فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

1- نفع آن حضرت (علیه السلام)

بدان که منافع وجود مبارک آن جناب بر چند گونه است:
قسم اول: منافع آن حضرت چه غایب باشد و چه ظاهر، و آن بر دو نوع است:
نوع اول: تمام خلایق در آن شریک هستند مانند: زندگی و بقای در جهان و...که همه اش از برکات و فیوضات وجود شریف آن حضرت است - چنان که در بخش دوم و سوم کتاب آوردیم - لذا در توقیع شریف فرمود: و اما وجه بهره وری از من در زمان غیبتم مانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابر از دیده ها پنهانش سازد. و من برای اهل زمین امان هستم، هم چنان که ستارگان مایه ایمنی اهل آسمان هستند...**بحار الانوار: 53/181.***
و به همین مضمون روایات دیگری از ائمه اطهار (علیه السلام) نیز وارد شده که در خاتمه کتاب، فصلی برای بیان مبانی و تحقیق و اشارات آن منعقد خواهیم کرد ان شاء الله تعالی.
نوع دوم: افاضات علمی و عنایات ربانی که به مؤمنین اختصاص دارد، مانند: واضح نمودن وقت نمازهای یومیه و مانند آن است، چنان که در وسائل به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: هیچ روز ابری نیست که وقت زوال بر مردم مخفی باشد مگر این که امام (علیه السلام) خورشید را نهیب زند تا آشکار گردد، پس بر اهل هر آبادی کسی که به وقت اهتمام داشته باشد و آن که ضایع نماید احتجاج کند.**وسائل الشیعه: 3/79.***
قسم دوم: منافع زمان غیبت آن حضرت (علیه السلام): آن هم بر دو نوع است:
نوع اول: مخصوص به مؤمنین است و آن بسیار است، از جمله: ثواب بسیاری است که بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است و ان شاء الله در بخش هشتم خواهد آمد، و نیز آنچه از ثواب ها بر صبر و شکیبایی آنان در عصر غیبت مترتب است که در همان بخش خواهیم آورد، و باز دو برابر شدن ثواب کارهای نیک آن ها در چنین زمانی چنان که در کتاب اصول کافی و غیر آن از عمار ساباطی روایت شده که گفت: به حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) گفتم: کدام بهتر است عبادت مخفیانه با امام از شما خاندان که در دولت باطل پنهان باشد یا عبادت در زمان ظهور حق و دولت امام ظاهر از شما؟ فرمود: ای عمار! صدقه در سر والله بهتر است از صدقه علنی، همین طور است به خدا عبادت شما با امامتان که در زمان دولت باطل مخفی باشد، و ترسیدن شما از دشمنان در دولت باطل و هنگام متارکه، بهتر است از کسی که خداوند - عزوجل - را در ظهور امام حق آشکار در دولت حق عبادت نماید، و عبادت در حال ترس در دولت باطل مانند عبادت و امنیت در دولت حق نیست. و بدانید که هر یک را شما امروزه نماز واجب خودش را عبادت و امنیت در دولت حق نیست. و بدانید که هر یک از شما امروزه نماز واجب خودش را جماعت بخواند در حالی که از دشمن مخفی باشد و با تمام شرایط در وقتش آن را ادا نماید، خداوند - عزوجل - ثواب پنجاه نماز فریضه با جماعت برای او می نویسد، و هر آن که از شما نماز واجبی را فرادی و مخفیانه از دشمن در وقتش با تمام شرایط بخواند، خداوند - عزوجل - برای او ثواب بیست و پنج نماز فرادی می نویسد، و هر یک از شما نماز نافله اش را در وقتش با شرایط بجای آورد، خداوند برای او ده نماز نافله می نویسد، و هر کدام از شما حسنه ای انجام دهد خداوند برای او بیست حسنه می نویسد، و خداوند - عزوجل - حسنات مؤمن از شما را می افزاید اگر اعمالش را نیکو گرداند و به تقیه، دین و امام و خودش را مواظبت کند و زبانش را حفظ نماید، چندین برابر می افزاید، خداوند - عزوجل - کریم است...**کافی: 1/333.***.
