فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

حرف ه

1 - هم آن حضرت (علیه السلام)

هم و اندوه آن جناب به خاطر ضعف و ناتوانی اهل اسلام و به تردید افتادن دل های مردم و گناهانی که مرتکب می شویم و اصراری که بر معاصی داریم می باشد، چنان که این امر از بعضی توقیعات آن حضرت معلوم می شود، که موجب لزوم دعا برای بر طرف شدن اندوه آن بزرگوار بر خاص و عام می باشد.
دلیل بر این مطلب، علاوه بر این که روش اهل محبت است، روایتی است که در اول حرف (الف) در همین بخش از امام صادق (علیه السلام) آوردیم، دیگر اعاده نمی کنیم.

2 - هدم بناهای کفر و شقاق و نفاق

از جمله موجبات دعا کردن برای آن حضرت می باشد، زیرا که از لوازم بغض دشمنان است که در بحث ولایت، وجوب آن را بیان داشتیم.
دلیل بر این که مولی صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - دستور تخریب و ویران سازی بناهای اهل کفر و سرکشان و منافقان را صادر می کند، چند دعا و روایت است از جمله:
1 - در دعای ندبه - که از امام صادق (علیه السلام) مروی است - آمده: کجاست ویران کننده بناهای شرک و نفاق.
2 - به روایت مفضل، امام صادق (علیه السلام) فرمود: قائم (علیه السلام) پس از آن که شرق و غرب زمین را زیر پا می گذارد، به کوفه و مسجد آن می آید و مسجدی که یزید بن معاویه - لعنة الله علیه - پس از کشتن حسین بن علی (علیه السلام) بنا کرده، ویران می سازد، و نیز مسجدی که برای خدا نیست هرکه آن را بسازد ملعون است ملعون**بحار الانوار: 53/34.***.
3 - روایت علی بن ابراهیم بن مهزیار که در کتاب المحجة سید هاشم بحرینی از مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) نقل شده آمده است: ای فرزند مهزیار! اگر استغفار شما برای یکدیگر نبود جز خواص شیعه که سخنانشان شبیه افعالشان است - هرکه روی زمین است هلاک می شد.
سپس فرمود: ای فرزند مهزیار! و دستش را دراز کرد آیا تو را از خبر آگاه نسازم؟ هرگاه کودک بنشیند، و مغربی حرکت کند، و یمانی راه بیفتد، و با سفیانی بیعت شود، خداوند به من اجازه قیام خواهد داد، پس بین صفا و مروه با سیصد و سیزده مرد خروج می کنم، آن گاه به کوفه می آیم و مسجد آن را منهدم می سازم و بر اساس بنای نخستین آن بنا می نمایم، و آنچه از ساختمان های جباران پیرامون آن هست نیز ویران می کنم، و با مردم حجة الاسلام را بجای می آورم و به یثرب (مدینه) می روم، پس حجره را خراب می کنم و آنچه در آن است - یعنی آن دو - را تازه بیرون می آورم و دستور می دهم در سمت بقیع بر دو چوب خشک آن ها را به دار آویزند، پس آن دو چوب خشک از زیر آن ها برگ می دهد، آن گاه مردم به فتنه ای شدیدتر از فتنه اول دچار می گردند، که آواز دهنده ای از سوی آسمان بانگ می زند: فرو ببر ای زمین و بگیر این ها را، سپس بر روی زمین باقی نمی ماند جز مؤمنی که دلش را برای ایمان خالص کرده باشد. گفتم: ای آقای من! پس از آن چه می شود؟ فرمود: بازگشت، بازگشت، رجعت، رجعت. سپس این آیه را تلاوت کرد: ثم رددنا لکم الکره علیهم و امدد نا کم باموال و بئین و جعلنا کم اکثر نفیرا**سوره اسراء، آیه 6.***؛ سپس شما را بر آنان غلبه دهیم و به اموال و پسرانی مدد نماییم و تعداد شما را بیشتر سازیم.
4 - در بحار به روایت ابو بصیر؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه قائم بپاخیزد مسجد الحرام را خراب می کند تا به وضع سابقش در آورد، و مقام را به جایی که در آن بوده بازگرداند**بحار الانوار: 52/338.***.
5 - در حدیث دیگری از آن حضرت آمده: قائم (علیه السلام) مسجد الحرام را خراب خواهد کرد تا به پایه اصلی خودش بازگرداند و مسجد الرسول (صلی الله علیه و آله وسلم) را نیز به اصل خودش باز گرداند و خانه کعبه را به موضع خود بر می گرداند و بر همان اساس بپا می دارد**بحار الانوار: 52/332.***.
6 - و در همان کتاب از غیبت شیخ طوسی به سند خود از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که: ضمن سخنانی از مسجد کوفه یاد کرد که از سفال و خشت و گل ساخته شده بود، فرمود: وای به حال آن که تو را منهدم سازد و وای به حال آن که خراب کردنت را آسان نماید، و وای بر آن که با پخته شده (آجر) تو را بنا کند که قبله نوح را تغییر دهد، خوشا به حال کسی که با منهدم کننده ات، قائم خاندانم بوده باشد که آنان خوبان امت هستند**بحار الانوار: 52/332.***.
7 - و در همان کتاب، از ابوبصیر ضمن حدیثی که آن را مختصر کرده گفته است: هرگاه قائم بپاخیزد وارد کوفه شود، دستور می دهد مساجد چهارگانه منهدم گردد تا به اساس آن ها برسد و آن ها را مانند سایبان موسی (علیه السلام) خواهد ساخت، و تمام مساجد را وسعت داده بلندی ها (یا طبقه ها) را از بین می برد، به همان ترتیبی که در زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بوده، قرار می دهد، و بزرگراه ها را وسعت می دهد که شصت ذراع خواهد شد، و هر مسجدی که بر سر راه باشد خراب می کند، و هر منفذی که به سمت راه عبور مردم، و هر بالکن و فاضلاب و ناودانی را که به طرف راه عمومی است می بندد، و خداوند فلک را در زمان او دستور کند چرخیدن می دهد، تا آن جا که یک روز در زمان او همچون ده روز، و یک ماه مانند ده ماه و یک سال همچون ده سال از سال های شما می شود.
سپس چندی نمی گذرد که سرکشان موالی**شاید منظور از موالی غیر عرب های باشند که در بلاد عربی سکونت گزیده اند، و دسکره نام ده و معبد نصاری و زمین هموار و خانه های عجمیان که در آن ها شراب و ملاهی است می باشد، معنی بعضی کلمات این حدیث به طور تفصیل معلوم نیست. والله العالم.
*** در رمیلة الدسکره خروج می کنند، ده هزار نفر شعارشان یا عثمان است، پس آن حضرت یکی از موالی را فرا می خواند و شمشیرش را به او می دهد، آن گاه او به سویشان می رود و آن ها را می کشد و احدی از آنان را باقی نمی گذارد. آن گاه به سوی کابل شاه می رود و آن شهری است که هیچ کس پیش از او آن را فتح نکرده، پس آن را فتح می نماید، سپس به کوفه روان می شود و در آن فرود می آید که منزلش در آن خواهد بود و هفتاد قبیله از قبائل عرب را آواره می سازد**بحار الانوار: 52/333.***.