فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

2 - یمن آن حضرت (علیه السلام)

میمنت وجود امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - از آنچه در این کتاب آوردیم معلوم می گردد.
بهتر آن است که این بخش را با چند بیت که شبی از شب ها به خاطرم رسیده و بر زبانم جاری گردیده، ختم کنم. هر چند که آن حضرت از مدح من و امثال من بالاتر است. ولی هدیه ای است از کوچک به بزرگ که آن را برای اصلاح حالم و رسیدن به آرزوهایم در دنیا و آخرت به شفاعت مولی و آقایم تقدیم می نمایم:

قد هاج حزنی وقلبی صار منکمدا - لهجر من حسنه للعالمین بدا
خیر الوری نسبا، شمس الهدی حسبا - و افضل الخلق اعوانا و محتشدا
قد حار ذواللب فی ادراک رتبته - و العقل فی نعته اعیی و انخمدا
بیمنه تجد الاجبال ثابته - لولا کرامته الفیتها بددا
لم یرزق الناس لولا فیض نائله - و ما بقوا ساعه فی دهر هم ابدا
شمائل المصطفی کانت شمائله - و محکم الذکر فی اوصافه وردا
تکامل العلم و الاخلاق اکملها - قی اته القدس طرا حین ادا ولدا
باهی به الله سکان السماء و قد - ضجواالی الله اذ قتل احسین بدا
ان اسکنوا انتقم حتماً بقائمهم - من کل من حارب المظلوم او طردا

اندوهم شعله ور و دلم پر از درد شده، از هجران کسی که زیبایی اش جهان را چیره کرده است.
بهترین مردم در نسب و خورشید هدایت در حسب، و والاترین خلایق از جهت یاران و پیروان.
آن که خردمندان از درک رتبه اش مات و مبهوت، و عقل در توصیف جلالش درمانده و بی تحرک است.
از یمن وجود او کوه ها بر جای مانده، اگر کرامت او نبود آن ها را از هم پاشیده می دیدی.
از نور او خورشید و ماه تابناکند، و از فضل او دل ها و زمین های مرده پرورش یابند.
اگر فیض دستش نبود مردم روزی نمی خوردند، و حتی یک ساعت در زمین زنده نمی ماندند.
شمایل او همچون شمایل پیامبر است، و در قرآن محکمی درباره اش آمده است.
علم و اخلاق در وجود او به مرحله کمال هستند، از همان هنگام که از مادر متولد شد در ذات مقدسش قرار داشته اند.
خداوند به وجود او نسبت به ساکنان آسمان مباهات فرمود، آن گاه که از کشته شدن حسین (علیه السلام) به درگاهش لا به نمودند.
(فرمود) که آرام گیرید! من حتماً به وسیله قائم از این ها انتقام خواهد گرفت، از تمام ستمکاران و جنگ کنندگان با مظلوم انتقام می گیرم.

بخش پنجم: نتایج دعا برای فرج

مقصود اصلی تألیف کتاب نیز بیان همین موضوع بوده است و شایسته است پیش از شروع مقصود چند نکته را تذکر دهیم:
1 - بدان که هدف این است که هر چند خوبی و ثمره و فایده مهم بر مسأله تعجیل فرج مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - مترتب است، این جا بیاوریم، خواه آن فایده منحصر در این عمل شریف باشد و خواه ضمن عمل دیگری که از ناحیه شرع مقدس رسیده، باشد.
و منظور این نیست که تمام آثار و فوایدی که ذکر می کنیم مربوط به این عمل دعا بدانیم، و نیز نمی توان گفت؟ فواید این دعا منحصر در همین مطالبی است که می آوریم، بلکه چه بسا کسی که در احادیث و روایات جستجو کند اضافه بر آنچه آورده ام مطالبی بیابد، که آنچه ندانسته ام بیشتر از آن است که دانسته ام و آنچه نگاشته ام از برکات آقا و مولایم حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - می باشد.