و از جمله: ثواب های زیاد و اجرهای عظیمی است که بر بعضی از اعمال مخصوص به زمان آن حضرت - صلی الله علیه - مترتب است، و ان شاء الله در بخش هشتم کتاب خواهیم آورد.
نوع دوم: مخصوص کافرین و منافقین است، و آن مهلت دادن و تأخیر عذاب آن ها است، چنان که در تفسیر علی بن ابراهیم قمی رحمةالله درباره آیه شریفه:فمهل الکافرین امهلهم رویدا**سوره طارق، آیه 17.***.
پس کافران را مهلت ده مهلت اندکی. فرمود: در وقت بر انگیخته شدن قائم (علیه السلام) انتقام مرا از اجبار و طاغوت ها، از قریش و بنی امیه و سایر مردم خواهد گرفت.**تفسیر القمی: 3/416.***
قسم سوم: منافع زمان ظهور او: و آن بر دو نوع است:
نوع اول: شامل خلایق و موجودات می شود مثل انتشار نور، و ظهور عدل، و امنیت راه های بلاد، و ظهور برکات زمین، و صلح و آشتی درندگان و چارپایان، و آزار نرساندن هیچ نیشداری به کسی، و برکت فراوان، و منافع بی کران دیگر...چنان که در بحار در وصف حضرت قائم (علیه السلام) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) منقول است که فرمود: و آسمان بارانش، و درختان میوه ها، و زمین گیاهان را بر می آورند، و برای اهل آن زینت می کند، و درندگان ایمن شوند تا جایی که مانند چارپایانشان در اطراف زمین چرا می کنند...**بحار الانوار: 53/85.***
نوع دوم: مخصوص مؤمنین است، و آن بر دو گونه است:
گونه اول: برای زندگان آن ها، و آن انتفاع و بهره وری از شرف حضور آن حضرت و استفاده از نور آن جناب و فرا گرفتن از علوم آن بزرگوار و بر طرف شدن بیماری ها و گرفتاری ها و بلاها از بدن های ایشان است. چنان که در بحار و غیر آن از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد، خداوند از هر مؤمن ناگواری ها را دور می سازد و نیرویش را به او باز گرداند.**بحار الانوار: 52/.***
و از آن منافع، زیاد شدن نیروی آن ها است که در حرف (ق) گذشت، و طولانی شدن عمرشان، و مشاهده کردن نحوه انتقام حضرت قائم (علیه السلام) از دشمنانشان، و منافع فراوان دیگر...
گونه دوم: برای مردگان ایشان، از جمله: خوشحالی و فرح ظهور آن حضرت به قبرهایشان داخل می شود چنان که در کتاب المحجة از امام صادق (علیه السلام) آمده که در آیه شریفه:و یومئذ یفرح المؤمنون بنصرالله**سوره روم، آیه 4.***؛ و در آن روز مؤمنان به یاری خداوند خشنود می شوند. امام فرمود: در قبرهایشان به ظهور قائم (علیه السلام)**المحجه: 172.***. و در حرف (ل) مطالبی که بر این معنی دلالت داشت گذشت.
و از جمله منافع زمان ظهور آن حضرت برای اموات مؤمنین، زنده شدن آن ها است بعد از مرگشان. چنان که از بحار از امام صادق (علیه السلام) روایت شده فرمود: و چون هنگام قیامش فرا رسد در ماه جمادی الثانیه و ده روز از رجب بارانی بر مردم خواهد بارید که خلایق نظیر آن را ندیده باشند، پس خداوند به وسیله آن، گوشت ها و بدن های مؤمنین را در قبورشان می رویاند، و گویی آن ها را می نگرم که از سوی (جهینه) می آیند در حالی که موهای خود را از خاک تمیز می کنند...**بحار الانوار: 52/337.*** در حرف (ک) نیز مطلب مناسب گذشت و در بخش پنجم نیز خواهد آمد که هر کس برای فرج آن حضرت دعا کند در زمان ظهور زنده می شود تا به خدمت آن جناب شرفیاب گردد، ان شاء الله تعالی.

