سبک گردد.
دو: این که عدم تخفیف عذاب را درباره کسی بدانیم که شفاعت کننده ای در این جهت نداشته باشد. والله العالم.
فایده دوم: فرمایش پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) که: پنج چیز به من داده شده که به احدی از پیغمبران پیش از من داده نشده...، به ظاهر دلالت می کند که شفاعت از ویژگی های آن حضرت است، و این منافات دارد با آن روایاتی که دلالت می کند شافعان بسیاری روز قیامت هستند، و می توان بین این دو قسم روایات را به چند وجه جمع کرد:
اول: این که منظور از اعطاء شفاعت به آن حضرت - به طور خصوص - وعده و اجازه شفاعت در دنیا باشد، که به پیغمبران و شافعان دیگر این وعده و اجازه داده نشده. این وجه در تفسیر قمی درباره آیه شریفه: و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن اذن له**سوره سباء، آیه 23.***؛ و شفاعت سود نمی بخشد مگر برای کسی که خداوند اجازه دهد، مگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که خداوند پیش از روز قیامت به او اجازه شفاعت داده، و شفاعت برای او است و برای امامان از اولاد او، بعد از آن برای پیامبران (علیه السلام).
دوم: این که منظور شفاعت عام و فراگیر باشد که هیچ یک از اولین و آخرین نیست نگرانی که به شفاعت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) احتیاج دارد - چنان که در حدیث گذشت - و دیگران برای قوم و عشیره یا طایفه مخصوصی شفاعت می کنند، پس شفاعت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) اعم و اتم شفاعت ها است چون همه خلایق به آن نیاز دارند، و آن حضرت به کسی جز خالق متعال نیاز ندارد.
سوم: این که شفاعت جایز نیست مگر پس از آن که خداوند اذن و اجازه دهد. خداوند فرموده: من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه**سوره بقره، آیه 255.***؛ چه کسی نزد او شفاعت می کند مگر به اجازه او.
و نیز فرموده: ما من شفیع الا من بعد اذنه**سوره یونس، آیه 3.***؛ هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر پس از اجازه او.
و فرموده: الا من اذن له الرحمن**سوره نبا، آیه 38.
***؛ مگر آن را که پروردگار رحمان اجازه داده باشد.
و فرموده: الا من بعد ان یاذن الله لمن یشاء و یرضی**سوره نجم، آیه 26.***؛ مگر پس از آن که به هرکس که بخواهد، خداوند اذن فرماید و رضا دهد.
و فرموده: لا یسبقونه بالقول**سوره انبیاء، آیه 27.***؛ در گفتن، از او (خداوند) پیشی نمی گیرند.
بنابراین ممکن است اجازه خداوند متعال برای پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) باشد - چنان که در خبر عیص که پیش تر گذشت و اخبار دیگری این معنی وارد است - و شفاعت سایر شافعان به اجازه آن حضرت انجام گردد. پس تمام شفاعت ها به شفاعت آن حضرت بر می گردد و از شاخه های این شفاعت کلی و بزرگ ترنی شفاعت می باشد. و غرض از سوق دادن خلایق در وهله اول به پیغمبران دیگر - به طوری که در خبر عیص و اخبار دیگری آمده - اظهارشان و عظمت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله وسلم) برای تمام اهل محشر در روز قیامت است.
فایده سوم: در بخش چهارم کتاب - حرف شین - حدیثی از طریق عامه از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گذشت که در بیان مناصب امامان آمده:... و مهدی شفاعت کننده آن ها است روز قیامت، آن گاه که خداوند اجازه نمی دهد مگر به کسی که بخواهد و رضا دهد.
در همان جا گفتیم که سر اختصاص دادن شفاعت به مولای ما حضرت حجت - عجل الله تعالی فرجه الشریف - آن است که کسی از شافعان در حق منکر صاحب الامر (علیه السلام) شفاعت نمی کند هر چند به کسانی که پیش از آن حضرت بوده اند پیغمبر و امامان (علیه السلام) اعتقاد و اقرار داشته باشد، پس در حقیقت شفاعت مربوط به اعتقاد به امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - می شود.