هو العلم الهادی بلاشراق نوره - و ان عاب عن عینی کوقت ظهوره
ام تر ان الشمس ینشر ضوءها - اذا هی تحت القزع حین عبوره

اوست آن نشانه که با اشراق نورش هدایت کند، اگرچه از چشمانم غایب است، هممچون زمان ظهورش هدایتگر است.
مگر نمی بینی که خورشید نورش همه جا پراکنده می شود، با اینکه در پس ابرهای عبور کننده قرار می گیرد.
این دو بیت را با الهام از مضامین توقیع شریف آن حضرت که در بخش سابق، در نفع آن حضرت گذشت، سروده ام.
2 - ممکن است برای بعضی توهم شود که چون امام زمان (علیه السلام) وسیله رسیدن برکات به مخلوقات است، بنابراین از مردم بی نیاز و مستغنی است، بنابراین چه نیازی به دعای مردم هست؟
به این توهم به چند وجه پاسخ می دهیم:
الف) این که دعای ما برای آن حضرت از باب هدیه شخص حقیر فقیری به رادمرد بزرگواری است، و تردیدی نیست که این نشانه نیاز این فقیر به بخشش آن بزرگ است، و این شیوه بندگان نسبت به ارباب می باشد، چه خوش گفته اند:

اهدت سلیمان یوم العید قبره - برجله من جراد کان فی فیها
ترمنت بلطیف القول ناطقه - ان الهدایا علی مقدار مهدیها
به عیدی مورچه ران جرادی - نمودی هدیه از بهر سلیمان
چه خوش گفتا که قدر خویش هرکس - نماید هدیه ای تقدیم سلطان

ب) آنچه از روایات به دست می آید، ظاهرا این است که وقت ظهور امام زمان (علیه السلام) از امور بدائیه است که امکان پیش افتادنش هست - چنان که در حرف (علیه السلام) اشاره شد - بنابراین شاید جلو افتادن آن به جدیت و اهتمام ایمان در دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت مشروط باشد.
دلیل بر آن حدیثی است که به نقل مجلسی در بحار از تفسیر عیاشی به روایت فضل بن ابی قره از امام صادق (علیه السلام) آمده، راوی می گوید: شنیدم که حضرت ابی عبد الله صادق (علیه السلام) می فرمود: خداوند به ابراهیم وحی فرستاد که برایش فرزندی متولد خواهد شد، آن جناب این خبر را به ساره داد و ساره گفت: آیا من فرزندی خواهم زایید در حالی که پیرزنم؟ پس خداوند به ابراهیم وحی فرستاد که او (ساره) خواهد زایید و فرزندانش چهار صد سال عذاب خواهند شد به خاطر این که سخن مرا جواب گفت.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طول کشید، به درگاه خداوند چهل روز گریه و ناله کردند، پس خداوند به موسی و هارون وحی فرستاد که بنی اسرائیل را خلاص کنند، و از صد و هفتاد سال صرف نظر کرد. حضرت صادق (علیه السلام) افزود: شما نیز همین طور اگر این کار را بکنید خداوند از ما فرج می کند، ولی اگر چنین نباشید این امر تا آخرین حد خواهد رسید**بحار الانوار: 52/131.***.
ج) تردیدی نیست که امامان (علیه السلام) - به مقتضای وضع انسانی خود - به بیماری ها و غم ها و اندوه ها دچار می شوند که برای رفع آن ها وسائلی هست که برخی از آن وسائل از اهل ایمان ساخته است، و از مهم ترین وسائل دفع بلا و گرفتاری، جدیت و اهتمام در دعا کردن و از خدا خواستن است، چنان که روایات بر آن معنی دلالت می کنند، از جمله:
در اصول کافی به سند صحیحی از حماد بن عثمان مروی است که گفت: شنیدم آن حضرت می فرمود: به درستی که دعا فضا را بر می گرداند و پیچیدگی آن را می گشاید، چنان که رشته نخ بازتاب شود با این که به سختی تابیده شده باشد**کافی: 2/469.***.