2- نور آن حضرت (علیه السلام)

از مهم ترین اموری که انگیزه دعا کردن برای آن حضرت می شود نور اوست، دلیل بر آن عقل است به بیان این که: اگر در شب تاریکی در راه پر پیچ و خمی بودید، و در آن راه لغزندگی های هولناک و سگ های آزار دهنده ای هم بود که دچار آن ها شدید، و خلاصی از آن ها جز به وسیله چراغی که راه را روشن کندمیسر نبود، آن گاه کسی برای شما چراغی آورد که به وسیله آن خلاص شدید و از گمراهی رهایی یافتید، عقل بلکه - طبع و فطرت - شما را بر می انگیزد که برای او دعا کنید، بدون این که تأمل نمایید در این که او مرد بود یا زن، عالم بود یا جاهل، برده بود یا آزاد، چون محض همین کار سبب خلاصی و رهایی شما شد و باعث دعای شما گردید.
اکنون که این مطلب را فهمیدی بدان که تحقیق سخن در این جا به چند فصل نیاز دارد:
اول: معنی نور.
دوم: این که نورانیت نشانه شرف و کمال آن دلیل کمال دارنده آن است.
سوم: در بیان این که آن حضرت - عجل الله تعالی فرجه الشریف - وجودش نور است.
چهارم: در بیان اشراقات نور آن حضرت در غیبت و حضور.
فصل اول - معنی نور: بدان که (نور) اسم است برای چیزی که خودش ظاهر است و اشیاء غیر خودش را ظاهر کند، چه ظهور و روشنی خودش از خودش باشد یا از غیر خود، آن را کسب کرده باشد. تعریف دیگری هم که شده به این معنی بر می گردد که گفته اند: نور چیزی است که اشیاء به وسیله آن ظاهر می شود، چون ظاهر شدن اشیاء به وسیله آن فرع بر ظهور خودش می باشد، زیرا که فاقد شی ء معطی آن نیست.
و اما این که در تعریف نور گفته شده: الظاهر بنفسه المظهر لغیره؛ به خودی خود ظاهر است و مظهر غیر خودش. اگر منظور همین بیان ما باشد، تعریف درستی است ولی اگر مقصود این باشد که ظهور نور از خودش هست و به غیر خودش تکیه ندارد، و ظهور اشیاء دیگر مستند به آن است - چنان که باء سببیت در الظاهر بنفسه این معنی را می رساند - ناتمام و ممنوع است، زیرا که لازمه اش آن است که کلمه (نور) را بر غیر خداوند نتوان به طور حقیقی اطلاق کرد، پس این تعریف جامع افراد نیست.
نور - بنابر همه این تعاریف - کلی مشککی است که افراد آن متفاوت است، حد اعلای آن ذات اقدس خداوند است که به خودی خود ظاهر است و غیر خودش را ظاهر کرده، و از حد و مرز ممکنات خارج است و آفریننده تمام انوار. چه خوش گفته اند:

یا من هو اختفی لفرط نوره - الظاهر الباطن فی ظهوره

ای آن که بر اثر شدت نورش مخفی شده ای؛ ظاهری که در ظهور و آشکاری اش باطن است.
این نور نه جوهر است و نه عرض، بلکه آشکار کننده تمام جواهرها و عرض ها است، با این بیان اطلاق نور بر خداوند متعال در آیه : الله نور السماوات و الارض **سوره نور: آیه 35.***؛ خداوند نور آسمان ها و زمین است.
هیچ نیازی به تکلف و مجاز شمردن و امثال این ها ندارد، و همین گونه است دعایی که در کتاب مهج الدعوات از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت شده که: (بسم الله النور بسم الله نور علی نور...).**مهج الدعئات: 7. ***و شرح این کلام جای دیگری دارد.