پنجم - دعا کردن برای تعجیل فرج مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - مایه رستگاری به شفاعت آن حضرت (علیه السلام) است:

بیان این مطلب: برای رستگاری به شفاعت شافعان روز قیامت لازم است رابطه ای میان شفاعت کننده و مشفوع له در دنیا بوده باشد، مثل این که خدمت یا کمک یا بر آوردن حاجت یا دعا کردن یا اظهار محبت خالصانه یا دفع اذیت نسبت به وی انجام گردد، چنان که در حدیث شفاعت مؤمنین در ابتدای بخش چهارم این مطلب دانسته شد، و نیز در حدیث شفاعت مؤمن - که در نکته دوم گذشت - و در حدیث شفاعت زائر امام حسین (علیه السلام) - در نکته سوم - دلالت بر این معنی هست. به اضافه روایات بسیاری که بر این امر دلالت می کند، از جمله:
در بحار، از تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام)، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و از جمله مهربانی هایی که در حق آن ها دارد این که صد رحمت خلق کرده و یک رحمت را در میان تمامی خلایق قرار داده که به سبب آن مردم بر یکدیگر رحم آرند و به آن، مادر فرزندش را رحم کند و مادرهای حیوانات بر فرزندانشان مهر ورزند، پس چون روز قیامت شود این رحمت را به نود نه رحمت دیگر بیفزاید و به آن، امت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را رحم کند و به آن ها در حق هرکس که بخواهند - از اهل آیین اسلام - شفاعت دهد، تا جایی که یک نفر نزد مؤمن شیعه می آید و می گوید: برای من شفاعت کن. می گوید: چه حقی بر من داری؟ جواب می دهد: یک روز به تو آب نوشاندم. پس یادش می آید و درباره اش شفاعت می کند. و یکی دیگر می آید می گوید: در یک روز گرم ساعتی از سایه دیوار من استفاده کردی. پس برایش شفاعت می نمایم، و پیوسته شفاعت می کند تا این که درباره همسایگان و دوستان و آشنایانش شفاعت می نماید، مؤمن از آنچه شما گمان می کنید نزد خدا گرامی تر است**بحار الانوار: 8/44.***.
و نیز از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: به درستی که مؤمن از شما روز قیامت، مردی که در دنیا با او آشنا بوده از کنارش می گذرانند، در حالی که امر شده که به آتش ببرند، فرشته او را می برد، او به این مؤمن می گوید: به فریادم برس که در دنیا به تو نیکی می کردم و در حوائجی که به من رجوع می کردی یاریت می نمودم، آیا امروز پاداشی برای من داری؟ پس مؤمن به فرشته گماشته او می گوید: او را رها کن. امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس خداوند سخن مؤمن را می شنود، به آن فرشته امر می کند که فرمان مؤمن را بپذیرد، و آن شخص را آزاد می سازد**بحار الانوار: 8/41.***.
می گویم: وقتی وضع مؤمن با کسی که رابطه جزئی با او دارد چنین باشد، بدون تردید مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - شفاعت می کند در حق کسی که پیوسته برای آن حضرت دعا نماید، و او را روز قیامت در عذاب رها نمی سازد، زیرا که دعا از روابط مهم و ریسمان های محکم است که نشانه محبت و مایه مسرت و از اقسام یاری و انواع خدمت آن حضرت است**در مکرمت سی و دوم وجه رستگاری دعا کننده به شفاعت آن حضرت و شفاعت پدرانش به وجه و استدلال دیگری خواهد آمد. حاصل اینکه در تفسیر آیه شریفه: و علی الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم، آمده که مراد از رجال، امامان (علیه السلام) می باشند، و آنان یاران خود را می شناسند و برایشان شفاعت می کنند. به ضمیمه بحث و اثبات اینکه دعا از اقسام یاری کردن امام است. از این دو مقدمه به این نتیجه می رسیم که دعا کننده، ناصر المام است و امام برای ناصر خود شفاعت می کند، پس برای دعاکننده نیز شفاعت خواهد نمود. ان شاء الله تعالی. (مؤلف)***.
خداوند توفیق دعا برای تعجیل فرج آن حضرت و رستگاری به شفاعتش را به ما عنایت فرماید.