و نیز در خبر صحیح دیگری از زراره آمده که گفت: حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) به من فرمود: آیا تو را راهنمایی نکنم به چیزی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در آن استثنایی نزده؟ عرض کردم: چرا. فرمود: دعا، که قضای پیچیده سخت را بر می گرداند - و انگشتانش را به هم می فشرد**کافی: 2/470.***-. و نیز احادیث دیگری که در جای خود ذکر شده. بنابراین هرگاه مؤمن احتمال دهد ابتلای مولای خودش را - که از جانش عزیزتر است - احتمال دهد که امام او به یکی از امور یاد شده دچار گردیده، کوشش و جدیت خواهد کرد که به وسیله دعا آن را از او دور گرداند، همان طور که با وسایل از او دفاع می نماید.
د) با توجه به این که ما هدف ارزنده ای داریم که موانعی همت و جدیت کنیم، و چون تأخیر ظهور مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) به سبب موانعی است که از ناحیه خود ما سرچشمه گرفته، بر ما است که از خداوند متعال بر طرف کردن آن موانع را بخواهیم پس دعا کردن برای تعجیل فرج امام عصر (علیه السلام) در حقیقت دعا برای خودمان و سودمند به حالمان می باشد.
خود آن حضرت هم به این معنی اشاره فرموده در توقیعی که در کتاب های کمال الدین و احتجاج و بحار آمده است: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شمااست**کمال الدین: 2/485؛ احتجاج: 2/284. بحار الانوار: 53/181.***. و این اشاره به بی نیازی آن حضرت (علیه السلام) از ما می باشد.
ه) فضل و رحمت و لطف و عنایت الهی حد و مرز و پایانی ندارد، همچنین در وجود امام (علیه السلام) کمبود و نقصانی که مانع پذیرش فیض الهی باشد، نیست. بنابراین هیچ مانعی ندارد که با دعای مؤمنین برای مولا و آقایشان، عنایت و لطف مخصوصی به حضرتش برسد.
و این که گفته اند: چون امامان (علیه السلام) وسیله و واسطه رسیدن فیض به بندگان هستند، منافات دارد با این که به وسیله بندگان به درجه ای نایل شوند، جز تعجب چیزی نیست، و هیچ گونه منافاتی ندارد که امامان (علیه السلام) علت غایی و هدف از آفرینش مخلوقات باشند، و فیض خداوند به وسیله ایشان به مخلوقات برسد، در عین حال از لوازم و ویژگی های بشری نیز برخوردار، و برای زندگی ظاهری خود به آنچه از زمین می روید، نیازمند باشند - همان طور که سایر مردم محتاج هستند-.
از آنچه گفتیم این معنی نیز معلوم شد که نتیجه و ثمره صلوات مؤمنین بر پیغمبر و آل پیغمبر (علیهم السلام)، هم به خود درود فرستندگان بر می گردد و هم به کسانی که بر آن ها درود فرستاده شده، نه از این جهت که احتیاجی به صلوات و درود فرستادن مؤمنین باشد تا اشکالات یاد شده وارد گردد، بلکه از این جهت که آن ها پیغمبر و آل او (علیهم السلام)، قابلیت و شایستگی دارند، زیرا خداوند بلند مرتبه بدانان فیض هایی که حد و نهایت ندارد، ارزانی داشته است، چرا که، همیشگی و استمرار و تازه شدن این فیوضات، از لوازم قدرت کامل و تمام و همگانی و همیشگی خداوند می باشد.
3 - امکان دارد که میان فرمان به دعا برای تعجیل فرج و ظهور مولایمان صاحب الزمان و احادیثی که از شتابزدگی نسبت به ظهور نهی کرده، تناقضی احساس شود - ما ان شاء الله این احادیث را در باب هشتم بیان خواهیم داشت - ولی این گمان نادر است، زیرا شتابی که از آن نهی شده است، سه گونه می باشد:
اول: آن شتابی که موجب یأس و ناامیدی از ظهور قائم (علیه السلام) شود، زیرا فرد به خاطر کم صبری و ناشکیبایی می گوید: اگر ظهور شدنی بود، هم اکنون واقع می شد و به تأخیر افتادن آن، فرد را به سوی انکار صاحب الزمان سوق می دهد.