قسم دیگری از نور تحت عنوان جوهر واقع می شود که مصداق اعلای آن وجود مقدس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و حبیب ما حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله وسلم). باشد که خداوند متعال آن حضرت را مثل نور خود قرار داده است. وجود مقدس امام (علیه السلام) نیز از همین قسم است، - چنان که خواهد آمد - و از اقسام نور جوهر، عالم است و اقسام دیگری که درجات مختلفی دارند.
قسم دیگری از نور در عنوان عرض وارد است، مانند: نور برق و چراغ و امثال این ها. باید توجه داشت که اطلاق نور بر همه این ها حقیقت است، و با این بیان واضح می شود که در میان روایاتی که در تفسیر آیه نور هست اختلافی نیست، زیرا که هر یک از آن ها بیان یکی از مصادیق نور است، و اگر ترس طولانی شدن مطلب نبود حق تحقیق را در این جا ادا می کردم.
فصل دوم - نورانیت نشانه شرافت است: و چون دانستی که نور اقسام فراوانی دارد که درجات فوق یکدیگر دارند، تردیدی نیست که نورانیت نشانه شرافت صاحب خویش است، و کمال آن دلیل کمال شرافت است.
این امر کاملا واضح و هیچ پرده ابهامی بر آن نیست، و دلیل بر آن - به اضافه عقل - آیات و روایات بسیار است، از جمله:
1- آیه نور؛ خداوند متعال در این آیه خود را با این صفت متعالی وصف فرموده که برای اثبات مطلوب ما بس است.
2- آیاتی که در مقام امتنان بر مردم به خاطر آفرینش خورشید و ماه وارد شده است، خداوند - عزوجل - می فرماید: و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا**سوره نوح، آیه 16.*** و ماه را در آسمان ها نور و خورشید را چراغ قرار داد.
3- آیاتی که به ماه و خورشید سوگند یاد می کند، مانند این آیه:والشمس و ضحاها * والقمر اذا تلاها**سوره شمس، آیه 1و2.***؛ سوگند به خورشید و هنگام چاشت آن، و سوگند به ماه هنگامی که پی آن درآید.
و اما روایات، جداً زیاد است، از جمله روایاتی است که درباره نور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد شده، چنان که در بحار - مجلد ششم - از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: محمد و علی - (صلی الله علیه و آله وسلم) - از دو هزار سال پیش از آفرینش خلق، در پیشگاه خداوند - عزوجل - نور بودند، هنگامی که فرشتگان آن نور را دیدند، ریشه و شاخه درخشنده ای برایش مشاهده کردند، پس گفتند: پروردگار و خدای ما این نور چیست؟ خداوند - عزوجل - به آن ها وحی فرمود: این نوری از نور من است، اصل آن نبوت و شاخه آن امامت است، نبوت برای محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و پیغمبر من، و امامت برای علی حجت و ولی من خواهد بود، و اگر این دو نبودند آفریدگانم را خلق نمی کردم.**بحار الانوار: 15/11.***
و در همان کتاب از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده که فرمود: خداوند من و علی و فاطمه و حسن و حسین را پیش از خلقت آدم آفرید، هنگامی که نه آسمان بنا شده ای بود و نه زمین گسترده ای، نه ظلمتی، نه نوری، نه آفتاب و نه ماهی، و نه بهشتی و نه دوزخی وجود داشت. عباس عرض کرد: پس ابتدای آفرینش شما چگونه بود یا رسول الله؟ فرمود: ای عمو! وقتی خداوند اراده کرد ما را خلق کند، با کلمه ای سخن گفت، از آن نوری آفرید، سپس به کلمه دیگری تکلم کرد و با آن روحی خلق کرد، سپس نور را با روح ممزوج گردانید، آن گاه من و علی و فاطمه و حسن و حسین را خلق کرد، ما او را تسبیح می گفتیم، گاهی که تسبیحی نبود و تقدیسش می کردیم، هنگامی که تقدیسی نبود.
