فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

حرف ی

1 - ید (نعمت) آن حضرت (علیه السلام) بر ما

استعمال کلمه ید به معنی نعمت در زبان عربی بسیار زیاد است، شاعر می گوید:

ولن اذکر النعمان الا بصالح - فان له عندی یدیا و انعما

و نعمان را جز به نیکی یاد نکنم، که او را بر من احسان هاو نعمت ها است.
و یدی بر وزن امیر جمع ید می باشد، مثل عبید جمع عبد، چنان که شیخ طبرسی در مجمع البیان گفته است**مجمع البیان: 3/218.***.
و چون تمام نعمت ها به برکت وجود مولی صاحب الزمان - (صلی الله علیه و آله وسلم) - به ما می رسد، بر ما لازم است شکرانه وجود حضرتش را با دعا کردن و مانند آن بجای آوریم. چون واسطه نعمت مانند شکر صاحب نعمت واجب است - چنان که این معنی در روایات آمده - در بخش سوم کتاب و در حرف (ن) از همین بخش نیز مطلبی آوردیم. در بخش پنجم نیز ان شاء الله توضیح بیشتری خواهد آمد.
در این جا مناسب است حدیثی که در خرایج و بحار روایت شده بیاوریم: عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: ادا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع له فعولهم و المل به اخلاقهم**بحار الانوار: 52/328.***؛ حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: چون قائم ما بپاخیزد دست خود را بر سر بندگان می نهد، پس به وسیله آن عقل هایشان جمع و اخلاقشان کامل می شود.
یکی از علما (رحمةالله) گفته: منظور همین دست ظاهری است که به طور معجزه آسا بر سر تمام بندگان قرار می دهد.
می گویم: احتمال دارد که منظور از ید قدرت یا حکومت باشد که معنی چنین شود: هرگاه آن حضرت بپاخیزد بر همه بندگان مستولی گردد و سلطه یابد، و حکومت آن حضرت بر همه جا سایه افکند، و به این وسیله عقول را جمع و اخلاق را کامل گرداند، زیرا که اهل فسق و فجور و کفر و الحاد از بین می روند.

2 - یمن آن حضرت (علیه السلام)

میمنت وجود امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - از آنچه در این کتاب آوردیم معلوم می گردد.
بهتر آن است که این بخش را با چند بیت که شبی از شب ها به خاطرم رسیده و بر زبانم جاری گردیده، ختم کنم. هر چند که آن حضرت از مدح من و امثال من بالاتر است. ولی هدیه ای است از کوچک به بزرگ که آن را برای اصلاح حالم و رسیدن به آرزوهایم در دنیا و آخرت به شفاعت مولی و آقایم تقدیم می نمایم:

قد هاج حزنی وقلبی صار منکمدا - لهجر من حسنه للعالمین بدا
خیر الوری نسبا، شمس الهدی حسبا - و افضل الخلق اعوانا و محتشدا
قد حار ذواللب فی ادراک رتبته - و العقل فی نعته اعیی و انخمدا
بیمنه تجد الاجبال ثابته - لولا کرامته الفیتها بددا
لم یرزق الناس لولا فیض نائله - و ما بقوا ساعه فی دهر هم ابدا
شمائل المصطفی کانت شمائله - و محکم الذکر فی اوصافه وردا
تکامل العلم و الاخلاق اکملها - قی اته القدس طرا حین ادا ولدا
باهی به الله سکان السماء و قد - ضجواالی الله اذ قتل احسین بدا
ان اسکنوا انتقم حتماً بقائمهم - من کل من حارب المظلوم او طردا

اندوهم شعله ور و دلم پر از درد شده، از هجران کسی که زیبایی اش جهان را چیره کرده است.
بهترین مردم در نسب و خورشید هدایت در حسب، و والاترین خلایق از جهت یاران و پیروان.
آن که خردمندان از درک رتبه اش مات و مبهوت، و عقل در توصیف جلالش درمانده و بی تحرک است.
از یمن وجود او کوه ها بر جای مانده، اگر کرامت او نبود آن ها را از هم پاشیده می دیدی.
از نور او خورشید و ماه تابناکند، و از فضل او دل ها و زمین های مرده پرورش یابند.
اگر فیض دستش نبود مردم روزی نمی خوردند، و حتی یک ساعت در زمین زنده نمی ماندند.
شمایل او همچون شمایل پیامبر است، و در قرآن محکمی درباره اش آمده است.
علم و اخلاق در وجود او به مرحله کمال هستند، از همان هنگام که از مادر متولد شد در ذات مقدسش قرار داشته اند.
خداوند به وجود او نسبت به ساکنان آسمان مباهات فرمود، آن گاه که از کشته شدن حسین (علیه السلام) به درگاهش لا به نمودند.
(فرمود) که آرام گیرید! من حتماً به وسیله قائم از این ها انتقام خواهد گرفت، از تمام ستمکاران و جنگ کنندگان با مظلوم انتقام می گیرم.