دوم: آن شتابی که منافی تسلیم فرمان خدا و رضا به قضاء و حکم خدا باشد، و اینگونه شتاب برای ظهور، اگر ظهور به عقب افتد، فرد را به سوی انکار حکمت آفریدگار بلند مرتبه می کشاند. از این روی، در دعایی که توسط جناب عثمان بن سعید عمری روایت شده، چنین می خوانیم: فصبرنی علی ذلک حتی لا أحب تعجیل ما أخرت، و لا تأخیر ما عجلت، و لا أکشف عما سترت، و لا أبحث عما کتمت، و لا أناز عک فی تدبیرک، و لا أقول لم؟ و ما بال ولی الامر لا یظهر؟ و قد امتلئت الارض من الجور؟!**کمال الدین: 2/512.***؛ پروردگارا! مرا بدان (غیبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخیر انداخته ای جلو بیفتد، و نه آنچه را تعجیل بخواهی من به تأخیرش مایل باشم، و هرچه تو در پرده قرار داده ای افشایش را نطلبم، و در آنچه نهان ساخته ای کاوش ننمایم، و در تدبیر امور جهان با تو (که همه مصالح را می دانی) به نزاع نپردازم، و نگویم که چرا و چگونه و از چه جهت ولی امر غایب آشکار نمی شود و ظهور نمی کند در حالی که زمین پر از ستم گردیده است؟!...
اگر اشکال کنید: بودن شک دعا کردن برای تعجیل ظهور از محبت و شوق سرچشمه می گیرد، و این منافات دارد با فرمایش حضرت که: تا دوست ندارم آنچه با تأخیر انداخته ای جلو بیفتد... .
در جواب می گویم: در گذشته بیان نمودیم که از احادیث به دست می آید: زمان فرج و ظهور از اموری است که بداء در آن راه دارد، بنابراین وقتی یک فرد دلباخته امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - نزدیک شدن وقت دیدار و ظهور آن حضرت را ممکن بداند که با کوشش و اهتمام در دعا کردن، این مقصود تحقق پذیر است، تمام تلاش و جدیت خود را در این راه مبذول خواهد داشت، و این کار با تسلیم بودن به آنچه در علم الهی تقدیر شده است هیچ گونه منافاتی ندارد.
البته اگر بر فرض، آن وقت معین را که خداوند حتم نموده، و قضای غیر قابل تغییر و تبدیل الهی بر آن تعلق گرفته، اگر آنوقت را دقیقا بدانید، دیگر جایی برای دعا کردن نمی ماند و باید به امر پروردگار تسلیم باشد.
سوم: عجله ای که سبب پیروی از گمراهان و گمراه کنندگان و شیاطین بدعت گذار شود، که پیش از ظاهر شدن علامت های حتمی که از پیشوایان معصوم (علیه السلام) روایت شده، اقدام به فریب دادن افراد می نمایند - چنان که برای بسیاری از جاهلان اتفاق افتاد - خداوند ما و تمام مؤمنین را از نیرنگ های شیاطین محفوظ بدارد.
در بخش هشتم در این باره به تفصیل سخن خواهیم گفت و روایات مربوط به آن را می آوریم، در این جا فقط اشاره ای شد.
بیان دیگری در حل این اشکال به نظر رسیده این که: عجله کردن بر دو قسم است: ممدوح و مذموم. عجله مذموم: آن است که انسان خواستار انجام گرفتن چیزی پیش از رسیدن وقت آن بوده باشد، که از جهت عقل و نقل زشت و ناپسند است.
و عجله ممدوح: آن است که شخص در اولین فرصت امکان، تحقق یافتن امری را بخواهد.