و چون خداوند متعال اراده کرد که خلق را بیافریند، نور مرا شکفت، پس عرش را از آن آفرید، عرش از نور من است و نور من از عرش افضل است، سپس نور برادرم علی را شکفت و از آن ملائکه را آفرید، پس فرشتگان از نور علی هستند و نور علی از نور خداست، و علی افضل از ملائکه است، آن گاه نور دخترم را شکفت و از آن آسمان ها و زمین را آفرید، پس آسمان ها و زمین از نور دخترم فاطمه است، و نور دخترم فاطمه از خداست و دخترم فاطمه از آسمان ها و زمین افضل است. پس از آن نور حسن را شکافت و از آن نور خورشید و ماه آفرید، پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن است و نور حسن از نور خداوند است و حسن از خورشید و ماه برتر است. سپس نور فرزندم حسین را شکافت و از آن بهشت و حور العین را آفرید، که بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین است و نور فرزندم حسین از نور خداوند است، فرزندم حسین از بهشت و حورالعین افضل است.**بحار الانوار: 15/10.***
و از جمله روایات، آنهایی است که دلالت دارد بر درخشندگی نور حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام) در آسمان برای فرشتگان پس از آنکه خداوند متعال، ظلمت را بر آن ها قرار داد، و در دنیا در مواقع نمازها که از محراب آن حضرت نور او برای فرشتگان آسمان پرتو می افکند.
و هر دو حدیث در مجلد دهم بحار مذکور است که به خاطر اختصار از آوردن آن ها خودداری شد.
و نیز از جمله روایات: آن هایی است که دلالت می کند بر تفاوت مراتب و درجات نور مؤمنین در روز قیامت به حسب تفدن ایمان آن ها، چنان که در مجلد سوم بحار از ابوذر غفاری از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و سلم) وارد می شود پس بر می خیزم و دست او را می گیرم آن گاه صورت او و صورت های اصحابش سفید می شود. به آن ها می گویم: در مورد ثقلین بعد از من چگونه رفتار کردید؟ خواهند گفت: از ثقل اکبر پیروی کردیم، و او را تصدیق نمودیم و ثقل اصغر را یاری کردیم، و در خدمت او مبارزه نمودیم، پس می گویم: تا آن جا که سیراب شوید بیاشامید، و ایشان می آشامند تا سیراب شوند به طوری که پس از آن تشنه نخواهند شد، چهره امامشان همچون خورشید برآمده و چهره های خودشان همچون ماه شب چهارده و بسان درخشنده ترین ستاره آسمان می درخشد.**بحار الانوار: 8/24.***

فصل سوم - در بیان اینکه وجود آن حضرت (علیه السلام) نور است:

این جا درباره دو مطلب سخن می گویم:
مطلب اول: این که امام (علیه السلام) نور است.
مطلب دوم: این که وجود امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - به طور مخصوص - نور است.
مطلب اول: چون دانسته شد که نور چیزی است که خودش ظاهر باشد و غیر خود را ظاهر کند، و تردیدی نیست که امام (علیه السلام) به حسب کمالات و دلالاتی که دارد آشکارترین و ظاهرترین مخلوقات است. لذا حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) به محمد بن مسلم - در حدیثی که در بخش اول کتاب آوردیم - چنین فرمود:... هرکس از این امت صبح کند در حالی که امام منصوب از سوی خداوند - عزوجل - ظاهر عادل نداشته باشد، گمراه سرگردان خواهد شد... .
بنابراین ظهور امام (علیه السلام) به موجب کمالات و دلالات او است.
البته شاخص امام گاهی ممکن است از گروهی غایب شود و ممکن است برای آن ها ظاهر گردد، ولی او در عین حال که غایب است در منتهای ظهور و آشکاری است، همان طور که امام صادق (علیه السلام) به مفضل بن عمر فرمود: هنگامی که از آن حضرت شنید که شبهه ها زیاد می شود، و پرچم های مشتبه در زمان غیبت افراشته می گردد گریه کرد - آن حضرت به او فرمود: این آفتاب را می بینی؟ عرض کرد: آری. فرمود: والله! امر ما از این آفتاب روشن تر است.
تمام این خبر ان شاءالله تعالی در بخش هشتم، در فضیلت گریستن در زمان غیبت حضرت حجت به خاطر غیبت آن حضرت (صلی الله علیه و آله وسلم) خواهد آمد.
و در کتاب کمال الدین از امیرالمؤمنین (علیه السلام) مروی است که بر منبر در مسجد کوفه چنین فرمود:
بارالها! برای زمین تو، به ناچار حجتی از تو بر خلقت هست که آن ها را به سوی دین خودت راهنمایی کند، و علمت را به آن ها بیاموزد تا دلائلت باطل نشود و پیروان آنان - پس از آن که آن ها را به وسیله او هدایت فرمودی - گمراه نگردند، آن حجت تو یا آشکار است که اطاعت نمی شود، یا مخفی است که در انتظارش به سر می برند، اگر شخص او هنگامی که مردم هدایت شده (یا در زمان صلح و آرامش) باشند از نظر آنان غایب شود علم او از آن ها مخفی نخواهد ماند، و آداب او در دل های مؤمنین ثابت و نقش بسته است و ایشان به آن عمل می کنند.**کمال الدین: 1/302.***
و اما ظهور ممکنات به وجود امام (علیه السلام)، مطالبی که در همین بخش و نیز در بخش سوم ذکر کردیم، بر آن دلالت دارد، این جا تکرار نمی کنیم. از این ها گذشته، کشف علوم جز به وجود امامان (علیه السلام) نبوده، چنان که در حرف ک مطالبی در این زمینه گفتیم، روایات صریحی نیز در این باره هست که بعضی از آن ها را می آوریم:
1 - شیخ کلینی (رحمةالله) در اصول کافی از ابو خالد کابلی روایت کرده که گفت: از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) درباره آیه شریفه: فامنوا بالله ورسوله و النور الذی انزلنا**سوره تغابن، آیه 8.***؛ پس به خداوند و پیامبرش و نوری که ما نازل کردیم ایمان آورید. پرسیدم، فرمود: ای ابوخالد، نور به خدا قسم نور امامان از آل محمد (علیه السلام) است تا روز قیامت، آنان - به خدا سوگند!- نوری هستند که نزول یافته، به خدا قسم که نور خدا در آسمان ها و زمین آن ها هستند.
2 - همچنین از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) آورده که راجع به فرموده خداوند متعال: و التبعوا النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون**سوره اعراف، آیه 157.***؛ و از نوری که با او نزول یافت، پیروی کردند، آنان رستگارند. فرمود: نور در این جا امیرالمؤمنین و امامان (علیه السلام) هستند.**کافی: 1/195.***
3 - و نیز از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) روایت کرده که درباره آیه : و یجعل لکم نور اتمشون به**سوره حدید، آیه 28.***؛ و برای شما نوری قرار دهد که با آن در میان مردم زندگی کنید. فرمود: یعنی امامی که به او اقتدا نمایید...**کافی: 1/195.***.
4 - و از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرده که درباره آیه شریفه: و من لم یجعل الله له نورا**سوره نور: آیه 40.***؛ و هر آن که خداوند نوری برایش قرار ندهد. فرمود: یعنی امامی از فرزندان فاطمه (علیه السلام).**کافی: 1/195.*** و احادیث دیگری که در جای خود مراجعه شود.
مطلب دوم: در بیان این که وجود حضرت بقیةالله - ارواحنا فداه - به طور خصوص نور است.
دلیل: بر این مطلب - اضافه بر آنچه در فصل چهارم خواهد آمد - چند روایت است از جمله:
1 - در بعضی از زیارت های جامعه در وصف آن حضرت چنین آمده: نور انوار آن که به همین زودی زمین به وسیله او تابناک می شود... .