و چون ظهور حضرت صاحب الامر (علیه السلام)اموری است که - به خواست خدا - ممکن است جلو بیفتد و منافع آن نیز بی شمار است، هر مؤمنی که بر این باور باشد بر خود واجب می داند که جدیت کند تا در اولین زمانی که صلاحیت ظهور در آن باشد، خداوند آن را برساند، در عین حال صبر کند و تسلیم باشد تا آن هنگام فرا رسد. ان شاء الله توضیح بیشتری در این باره خواهد آمد.
اکنون به بیان آثار و فواید و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مرتبت است، می پردازیم. ابتدا فهرست وار باتفصیل و توضیح بیشتر به مقتضای حال بیان می کنیم:
1 - فرمایش حضرت ولی عصر - عجل الله فرجه الشریف -: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است.
2 - این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.
3 - و اظهار محبت قلبی.
4 - و نشانه انتظار.
5 - و زنده کردن امر ائمه اطهار (علیه السلام).
6 - و مایه ناراحتی و وحشت شیطان لعین.
7 - و نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان.
8 - و ادا کردن قسمتی از حقوق آن حضرت است - که ادا کردن حق هر حقداری واجب ترین امور است -
9 - و تعظیم خداوند و دین خداوند است.
10 - حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در حق او دعا می کند.
11 - و شفاعت آن حضرت (علیه السلام) در قیامت شامل حال او می شود.
12 - و شفاعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ان شاء الله شامل حالش می شود.
13 - و این دعا فرمانبری امر الهی و طلب فضل و عنایت او است.
14 - و مایه استجابت دعا می شود.
15 - و ادا کردن اجر و مزد رسالت است.
16 - و مایه دفع بلا است.
17 - و سبب وسعت روزی است ان شاء الله.
18 - و باعث آمرزش گناهان می شود.
19 - و تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب.
20 - و رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت.
21 - و از برادران پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) خواهد بود.
22 - و فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) زودتر واقع می شود.
23 - و پیروی از پیغمبر و امامان (علیه السلام) خواهد بود.
24 - و وفای به عهد و پیمان خداوندی است.
25 - و آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.
26 - و فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.
27 - و زیاد شدن اشراق نور امام (علیه السلام) در دل او.
28 - و طولانی شدن عمر ان شاء الله.
29 - و تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی.
30 - و رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند.
31 - و هدایت به نور قرآن مجید.
32 - و نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.
33 - و به ثواب طلب علم نایل می شود ان شاء الله.
34 - و از عقوبت های اخروی ایمن می ماند ان شاء الله.
35 - و هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.
36 - و این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) است.
37 - و با امیرالمؤمنین (علیه السلام) در درجه آن حضرت خواهد بود.
38 - و محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
39 - و عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و سلم) می شود.
40 - و از اهل بهشت خواهد شد ان شاء الله.
41 - و دعای پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) شامل حالش می گردد.
42 - و کردارهای بد او به کردارهای نیک مبدل شود.
43 - و خداوند متعال در عبادت او را تایید فرماید.
44 - و با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود ان شاء الله.
45 - و ثواب کمک به مظلوم را دارد.
46 - و ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد.
47 - و پاداش خونخواهی مولای مظلوم حضرت ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) را دارد.
48 - و شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار (علیه السلام) را می یابد.
49 - و نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.
50 - و هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند.
51 - و دعای امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره او روز قیامت.
52 - و بی حساب داخل بهشت شدن.
53 - و ایمن بودن از تشنگی روز قیامت.
54 - و جاودانه بودن در بهشت.
55 - و مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است.
56 - و روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.
57 - و خداوند - عزوجل - از خدمتگزاران بهشت نصیبش فرماید.
58 - و در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.
59 - و پاداش نصیحت مؤمن را دارد.
60 - و مجلسی که در آن برای حضرت قائم (علیه السلام) دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.
61 - و دعا کننده مورد مباهات خداوند شود.