2 - در زیارت دیگر می خوانیم: و نور او (خدا) در آسمان و زمین.**بحار الانوار: 102/227.***
3 - و در زیارت روز جمعه آن حضرت آمده: سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می شوند.**بحار الانوار: 102/215.***
4 - و در دعای شب نیمه شعبان در وصف حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) چنین می خوانیم: نورک المتألق و ضیآؤک المشرق....
متألق: یا به معنی درخشندگی است که با ظهور نور و اشراق وجود شریفش به طور مخصوصی می تابد. و یا به معنی: (زینت کرده) است. چون با زیور مخصوص و الطاف خاصی را آراسته است. و یا به معنی: (آماده شده برای مخاصمه) است، چون آن حضرت خون بهای نیکان و اخیار را طلب می کند - چنان که در اخبار و احادیث بسیار آمده است -.
5 - روایتی است که سید ابن طاووس در فلاح السائل و مجلسی در بحار آورده اند که عباد بن محمد مدائنی گفت: بر حضرت ابی عبد الله صادق (علیه السلام) در مدینه وارد شدم هنگامی که از نماز ظهر فراغت یافته، دست هایش را به سوی آسمان برداشته بود و می گفت: أی سامع کل صوت تا آخر دعایی که ان شاء الله تعالی در بخش هفتم کتاب خواهیم آورد.
راوی گوید: عرض کردم: فدایت گردم آیا برای خودت دعا نکردی؟ فرمود: برای نور آل محمد و سابق آن ها و انتقام گیرنده به امر خداوند از دشمنانشان دعا کردم. عرضه داشتم: خروج او کی خواهد بود، خداوند مرا فدای شما گرداند؟ فرمود: هر وقت آن که خلق و امر از آن او است، بخواهد. گفتم: پیش از خروج نشانه ای هست؟ فرمود: آری، نشانه های مختلفی هست. عرض کرد: مثل چه؟ فرمود: خروج دابه ای از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء (بغداد یا تهران) را بپوشاند، و خروج یکی از فرزندان عمویم زید در یمن، و یغما بردن پرده خانه کعبه و آنچه خدا بخواهد می کند.**بحار الانوار: 86/62.***
6- در تفسیر البرهان و غیر آن از جابر عبدالله انصاری روایت شده که فرمود: داخل مسجد کوفه شدم دیدم امیرالمؤمنین (صلی الله علیه و آله وسلم) با انگشت چیزی می نویسد و تبسم می کند. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین چه موجب خنده شما شده؟ فرمود: در شگفتم از کسی که این آیه را می خواند ولی به معنی آن به طوری که شایسته است معرفت ندارد، عرض کردم: کدام آیه یا امیرالمؤمنین؟ فرمود: الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة - مشکوة محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است - فیها مصباح - مصابح من هستم امیرالمؤمنین - فی زجاجة - حسن و حسین می باشند - کانه کوکب دری - علی بن الحسین است - یوقد من شجره مبارکة - محمد بن علی است - زیتونة - جعفر بن محمد است - لا شرقیة - موسی بن جعفر است - و لا غربیة - علی بن موسی است - یکاد زیتها یضی ء - محمد بن علی است - ولو لم تمسسه نار - علی بن محمد است - نور علی نور - حسن بن علی است - یهدی الله لنوره ممن یشاء - قائم مهدی است - و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شی ء علیم.**تفسیر برهان: 3/136؛ سوره نور، آیه 35.***
نکته جالب این که: همانگونه که وجود آن حضرت نور است و او از نور است و به نور هدایت می کند و پیروانش در نور هستند، تاریخ ولادتش هم نور است - چنان که قبلا گفتیم، تاریخ ولادتش نیمه شعبان المعظم سال دویست و پنچاه و شش بوده و این تاریخ با کلمه (نور) از نظر عدد حروف به حساب ابجد مطابق است.**در حساب ابجد: عدد (ن) پنجاه، و عدد (و) شش ، و عدد (ر) دویست می باشد. (مترجم).*** خداوند ما را از یاران و شیعیانش قرار دهد.