62 - و فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
63 - و از نیکان مردم پس از ائمه اطهار (علیه السلام) می شود.
64 - و این دعا اطاعت از اولی الامر است که حضرت اطاعتشان را واجب ساخته است.
65 - و مایه خرسندی خداوند - عزوجل - می شود.
66 - و مایه خشنودی پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) می گردد.
67 - و این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.
68 - و از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت دهد ان شاء الله.
69 - و حساب او آسان می شود.
70 - و این دعا در عالم برزح و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.
71 - و این عمل بهترین اعمال است.
72 - و مایه دوری غصه ها می شود.
73 - و دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است.
74 - و فرشتگان درباره اش دعا می کنند.
75 - و دعای حضرت سید الساجدین (علیه السلام) که نکات و فواید متعددی دارد شامل حالش می شود.
76 - و این دعا تمسک به ثقلین کتاب و عترت است.
77 - و چنگ زدن به ریسمان الهی است.
78 - و سبب کامل شدن ایمان است.
79 - و مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.
80 - و تعظیم شعائر خداوند است.
81 - و این دعا ثواب شهید با پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم)را دارد.
82 - و ثواب شهید زیر پرچم حضرت قائم (علیه السلام) را دارد.
83 - و ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - را دارد.
84 - و در این دعا ثواب گرامی داشتن عالم هست.
85 - و پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.
86 - و در میان گروه ائمه اطهار (علیه السلام) محشور می شود.
87 - و درجات او در بهشت بالا می رود.
88 - و از بدی حساب در روز قیامت ایمن باشد.
89 - و نایل شدن به بالاترین درجات شهدا روز قیامت.
90 - و رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا (علیه السلام).
و در آخر، فصلی قرار می دهیم که متضمن بیان ده خصوصیت است که بر قضاء حاجت مؤمن مترتب است، و از آثار این دعا می باشد.
و حال می پردازیم به توضیح شرح اموری که فهرست آن ها از نظرتان گذشت. خداوند یار و نگهدار است.

1 - بیان فرموده (علیه السلام) در توقیع

در توقیع شریفی که از آن حضرت روایت شده، چنین آمده است: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است**کمال الدین: 2/485؛ و احتجاج: 2/284.***.
می گویم: با دقت در قسمت پیشین این فرمایش تردیدی نمی ماند که منظور از فرج، ظهور آن حضرت است نه تعجیل فرج و گشایش خود مردم.
ما قبل این گفتار چنین است: و اما علت آنچه از غیبت واقع شده، پس خداوند - عزوجل - می فرماید:یا ایها الذین آمنوا لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسوء کم**سوره مائده، آیه 101.***؛ ای کسانی که ایمان آورده اید سؤال نکنید از چیزهایی که اگر برایتان افشا شود به ضرر شما است. به درستی که هیچ یک از پدرانم نبود مگر این که بیعتی از طاغوت بر گردنم بیعتی ندارد. و اما نحوه بهره وری از من در دوران غیبتم همانند بهره وری از خورشید است هنگامی که ابر آن را از دیدگان پوشانده باشد. و من البته مایه ایمنی اهل زمین هستم هم چنان که ستارگان مایه ایمنی اهل آسمانند، پس از آنچه برای شما فایده ای ندارد مپرسید، و برای آگاه شدن از آنچه تکلیف ندارید خود را به زحمت میندازید، و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است، و سلام بر تو ای اسحاق بن یعقوب و بر هرکه پیرو راه حق باشد**کمال الدین: 2/485؛ و بحار الانوار: 52/92.***.
اسحاق بن یعقوب - که این توقیع خطاب به او صادر شده - علمای ما چیزی درباره اش نگفته اند، مگر این که اعتماد و اطمینان کلینی و سایر بزرگان و مشایخ بر او بر خوبی و جلالت قدرش دلالت دارد. همچنین سلام کردن مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - بر او - در این توقیع - بهترین دلیل بر عظمت و شخصیت والای او است.
و اما مشارالیه این جمله: آن فرج شما است یکی از چند احتمال است:
احتمال یکم: این که منظور فرج خود آن حضرت و بیان علت امر به دعا کردن برای فرج باشد، به عبارت دیگر: آن حضرت تأکید می فرماید: که فرج شماها بستگی به ظهور من دارد، نزدیک بودن اسم اشاره (ذلک آن) به کلمه فرج مؤید این احتمال است.
همچنین تمام روایاتی که بیانگر آنند که با فرج آن حضرت برای اولیای خدا فرج حاصل می گردد، نیز مؤید این احتمالند. قسمتی از این روایات در حرف ف گذشت.
احتمال دوم: این که منظور فرج آن حضرت است، و بیان علت این که فرموده: بسیار دعا کنید. (یعنی: بسیار دعا کردن فرج است).
احتمال سوم: این که مقصود از آن، همین دعا برای تعجیل فرج باشد، یعنی: با دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور من، فرج شما حاصل می شود.
احتمال چهارم: این که منظور بیان اثر بسیار دعا کردن است، یعنی: با بسیار دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور من، فرج شما حاصل می گردد.
این ها احتمالاتی است که در خاطرم می گذشت و خداوند حقایق امور و واقعیت های مستوره را می داند.
با توجه به این که کلمه ذلک - چنان که در علم نحو ثابت است - برای اشاره به دور می باشد، دو احتمال اخیر نزدیک تر به واقع به نظر می آید، و نیز در تأیید این دو احتمال مضمون روایتی است که ان شاء الله خواهد آمد که: فرشتگان برای کسی که در حق برادر مؤمن خود در حال غیاب او دعا کند، چندین برابر آنچه دعا کرده از درگاه خداوند درخواست می نمایند و نیز در بعضی روایات دلالت بر مقصود هست.
اگر بگویید: معنی حاصل شدن فرج برای دعا کننده چیست؟
می گویم: حاصل شدن فرج برای دعا کننده به یکی از چند نحوه است:
1 - این که به آرزوهای دنیایی و حوائج و خواسته های مختلفی که در راه آن ها تلاش می کند، به برکت این دعا خواهد رسید زیرا که این دعا وسیله هرگونه خیر و صلاح است.
2 - این که خداوند به برکت این دعا به جای امیدی که دارد، از او هم و غم را دور می سازد و حاجتش را بر می آورد، زیرا که کمک به مظلوم سبب یاری خداوند به کمک کننده است - چنان که تفصیل این معنی خواهد آمد ان شاء الله.
3 - این که خداوند متعال صبر و استقامت و محنت ها و سختی ها را به او عنایت فرماید، و در نرسیدن به مقصود به او تحمل و خویشتن داری دهد، و دشواری ها را بر او آسان گرداند، هم چنان که آهن را برای داوود (علیه السلام) نرم کرد.
البته تمام این ها بر فرض آن است که حکمت الهی بر آن نباشد که فرج کلی واقع شود، و آن نباشد که فرج کلی واقع شود، و آن صاحب دعوت نبوی و صولت حیدری و شجاعت حسینی ظهور یابد، که اگر آن فرج واقع شود مقصود نهایی و منظور اصلی تحقق یافته است.
و باید گفت که ظاهرا این امر بر استحباب دلالت دارد، و ندیده ام که کسی از علمای ما به وجوب آن فتوی داده باشد. و شاهد بر مستحب بودنش علت آوردن در جمله بعد است، اضافه بر اینکه در فرمایشات امامان (علیه السلام) اوامر بسیاری هست که بر استحباب دلالت دارد، و نیز اگر واجب بود بیشتر اهل ایمان بلکه همه ایشان آنرا می شناختند، چون عام البلوی است، همان طور که سایر واجبات را می شناسند.
و این که امر با واژه: (أکثروا: بسیار دعا کنید) آمده بر آنچه از احتمالات اختیار کردیم دلالت دارد.